مسایل بین‌المللی

بحران‌های سیستم سرمایه‌داری و ضرورت مبارزه برای جایگزینی ریشه‌ای وجهانی آن

بازگشت اندیشه‌های مارکس و بروز کردن آن‌ها برای مقابله با مسائل امروزین امید بخش است. آنچه در سی سال گذشته پنهان نگه داشته شد دقیقاً این نوع مارکسیسم زنده بود که خود مارکس آن را در عمل به‌کار می‌برد. بااین‌وجود، تعدادی از کمونیست‌ها در جهان آن را برای درک واقعیت‌های سرمایه‌داری معاصر و نولیبرالیزم به‌منظور گذار به‌سوی تمدنی نوین، جهانی دیگر، به‌کار گرفتند.

ما در شرایطی استثنائی با ترکیبی از بحران‌های بسیار شدید و آینده‌ای ناروشن زندگی می‌کنیم. اگرچه این دوره همبستگی‌هایی فراوان می‌آفریند، ولی برای بروز فاجعه‌، رشد ملی‌گرایی افراطی، نژادپرستی، و تکرار آن چیزهائی که وضع موجود را سبب شدند شرایط نیز مساعد است. اما این شرایط همچنین بیش از هرزمانی دیگر ضرورت جایگزینی ریشه‌ای و جهانی سرمایه‌داری در مخرب‌ترین مرحله‌های تاریخی‌اش ‌را آشکار می‌کند.

گذار از سرمایه‌داری در مخرب‌ترین دوران آن به آموزش برای شناخت آن و ایجاد توازن قوا برای مبارزه نیاز دارد. لنین در پاسخ به این پرسش که چگونه باید یاد گرفت، بر لزوم پیوند نزدیک هر لحظه آموزش “با مبارزه همه کارگران علیه استثمارگران” تأکید کرد. نولیبرالیسم هر نیازی اجتماعی را به کالا تبدیل کرده و به سوداگری در مورد سلامتی، مسکن، و غذا ادامه می‌دهد. چند میلیونر، بدون‌هیچ‌گونه دلسوزی‌ای، آینده کل جامعه را به‌دست گرفته‌اند. سرمایه‌داری درحالی که از نیروی کار و منابع کره زمین استفاده می‌کند ، کلیت درد و رنج‌های جهانی را برنامه‌ریزی می‌کند. درواقع، گذار از این ساختار درنده برای بقا و تکامل بشریت ضروری است.

پروژه‌های آینده همان اندازه که فراوانند، پراکنده‌اند: اصلاح مالیات، بازتعریف نیازهای ضروری، تصاحب مجدد ارزش کار، ارزش‌گذاری مجدد کار زنان، اصلاح روش‌های تولید و مصرف، گسترش خدمات عمومی، و جز این‌ها، همگی‌شان در نبودِ شرایط عینی تحقق این گزینه‌ها. با‌این‌حال، بیش از هرزمانی دیگر، وظیفه اندیشیدن به جهان بعد، کاری گروهی و مشترک است.

اولین فوریت، سیاسی و راهبردی است: مسئله گردهم آوردن همه بخش‌ها و سازمان‌های بسیج شده بدون هژمونی(سلطه و برتری) است. حمایت ازمبارزات کارگری، بسیج علیه خشونت پلیس، وموج نوین فمینیستی ازجمله منابع پرجنب‌وجوش اجتماعی و سیاسی امروزه هستند. و رویارویی کار علیه سرمایه، محوری باقی می‌ماند و همه نهال‌های این مبارزات را از درون آبیاری می‌کند.

 

نقد مارکس بر سرمایه درحال بازگشت است

“آیا مارکس درست می‌گفت؟” این پرسش را هفته‌نامه بزرگ آلمانی- “اشپیگل”- در آغاز سال میلادی مطرح می‌کند، با تصویری نوین از منتقد سرمایه و بنیانگذار کمونیسم در صفحه اولش. به‌گفتهٔ این رورنامه “اعلام اینکه سرمایه‌داری دیگر کارآمد نیست و بنابراین باید به‌دنبال نوشتن صفحه‌ای جدید در تاریخ بشر با هدف غلبه بر آن باشیم، امری پیش پا افتاده است.” این ادای احترام‌های گذرا و بی‌فایده، جای تحلیل مستمر و اعتراض دائمی را نمی‌گیرد، و در خدمت القایِ ممکن نبودن فرضیه‌ای هستند که ترس و وحشت سلطه‌گران را موجب می‌شود، و آن، پایان یافتن سلطه آنان. آنان به‌طرزی عجیب فراموش می‌کنند که به‌یاد آورند مسئله اساسی سرنگونی سلطه‌گرانی است که مقاومت می‌کنند و حاضرند “بهای آن هرچه هم که باشد”، به‌ویران کردن بشریت و طبیعت ادامه دهند.

درهرصورت، کمونیست‌ها، با بروز کردن اندیشه‌های مارکس می‌توانند برای نوشتن “این صفحه جدید” اقدام کنند. بنابراین تصور کردن “جامعه‌ای برتر که اصل اساسی آن توسعه کامل و آزادانه هر فرد است” ( کتاب سرمایه مارکس) ضروری و فوری است، جامعه‌ای که فرض آشکار بر آن این است که توسط افراد ذی‌نفع آن باید ساخته شود. به‌عبارت دیگر، سرمایه‌داری با تصاحب تمام جهان شرایط تولید را به‌شکلی بی‌سابقه گسترش داده است، اما کار سخت انسان‌ها را فرسوده کرده، بشریت را به بن‌بست کشانده است و حیات زیست‌محیطی را تهدید می‌کند.

 

شیوهٔ تولید سرمایه‌داری، موجب بحران زیست‌محیطی می‌شود

منطق انباشت سرمایه‌داری به‌دلیل سیستم تولید و مصرف انبوه مبتنی بر سود، نمی‌تواند به هیچ تولیدی پایدار دست یابد. معادن و مخازن زمین بی‌پایان نیست و روند تولید سرمایه‌داری با شرایط مادی بازتولید طولانی‌مدت طبیعت ناسازگار است. نیاز فوری امروز برای جلوگیری از تغییرات آب‌وهوایی و تبدیل سیاره ما به فضایی قابل زندگی برای نسل‌های آینده مستلزم تغییر اساسی در شیوه زندگی وروند تولید فعلی ما است. زمان زیادی باقی نمانده است. بنابراین، ضروری است که انسان‌ها هرچه زودتر، قبل از اینکه شرایط به وضعی ناامیدکننده‌ برای سیاره تبدیل شود راه‌حلی برای بحران اکولوژیکی بیابند. مارکس در مورد مسئله محیط‌زیستی خواهان لزوم “اداره کردن متابولیسم انسان با طبیعت به‌روشی عقلانی” در سوسیالیسم بود.

 

بحران‌ها: ما با تورم جهانی‌سازی سرمایه‌داری روبه‌رو هستیم

تورم به‌دور از اینکه پدیده‌ای موقتی در ارتباط با وضعیت اقتصادی باشد، محصول جهانی‌سازی سرمایه‌داری است. برای کاهش آن، اقتصاددان کمونیست “اولین ترنا”، عضو هیئت‌دبیران حزب کمونیست فرانسه،  در کتاب “تورم، چه کسانی از آن سود می بردند؟ چگونه با آن مبارزه کنیم” ، به‌زنجیر کشیدن جمعی نهادهای مالی را پیشنهاد می‌کند.

 

تورم چگونه ایجاد می‌شود

به‌دنبال بحران کارایی سیستم تولید، کاهش بهره‌وری کلی پیش‌بینی‌شدنی بود، و پاسخ سرمایه‌داری به این پدیده افزایش قیمت‌ها به‌منظور حفظ سود شرکت‌ها و سهامداران است. به‌طور‌خاص، در مورد افزایش قیمت انرژی، می‌توانیم ازهم پاشیدگی شرکت‌های دولتی پس از رقابتی شدن بخش گاز و برق در اتحادیه اروپا را زیر سؤال ببریم. در مورد مواد غذائی، این سوداگری بازار جهانی مواد اولیه کشاورزی و روند توزیع و زمان‌بندی تجارت کشاورزی است که قیمت‌ها را سرسام‌آور افزایش می‌دهد. تورم فعلی ساختاری و در ارتباط با سازماندهی سرمایه‌داری جهانی است. این تورم سرمایه‌داری است.

 

تئوری‌های اقتصادی سرمایه‌داری مسلط در بحث تورم بی‌اعتبار شده‌اند

سیاست‌های اقتصادی امروز که از نظریه‌های ضعیف مسلط در مورد تورم الهام می‌گیرند در مبارزه با تورم ناتوانند. بانک‌های مرکزی تصمیم گرفته‌اند نرخ بهره را وسیعاً افزایش دهند تا تورم را به‌وسیله رکود مهار کنند. آن‌ها با کاهش ظرفیت وام‌گیری، امید داشتند با کم شدن تقاضا در کلیه بخش‌های اقتصادی، چه خانوارها، چه مشاغل، و چه دولت‌ها، قیمت‌ها کاهش یابد. کشورهای اروپایی به‌دلیل محدودیت‌های سیاسی نولیبرالیسم مجبور به وام گرفتن از بازارهای مالی هستند، و با هزینه سنگین وام با شرایط وخیم و  بحرانی مواجه خواهند شد و با سیاست اقتصاد ریاضتی در مورد هزینه‌های عمومی پاسخ خواهند داد. این منطقی است خطرناک، از‌جمله برای خود سرمایه‌داری که نمایانگر تضاد درونی آن است. رکود اقتصادی بیش از حد و تخریب بیش از حد خدمات عمومی می‌تواند موجب فروپاشی سود شده و باعث سقوط بازار سهام گردد.

این تورم خشونت اجتماعی‌ای وسیع را موجب می‌شود. ما شاهد فقر پرشتاب و افزایش نابرابری بین کشورها در مقیاس جهانی هستبم. اقدام‌های اضطراری مانند جلوگیری از افزایش قیمت‌ها، حذف مالیات بر انرژی، افزایش دستمزدها و حقوق بازنشستگی و یا حقوق حداقل اجتماعی ضروری‌اند. اما این اقدام‌ها کافی نیستند. اجرای اقدام‌های ساختاری به‌منظور مبارزه با ریشه‌های تورم ضروری است.

 

این اقدام‌های ساختاری چه می‌توانند باشند؟

به‌عنوان مثال‌، مبارزه با تورم در مورد محصولات غذایی به کنترل مکانیسم‌های تعیین قیمت نیاز دارد. بدیهی است که افزایش قیمت، مصرف کنندگان را ناراضی می‌کند بدون آنکه کشاورزان تولید کننده از آن بهره‌مند شوند. کسانی از افزایش قیمت بهره‌مند می‌شوند که در وسط چرخهٔ تولید، یعنی گروه متخصصان مواد غذائی متحول شده، توزیع کنندگان بزرگ مواد غذائی، قرار دارند ( جنبش دهقانان در سطح اروپا گواه آن است: جنبش کشاورزان در فرانسه و کشورهای دیگر) باید اقدام‌های قاطع، مؤثر، و اجباری برای نظارت و کنترل مکانیسم‌های تعیین قیمت انجام شود.

[منابع مقاله‌های مورد استفاده در برگردان آن‌ها به‌فارسی: “اومانیته” و “اقتصاد وسیاست”، نشریات حزب کمونیست فرانسه] :”بحران:چرا  مارکس بازمی‌گردد”

https://www.humanite.fr/en-debat/karl-marx/crises-pourquoi-la-critique-de-marx-fait-elle-son-retour-2-5-782612

“تورم محصول جهانی‌سازی سرمایه‌داری است”

https://www.humanite.fr/en-debat/communiste/evelyne-ternant-nous-sommes-face-a-une-inflation-du-capital

“در برابربحران‌های  عمیق، آرمان کمونیستی”

” برای اندیشیدن به دنیای بدون بحران اندیشیدن به بحران‌های سرمایه‌داری”

https://www.humanite.fr/social-et-economie/crise-financiere/paul-boccara-penser-les-crises-du-capitalisme-pour-penser-un-monde-sans-crises

“متن سخنرانی فردریک بکارا، اقتصاددان و عضو کمیته اجرائی ملی حزب کمونیست فرانسه در کنفرانس بین‌المللی ژوزه مارتی”، ۲۴ تا ۲۸ ژانویه ۲۰۲۲/ ۱۴۰۱، در هاوانا کوبا”.

https://www.economie-et-politique.org/2023/03/14/le-temps-est-venu-dun-autre-type-de-mondialisation-defis-pour-la-theorie-et-les-propositions/

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۰۸، ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا