بهمناسبت روز «سرزمین فلسطین»
بهزاد نوید
امسال به همراه فلسطینیان جهان، مردم صلحدوست و مترقی جهان نیز روز “سرزمین فلسطین” را در ۳۰ مارس/ ۱۱ فروردینماه با راهپیماییهای خود در حمایت و همبستگی از مردم غزه و برای برقراری آتشبس فوری و صلحی عادلانه گرامی داشتند. امسال در شرایطی این بزرگداشت برگزار گشت که غزه در آتش و خون غوطهور بود. بیش از شش ماه از نسلکشی فلسطینیان توسط رژیم نژادپرست اسرائیل با حمایت امپریالیسم آمریکا میگذرد. در این مدت بنا بر گزارش سازمان ملل متحد بیش از ۱۰ هزار زن در نوار غزه جان باختهاند. در این گزارش آمده که از میان ۱۰ هزار زن کشته شده طی شش ماه گذشته، شش هزار نفرشان مادر بودند که حالا بعد از جان باختن، ۱۹ هزار فرزند یتیم از آنان بر جای مانده است.
بر اساس گزارشی دیگر از یونسکو و بهگفته کاترین راسل، مدیر اجرایی صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، بیش از ۱۳۸۰۰ کودک از زمان آغاز جنگ در غزه کشته شدهاند. کاترین راسل در کنفرانسی خبری در نیویورک گفت: “هزاران نفر مجروح شدهاند و هزاران نفر دیگر در آستانه قحطی قرار دارند.” در این مدت ۳۰ کودک بر اثر گرسنگی جان باختهاند. در این مدت ۶ ماه، ۴۸۴ نفر از کادر درمانی و پزشکی، ۶۵ نفر از نیروهای امداد و نجات، و ۱۴۰ خبرنگار کشته شدهاند. به این آمار باید تعداد ۲ میلیون آواره و تخریب بیش از ۸۰ درصد ساختمانها را اضافه کرد. متأسفانه علیٰرغم تصویب قطعنامۀ شورای امنیت مبنی بر اعلام آتشبس فوری، حملات توپخانهای، هوایی، و زمینی ارتش صهیونیستی به مناطق مختلف نوار غزه همچنان ادامه دارد. ادامۀ حمایتهای نظامی و مالی امپریالیسم آمریکا از رژیم نژادپرست اسرائیل تنها دلیل ادامۀ این تهاجمات و فلج شدن اقدامات نهادهای بینالمللی برای تأمین آتشبس و نیز محاکمه و محکومیت دستاندرکاران رژیم اسرائیل در ارتکاب به جرم نسلکشی میباشد. آخرین نمونۀ این حمایت، وتوی قطعنامۀ عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد توسط آمریکا بود. علیرغم شعارهای دهنپرکن کشورهای اروپائی و آمریکا مبنی بر راهحل دو کشوری و تشکیل هرچه زودتر کشور فلسطین بر پایۀ قطعنامۀ ۲۴۲ سازمان ملل متحد، هنوز اولین قدم در این راه که عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد است توسط آمریکا وتو میشود. حمایت گستردۀ مردم جهان از مردم فلسطین روز بهروز اسرائیل و حامی اصلیاش را منزویتر میکند. از این جهت است که گسترش عملیات نظامی به کشورهای دیگر منطقه میتواند راه را برای برونرفت از این انزوا فراهم کند. تنها راه مبارزه با اقدامات جنگطلبانۀ امپریالیسم آمریکا و عامل آن در منطقه یعنی اسرائیل گسترش جنبش صلح و حمایت از مردم فلسطین میباشد. مردم فلسطین با مقاومت هفتادوپنجسالهشان نشان دادهاند در نهایت پیروز خواهند شد.
مقالۀ زیر در مورد همین مقاومت و چگونگی نامگذاری ۳۰ مارس / ۱۱ فروردینماه زیر عنوان: روز “سرزمین فلسطین” صحبت در مجله سیزدهم ترای کنتینانتال۱ منتشر کرده است. نظر شما را به ترجمۀ این مقاله میکند. مقاله را ویجی پراشاد در زیر جلب میکنم. لینک مقاله:
1.https://thetricontinental.org/newsletterissue/land-day/
در ۱۵ فوریه ۲۰۲۴ / ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۲، جرد کوشنر (داماد و مشاور ارشد سابق دونالد ترامپ در دوران ریاست جمهوری او) با پروفسور طارق مسعود در دانشگاه هاروارد به گفتگویی طولانی نشست. در طول این گفتگو، کوشنر در مورد “زمینهای رو به ساحل غزه” صحبت کرد که بهگفته او میتواند “بسیار ارزشمند” باشند. او ادامه داد: “اگر من اسرائیل بودم، فقط چیزی را در صحرای نقب با بولدوزر میساختم و بعد سعی میکردم مردم [از غزه] را به آنجا منتقل کنم… [رفتن] و انجام این کار، حرکت درستی است.”
انتخاب کوشنر از نقب یا النقب در عربی جالب است. النقاب، واقع در جنوب اسرائیل کنونی، از دیرباز محل تنش و درگیری بوده است. در سپتامبر ۲۰۱۱/۱۳۹۰، دولت اسراییل لایحهای را در مورد ایجاد شهرکسازی بادیهنشینان در نقب بهتصویب رساند که به طرح پراور-بگین نیز معروف است، طرحی که اخراج هفتاد هزار بادیهنشین فلسطینی از ۳۵ روستای “بهرسمیت شناخته نشده” آنان را خواستار شد. کوشنر اکنون به اسرائیل توصیه میکند حتی عدهای بیشتر از فلسطینیان را بهطورغیرقانونی به النقب منتقل کند، فلسطینیانی که بسیاریشان در ابتدا از شهرهای بخشهایی از فلسطین که اکنون در داخل اسرائیل هستند به غزه رانده شدند. همانطور که کوشنر ممکن است بداند، هم انتقال جمعیت به النقب و هم تصرف غزه طبق ماده ۴۹ کنوانسیون ۱۹۴۹/۱۳۲۸ ژنو غیرقانونی است.
بادیهنشینان فلسطینی در سال ۲۰۱۱/۱۳۹۰ از خانه و زندگیشان آواره شدند و امروز فلسطینیان در غزه آواره هستند، این وضعیت منعکس کننده شرایط اسفناکی است که از زمان تشکیل دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸/۱۳۲۷ بر سر فلسطینیان آمده است. از سال ۱۹۷۶/۱۳۵۵، فلسطینیان در سراسر جهان هرساله ۳۰ مارس/ ۱۱ فروردینماه روزِ سرزمین را گرامی میدارند. این روز در گرامیداشت کشته شدن شش فلسطینی در جریان یک اقدام جمعی مقابل حرکت دولت اسرائیل برای بیرون راندن فلسطینیان از منطقه “الجلیل” و اجرای “یحودها-جلیل” (یهودیسازی جلیل) نامگذاری شد. رژیم اسرائیل از سال ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷ تلاش کرده است تمام النقب و الجلیل را به سرزمینهای اشغالی الحاق کند، اما با مقاومت شدید فلسطینیها از جمله بادیهنشینان فلسطینی مواجه شد. خشونت اسرائیل نتوانسته است باعث ترس مردم منطقه و پاکسازی آن برای تشکیل اسرائیل بزرگ از رود اردن تا دریای مدیترانه گردد. اسرائیل نتوانسته است به اهداف خود دست یابد. اسرائیل نمیتواند فلسطینیها و بادیهنشینان را از بین ببرد. رؤیای آن برای ساختن یک کشور صهیونیستیای خالص بیهوده است.
در ۹ دسامبر ۱۹۷۵/ ۱۹ آذرماه ۱۳۵۴، جمعیت فلسطینی “ناصریه” با ۶۷ درصد آرا، توفیق زیاد، از حزب کمونیست اسرايیل (راکاح) را انتخاب کردند. زاید (۱۹۲۹/۱۳۲۸-۱۹۹۴/۱۳۷۳)، شاعری شناخته شده، به دلیل نقش بیوقفهاش در بر پا کردن جبههای متحد در میان فلسطینیهای اهل الجلیل علیه سیاست اخراج اجباریشان به اسرائیل، به “ابو الامین” (“امین”) شهرت داشت. بهخاطر این فعالیتها، زیاد بارها دستگیر شد، اما هرگز از مواضعش عقب ننشست. زیاد در سال ۱۹۴۸/۱۳۲۷ به حزب کمونیست پیوست، در سال ۱۹۵۲/۱۳۳۲ رئیس کنگره اتحادیه کارگران عرب ناصریه شد، حزب را در زادگاهش ناصریه رهبری کرد، در سال ۱۹۷۳/۱۳۵۲ در کِنِسِت (پارلمان اسرائیل) کرسی بهدست آورد و سپس در سال ۱۹۷۶/۱۳۵۵ نامزد “جبهه دموکراتیک برای صلح و برابری” در انتخابات شهرداری به پیروزی رسید و شهردار شهر خود [ناصریه] شد. پیروزی او، پیروزیای که تشکیلات اسرائیل را غافلگیر کرد، از سوی فلسطینیهای الجلیل که از سال ۱۹۴۸/۱۳۲۷بر ضد تلاشهای اسرائیل برای گرفتن زمین و خانههایشان میجنگیدند، استقبال شد.
در سال ۱۹۷۵/۱۳۵۴، مقامهای اسرائیلی اعلام کردند بیست هزار دونوم (۱۸ میلیون مترمربع) از اراضی عربیای را که عمدتاً در الجلیل مرکزی یا منطقه ۹ قرار دارد مصادره خواهند کرد که بهمعنای نابودی روستاهای ارابه، دیر حنا، و سخنین، بود. اینها طرحهایی جدید نبودند. در آغاز سال ۱۹۵۶/۱۳۳۵، اسرائیل شهرهایی را برای جابجایی روستاهای عرب در اطراف ناصریه مانند البینه، دیرالاسد، و نحف، ایجاد کرد: شهرهای اسرائیلی ناصرةالعلیا نخست ( که از سال ۲۰۱۹/۱۳۹۸ بهنام نوف هچليل نامیده میشود.) و سپس در سال ۱۹۶۴/۱۳۴۳ شهر کارمیل ایجاد شدند.
وقتی در سال ۲۰۱۴/۱۳۹۳ از ناصریه دیدن کردم، من را برای قدم زدن در اطراف شهر بردند تا تجربه کنم که چگونه شهرکهای جدید یهودینشین برای مهار شهر قدیمی فلسطین طراحی شدهاند. حنین ذوبی که در آن زمان یکی از اعضای کنست حزب فلسطینی “برای بلاد” بود، به من گفت چگونه ناصریه، محل تولد او، مانند کرانه باختری، بهتدریج بهوسیلهٔ شهرکسازیهای غیرقانونی، دیوار آپارتاید، پستهای بازرسی، و حملات منظم ارتش اسرائیل زیر فشار قرار گرفته است.
قبل از شروع اعتصاب عمومی در ۳۰ مارس ۱۹۷۶/ ۱۱ فروردینماه ۱۳۵۵، رژیم اسرائیل یک گروه کامل از ارتش و پلیس مسلح را برای ضرب و شتم بیرحمانه فلسطینیان غیرمسلح فرستاد که نیروی ارتش صدها نفر را مجروح و شش نفر آنان را کشت. توفیق زیاد که رهبری اعتصاب را بر عهده داشت نوشت این “نقطه عطفی در مبارزه” بود، زیرا “زلزلهای ایجاد کرد که دولت را از بالا تا پائین تکان داد.” زیاد نوشت که رژیم اسرائیل قصد داشت “به اعراب درس بدهد”، اما این “واکنشی را در مردم ایجاد کرد که اثرش بسیار بیشتر از خود حمله بود.” این امر در تشییع جنازه جانباختگان اعتصاب که با حضور دهها هزار نفر برگزار شد نشان داده شد. آن روز به “روز زمین” تبدیل شد که اکنون بخشی از تقویم مبارزات برای تعیین سرنوشت ملی فلسطینیان است.
رژيم اسرائيل با اعتراض عمومی از قصدش منصرف نشد. در ۷ سپتامبر ۱۹۷۶/۱۳۵۵، روزنامه عبری الحمیشمار یادداشتی را منتشر کرد که از سوی یسرائیل کونیگ که ناحیه شمالی از جمله ناصریه را اداره میکرد نوشته شده بود. یادداشت کاملاً نژادپرستانه کونیگ الحاق کامل سرزمین فلسطین در مقابل ساخت پنجاهوهشت شهرک جدید یهودی را خواستار شد و فلسطینیان را مجبور به کار در طول روز کرد تا زمانی برای فکر کردن نداشته باشند. اسحاق رابین، نخست وزیر اسرائیل در آن زمان، این یادداشت را رد نکرد، یادداشتی که در آن برنامههایی برای یهودیسازی الجلیل نیز در آن شرح داده شده بود. برنامهها هرگز متوقف نشدند.
در سال ۲۰۰۵/۱۳۸۴، دولت اسراییل تصمیم گرفت که معاون نخستوزیر الجلیل و النقب را اداره کند. شیمون پرز که آن سمت را برعهده داشت، گفت: “توسعه نقب و الجلیل مهمترین پروژه صهیونیستها در سالهای آینده است.” دولت ۴۵۰ میلیون دلار برای تبدیل این دو منطقه به مناطق یهودینشین و اخراج فلسطینیها از جمله بادیهنشینان فلسطینی از این دو منطقه اختصاص داد. این طرح هنوز نیز بر قوت خود باقی است.
اظهارات جرد کوشنر را بهعنوان یک فانتزی به راحتی میتوان رد کرد زیرا مضحک است. با این حال، انجام این کار اشتباه خواهد بود: کوشنر معمار توافقهای “ابراهیم”ی ترامپ بود که به عادیسازی روابط اسرائیل با بحرین، مراکش، و امارات متحده عربی انجامید. او همچنین با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل (که در اتاق خواب کودکی کوشنر در لیوینگستون، نیوجرسی، اقامت داشت) رابطه نزدیکی دارد.
النقب یک بیابان گرم است، مکانی که حتی پس از اخراج بسیاری از بادیه نشینان فلسطینی همچنان کمجمعیت است. اما غزه بهمنزلهٔ استراحتگاهی ساحلی و پایگاهی برای بهرهبرداری اسرائیل از ذخایر گاز طبیعی در شرق دریای مدیترانه امکانهایی دارد. این نشان دهنده توجهی است که در برنامه رژیم صهیونیستی غزه را بهطور مستمر بهخود جلب کرده است و در بیانیه صریح کوشنر هم نشان داده شده است. اما اگر تاریخ داوری باشد، بعید است که فلسطینیها از غزه به النقب یا حتی صحرای سینا بروند. آنان مبارزه خواهند کرد. آنان خواهند ماند.
توفیق زیاد در سپتامبر ۱۹۶۵/۱۳۴۴، پس از بازگشت از مسکو به فلسطین، شعر “اینجا خواهیم ماند” را سرود. این کتاب سال بعد در حیفا از سوی “الاتحاد” چاپ شد و در کنار [شعر] کلاسیک او “من دستت را میفشارم” که خواننده مصری شیخ امام آن را خواند و کودکان فلسطینی در سراسر جهان آن را خواندند (“از دستم خون میآمد، و اما من تسلیم نشدم”). وقایع سال ۱۹۷۶/۱۳۵۵ بر محبوبیت توفیق زیاد در ناصریه افزود، جایی که او تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۴/۱۳۷۳ شهردار آن باقیماند. متأسفانه او در هنگام بازگشت از کرانه باختری، جایی که برای شرکت در استقبال از یاسر عرفات پس از “توافقنامه اسلو” به فلسطین رفته بود در یک تصادف رانندگی کشته شد. با فکر کردن به “روز زمین”، و فکر کردن به “غزه”، شعر “اینجا خواهیم ماند” رفیق توفیق زیاد را میخوانیم:
در لیدا، در رامله، در الجلیل،
ما خواهیم ماند،
مثل دیواری روی سینهات
و در گلویت
مثل یک تکه شیشه،
یک خار کاکتوس،
و در چشمان تو
یک طوفان شن
ما خواهیم ماند،
دیواری بر سینهات،
ظرفهای تمیز رستورانهایتان،
در بارهایتان نوشیدنی پذیرایی کنید،
کف آشپزخانههایتان را جارو کنید
لقمهای برای فرزندانمان برداریم
از نیش آبی تو
اینجا خواهیم ماند،
آهنگهای ما را بخوان
به خیابانهای خشمگین بروید،
زندانها را با عزت پر کنید.
در لیدا، در رامله، در الجلیل،
ما خواهیم ماند،
از سایهٔ انجیربُن محافظت کنید
و درختان زیتون،
شورش را در فرزندانمان تخمیر کنیم
چندان که مخمر در خمیر.
بهگرمی،
ویجی
***
به نقل از «به سوی آینده»، ، شمارۀ ۷، اردیبهشت ۱۴۰۳




