شکل ویژهٔ فقر در نظام سرمایهداری
فقر بدون توجه به شیوه تولید سرمایهداری همچون پدیدهای همگن با آن دیده میشود. بسیاری از اقتصاددانان خوشنام نیز این دیدگاه همگن بودن فقر با سرمایهداری را باور دارند. با این حال، فقر در سرمایهداری با فقر در دوران پیشاسرمایهداری یکسان نیست. حتی اگر برای هدفهای آماری، فقر به معنای نداشتن دسترسی به مجموعهای از کالاهای اساسی که برای زندگی ضروری هستند بدون توجه به شیوه تولید، این واقعیت باقی میماند که چنین کمبودی درنظام سرمایهداری در مجموعهای از روابط اجتماعی متفاوت از پیش درهم تنیده است. بنابراین، فقر در سرمایهداری شکل ویژهای به خود میگیرد که با ناامنی و خواری مشخص میشود و آن را بهویژه تابنیاوردنی میکند.
کم وبیش چهار ویژگی متمایز در پدیده فقر در نظام سرمایهداری وجود دارد. اولین مورد از اجرای سختگیرانهٔ قراردادها ناشی میشود، به این معنا که فقیران بدون توجه به شرایط چگونگی گذران زندگی، بدهیشان را باید پرداخت کنند. این میتواند به از دست دادن داراییها یا فقر شدید بینجامد. در دوران پیشاسرمایهداری، مانند حاکمیت مغولان در هند، مالیات بر پایه برداشت محصول تعیین میشد. بنابراین در سالهای برداشت نامطلوب، بار مالیاتی کاهش مییافت و بین دهقانان و اربابان تقسیم میشد. اما در هند مستعمراتی، هندی که بازتاب دهنده قانونمندیهای سرمایهداری بود، مناسبات بین تولیدکنندگان و مالکان یا اربابان زمین تغییر یافت. قرارداد این گونه بود که تولید کننده اجازه داشت بر روی قطعهای زمین که در اختیارش گذاشته میشد کشت و کار کند و سپس مقدار معینی از درآمدش را بابت مالیات به دولت بپردازد. مالیات مبلغ ثابتی بودند که بر پایه زمینهایی که روی آنها کشت و کار انجام میگرفت تعیین میشد. این بدان معنا بود که در سالهای برداشت نامطلوب، تمام بار مالی بر دوش تولیدکننده میافتاد. قراردادها نه بر پایه متغیر بودن مقدار محصول یا سهیم شدن در هزینه یا به شکل دادن بخشی از محصول به جای پول تعیین میشد، بلکه پرداخت پول ثابت را میطلبید. این باعث میشد دهقانان و کشاورزان خُردهپا بهناگزیر داراییشان را به وامدهندگان پول از دست بدهند. در واقع فقر با بینوایی همراه شد و بدین ترتیب تولیدکنندگان را با افزایش تصاعدی فقر روبرو کرد.
به بیان دیگر، نداشتن دسترسی تولیدکنندگان به کالاهای اساسی با از دست دادن “موجودیشان” از داراییها درآمیخت که به معنای افزایش آسیبپذیریشان در طول زمان بود. بدین سان نیروی توانمندی در چرخهٔ فقر ورود کرد که به شدت آن میافزود.
دومین ویژگی فقر سرمایهداری این است که گریبان هر شخص را چه به صورت فرد و چه خانوار میگیرد. در دوران پیشاسرمایهداری که مردم در جامعههای کوچکتر باهم بهسر میبردند، سایر اعضای جامعه، خواه وابسته به یک گروه اجتماعی ممتاز یا یک روستا، در هنگام برداشت محصول در سالهای نامطلوب یا رویدادهای ناگوار طبیعی به یاری فقیران میشتافتند. بهسخنی دیگر، بینوایان و تهیدستان در مصیبت خود تنها نمیماندند. اما در نظام سرمایهداری هنگامی که اجتماعهای گوناگون بهدلیل منطق سرسخت نظام از هم پاشیده میشوند و شخص به واحد اصلی اقتصاد تبدیل میشود و این شخص ناگزیر است در تنهایی با بینوایی و تهیدستی سر کند.
نظریههای غیرمارکسیستی سنتی از تشخیص این تغییر اساسی ناتوان هستند، زیرا از هرگونه درک تاریخی بیبهرهاند. مارکس اقتصاد کلاسیک را بر اساس این دیدگاه که فرد (فرد اجتماعی) که در برههٔ زمانی معینی از تاریخ سر برآورده است و همواره بدون تغییر به همین شکل وجود داشته است به دلیل نادیده گرفتن تاریخ سرزنش میکرد. اقتصاد نوکلاسیک که با “کارل منگر” و “ستانلی جوونز” در حوالی سال ۱۸۷۰/۱۲۴۹ خورشیدی آغاز شد، فرد را به مقام الاهیّت (تقدس) رساند و او را همچون مقولهای ابدی و سرآغاز فراکافت اقتصادی در نظر گرفت. بنابراین، هر دو نگرش تضاد بین فقر سرمایهداری و فقر پیشاسرمایهداری را درنیافتند. فرد در نظام سرمایهداری با فقر در تنهایی و جدا از اجتماعش بهسر میبرد در حالی که در پیشاسرمایهداری، اجتماع در بینوایی و تنگدستی فرد همراه و سهیم میشد.
این واقعیت که یکی از مشخصههای سرمایهداری با بیگانگی فرد از اجتماع مشخص میشود (تا زمانی که اتحادیههای کارگری یا “همبستهای” دیگری برای مبارزه جمعی علیه نظام بههم بپیوندند) و اینکه این افراد هستند که فقر را میآزمایند، سویه دیگری به فقر میدهد. فقر در نظام سرمایهداری تنها نداشتن دسترسی به مجموعهای از کالاهای اساسی نیست، بلکه آسیبهای روانی ناشی از این بینوایی را نیز شامل میشود.
این موضوع زمانی آشکارتر میشود که به ویژگی سوم فقر در سرمایهداری بنگریم که به دو دلیل اصلی بهوجود میآید: دستمزد پایین برای افرادی که شاغل هستند و کمبود فرصتهای شغلی برای دیگران. ارتش ذخیره کار بهویژه به فقر مبتلا و در رنج است. در اقتصادهایی مانند اقتصاد هند، که “شاغل” و “بیکار” مقولههای نامجزا از یکدیگر هستند و بیشتر کارگران چندین روز در هفته یا چند ساعت در روز بیکار هستند، آسیبهای روانی ناشی از پیدا نکردن کار بیش از پیش گستردهتر است. بهنظر میرسد کمبود اشتغال جدا از اینکه نداشتن دسترسی به مجموعهای از کالاهای اساسی را باعث میشود شیرهٔ وجود فرد را نیز میکِشد.
چهارمین ویژگی فقر در نظام سرمایهداری ابهام و درک نادرست از عاملهای پدید آورندهٔ آن در میان کسانی است که گرفتارش شدهاند. در اجتماعهای پیشاسرمایهداری، فقر بهمعنای نداشتن دسترسی به مجموعه معینی از کالاهای ضروری بدون تردید با مقدار تولید و سهمی که ارباب میبُرد مرتبط بود. در حقیقت همه میتوانند مفهوم این گزاره را دریابند: برداشت نامطلوب ممکن است اندازه محصول را کاهش دهد و از این رو فقر را تشدید کند (حتی با وجود سهیم شدن در پیامدهای کمبود در تولید). به همین ترتیب، یک ارباب آزمند میتواند آنقدر از تولید کنندگان بردارد که بسیاری از آنان را حتی در سالهای برداشت معمولی بهسوی فقر سوق دهد. اما اینکه چرا فردی در شرایط سرمایهداری بیکار میماند و از این رو فقیر میشود، برایش یک معما باقی میماند. به همین ترتیب، اینکه چرا قیمتها بهطور ناگهانی افزایش مییابد و کسان بیشتری را به سمت فقر سوق میدهد، برای تهیدستان معمایی ادامهدار است.
برای نمونه، “ساتیاجیت رای”، کارگردان و فیلمساز نامی هند، با ساختن فیلمی درباره تنگسالی (قحطی) در بنگال بهنام “رعد دوردست۱” در سال ۱۹۴۳/۱۳۲۲ نشان میدهد در آستانه تنگسالی در آن زمان، قیمتها در بنگال پا به پای اشغال سنگاپور از سوی سربازان ژاپن افزایش مییابد. امروز جنگ در اوکراین بیگمان افزایش قیمت مواد غذایی در سراسر جهان را موجب میشود چندان که فقر را حتی در یک روستای دورافتاده آفریقایی یا هندی تشدید میکند. ناروشنی و ابهام در مورد ریشههای فقر در نظام سرمایهداری با پدیده بههمپیوستگی جهانی (جهانیشدن) سرمایهداری مرتبط است. بهاین معنا که رویدادهای جهانی، حتی در سرزمینهای دوردست، بر دورترین روستاها اثرگذار است.
این ویژگیهای یگانهٔ فقر در نظام سرمایهداری پیامدهای مهمی دارد، اما من تنها یکی را برجسته میکنم. بسیاری از انسانهای نیکخواه که مایلند فقر را کاهش داده یا از بین ببرند پیشنهاد میکنند که دولت باید حداقل درآمد اولیه را برای کاهش دادن یا از بین بردن فقر برای همه فراهم کند. این البته در هیچ کجا در مقیاس لازم رخ نداده است، بهطوری که فقر همچون پدیدهای اجتماعی ادامه مییابد و حتی بهدلیل تورم جهانی قیمت مواد غذایی در کنار رکود ناشی از سرمایه داری نولیبرال، بدتر هم میشود. حتی پیشنهاد یارانههای دولتی اغلب ناچیز و ناکافی است. همه اینها بهطورعمده فقر را بهمعنای نداشتن دسترسی به مجموعهای از کالاهای اساسی بررسی میکنند، یعنی به ویژگیهای مشخص فقر در نظام سرمایهداری نمیپردازند.
حتی اگر با پخش یارانههای دولتی بتوان بر فقر بهمعنای نداشتن دسترسی به کالاهای اساسی غلبه کرد، باز هم در زدودن فقر در نظام سرمایهداری و پیامدهای واپسین آن مانند آسیبهای روانی، از بین رفتن کرامت نفس و احترام به خویشتن بهسبب بیکاری برنخواهد آمد. راه برونرفت از پدیده فقر در نظام سرمایهداری به اشتغال همگانی نیاز دارد. “کینز”، اقتصاددادن انگلیسی بر این باور بود که اشتغال همگانی در نظام سرمایهداری شدنی است، اما معلوم شد که اشتباه میکرد. این بدان معنا نیست که یارانههای دولتی نباید درنظر گرفته شوند. اما آنها راهکارهای ناکافی و مرهمهای آرامشبخش ناپایداری هستند که به ریشه مشکل نمیپردازند.
در هند، هماکنون پنج کیلوگرم دانههای غذایی به هر خانوار که در حدود هشت صد میلیون نفر را دربر میگیرد داده میشود. با این حال، مشخص نیست که چقدر از آن به دستشان میرسد و این طرح که از زمان همهگیری کووید راهاندازی شد تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. اما هر کسی که فکر میکند چنین شگردهایی نوشداروی فقر در هند کنونی است، اشتباه میکند. آنچه مورد نیاز است، فراهمسازی جهانی اشتغال، آموزش، مراقبتهای بهداشتی، امنیت سالمندان، و غذا است که کرامت انسانی شهروندان جامعهای دموکراتیک را به مردم بازگرداند. اما برای کامیابی این هدف باید از سرمایهداری نولیبرال گذر کرد.
————————-
۱. رعد دوردست فیلم سینمایی درام هندی به کارگردانی “ساتیاجیت رای” است که در سال ۱۹۷۳ / ۱۳۵۲ اکران شد. این فیلم در ۱۹۷۳ برنده جایزهٔ خرس طلایی جشنواره فیلم برلین شد. داستان فیلم در روستایی در ایالت بنگال هند در طول جنگ جهانی دوم میگذرد و تأثیر قحطی بزرگ سال ۱۹۴۳ بر روستاهای بنگال را تصویر میکند و مقیاس انسانی رویدادی فاجعهبار را نشان میدهد، فاجعهای که بیش از ۳ میلیون نفر را کشت (با بهرهگیری از ویکیپدیای فارسی).
*
نویسنده “پرابهات پاتنایک”، اقتصاددان برجسته، پروفسور بازنشسته از دانشگاه جواهر لعل نهرو- هند.
[منبع برگردان بهفارسی: نشریه “دمکراسی مردمی”، نشریه اینترنتی حزب کمونیست هند (مارکسیست)، ۳۰ ژوئن ۲۰۲۴/ ۱۰تیرماه ۱۴۰۳].author: Prabhat Patnaik
Peoples Democracy, June 30, 2024
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۱۴، ۲۲ مرداد ۱۴۰۳




