به سوی آینده

سخن نخست نه به‌ «پوشش اجباری» – نه به‌ «اسلام سیاسی» مبارزه ادامه دارد

 

چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم؟

خانه‌اش ویران باد‌!

من اگر ما نشوم ، تنهایم‌!

تو اگر ما نشوی،

خویشتنی

از کجا که من و تو

شور یکپارچگی را در شرق

باز برپا نکنیم‌؟!

از کجا که من و تو

مشت رسوایان را وا نکنیم؟!

من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه برمی‌خیزند !

 

از شعر ”چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم؟“

سرودۀ حمید مصدق

 

 

افتخار و آفرین به دختران و زنان دلیر ایران که همچنان در سطح جامعه و در زندان‌های حکومت اسلامی ایران بی‌وقفه به‌مبارزۀ آزادی‌خواهانه و حق‌طلبانۀ خویش ادامه می‌دهند!

اجرا و پیشبرد ”طرح نور“ و راه افتادن دوبارۀ ماشین‌های نیروی انتظامی و  وَن‌های سفیدرنگ با ماموران یونیفورم‌پوش و زنان چادری و برخورد قهرآمیز آنان با دختران و زنان در سطح کشور، مدتی است که دگرباره خبرساز شده‌ است. این طرح اما تنها یکی از آخرین شیوه‌‌های حکومت برای سرکوب و هراس‌افکنی‌ در میان مردم به‌ویژه در بین دختران و زنان جامعه است. ”طرح نور“ که چندی است از انبان زور و جور حکومت اسلامی بیرون آمده، به‌جنگ با دختران و زنان آزادۀ ایرانی رفته است و به‌عبث تلاش می‌کند تا سویۀ تکامل جامعه را به‌عقب بازگرداند و برای پوشش نیمی از جامعه ایران تصمیم بگیرد.

”پوشش اجباری“ برای رژیم جمهوری اسلامی به‌امری حیثیتی بدل شده است. و رژیم خدشه‌دار شدن آن را به‌مثابه ازدست دادن سنگری اساسی در اجرای احکام حکومت اسلامی و سست شدن ”اسلام سیاسی“ می‌‌داند. راست و درست آن است که در واقع ”پوشش اجباری“ (”قانون مجازات اسلامی“ ماده ۱۴۱) به‌نماد و نمای بیرونی حکومت اسلامی بدل شده است. و از همین‌روی از سوی رژیم ایجاد هرگونه روزنه و خللی در این نمای بیرونی به‌معنای به‌پس‌رانده شدن حکومت اسلامی قلمداد می‌شود. پیکار عمومی زنان ایران با رژیم اسلامی در دهه‎های گذشته در روند فرازپویی خود دگرگونی‌هایی پرشمار و  کلان را پشت سرنهاده است و در  روند فرگشت/تکامل خود با گذر از فراز و فرودهایی مختلف، هوشمندانه به‌پیش آمده، آبدیده‌تر و مستحکم‌تر شده است. این جنبش در هر دوره با زمان‌سنجی ویژۀ خود و برپایه امکانات، روزنه‌ها و ظرفیت‎های موجود و همچنین بر پایۀ مقبولیت همگانی تاکتیک‌های ویژۀ خود را بر‌گزیده است. جنبش عمومی زنان ایران در کل، پهنه‌هایی گسترده از پیکار با رژیم جمهوری اسلامی مانند پیکار علیه ”ستم طبقاتی“، ”ستم جنسی“ و ”ستم جنسیتی“ را در برمی‌گیرد.

 

مبارزه با ”پوشش اجباری“

مبارزۀ زنان ایران علیه ”پوشش اجباری“ نیز که یکی از اجزای پیکار عمومی جنبش زنان ایران علیه حکومت اسلامی است در گذر زمان و با استفاده از ظرفیت‌های موجود و تصرف سنگرهای جدید، متحول شده، تغییر شکل داده و به‌پیش آمده است و  در این رهگذر دامنه و ژرفایی نو و تاثیرگذارتر از پیش کسب کرده است. اگر در چند دهۀ پیش جامعۀ ایران از بخش‌ها و زیرمجموعه‌هایی تشکیل شده بود که با سرعت‌های گوناگون و با شدت و ضعف مختلف علیه ”پوشش اجباری“ و علیه نمادهای حکومت دینی در حرکت بودند، امروزه اکثریت بسیار بزرگ جامعۀ ایران در مخالفت با قانون‌های واپس‌گرایانه و نمادهای ”اسلام سیاسی“ و حکومت اسلامی به‌حرکت درآمده است و قاطعانه ”پوشش اجباری“، ”اسلام سیاسی“ و حکومت دینی را رد می‌کند.

زمانی مبارزۀ زنان ایران در هیبت ”پوشیدن شلوار جین“ به‌عنوان نمادی از مبارزه سیاسی علیه حکومت دینی و ”پوشش اجباری“ در سطح جامعه تبلور می‌یافت و زمانی دیگر  ”دوچرخه‌سواری“ آنان خشم سردمداران و گزمگان رژیم را برمی‌انگیخت.

با گذشت زمان و راه‌یابی اینترنت به‌کشور دختران و زنان ایرانی اما تلاش کردند تا با استفاده از فضای مجازی و خلق وبلاگ‌های شخصی و دیرتر با استفاده از رسانه‌های اجتماعی، با دور زدن پوشش اجباری، به‌دیده‌شدن زنان دست‌‌کم در پهنۀ فضای مجازی یاری رسانند و به‌مبارزه با حذف زنان از عرصۀ عمومی و جامعه برخیزند.

در سال‌های گذشته و با پیشرفت مبارزۀ عمومی مردم ایران علیه رژیم و پدید آمدن ظرفیت‌هایی نوین در عرصۀ مبارزه، پیکار زنان ایران نیز گام‌هایی بلند به‌پیش نهاد و درون‌مایه و شکل آن تغییر کرد. همراه با رادیکال‌تر شدن مبارزۀ زنان علیه پوشش اجباری، ”سربازان گمنامِ“ حزب‌‌اللهی و ”آتش‌‌به‌اختیاران“ و تحریک شدگان نیز بیکار ننشستند و فعال‌تر وارد میدان شدند و در سال ۱۳۹۳ و به‌قصد هراس‌افکنی در جامعه و به‌‌ویژه در میان زنان، پی‌درپی به‌چهرۀ بی‌حجابِ دخترانِ جوان اسید پاشیدند.

چندی پس از آن در سال ۱۳۹۶دختران جوان با ”بر سر چوب کردن روسری“ به‌گونه‌ایی نمادین و روشن به‌رویارویی با حکومت اسلامی و قانون پوشش اجباری پرداختند. پویش ”دختران خیابان انقلاب“ اعتراض به ”حجاب اجباری“ را به‌صحنۀ عمومی کشور، به‌سطح شهرها و خیابان‌ها آورد.

چند سال پس از آن و در خلال خیزش ”زن، زندگی، آزادی“ در سال ۱۴۰۱نیز اعتراض‌ها و نافرمانی‌های مدنی گذشته به‌سوزاندن مانتوها و روسری‌‌های دختران و زنان در آتش خشم مردم  از ”اسلام سیاسی“ و حکومت اسلامی بدل شد.

در کوران خیزش بزرگ ”زن، زندگی، آزادی“ خواست‌ها و مطالبه‌های برحق زنان ایران علیه ”ستم جنسی“ و ”ستم جنسیتی“ با مبارزۀ عمومی و آزادی‌خواهانۀ مردم ایران در هم پیچید، گره خورد و  به‌خواستی ملی فرارویید و مبارزۀ زنان ایران و در کل مبارزه عمومی مردم ایران را ارتقا بخشید.

امروزه نیز قانون ارتجاعی ”پوشش اجباری“ علیرغم اجرای ”طرح نور“ و سرکوب و تهدید حکومتی با مخالفت و بی‌اعتنایی  گستردۀ دختران و زنان ایرانی روبرو شده است. امری که به‌هیچ روی نمی‌‌تواند مورد موافقت سران واپس‌گرای رژیم اسلامی باشد. رژیم به‌عبث تلاش می‌کند تا سنگرهای فتح شده از سوی زنان و مردان در خلال خیزش ”زن، زندگی، آزادی“ را بازپس‌‌ستاند. اما رژیم و سرکوب‌گران آن کور خوانده‌اند. آنان با آن‌که نیک می‌دانند جنگی را که تا کنون علیه دختران شجاع و زنان دلیر ایران آغاز کرده‌اند، تمام و کمال باخته‌اند، اما دست از توطئه و سرکوب‌ نمی‌کشند. برای رژیم دهه‌هاست که مقبولیت اجتماعی از دستور کار خارج شده است. اگر چنین نبود چند روز پیش افرادی را بنا بر آمار و داده‌های خودشان و با کسب تنها سه درصد آرا وارد مجلس نمی‌کردند. رژیم در پی آن است تا با کاربست ترفندهای گوناگون آرامش گورستانی را برکشور ما حاکم کند و  ابایی از اعدام، پیگرد و به‌زندان افکندن مخالفان خود ندارد.

 

اتحاد تنها راه برون رفت و رمز ‍پیروزی است

خیزش غرورآفرین ”زن، زندگی، آزادی“ تمرینی بود برای  خیزشی بزرگ‌تر که بی‌گمان در راه است. باید از هم‌اکنون برای دور بعدی زورآزمایی با رژیم و همچنین برای جلوگیری از دستبرد و به‌بیراهه بردن مبارزۀ آزادی‌خواهانۀ مردم ایران آماده شد. نباید اجازه داد موج سوارانی در خارج و داخل کشور خود را به‌مثابه متولیان جنبش جا زنند و جنبش را از درون تهی و آن را از مردم و صاحبان واقعی‌اش بربایند.

هیچ گروه و نیروی اجتماعی نمی‌تواند در حال حاضر و به‌تنهایی جامعۀ ایران را به‌آزادی برساند. باید متحد شد. باید در کنار اتحاد و همکاری‌های عملی و واقعی حزب‌ها و سازمان‌های سیاسی و ایجاد و گسترش سندیکاهای کارگری، همچنین در جهت پی‌ریزی بسترها و ساختارهای مناسبِ مدنی و ایجاد و گسترش”نهادهای مردم‌‌نهاد“ نیز کوشید.

برپایی کانون‌ها و انجمن‌های زنان، جوانان، دانشجویان، بازنشستگان و دیگر گروه‌های اجتماعی به‌تشکل، اتحاد و هماهنگی پیکار آزادی‌خواهانۀ بخش‌های گوناگون جامعه کمک می‌رساند. تنها با اتحادی تنگاتنگ میان همۀ گروه های اجتماعی و جنبش‌های سیاسی و اجتماعی زنان، دانشجویان و کارگران می‌توان بر ماشین دیکتاتوری دینی پیروز شد و راه را برای دگرگونی‌های بنیادین در کشور گشود.

 

***

به نقل از «به سوی آینده»، ، شمارۀ ۷، اردیبهشت ۱۴۰۳

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا