مسایل سیاسی روز

به‌مناسبت فرخنده سالگرد پایه‌گذاری حزب کمونیست ایران

مروری کوتاه بر تاریخ  پرافتخار “حزب کمونیست ایران”، سلفِ حزب تودهٔ ایران

 

تابستان هرسال مصادف است با سالگرد بنیان‌گذاری “حزب کمونیست ایران” در ۳۰ خرداد – ۱ تیرماه ۱۲۹۹ خورشیدی. جنبش سوسیال‌دموکراسی درمیهن ما در دوران انقلاب مشروطیت پا به عرصه وجود گذاشت و نقشی فعال و تعیین کننده در تدارک و پیروزی این انقلاب داشت. پس از شکست انقلاب مشروطیت و سپس در روال جنگ جهانی اول، سوسیال‌دموکرات‌های ایرانی (اجتماعیون- عامیون) به فعالیت‌های انقلابی خود هم در ایران و هم در تبعید ادامه دادند.

پس از پیروزی انقلاب فوریه  ۱۹۱۷(۱۲۹۶ خورشیدی) در روسیه و سرنگونی رژیم تزاری انقلابیون ایرانی که به روسیه رفته بودند، امکان انجام فعالیت‌های پیشرو و برقراری تشکیلات علنی را یافته و توانستند مراکز کارگری و دفترهای حزبی خود در میهن را بر پا کنند. این انقلابیون در ماه مه ۱۹۱۷ حزب سوسیال‌دموکرات “عدالت” ایران را تأسیس نمودند و در نخستین کنگره این حزب که در روز ۳۰ خرداد ۱۲۹۹ (۲۱ ژوئن ۱۹۲۰) در بندر انزلی در گیلان برپا گردید، “حزب کمونیست ایران” را پایه‌گذاری کردند. حزب کمونیست ایران چند ماه پس از کنگره اول، در جریان پلنوم کمیته مرکزی تصمیم‌های تاریخی مهمی گرفت. ازجمله حیدرعمواوغلی، شخصیت نامدار انقلاب مشروطیت، را به دبیرکلی حزب برگزید و برای تعیین سیاست‌های اصولی منطبق با وضعیت کشور و متناسب با توازن قوا در عرصه سیاست داخلی، گام‌های عملی سازنده‌ای برداشت.

 

رسالت تاریخی “حزب کمونیست ایران”

در دهه‌های آخر قرن نوزدهم میلادی با رشد صنعت و توسعه شیوه تولید سرمایه‌داری، تحول تاریخی جامعه ایران شامل گذار از فرماسیون فئودالیسم به سرمایه‌داری بود. سرمایه‌داری آن زمان، اگرچه به آرامی ولی پیوسته درحال رشد بود. هم‌چنین زایش و شکل‌گیری طبقه کارگر در جامعه ایران درحال کامل شدن بود. در این فاز زمانی، ما هم‌چنین شاهد شروع رشد اندیشه‌های چپ و سوسیالیستی و راه یافتن آموزش‌های مارکس به ایران هستیم. زیر نفوذ دیدگاه‌های چپ مترقی، مبارزه ضداستبدادی رشد چشمگیری کرد و شمار فزاینده‌ای از مردم به مبارزه انقلابی پیوستند.

بنیان‌گذاری “حزب کمونیست ایران” تحول اجتماعی بزرگی در پاسخ به نیازهای عینی جامعه ایران در این دوره سرنوشت‌ساز از تاریخ معاصر میهن ما بود. همان‌طور که انقلابیون سوسیال‌دمکرات (اجتماعیون-عامیون) در ابتدای پیدایش خود با فعالیت شدید در پیشبرد و پیروزی انقلاب مشروطیت سهیم بوده و نقش تاریخی درخشانی را ایفا کردند، “حزب کمونیست ایران” نیز در آغاز مبارزه با نهضت انقلابی گیلان، تغییر در سلسله پادشاهی قاجار و مداخله استعمار روبرو شد. در چنین شرایط حساس، “حزب کمونیست ایران” با آگاهی از رسالت تاریخی خود و به‌مثابه نیروی سیاسی نوینی که دارای جهان‌بینی علمی و متکی به انترناسیونالیسم پرولتری است و بنا به سرشت و سیمای انقلابی و مردمی‌اش، با دفاع بی‌خدشه از منافع توده‌های تهی‌دست و بی‌حق شهر و روستا، به‌ویژه طبقه کارگر نوپای ایران، توانست در عرصه سیاست و مبارزه طبقاتی درمیهن ما نقش و نفوذ اجتماعی معتبری به‌دست آورد.

 

سنگرهای مبارزه سیاسی، طبقاتی، اجتماعی وفرهنگی “حزب کمونیست ایران”

در دهه دوم قرن بیستم میلادی درعرصه بین‌المللی شعله‌های انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر در روسیه از بطن بحران عمومی دنیای سرمایه‌داری و جنگ جهانی اول، افروخته شد. در همسایگی میهن ما، دولت کارگران و دهقانان و حکومت شوراها پا به عرصه گذاشت. پیروزی انقلاب اکتبر سبب تقویت جنبش کارگری و جنبش‌های رهائی‌بخش ملی در چهارگوشه جهان گردید. این رخداد دوران‌ساز به‌لحاظ عینی و ذهنی وضعیتی مناسب برای رشد و گسترش مبارزات ملی، ضدامپریالیستی، و خلقی را در کشور ما پدید آورد. در چارچوب این اوضاع مشخص تاریخی، جنبش مردم ایران علیه قرارداد اسارت‌بار سال ۱۹۱۹ (۱۲۹۸ خورشیدی) که مطابق آن امپریالیسم انگلیس می‌کوشید سلطه‌اش را با کمک وابستگان خود در داخل کشور ما گسترش دهد، در سراسر ایران ازجمله در نواحی شمال، شمال شرقی، و جنوب کشور گسترش یافت.

“حزب کمونیست ایران” در طرح و پیشبرد موضوع‌های بنیادی و لازم جامعه آن روز ایران، ازجمله مسئله استقلال سیاسی و اقتصادی، برقراری عدالت اجتماعی، دموکراسی و آزادی‌های دموکراتیک، مسئله ارضی، برابری زنان و مردان، رشد صنعتی و کشاورزی و تحول فرهنگی به‌گواهی اسناد تاریخی معتبر نقش پیشاهنگ را داشت و با روشی علمی این موضوعات را تحلیل، طرح، و برای تحقق آن‌ها با تلاشی خستگی‌ناپذیر و انقلابی مبارزه کرد.

“حزب کمونیست ایران” در زمینه رشد آگاهی و سازمان‌دهی جنبش گسترش یابنده کارگری و سندیکائی نقشی بی‌همتا و تعیین کننده‌ای ایفا کرد. رفیق جان‌باخته عبدالحسین آگاهی در کتاب خود “تاریخ احزاب در ایران” در این زمینه یادآور می‌شود که در سال ۱۲۹۹ خورشیدی (۱۹۲۰ میلادی) “شورای مرکزی اتحادیه‌های کارگری تهران” برپا شد که در نوع خود اهمیتی بسزا داشت. همین شورا بعداً توسعه یافت و اتحادیه‌های کارگری دیگر شهرها نیز به آن پیوستند. پرورش گروهی از کادرهای حزبی فعال و فداکار برای مشارکت درمبارزات کارگری و هدایت آن، از خدمات و دستاوردهای غیرقابل‌انکار “حزب کمونیست ایران” است. اعتصاب کارگران نفت در سال ۱۳۰۸، اعتصاب کارگران نساجی اصفهان در سال ۱۳۱۰، اعتصاب کارکنان راه‌آهن در سال‌های ۱۳۱۰-۱۳۱۱، که هریک بخشی مهم از تاریخ جنبش کارگری ایران بودند، نتیجه مبارزه خستگی‌ناپذیر رزمندگان “حزب کمونیست ایران” بود.

“حزب کمونیست ایران” در زمینه مبارزه برای برابری حقوق زنان و مردان نیز در تاریخ معاصر ایران پیشاهنگ بوده است. کمی پس از تشکیل نخستین کنگره “حزب کمونیست ایران” در شهر رشت در سال ۱۳۰۰ خورشیدی (۱۹۲۱ میلادی) “جمعیت  پیک سعادت نسوان” با برنامه مشخص جهت بدست آوردن حقوق سیاسی و اجتماعی برای زنان پایه‌گذاری شد. در همین ایام در تهران “جمعیت نسوان وطن‌خواه” شکل گرفت که هدف آن رفع حجاب و مبارزه با خرافات بود. این تشکل مجله “جهان زنان” را انتشار می‌داد و با کوشش زنان مبارز این تشکل برای نخستین بار روز ۸ مارس، روز جهانی زن، برپا و با استقبال فراوان مردم روبرو گردید. همچنین تشکیل “اتحاد صنفی زنان” در اصفهان، “مجمع انقلاب زنان” در شیراز و “انجمن نسوان” در قزوین، همراه با حضور و فعالیت فداکارانه اعضاء و فعالان “حزب کمونیست ایران” در این مجامع در راه دفاع از حقوق زنان و مبارزه با جهل و خرافه بوده است. از درون این مبارزه تابناک زنان پیش‌کسوتی چون شمس کسائی، جمیله صدیقی، روشنک نوع‌دوست، محترم اسکندری، و سکینه شیرنگ برآمدند.

“حزب کمونیست ایران” همچنین تجربه موفقیت‌آمیز حضور در میان توده‌های مردم و مشارکت در فعالیت با جمعیت‌ها و سازمان‌های اجتماعی مترقی را در کارنامه خود دارد. ازجمله همکاری و فعالیت با جمعیت فرهنگ رشت، انجمن پرورش قزوین، جمعیت فرهیخت بندر انزلی، و غیره از صفحات فراموش نشدنی فعالیت “حزب کمونیست ایران” در میان جوانان، دهقانان، و روشنفکران است.

زندگی ومبارزه پرفرازونشیب و درعین‌حال افتخارآمیز “حزب کمونیست ایران”، از ناکامی‌ها و لغزش‌ها تهی نبوده است. اما شاخص و معیار اصلی برای ارزیابی نه این لغزش‌ها و ناکامی‌ها بلکه حرکت و تحول نیرومندِ نظری و سازمانی‌ای است که این حزب در جامعه ما به‌سود بهروزی، سعادت مردم، و سربلندی میهن ما پدید آورد. “حزب کمونیست ایران” برای نخستین بار اندیشه‌وَرزی علمی- سیاسی و تحلیل علمی مسائل اجتماعی و سیاسی را در ایران مطرح و متداول کرد و از آن پس تمام حیات سیاسی جامعه ما تحت تأثیر این شیوه اندیشه‌نگری و اسلوب مورد تحلیل قرار گرفت.

مطبوعات “حزب کمونیست ایران” آغازگر تحولی بزرگ و مترقی در فرهنگ ملی بودند. روزنامه‌هائی همچون “حقیقت”، “اقتصاد ایران”، “کار”، “پیکار”، مجله‌هائی نظیر “خلق” و “جرقه” و نشریات علمی- نظری مانند “ستاره سرخ” و “دنیا” گواه غیر‌قابل‌انکار نقش سترگ و اثرگذار “حزب کمونیست ایران” در تحول کیفی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی ایران است. به این دلیل شماری از آگاه‌ترین روشنفکران نامدار ایرانی چون “دهخدا”، “ملک‌الشعرای بهار” و استاد “بهمنیار” (دهقان) در دوره‌هائی از فعالیت خود تحت تأثیر اندیشه‌های “حزب کمونیست ایران” قرار داشتند. همچنین ترویج جهان‌بینی علمی مارکسیسم – لنینیسم در شکل منظم و سازمان یافته نیز یکی از جنبه‌های مهم فعالیت “حزب کمونیست ایران” بود و فعالین این حزب در مطبوعات خود به تبلیغ و ترویج سه بخش عمده این جهان‌بینی یعنی سوسیالیسم علمی، اقتصاد سیاسی، و فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک پرداختند.

در “حزب کمونیست ایران” شخصیت‌های برجسته‌ای مبارزه کرده‌اند و هریک از آنان خدمات ارزنده‌ای به میهن و جنبش کارگری – کمونیستی ایران انجام داده‌اند. در این بین می‌توان از شخصیت نامدار انقلاب مشروطیت، “حیدرعمواوغلو”، “اسدالله غفارزاده”، “سیروس بهرام”، “آوتیس میکائیلیان” (سلطان‌زاده)، “کامران آقازاده”، “کریم نیک‌بین”، “جعفر پیشه‌وری”، “حسابی”، “نصرالله شیخ‌زاده”، “لادبُن اسفندیاری” ( برادر “نیمایوشیج”)، “ذره”، دکتر “تقی اِرانی”، سرهنگ “سیامک” و “عبدالصمد کامبخش”، “مرتضی حجازی”، و “علی امید” نام برد.

 

برقراری دیکتاتوری “رضا خان” و سرکوب “حزب کمونیست ایران”

مبارزه خستگی‌ناپذیر “حزب کمونیست ایران” از همان آغاز کینه ارتجاع ایران و همه نیروهای و اپس‌گرا را برانگیخت. پس از استقرار حکومت دیکتاتوری “رضا خان” در سال ۱۳۰۴ خورشیدی (۱۹۲۵ میلادی)، حمله‌های نیروهای ارتجاعی برضد جنبش کارگری و اتحادیه‌ای ابعادی تازه و گسترده‌تر پیدا کرد. در همین سال ۱۳۰۴ و در آستانه انتخابات مجلس شورای ملی، شورای مرکزی اتحادیه‌های کارگری تهران به‌فرمان “رضا شاه” منحل گردید و کارزاری گسترده برضد کمونیست‌ها و نیروهای چپ آغاز گردید.

سرانجام، در سال ۱۳۱۰ خورشیدی (۱۹۳۱ میلادی)، “رضا شاه” قانونی ننگین را از تصویب مجلس دست‌نشانده‌اش گذراند که بعدها به “قانون سیاه” معروف شد. طبق این قانون، هرگونه فعالیت سیاسی کمونیستی در ایران ممنوع شد. در همین سال دکتر تقی اِرانی به جمع رهبری “حزب کمونیست ایران” پیوست. این رهبری جدید که هدفش متحد کردن رده‌های تشکیلاتی حزب بود، در اوائل سال ۱۳۱۱ خورشیدی (۱۹۳۲ میلادی) آغاز به انتشار نشریه “دنیا”- که یک نشریه سیاسی و تئوریکی کمونیستی بود- کرد. پلیس “رضا شاه” در سال ۱۳۱۵ خورشیدی (۱۹۳۶ میلادی ) دکتر تقی اِرانی و گروهی از رهبران و کادرهای حزبی را دستگیر کرد که بعد‌ها به “گروه ۵۳ نفر” معروف شدند. بازداشت این ۵۳ نفر درواقع به ازهم‌پاشیدن “حزب کمونیست ایران” منجر شد. چندی بعد دکتر تقی اِرانی که موتور محرک حزب بود، در زندان رضا شاهی  جان باخت. پس از آنکه نیروهای متفقین “رضا شاه” را از قدرت برکنار کردند و افراد گروه ۵۳ نفر و دیگر زندانیان سیاسی آزاد شدند، در مهرماه ۱۳۲۰ خورشیدی (۱۹۴۱ میلادی) “حزب تودهٔ ایران”، در مقام حزب طبقهٔ کارگر ایران و ادامه دهندهٔ راستین راه “حزب کمونیست ایران”، بنیان‌گذاری شد و به عرصه فعالیت پا نهاد و بار دیگر پرچم رزم طبقه کارگر و زحمتکشان را در میهن ما به‌اهتزاز درآورد.

ما توده‌ای‌ها، وارثان سنت‌های انقلابی “حزب کمونیست ایران”، پرچم‌دار اتحاد عمل و همکاری همه نیروهای راستین مدافع مردم و میهن برای گذار به مرحله ملی – دموکراتیکِ تحول اجتماعی در چارچوب “جبههٔ واحد ضد دیکتاتوری”، این پرچم  را همچنان برافراشته نگه می‌داریم و به مبارزه در این راه ادامه خواهیم داد. بیش از چهار دهه حکومت جمهوری اسلامی گواه آشکار و روشن ماهیت ضد مردمی حکومت سرمایه‌داری حاکم بر میهن ماست. سال‌ها سرکوب و خفقان تأئید کننده این واقعیت است که منشأ فقر و فلاکت و سرکوب کنونی در ایران، ” نظام” حاکم و نهادهای امنیتی- اطلاعاتی آن هستند. رژیم ولایت فقیه سد اساسی راه پیشرفت کشور و برقراری حاکمیتی متکی به اراده مردم است. ۴۵ سال پس از انقلاب شکوهمند بهمن و به شکست کشیدن آن توسط حاکمیت اسلام‌گرایِ انحصارطلب، اکنون جامعه ما به تحولی بنیادی برای تأمین زندگی شایسته برای اکثریت مردم، به‌ویژه کارگران و زحمتکشان شهر و روستا نیاز دارد.

بدون پایان دادن به حکومت دیکتاتوری حاکم و استقرار جمهوری ملی و دموکراتیک، جمهوری‌ای که به‌گمان ما نمایندگان راستین طبقه کارگر باید در آن حضوری جدی داشته باشند، نمی‌توان به تغییری اساسی و پایدار در زمینه تحقق عدالت اجتماعی و برخوردار شدن مردم و طبقه کارگر و زحمتکشان میهن از حقوق و آزادی‌های دموکراتیک امیدوار بود.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ  ۱۲۱۰، ۲۸ خرداد ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا