کارگران و زحمتکشان

مبارزه برای کاهش ساعت کار همیشه یک مبارزهٔ طبقاتی‌است!

هدفِ امنیتِ شغلی بیشتر از طریق کاهش ساعت کاری است

آخرین و بزرگ‌ترین پیکار برای کاهش ساعت کار چهل سال پیش رخ داد و در ذهن جامعه نقش بست. آن رویداد یک مبارزه قدرت بین کار و سرمایه برای موازنه قدرت و اقتدار تفسیر بر سر موضوع طول عمر بود. تقریباً هفت هفته کارگران صنایع فلزی آلمان غربی و سیزده هفته کارگران صنعت چاپ برای قانونی کردن ۳۵ ساعت کار در هفته اعتصاب کردند. هدف مورد نظر حاصل نشد ولی توانست آغازی باشد در روند مبارزه برای کاهش ساعت کاری و تحمیل عقب‌نشینی به جناح سرمایه در برابر خواست افزایش طول عمر. در سال‌های دهه ۱۹۹۰ / ۱۳۷۰ و در ادامه مذاکرات دسته‌جمعی اتحادیه‌ها موفق شدند به اجرای ۳۵ ساعت کار در هفته دست یابند.

چهاردهم ماه مه سال ۱۹۸۴ میلادی / ۱۳۶۳، روزی که مذاکرات بسیار جدی در “اتحادیه صنایع فلزکاران” (ای. گ. متال) آغاز شده بود، نمایشگاهی در ساختمان “اتحادیه سراسری آلمان” (د. گ. ب) افتتاح شد. این اقدام از طرف بنیاد “روزا لوکزامبورگ” در بادن وورتمبرگ  با همکاری (د. گ. ب)، ( ای. گ. متال)، “اتحادیه کارگران بخش خدمات” (ور.دی) انجام شد.  “هایدی شارف”، دبیر سیاسی آن زمان در شهر هایل‌برون- نکارسالم، در مراسم افتتاحیه نمایشگاه توضیح داد که مبارزه کارگران با دشواری بسیاری به پیش برده شد. جبههٔ سرمایه بی‌رحم بود و کارگران را دسته‌جمعی اخراج می‌کرد، ولی همبستگی بین کارگران و مشارکت گسترده فرهنگیان در تاریخ  اعتصاب چهل سال گذشته بی‌نظیر بود. در سال های ۱۹۷۸- ۱۹۷۹ / ۱۳۵۷- ۱۳۵۸ کارگران کارخانه فولاد‌سازی در شهرهای ایالت “نوردراین وستفالن” و “هسن” ۴۴ روز تمام با خواست ۳۵ ساعت کار در هفته اعتصاب کردند. جبهه سرمایه کاهش ساعت کار را ناممکن دانست و موقتاً از انجام آن جلوگیری کرد. ولی کارگران توانستند پله به پله زمان مرخصی را به شش هفته افزایش دهند و علاوه بر آن موفق شدند برای کارگران ۵۰ سال به بالا برابر یک شب‌کاری  یک روز تعطیلی به‌دست آورند. انجام ۴۰ ساعت کار در هفته تا پنج سال آینده به‌ثبت رسید.

در بین کارگران فولادسازی ناامیدی وجود داشت. در “اتحادیه صنایع فلزکاران” و همچنین در دیگر اتحادیه‌ها گفتگوهای پرجنب‌وجوشی بر سر مقررات ساعت کاری در جریان بود. نرخ بالای بیکاری دلیلی بر سرکوب مزدی بود و در همین زمان ضرورت تقسیم عادلانه ساعت کار و ثروت مطرح شد. ناممکن باید به ممکن تبدیل می‌شد. درنهایت “اتحادیه صنایع فلزکاران” و “اتحادیه کارگران صنعت چاپ و کاغذ” تصمیم گرفتند با خواست ۳۵ ساعت کار در هفته  به مبارزه در مذاکرات مزدی ملحق شوند. مبارزه قدرت بین کار و سرمایه مورد قبول واقع شد. “هایدی شارف” نخست از “فرانتس اشتاینکو هلر”، معاون وقت “ای. گ. متال” نقل قول کرد که او ده پایان‌نامه در مورد کاهش ساعت کار ارائه داده است، او در نهمین پایان‌نامه خود می‌نویسد: مبارزه برای ۳۵ ساعت کار در هفته فراتر از یک مبارزه اقتصادی است. این مبارزه برای تغییر موازنه قدرت در جامعه است. این مبارزه هرچند با توجه به بیکاری و بحران ضعیف شده است، ولی باید به پیش برده شود، باید به عدم توافق و تفاهم در جنبش سندیکایی کارگری که به‌دلیل افزایش بیکاری به آن دامن زده شده ‌است پایان داد و در برابر عملکرد منسجم سرمایه و سیاستمداران متحد آنان با توافق جمعی به مبارزه ادامه داد.

“کلاوس سویکل”، اولین نماینده رسمی دفتر اداری شهر اشتوتگارت، در کتاب خود با عنوان: “زمان به چه کسی تعلق دارد؟” می‌نویسد: “به‌موازات کاهش ساعت کاری نه تنها مشاغل بیشتری ایجاد و تضمین خواهد شد، بلکه زمان استراحت برای کارگران هم بیشتر و روابط بین انسان ها با یکدگر متحول‌تر خواهد شد. زمان زیادی برای خودمان، خانواده، دوستان، و برای انجام وظایف اجتماعی و سیاسی باقی می‌ماند. برای ارتقای کیفیت زندگی لازم است شرایط محیط کار بهبود یابد و فرایند اجتماعی کار و تولید با تصمیم‌گیری‌های مشترک به پیش برده شود. “زیبیله استام” که در گذشته مدیریت اتحادیه “ای. گ. متال” بخش شهر بادن وُرتمبرگ را بر عهده داشت، ده سال پیش نوشت: “قدمت مبارزه برای کاهش ساعت کار به اندازه عمر جنبش کارگری است. مبارزه برای کاهش ساعت کاری همیشه  یک مبارزه طبقاتی بوده است، در این مبارزه توازن نیرو بین سرمایه و کار تعیین کننده بوده است. سال ۱۹۸۴ میلادی/ ۱۳۶۳ خورشیدی شعار زنان در مبارزه ۳۵ ساعت کار در هفته چنین بود: “ما خواهان زمان بیشتری برای زندگی کردن، عشق ورزیدن، شاد بودن، و وقت کافی داشتن برای بالا بردن سطح آموزش خود هستیم، زیرا برای یادگیری به زمان بیشتری نیاز داریم.” این خواست‌ها بسیار فراتر از مبارزه علیه بیکاری از طریق کاهش ساعت کاری بود. نوای منحصربه‌فرد اعتصاب با این شعار زنان ناگهان به صدا درآمد، نوایی که جهان دیگری را به‌تصویر می‌کشید.

دیرزمانی است که “اتحادیه زنان کارگر” خواست شش ساعت کار در روز را به‌هدف‌هایی از جمله: اجرای تقسیم نسبتاً عادلانه ساعت کار در همه بخش‌ها بدون کاهش دستمزد، هماهنگ ساختن کار مزدی با کار در منزل، و کار اجتماعی با وقت آزاد برای برآورده ساختن نیازهای انسانی، داشتن زمان کافی برای مراقبت و نگهداری از خود و خانواده را مطرح و به‌شکلی مصمم پیگیری می‌کنند.  “هایدی شارف” همچنین درباره اهمیت کاهش ساعت کار به این موضوع اشاره می‌کند که “بسیاری از شرکت‌ها کارگر ماهر پیدا نمی‌کنند، زیرا کارگران ماهر در اعتراض به افزایش ساعت کار و شرایط سخت محیط کار و فشار کاری بالا با دستمزد کم حاضر به قبول شرایط کارفرماها نیستند. خواست امروز کارگران چهار روز کار با ۳۰ ساعت کار در هفته و با دریافت کامل دستمزد است.”  پرسش اساسی این است: چرا تعداد اندکی می‌توانند هزینه‌های زندگی را تامین کنند و تعداد بی‌شماری از تامین آن هزینه‌ها عاجزند؟

[منبع نقل مطلب و ترجمه به‌فارسی: روزنامه “عصر ما”، نشریه “حزب کمونیست آلمان” ( د. ک .پ)، چهارم خردادماه‌ ۱۴۰۳].

به نقل از ضمیمۀ کارگری «نامۀ مردم»، شمارۀ ۸۶، ۲۸ خرداد ۱۴۰۳

Weniger ist mehr

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا