تأثیرگذاری انسان بر آبوهوا در دوران سرمایهداری
س. ا سپیده
بسیاری از محققان، متخصصان، و دانشمندان علوم طبیعی ومحیط زیست بر این باورند که تغییرهای شتابان در آبوهوای کرهٔ خاکی ما ناشی از فعالیتهای ما انسانها در دویست سال اخیر میباشد. با اینکه ما هنوز دانش کافی از سیستم آبوهوایی نداریم اما تأثیر افزایش گازهای گلخانهای در گرمایش جهانی یک واقعیت انکارناپذیر است. انتشار گازهای گلخانهای نه تنها امروز بلکه تا زمانی که چرخ نظام سرمایهداری بر این منوال میگردد، تعادل پایدار در طبیعت را برهم میزند و همچنان خواهد زد.
ما امروز اثرهای عملکردِ غیرمسئولانهمان را در قرن گذشته- قرن بیستم- شاهد هستیم
افزایش دمایی که امروز شاهد آن هستیم نتیجهٔ انتشار گازهای گلخانهای است که در طول زمان بهویژه در دو سدهٔ اخیر رخ داده است. ما تا کنون تنها بخشی از این تأثیرات را دیده و لمس کردهایم. از زمان گذار به نظام سرمایهداری بهخصوص پس از انقلاب صنعتی در اروپا، مقدار گاز دیاکسیدِ کربن در جو زمین بهطورچشمگیر افزایش یافته است(از ۲۸۰ به ۴۰۰ واحد در میلیون رسیده است)۱. بیشترین بخش این افزایش مربوط به دورهٔ پس از جنگ جهانی دوم میباشد. تولید فلزاتی مانند فولاد، تولیدات شیمیایی، مواد غذایی، منسوجات، وسایل حملونقل، ماشین آلات صنعتی، وسایل الکترونیکی، لاستیک و پلاستیک، همه و همه، به انرژی نیاز دارند که متأسفانه این انرژی از سوختهای فسیلی تأمین میشود. امروز حتی با توقف کامل انتشار گاز دیاکسیدِ کربن نمیتوانیم از برخی تغییرات مداوم آبوهوایی جلوگیری کنیم.
نقش اقیانوسها و دریاها در ثابت نگهداشتن دمایِ اتمسفرِ سیارهٔ ما
گازهای گلخانهای در جو زمین انباشته میشوند. سیستم جوی زمین تا کنون چنین عمل میکرده است که آب دریاها و اقیانوسها بخش زیادی از این گرما را جذب میکردند. دریاها و اقیانوسها تا حدی توانایی جذب گرمای هوا را دارند. در واقع در سالهای گذشته اکثر قریب بهاتفاق این افزایش گرمای جهانی توسط آبهای روی زمین جذب شده است. طبق گزارش مؤسسهٔ تحقیقات دریایی سوئد. اقیانوسها ۹۳ درصد از کل گرمای تولید شده درنتیجهٔ انباشت گازهای گلخانهای در ۵۰ سال گذشته را جذب کردهاند. اما دیر یا زود اقیانوسها آنقدر گرم و مملو از دیاکسیدِ کربن میشوند که بهجای جذب باعث انتشار گرما خواهند شد. امروز روند گرم شدن دمای هوا بسیار سریعتر از گذشته افزایش مییابد. دریاها و اقیانوسها گرمتر و محیطشان اسیدیتر شده است. این پدیده برای ماهیها، مرجانهای دریایی، و دیگر آبزیان و کلاً اِکوسیستم دریایی بسیار مضر و خطرناک است. استفاده از سوختهای فسیلی- زغالسنگ، نفت، و گاز طبیعی- همچنین کشاورزی، دامداری، و جنگلزدایی به بالا رفتن میزان گازهای گلخانهای منجر شدهاند. پوشش گیاهی کرهٔ زمین توان جذب این حجم از دیاکسیدِ کربن و دیگر گازهای گلخانهای -گازِ متان- را نداشته و آنها در نهایت خارج از چرخهٔ طبیعی طبیعت قرار میگیرند.
دیاکسیدِ کربن و دیگر گازهای گلخانهایِ کربنی حدود ۶۰ درصد و گازِ متان ۳۰ درصدِ گازهای گلخانهای را امروز تشکیل میدهند. جالب است بدانیم که تقریباً ۸۰ درصد از انرژی مصرفی جهان از سوختهای فسیلی تأمین میشود، سوختهایی که در واقع عامل اصلی انتشار دیاکسیدِ کربن هستند. ذخیرههای موجود و استخراجپذیرِ فسیلی- مانند نفت، گاز، و ذغالسنگ- شش برابر بیش از حدی است که بتوانیم افزایش ۱٫۵ درجهای گرمایش تعیین شده جهانی را حفظ کنیم. ساکنان اولیه این کرهٔ خاکی “عصرِ حجر” را بهدلیل استفاده و مصرف تمام و کمال سنگها پشت سر نگذاشتند. ما نیز چون آنان میباید مدتها پیش از تمام شدن کامل ذخیرهها و منابع فسیلی- حداکثر تا سال ۲۰۵۰/ ۱۴۲۹خورشیدی- این دوران را با بر جا گذاشتن این ذخیرهها و منابع در دل زمین برای استفاده معقول نسلهای آینده از آنها، پشت سر گذاشته باشیم. بر اساس نتایج مطالعات بخش تحقیقات آبوهوای سازمان ملل متحد، ما نه تنها میبایست در قرن حاضر انتشار گازهای گلخانهای را به صفر برسانیم، بلکه باید این روند را معکوس کرده (رشد منفی) تا با حذف این گازها از اتمسفر بتوانیم در نشستهای جهانی سازمان ملل متحد در مورد بحران محیط زیست بهگونهای پایدار و برگشتناپذیر به هدفهای تعیین شده دست یابیم. برای دستیابی به مهار افزایش گرمایش جهانی ۱٫۵ درجه، بهبرنامهریزی و سرمایهگذاریهایی کلان برای استفاده از منابع انرژیزای پایدار و تجدیدپذیر بهجای سوختهای فسیلی نیاز است. در موضوع انتخاب میان مصالحِ انسانی و کسبِ سود، سرمایهداری در طول این چهار سدهٔ عمرش همواره گزینهٔ دوم یعنی کسبِ سود را انتخاب کرده است.
کشورهای ثروتمند جهان سرمایهداری در انتشار این گازها سهم عمده را دارند. کشورهای “گروه هشت” (“G8”) (شامل:آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، ایتالیا، کانادا، ژاپن، و روسیه) در تولید نیمی از کل گاز دیاکسیدِ کربن موجود جهان سهم دارند و بالاترین میزان دیاکسیدِ کربن سرانه- بهازای شمار جمعیت- را دارند. کشور چین که در بیست سال قبل سهمی چندان در این آلودهسازی نداشت، امروز به بزرگترین تولید کنندهٔ گاز دیاکسیدِ کربن در جهان تبدیل شده است.
نیروگاههایی با سوخت ذغالسنگ بزرگترین دشمنان آبوهوای زمین هستند
انرژی حاصل از نیروگاههایی با سوخت ذغالسنگ یکسوم برق جهان را تولید میکنند. اما سهم آنها در تولید و انتشار گازهای گلخانهای از سایر سوختها بهطرزی چشمگیر بیشتر است. به همین دلیل میبایست هرچه زودتر به استفاده از زغالسنگ در تولید انرژی پایان داد. در اروپا و پس از آغاز جنگ روسیه-اوکراین و پس از عملیات خرابکارانهٔ منفجر کردن خط لوله انتقال گاز نورداِستریم از سوی آمریکا و شرکای نزدیکش در ناتو، روند تعطیلی این نیروگاههای با سوخت زغالسنگ متوقف شد و حتی در کشور آلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپای مرکزی این نیروگاهها را دوباره به مدار تولید بازگرداندهاند.
برای آن بخش دیگر گاز مورد نیاز کشورهای اروپا که بهوسیلهٔ این خط لوله تأمین میشد و امکان جایگزینی با سوختی دیگر برایشان وجود نداشت، این کشورها به خرید گاز مایع از ایالات متحده آمریکا اقدام کردهاند که به دلیل شیوهٔ انتقال آن (کشتی و تریلی در مقایسه با خط لوله) آلودگی آبوهواییای بیشتر را باعث شده است. رقابتهای امپریالیستی در جهان سرمایهداری این اجازه را نمیدهد تا منافع همهبشری مقدم بر سودجویی انحصارهای بزرگ مالی، تسلیحاتی، نفتی، و جزاینها، قرار گیرند.
میزان گازهای گلخانهای ناشی از نیروگاههای گازی نیز بسیار بالاست. استفاده از گازهای غیرمتعارفی چون گاز شل در نیروگاههای گازی حتی بیش از نیروگاههای با سوخت ذغالسنگ آلودگی داشتهاند و آزاد شدن و انتشار مقدار زیادی گاز متان را نیز باعث میشود. در آمریکا که سرمایهگذاری زیادی در استخراج گاز شل انجام شده است، میزان نشت گاز متان در جریان استخراج این گاز از لایههای سنگ نسبت به نشت متان از گاز طبیعی بهحدی بالا است که با انتشار سالانهٔ تمام گازهای گلخانهای کشوری مانند سوئد معادل است. در ضمن، فرایند استخراج این گاز به مصرف زیاد آب نیازمند است، بهاین معنا که بسیار “آببَر” است. جهان دیگر توان سرمایهگذاریهای جدید در ساخت نیروگاههای با سوخت ذغالسنگ و گازی را ندارد.
انرژی هستهای نیز گزینهای مناسب نیست
انرژی هستهای نیز یکی از اعضای خانوادهٔ منابع ناپایدار و تجدیدناپذیر انرژی محسوب میشود. برخی دولتها برای کاستن از انتشار گازهای گلخانهای در کشورهایشان به توصیه انحصارهای بزرگ بینالمللی ساختِ نیروگاههای هستهای و استفاده از انرژی هستهای را محور اصلی سیاست جایگزینی سوختهای فسیلی قرار دادهاند. استفاده از انرژی هستهای سرمایهبَر و به سرمایهگذاریای هنگفت و زمان ساخت طولانی نیاز دارد. پیامدهای آلودگی محیط زیست (پسماندهای سوخت رآکتورها)، خطر انتشار تشعشعهای رادیو اکتیو در اثر حادثههایی احتمالی (نمونهٔ فاجعهٔ نیروگاه چرنوبیل در اوکراین و نیروگاه فوکوشیما در ژاپن در سالهای گذشته) ناشی از آن، و از همه مهمتر، با مسابقهٔ تسلیحاتیای حاد که بر جهان در سالهای اخیر حاکم شده است خطر درگیریهای نظامی و استفاده از این منبع انرژی در جنگ و کشتار انسانها را نیز بهطرزی فاجعهبار افزایش میدهد.
تولید انرژیهای تجدیدپذیر و پایدار بهآرامی افزایش مییابد
در اثر تلاشها و مبارزات پیگیر فعالان محیط زیست، حزبهای با گرایش چپ و مترقی، دانشمندان و متخصصان مستقل علوم آبوهوایی و متعهد به سرنوشت انسانها روندی جهانی و از لحاظ تاریخی منحصر بهفردی در عرصهٔ تولید انرژیهای تجدیدپذیر را شاهدیم. امروز سرمایهگذاری برای تولید انرژی از منابع تجدیدپذیر و پایدار از کل سرمایهگذاریهای تولید انرژی از ذغالسنگ، نفت، و گاز بیشتر است. استفاده از انرژی خورشیدی با ایجاد پارکهای جذب و تبدیل انرژی خورشیدی به الکتریسیته و همچنین تبدیل انرژی بادها بهوسیلهٔ رآکتورهای بادی به برق در پارکهایی وسیع چه در خشکی و چه در دریا در حال افزایش است. در کنار آن، کارخانههای ساختِ موتور خودروسازان مطرح جهان (اتوموبیل، اتوبوس، و کامیون) بهسرعت در حال جایگزینی موتورهای احتراقی با موتورهای الکتریکیاند.
پانویس:
ppm: parts in million۱-
به نقل از «به سوی آینده»، ، شمارۀ ۷، اردیبهشت ۱۴۰۳




