مسایل بین‌المللی

«ناتو»ی آسیایی چین را محاصره می‌کند

پیمان نظامی- امنیتی “آوکوس” (“AUKUS”) به‌رهبری ایالات متحده، با دعوت از ژاپن برای ورود به این ائتلاف ضد چینی، دشمنی‌ها را افزایش می‌دهد. اطلاعیه‌هایی جدید و مهم که در این ماه منتشر شد نشان می‌دهند ایالات متحده قصد دارد مداخلهٔ نظامی‌اش در بخش آسیایی اقیانوس آرام و آب‌های اطراف چین را افزایش دهد. نخستین اعلامیه از سوی وزیران دفاع ایالات متحده، بریتانیا، و استرالیا در ۸ آوریل ۲۰۲۴/ ۲۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۳ نمایانگر گسترش ائتلاف نظامی- امنیتی “آوکوس” با طرح‌هایی برای دعوت ژاپن به این پیمان ضد چینی بود. سه روز بعد در نشستی در واشنگتن بین جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا، فومیو کیشیدا، نخست‌وزیر ژاپن، و فردیناند مارکوس (پسر)، رئیس‌جمهور فیلیپین، توافق‌نامه سه‌جانبه‌ای جدید از جانب این کشورها نشر یافت که طرح‌هایی برای انجام رزمایش‌های دریایی مشترک در دریای جنوبی چین در سال جاری را از جمله شامل می‌شود. چند روز پیش از این توافق‌نامه نخستین رزمایش مشترک دریایی و هوایی میان ایالات متحده، استرالیا، ژاپن، و فیلیپین در دریای جنوبی چین برگزار شد. این ابتکارهای جدید با هدف تقویت کردن محاصرهٔ نظامی چشمگیر کنونی چین از سوی ایالات متحده، تهدید به بی‌ثبات کردن منطقه، و به‌وجود آوردن آمادگی برای آغاز جنگی به‌رهبری ایالات متحده بر ضد چین می‌باشد.

تمایلِ واشنگتن به گستردن عمدی درگیری‌ها در دریای جنوبی چین

ایالات متحده زیر شعار فریبندهٔ “حفاظت از صلح و امنیت” در بخش آسیایی اقیانوس آرام و دریای جنوبی چین، فیلیپین و ژاپن را به‌پیروی از سیاست نظامی‌گرایانه‌اش علیه چین وادار می‌کند. از زمانی که فردیناند مارکوس (پسر) در ژوئن ۲۰۲۲/ ۱۴۰۱ رئیس‌جمهور فیلیپین شد، تغییر فراوانی در جهت‌گیری سیاست خارجی بی‌طرفانهٔ دولت پیشین این کشور به‌رهبری رئیس‌جمهور سابق- “رودریگو دوترته”- رخ داده است.

گرایش جدید ضد چینی دولت کنونی فیلیپین تحت تأثیر شدید آمریکا است. این امر زمانی آشکار شد که رئیس‌جمهور مارکوس (پسر) در سال ۲۰۲۳ / ۱۴۰۲ اعلام کرد ایالات متحده به چهار پایگاه نظامی دیگر فیلیپین دسترسی خواهد داشت و تعداد کل پایگاه‌های فیلیپینی مورد استفاده ایالات متحده به ۹ پایگاه افزایش می‌یابد. دو پایگاه از این پایگاه‌های جدید دقیقاً در جنوب چین و در نزدیکی “تایوان” قرار دارند.

نشست سه‌جانبه ایالات متحده، فیلیپین، و ژاپن در ۱۱ آوریل/ ۲۳ فروردین‌ماه ۱۴۰۳ از گسترش بیشتر استراتژی ایالات متحده (رزمایش‌های مشترک نیروی دریایی در دریای جنوبی چین) با هدف تحریک تنش‌ها بین فیلیپین و چین، خبر داد. رئیس‌جمهور پیشین این کشور، “رودریگو دوترته”، تغییر در سیاست خارجی این کشور را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده است و هشدار داده است که کشورش ممکن است همچون مُهره‌ای در جنگی احتمالی به‌رهبری ایالات متحده علیه چین مورد استفاده قرار گیرد. “دوترته” گفت: “آمریکایی‌ها هستند که دولت فیلیپین را زیر فشار قرار داده تا وارد یک درگیری شده و احتمالاً جنگی را در نهایت آغاز کنند… ولی من فکر نمی‌کنم که آمریکا برای ما بمیرد… من به آمریکایی‌ها خواهم گفت که شما با این تعداد زیاد کشتی که دارید، برای سکویی یا عرشه‌ای به‌منظور  پرتاب موشک نیازی به جزیرهٔ من ندارید.”

در زمینهٔ گسترده‌تر تجاوز آمریکا به چین درک این تحولات اهمیت دارد. ایالات متحده در حال حاضر چین را با تعداد حدود ۴۰۰ پایگاه نظامی محاصره کرده است. هدف اصلی سیاست خارجی ایالات متحده در حال حاضر و حداقل برای یک دههٔ آینده، حفظ هژمونی جهانی این کشور از راه متوقف کردن رشد صلح‌آمیز کشور چین است.

ایالات متحده مدعی است اقدام‌هایش “دفاعی” بوده و به‌منظور حفظ “وضعیت موجود” در منطقه طراحی شده‌اند. این ادعاها واقعیت را وارونه جلوه می‌دهند. دریای جنوبی چین ۱۲ هزار کیلومتر با آمریکا فاصله دارد. کشورهای منطقه می‌توانند اختلاف‌های موجود بین خودشان را به‌روشی مسالمت‌آمیز و بدون دخالت‌های امپریالیستی واشنگتن مورد بحث و بررسی قرار دهند و حل و فصل کنند. دولت ایالات متحده خودش را به‌مقام “پلیس” جهان منصوب کرده است و تلاش می‌کند از طریق مداخلهٔ نظامی، در بخش آسیایی اقیانوس آرام اختلاف و تنش ایجاد کند. ادعای آمریکا مبنی بر اینکه رویارویی با چین در دریای جنوبی چین برای دفاع از “امنیت ملی” آمریکا ضروری است، بی‌معنی است. چین هیچ “تهدیدی” برای ایالات متحده ندارد – پکن در حال انجام مانورهای نظامی در سواحل کالیفرنیا نیست و هیچ پایگاه نظامی در اطراف ایالات متحده ندارد.

 

تلاش ایالات متحده برای برپا کردن “ناتو”ای “آسیایی”

ایالات متحده از متحدانش در شمال جهانی می‌خواهد به کارزار نظامی‌گری‌ای فزاینده بر ضد چین بپیوندند. تأسیس ائتلاف نظامی- امنیتی “آوکوس” بین آمریکا، بریتانیا، و استرالیا در سال ۲۰۲۱/ ۱۴۰۰ پیشرفتی چشمگیر در این پروژه بود. اعلام این که “آوکوس” اکنون در پی اعضای جدید و به‌ویژه ژاپن- قدرت استعماری‌ای پیشین- است را می‌توان رویدادی شوم تلقی کرد. بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند برنامه‌های ایالات متحده برای گسترش “آوکوس” تلاشی به‌هدف برپا کردن “ناتو”‌ای “آسیایی” است و این خطر هست که “آوکوس” نقش “ناتو” در اروپا که به‌عَمد جنگ ویرانگری نیابتی در اوکراین با هدف “تضعیف  روسیه” به‌راه انداخت را تکرار کند.

پیمان “آوکوس” گسترش سلاح‌های هسته‌ای را ترویج می‌کند. این پیمان انتقال چندین تُن‌ اورانیوم غنی‌‌شدهٔ تسلیحاتی از سوی ایالات متحده و بریتانیا به استرالیا- کشوری غیرهسته‌ای- را شامل می‌شود و پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان پی تیNPT) را نقض می‌کند. طرح دعوت از ژاپن برای پیوستن به پیمان “آوکوس” برای تشدید نظامی‌گری و تشویق ژاپن به دور شدن از قانون اساسی صلح‌طلبانه‌ این کشور پس از جنگ جهانی دوم و یک تهدید است.

در سال ۲۰۲۲/ ۱۴۰۱ تغییری توجه‌برانگیز در سیاست خارجی ژاپن رخ داد، زیرا پس از چند دهه‌ که بودجه نظامی کشور به ۱ درصد از تولید ناخالص ملی محدود شده بود، اعلام شد هزینه‌های نظامی کشور تا سال ۲۰۲۷ / ۱۴۰۶ به ۲ درصد از تولید ناخالص ملی افزایش خواهد یافت. گفته می‌شود افزایش بودجه نظامی ژاپن به‌منظور خرید موشک‌های کروز از آمریکا، موشک‌های که قدرت هدف‌گیری کره شمالی و بخش‌هایی از چین را دارند ضروری می‌باشد.

 

دارودسته‌ای امپریالیستی که هدف‌شان چین است

پیشنهاد ایالات متحده مبنی بر پیوستن “ژاپن” (کشوری با پیشینه استعماری‌ای شرم‌آور در تهاجم و سرکوب چین در قرن‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی/ بین سال‌های ۱۱۷۸ و ۱۲۷۸ خورشیدی) به اتحادی نظامی با هدف جلوگیری از پیشرفت صلح‌آمیز کشور چین، به‌خصوص نفرت‌انگیز می‌باشد. ژاپن جنایت‌های وحشیانهٔ زیادی در چین مرتکب شده است و در طول جنگ جهانی دوم میلیون‌ها تن از مردم این کشور را به‌قتل رساند و زنان و دختران چینی را مورد تجاوز قرار داد. “بریتانیا” که پیشاپیش عضو ائتلاف “آوکوس” می‌باشد نیز پیشینهٔ استعماری‌ای فجیع خاص خودش را دارد. بریتانیا با دو جنگ رسوای “تریاک”ی که بر ضد چین به‌راه انداخت این کشور را وادار کرد تا واردات مواد مخدر و قانونی‌ کردن استفاده از آن‌ها را برخلاف خواست دولتش بپذیرد. بریتانیا در سال ۱۸۴۱/۱۲۲۰ به “هنگ‌کنگ” حمله کرد و آن را مستعمرهٔ بریتانیا ساخت و سپس به‌مدت ۱۵۶ سال با مشت آهنین بر آن حکومت کرد. برخلاف کشورهای ژاپن، بریتانیا، و ایالات متحده، پیشرفت‌های چشمگیر چین در طول ۷۰ سال گذشته نه با تهاجم، استعمار، برده‌داری، و نسل‌کشی، بلکه از راه‌هایی “صلح‌آمیز” به‌دست آمده‌اند. ایالات متحده دقیقاً در پی جلوگیری از همین پیشرفت “صلح‌آمیز” چین می‌باشد. تجاوزهای نظامی فزایندهٔ واشنگتن در بخش آسیایی اقیانوس آرام هم‌زمان با شکست‌های ایالات متحده در رقابت اقتصادی با چین صورت می‌گیرد. ایالات متحده نتوانسته است نرخ رشدش را افزایش دهد یا با اقدام‌هایش در “جنگ سرد”ش نتوانسته است رشد چین را کُندتر کند. رشد کنونی اقتصاد چین دو و نیم برابرِ رشد اقتصاد ایالات متحده است. ایالات متحده برای جبران افول نسبی اقتصادی‌اش تهاجم‌های نظامی‌اش- عرصه‌ای که همچنان در سطح جهانی بر آن تسلط دارد- را دوچندان کرده است، نظامی‌گری فزایندهٔ آمریکا در بخش آسیایی اقیانوس آرام یکی از اجزای کلیدی جنگ جهانی- محتمل- واشنگتن است. این روند از سوی تمام انسان‌هایی که خواهان جلوگیری از کشیده شدن جهان به جنگ جهانی‌ای دیگر به‌وسیلهٔ آمریکا هستند باید به‌شدت با مخالفت رویاروی شود.

 

نوشتهٔ “فیونا ادواردز”، کارزار “نه به جنگ سرد”، به‌نقل و برگردان به‌فارسی از:روزنامه “مورنینگ استار”، ۲۳ آوریل ۲۰۲۴/ ۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۰۷، ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا