مسایل بین‌المللی

پیکار فلسطین مسئله‌ای مذهبی نیست، بلکه مبارزهٔ رهایی‌بخش ملی فلسطینی‌ها است

باید به‌خاطر داشت مناقشهٔ اسرائیل و فلسطین نزاعی مذهبی میان یهودیان و مسلمانان نیست، بلکه مبارزهٔ مردم ستمدیدهٔ فلسطین علیه ۷۵ سال اشغال سرزمین‌های‌شان بوده است.

 

بیش از ده ماه از آغاز جنگ نسل‌کشی اسرائیل علیه فلسطینی‌ها در غزه می‌گذرد. تا کنون حدود چهل‌هزار نفر که عدهٔ بسیار زیادی از آنان زن و کودک بوده‌اند در بمباران‌ها و حمله‌های هوایی‌ کشته شده‌اند. بیمارستان‌ها، مدرسه‌ها، ساختمان‌های مسکونی، و هیچ چیز دیگر از هجوم نیروهای مسلح اسرائیل در امان نبوده‌اند. نیروهای مسلح اسرائیل هرروزه به کرانه باختری اشغالی حمله می‌کنند و تا کنون بیش از ۵۵۰ نفر فلسطینی را در آنجا کشته‌اند و درعین‌حال دولت اشغالگر اسرائیل احداث شهرک‌های غیرقانونی و تصرف زمین‌ها و باغ‌های زیتون فلسطینیان در این کرانه تشدید کرده است.

میلیون‌ها نفر در سراسر جهان در برابر این تهاجم‌ها و تجاوزهای دولت اسرائیل به کارزارهای اعتراضی گسترده پیوسته‌اند. عده‌ای زیاد و چشمگیر از یهودیان هم در این کارزارهای اعتراضی شرکت می‌کنند و از اسرائیل می‌خواهند این جنگ وحشیانه را متوقف کند و به‌نام یهودیان عمل نکند. به این ترتیب، این یهودی‌مذهب‌ها خود را از جرگهٔ صهیونیست‌ها و افراط‌گرایان اسرائیل جدا کرده‌اند.

در هند این حزب‌های چپ‌گرا هستند که علیه جنگ و در همبستگی با مردم فلسطین تظاهرات می‌کنند. این امری کاملاً طبیعی است زیرا مبارزهٔ مردم فلسطین برای آزادی ملی در برابر اشغالگری استعمارگران و امپریالیسم است. مبارزهٔ فلسطینی‌ها برای استقلال مبارزهٔ رهایی‌بخشی ملی است که از قرن بیستم به‌جا مانده است و مناقشه‌ای مذهبی میان یهودیان و مسلمانان نبوده و نیست. اسرائیل می‌خواهد مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغال سرزمین‌‌شان از سوی اسرائیل را این‌گونه در اذهان جهانیان به‌تصویر کشیده و بنمایاند. اسرائیل کشوری استعمارگر و اشغالگر است و با اشغال کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، و بیت‌المقدس شرقی، مرزهای سال ۱۹۶۷/۱۳۴۶ خود را گسترش داده است.

متأسفانه در هند، به‌دلیل نفوذ ایدئولوژی “هندو توا” (قوم‌گرایی فاشیستی بر اساس مذهب “هندو”)  و حمایت کامل دولت نارندرا مودی از اسرائیل، مبارزهٔ مردم فلسطین همچون جنگی از جانب مسلمانان بر ضد کشوری یهودی‌مذهب تصور می‌شود. این درک از واقعیت امر که مبارزهٔ مردم فلسطین ضد اشغالگری اسرائیل درگیری و جنگی مذهبی فرقه‌ای است، به همهٔ جامعه‌های مذهبی رخنه کرده است. در ایالت “کرالا”، در جریان کارزار انتخاباتی مجلس “لوک سبها” (مجلس سفلیٰ [پایین]) تأثیر نگرشی نامطلوب به مبارزه‌ای آزادی‌بخش از منظری مذهبی را شاهد بودیم. بسیار پیش از انتخابات، از اکتبر ۲۰۲۳/ مهرماه ۱۴۰۲، زمانی که اسرائیل تهاجم وحشیانه‌اش به مردم غزه [در پاسخ به حملهٔ نیروهای حماس به اسرائیل] را آغاز کرد، “حزب کمونیست هند” (مارکسیست) و “جبههٔ دموکراتیک چپ(LDF)” (ائتلاف سیاسی حاکم در ایالت کرالا) کارزاری در مخالفت با جنگ و اعلام همبستگی با مردم فلسطین آغاز کردند. فراخوان حزب‌های چپ‌گرا در سراسر هند با قدرت کامل در کرالا انجام شد. هنگامی که شروع انتخابات اعلام شد، این کارزار به بخشی از مبارزهٔ فراگیر انتخاباتی “جبهه دموکراتیک چپ”  تبدیل شد.

پس از اعلام نتایج انتخابات، انتقادها از کارزار همبستگی با فلسطین از سوی محفل‌های مختلف مطرح شد. مضمون مشترک این انتقادها این بود که این [درگیری‌ها در غزه] “مسئلهٔ مسلمانان” است و حزب کمونیست هند (مارکسیست) با طرح این موضوع [اعلام همبستگی با مردم فلسطین] به‌دنبال جلب رأی‌های مسلمانان بوده است. حزب “بهاراتیا جاناتا (BJP)” این کارزار حزب کمونیست هند (مارکسیست) و جبهه دموکراتیک چپ را نوعی مماشات با مسلمانان نامید. حتی رئیس “اتحادیهٔ مسلمانان هند”، سید شهاب تانگال، در مصاحبه‌ای حزب کمونیست هند (مارکسیست) را متهم کرد که این حزب با مطرح کردن یک “مسئله مسلمانان” مانند مسئلهٔ فلسطین، تلاش کرده است توده‌های مسلمان را فریب دهد. بخشی از کلیسای مسیحی نیز در جو تأثیرپذیری از این دیدگاه غالب قرار گرفت، دیدگاه غالبی مبتنی بر اینکه افراط‌گرایان مسلمان درحال تهدید دولتی یهودی هستند.

از تمامی این ماجرا باید نتیجه‌گیری کنیم که نخست، حساسیت‌های جمعی در همهٔ جامعه‌های مذهبی کرالا (چه هندو، مسلمان یا مسیحی) درحال افزایش است. تأکید بر این نکته ضروری است که مناقشه اسرائیل و فلسطین مسئله‌ای مذهبی نیست، بلکه مبارزهٔ مردم ستمدیدهٔ فلسطین با ۷۵ سال اشغال سرزمین‌های‌شان است. جامعه مسیحی در کرالا باید از آنچه بر مسیحیان فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی گذشته است آگاه شوند. تعداد مسیحیان که در سال ۱۹۴۸/ ۱۳۲۷خورشیدی زمانی که دولت اسرائیل تشکیل شد، ۱۲ درصد از جمعیت عرب‌های فلسطینی را تشکیل می‌دادند. از آن زمان تا کنون به ۲ درصد از کل جمعیت فلسطینی در کرانه باختری، نوار غزه، و شرق اورشلیم کاهش یافته‌ است.

هنگامی که دولت اسرائیل و دارودسته‌های مسلح [تروریست] بیرون راندن فلسطینی‌ها از کشور تازه تأسیس اسرائیل را آغاز کردند، بسیاری از مسیحیان فلسطینی نیز از خانه‌ها و زمین‌های‌شان رانده و محروم شدند. این روند با اشغال کرانه باختری و غزه از سوی اسرائیل ادامه یافت. درنتیجه، ۱۰ درصد از پناهندگان فلسطینی در سراسر جهان مسیحی هستند. بر اساس سرشماری‌ای که در سال ۲۰۱۷ / ۱۳۹۶از سوی اداره مرکزی آمار فلسطین انجام شد، تنها ۴۷ هزار نفر مسیحی فلسطینی در فلسطین زندگی می‌کردند. از این تعداد، ۹۸ درصد در کرانه باختری اشغالی ساکن هستند و در نوار غزه جمعیتی اندک از آنان به‌تعداد فقط هزار و ۱۰۰  نفر  زندگی می‌کنند.

دولت و نیروهای امنیتی اسرائیل رژیمی سرکوبگر را به‌وجود آورده و شکل داده‌‌اند که زمین‌ها را تصرف می‌کند، دیوار آپارتاید می‌سازد، و پیوندهای اجتماعی و معنوی ملت چندقومی فلسطین را ازهم می‌گسلد. هفتاد سال پیش، بیت‌الحم، شهری در کرانه باختری اشغالی، شهری که به‌باور برخی محل تولد عیسی مسیح است، مسیحیان ۸۰ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دادند. ولی با ساختن دیوار آپارتاید توسط دولت اسرائیل که در سال ۲۰۰۱/ ۱۳۷۰خورشیدی آغاز شد، بیت‌الحم به‌وسیلهٔ این دیوار محاصره و از اورشلیم جدا شد و زمین‌های متعلق به مسلمانان و مسیحیان فلسطینی برای ساخت شهرک‌های یهودی نشین تصرف شد. درنتیجه، مسیحیان از این شهر رانده شدند و امروز تنها ۱۲ درصد از جمعیت این شهر یعنی ۱۱هزار نفر را تشکیل می‌دهند. مسیحیان ساکن بیت‌الحم نمی‌توانند به اورشلیم، شهری که تنها چند کیلومتر با آن فاصله دارد، سفر کنند. آنان حتی هنگام عید پاک و برای بازدید از کلیسای مقبرهٔ مقدس در اورشلیم، کلیسایی که گفته شده است عیسی مسیح در آنجا دفن شده است، باید مجوز درخواست کنند که بسیاری از آنان هم موفق به دریافت مجوز نمی‌شوند. دولت اسرائیل و نیروهای افراطی صهیونیستی هرگز بین فلسطینیان مسلمان و فلسطینیان مسیحی تفاوتی قائل نشده‌اند. هر دو گروه مذهبی فلسطینی زیر بار سنگین اشغال به‌سر می‌برند. کلیساها و جامعه مسیحی در فلسطین، قدیمی‌ترین پیوندهای زنده با جوامع نخستین مسیحی هستند. بخش عمدهٔ این مسیحیان به کلیساهای ارتدوکس شرقی و پس از آن کلیساهای کاتولیک رومی و سپس کلیساهای پروتستان متعلق هستند.

فلسطینی‌های مسیحی همراه با رهبران‌شان در کلیسا، بیانیهٔ چشمگیری به‌نام “اسناد کایروس فلسطین” را در ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹ / ۱۳۹۸ منتشر کردند که به‌امضای هزاران فلسطینی مسیحی و تأیید کاردینال‌ها و اسقف‌های ۱۳ کلیسای مستقر در اورشلیم رسید. این بیانیه، فراخوانی قدرتمند برای پایان دادن به اشغالگری اسرائیل و بازگرداندن صلح است. در سند کایروس آمده است: “ما همچنین اعلام می‌کنیم که اشغال سرزمین‌های فلسطینی توسط اسرائیل گناهی است علیه خدا و بشریت، زیرا فلسطینی‌ها را از اساسی‌ترین حقوق بشر‌ی‌ای که خدا به آنان داده است، محروم می‌‌کند.” سهل کردن مهاجرت مسیحیان به خارج از فلسطین به‌نفع دولت اسرائیل بوده است. این امر در خدمت هدف اسرائیل است تا فلسطین را به‌منزلهٔ مناقشه‌ای مذهبی میان یهودیان و مسلمانان دانسته شود و درعین‌حال به اسلام‌هراسی حاکم در جهان غرب نیز دامن می‌زند. واقعیت تبدیل شدن دولت اسرائیل به دولتی یهودی که دیگر جامعه‌های مذهبی را سرکوب می‌کند موضوعی است که از سوی بسیاری از پژوهشگران و نویسندگان مستند شده است. برای مثال، ویلیام دالریمپل، نویسنده مشهور، در کتابش به‌نام: “از کوه مقدس”، که سفرنامه‌ای از مکان‌های مقدس مسیحیت باستان است، روایت کرده است که صهیونیست‌ها چگونه صومعه‌ها و بناهای باستانی مسیحی در اورشلیم را از بین برده‌اند. مقامات اسرائیلی در تلاش‌شان به‌منظور بازنویسی تاریخ و اثبات اینکه تنها یهودیت در مرکز اورشلیم قرار دارد به‌ عملیات حفاری‌ برای بازیابی مکان‌های مذهبی یهودی دست می‌زنند درحالی که صومعه‌های مسیحی باستانی حفاری شده برای این منظور را نابود می‌کنند. در جنگ هولناک جاری در غزه، اسرائیلی‌ها حتی به جامعهٔ کوچک مسیحیان در غزه نیز رحم نکرده‌اند. دو حادثه این موضوع را روشن می‌کند. کلیسای “سنت پرفیریوس”، به‌جا مانده از قرن ۱۲ میلادی، بمباران شد و بیش از ده‌ها خانواده مسیحی و مسلمان که در این کلیسا پناه گرفته بودند کشته شدند. سپس، در کلیسای “خانوادهٔ مقدس” که خانواده‌های مسیحی در آن پناه گرفته بودند، یک مادر و دختر بر اثر شلیک تک‌تیراندازان اسرائیلی کشته شدند. این کشتار بی‌رحمانه با محکومیت پاپ مواجه شد. تعجب‌آور است که همه این وقایع از دید آحاد جامعهٔ مسیحی کرالا پنهان نگه‌داشته می‌شوند و به آنان گفته می‌شود بنیادگرایان اسلامی علیه اسرائیل جنگ می‌کنند. بخش عمدهٔ‌ این تبلیغات از برخی کلیساها در ایالات متحده به‌‌ویژه از سوی مبلغان راست‌گرا که حامیان سرسخت صهیونیست‌ها شده‌اند، سرچشمه می‌گیرد. بسیاری از مردم نمی‌دانند حماس به‌منزله نیروی سیاسی‌ای مهم در ابتدا با حمایت مقام‌های اسرائیلی قدرت گرفت به‌این هدف که بتوانند از آن در مقام نیرویی مخالف در برابر تشکل سکولار “سازمان آزادی‌بخش فلسطین” استفاده کنند. از آن زمان دورباطلی از افراط‌گرایی اسلامی و افراط‌گرایی راست‌گرای یهودی را شاهد بوده‌ایم، افراط‌گرایی راست‌گرای یهودی‌ای که اکنون دولت نتانیاهو را کنترل می‌کند. بنابراین ضروری است با این دیدگاه که مسئلهٔ اسرائیل-فلسطین مناقشه‌ای مذهبی است مقابله کنیم. مردم فلسطین، چه مسلمان و چه مسیحی، طولانی‌ترین دورهٔ اشغال در دوران معاصر را متحمل شده‌اند. زیرا “اسرائیل” به پایگاه امپریالیسم آمریکا برای مبارزه با نیروهای “ناسیونالیست سکولار عرب” در منطقه تبدیل شده است و با تغییر وضعیت جهانی به‌ویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نیروهای هویت‌گرای مذهبی در کانون توجه قرار گرفتند. کشورهای پادشاهی و شیخ‌نشین‌های عربی که به متحدان ایالات متحده تبدیل شده‌اند به منافع مردم فلسطین خیانت کرده‌اند.

با درک همه این عامل‌های نامطلوب، شجاعت و صلابت مردم فلسطین که هرگز از مقاومت در برابر اشغالگری دست برنداشته‌اند را باید تحسین کنیم. مردم کرالا، صرف‌نظر از اینکه به کدام جامعه مذهبی تعلق دارند، می‌توانند و باید در کنار خواستار شدن عدالت و آزادی برای مردم فلسطین بسیج شوند.

 

نوشته پراکاش کارات، دبیرکل سابق حزب کمونیست هند (مارکسیست)،

 [منبع نقل و برگردان به فارسی: روزنامه “مورنینگ استار”، ۶ مردادماه  ۱۴۰۳(۲۷ ژوئیه ۲۰۲۴)].

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ  ۱۲۱۴، ۲۲ مرداد ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا