پیمان آمریکا – عربستان سعودی: احتمال توافق و چشماندازهای آن
تحقق پیمانی تاریخی میان ایالات متحد آمریکا و عربستان سعودی روز به روز به واقعیت نزدیکتر میشود. دسترسی این دیکتاتوری عرب به تازهترین فناوریهای نظامی آمریکا مشوقی است که آمریکا برای جلب عربستان سعودی در برابر این رژیم گذاشته است.
این پیمان ممکن است بخشی از یک تلاش بزرگتر برای گسترش نفوذ آمریکا در خاورمیانه، از جمله مسیری برای برقرار کردن روابط دیپلماتیک عربستان سعودی با اسرائیل باشد. در مقابل، ممکن است از اسرائیل خواسته شود که نسلکشی در غزه را متوقف کند. مذاکرات میان آمریکا و عربستان سعودی اخیراً شتاب گرفته است. برخی گزارشها حاکی از آن است که این توافق ممکن است در چند هفتهٔ آینده به نتیجه برسد.
هدف چنین توافقی بیشک بازچینی اوضاع خاورمیانه بهنفع آمریکا، تقویت حمایت مداوم آمریکا از نیروی نیابتی منطقهیی قدیمیاش اسرائیل، و در عین حال تقویت نفوذ آمریکا در جهان عرب از راه افزایش فروش سلاح به دیکتاتوری سعودی است. آمریکا تلاش دارد موقعیتش در این منطقه را تقویت کند، چون احساس میکند ایران و چین دارند این موقعیت را تهدید میکنند. گفته میشود که در این توافق به عربستان سعودی- بزرگترین صادرکنندهٔ نفت جهان- امکان دسترسی به سلاحهای پیشرفتهٔ آمریکایی داده میشود که قبلاً ممنوع بود. در مقابل، این رژیم دیکتاتوری موافقت میکند که در ازای سرمایهگذاریهای عمدهٔ آمریکا [در عربستان] در عرصهٔ هوش مصنوعی و کامپیوترهای کوانتومی و نیز دریافت کمک از آمریکا برای طراحی و اجرای برنامهٔ هستهیی غیرنظامی عربستان، کاربست فناوری چینی در حساسترین شبکههای آن کشور را محدود کند.
گفته میشود که پس از رسیدن آمریکا و عربستان سعودی به توافق، فرصتی در برابر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گذاشته خواهد شد. به نتانیاهو فرصت داده خواهد شد که به این توافق بپیوندد، که مستلزم برقراری روابط دیپلماتیک رسمی با عربستان سعودی برای اولین بار خواهد بود. بهعلاوه، به اسرائیل امکان سرمایهگذاری خارجی بیشتر و ادغام بیشتر آن در منطقه داده خواهد شد. “مشکل” نتانیاهو پایان دادن به کشتار در غزه و موافقت با راهی برای تشکیل کشور فلسطین خواهد بود.
در چنین سناریویی، روشن است که نتانیاهو با خشم بنیادگرایان مذهبی دست راستی مواجه خواهد شد که در حال حاضر از دولت او حمایت میکنند و مصمماند که نگذارند فلسطین مستقل ایجاد شود. در ضمن، نتانیاهو ممکن است پیمان مشترک با آمریکا و عربستان سعودی را اقدامی در راه مقابله با نفوذ فزایندهٔ ایران در منطقه و امکانی برای محدود کردن حملههای شبهنظامیان مورد حمایت ایران مانند حزبالله ببیند.
تبادل آتش مستقیم اخیر بین ایران و اسرائیل نشان داد که هر افزایش تنشی چگونه ممکن است بهراحتی به درگیری گستردهتری در منطقه منجر شود. گرچه عناصر تندروتر در دولت نتانیاهو ممکن است از فرصت مقابلهٔ مستقیم با ایران استقبال کنند، بعید است که آمریکا از چنین رویکردی حمایت کند. با توجه به قدرت نسبی ارتش ایران، این احتمال وجود دارد که در چنین جنگی اسرائیل متحمل خسارتهای اقتصادی و تلفات غیرنظامی چشمگیری شود.
در حالی که فقط چند ماه تا انتخابات سراسری آمریکا مانده است، جو بایدن برای دستیابی به موفقیتی در سیاست خارجی به هر دری میزند. در داخل کشور نیز مسئلهٔ غزه موجب اختلاف و تفرقه در میان دموکراتها شده است. اعتراضهای دانشجویی در دانشگاههای سراسر آمریکا نشان داد که بین آنهایی که خواستار برخورد شدیدتر با اسرائیل در موضوع عملیات در غزهاند و آنهایی که بیشتر تمایل به حمایت از رژیم آپارتاید به هر قیمتی دارند فاصلهٔ زیادی وجود دارد.
خیلیها هزاران کشتهٔ فلسطینی در غزه را نتیجهٔ پاسخ نامتناسب اسرائیل به حملههای حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ میبینند. همچنین، رأی مثبت اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ارتقای جایگاه دولت فلسطین- اگرچه اسرائیل آن را رد کرد- به فشار بینالمللی برای برقراری آتشبس پایدار افزوده است. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، اخیراً در سفر به عربستان سعودی گفت: “در ماههای گذشته همراه با هم کارهای زیادی کردهایم. کاری که عربستان سعودی و آمریکا برای رسیدن به توافق با یکدیگر کردهاند به گمان من بالقوه بسیار نزدیک به تکمیل است.” فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، نیز گفته است که توافق “بسیار بسیار نزدیک” است.
با وجود اینکه بلینکن و بایدن در مورد رسیدن به توافق سروصداهای خوشبینانهٔ زیادی کردهاند، شک و تردیدهایی نهفقط از طرف جناح راست در اسرائیل، بلکه حتی در خود آمریکا دیده میشود. برخی موضوع ترور دولتی جمال خاشقجی، ستوننویس “واشنگتن پست”، به دست عوامل سعودی در سال 2018 را پیش میکشند و از آن ابراز نگرانی میکنند و بسیاری نیز با استراتژی عربستان سعودی، در کنار دیگر اعضای کارتل اوپک پلاس، مشکل دارند که از کاهش تولید نفت برای بالا نگه داشتن قیمتها استفاده میکند.
بعید است که جمهوریخواهان از توافقی حمایت کنند که بهویژه در مورد به رسمیت شناختن اسرائیل از طرف عربستان سعودی تضمین کافی به اسرائیل ندهد، حتی اگر موضوع افزایش فروش سلاح به دیکتاتوری سعودی در میان باشد.
سعودیها نیز به نوبهٔ خود مشتاقاند که تا حد ممکن به توافقی محکم با آمریکا دست پیدا کنند. هدف آنها بستن پیمان دفاعی رسمیای است که در صورت حمله به این دیکتاتوری، پای ارتش آمریکا را [به دفاع از رژیم سعودی] به میان بکشد.
گرچه عربستان سعودی و ایران اخیراً با امضای توافقی در مارس 2023 به سمت عادیسازی روابط حرکت کردهاند، این دو دیکتاتوری اسلامی همچنان نگران آناند که یکی از آنها نفوذ بیشتری نسبت به دیگری در منطقه داشته باشد. از نگاه سعودیها، هر توافق دفاعی با آمریکا باید به اندازهای محکم باشد که هشداری به جمهوری اسلامی ایران تلقی شود، بدون اینکه ایرانیها را از خود براند. عربستان سعودی برای اینکه تصمیم بگیرد آشکارا همکاری امنیتیاش با آمریکا را تقویت کند، باید مطمئن شود که حاصل کار ارزشِ ریسک کردن دارد. در واقع، عربستان سعودی خواهان چنان پیمان دفاعیای با آمریکا است که هم در چشم دوستان و هم در چشم دشمنان به اندازهٔ کافی اعتبار و اهمیت داشته باشد.
استراتژی عربستان سعودی برای پنهان کردن کارنامهٔ دهشتناک حقوق بشریاش در زیر انبوهی از طرحهای ورزشی و گردشگری زیر پرچم “چشم انداز ۲۰۳۰”، که ولیعهد محمد بن سلمان آن را برنامهٔ بلندپروازانه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی میبیند، در پسزمینهٔ جنگ و بیثباتی منطقهیی جلوهٔ خوب و اثربخشی ندارد. چشمانداز برگزاری جام جهانی ۲۰۳۴ در عربستان سعودی نیز از دیگر نشانههای دیدگاههای ولیعهد در این باره است. افزایش خشونتها در غزه و ناسازگاری اسرائیل در پذیرش راهحل دو کشور برای مسئلهٔ فلسطین احتمالاً به ابتکارهای دیپلماتیک قبلی آمریکا مانند “توافق ابراهیم” آسیب میزند. این توافق در سال ۲۰۲۰ امضا و به برقراری روابط دیپلماتیک اسرائیل با امارات متحده عربی، بحرین، و مراکش منجر شد.
آمریکا از این توافق ستایش کرد و آن را وسیلهای برای تشویق کردن اسرائیل به برداشتن گامهای مثبت برای پایان دادن به اشغال و الحاق سرزمینهای فلسطینی دانست. اما شالودهٔ واقعی آن توافق این بود که ثابت کند که مسئلهٔ فلسطین دیگر مانعی برای اسرائيل در راه برقراری روابط با کشورهای منطقه نیست، زیرا کشورهای عرب طی مذاکراتشان برای عادیسازی روابط با اسرائیل، خواست تشکیل کشور فلسطین را از شرطهایشان حذف کردند. با وجود اینکه مطابق این توافق به اسرائیل اجازه داده شد که حقوق ۶ میلیون فلسطینی را که متحمل خشونت روزمرّهاند و در اشغال نظامی زندگی میکنند دور بزند و نادیده بگیرد، باز هم ادعا میشود که این توافق امنیت منطقهیی را تأمین میکند.
توافق ابراهیم نهفقط تجاوزهای اسرائیل را مهار نکرد، بلکه دولتهای پیدرپی اسرائیل تشویق شدند که حقوق فلسطینیها را بیش از پیش نادیده بگیرند. در سال اول پس از توافق، خشونت شهرکنشینان در کرانهٔ باختری افزایش چشمگیری یافت. پس از انتخاب راستگراترین دولت اسرائیل در تاریخ آن کشور در سال ۲۰۲۲، وزیران دولت آشکارا خواستار الحاق کرانهٔ باختری [به اسرائیل] شدند و گسترش عظیم شهرکسازیها را اعلام کردند.
آمریکا کارنامهٔ دیپلماتیک درخشانی در خاورمیانه ندارد و همواره منافع امپریالیستیاش را بر منافع مردم منطقه اولویت داده است. هیچ نشانهای وجود ندارد که برنامههای کنونی نتایج متفاوتی خواهد داشت.
*****
منبع: نوشتهای از استیو بیشاپ در مجلهٔ لیبریشن. استیو بیشاپ عضو ارشد هیئت اجرایی کمیتهٔ دفاع از حقوق مردم ایران (کودیر، CODIR) است که برای برقراری صلح، دموکراسی، و حقوق بشر در ایران مبارزه میکند.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۰۸، ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳




