شعر معاصر فارسی و سالهای سپری کردن لحظههای دشوار
انتشار مجموعه شعری از محمدرضا شفیعیکدکنی بهنام: “نامهای به آسمان” در اواخر سال گذشته پشت سد سانسور بیمحابای وزارت ارشاد رژیم متوقف شد که این توقف با اعتراض حتا رسانههای مجاز و چهرههای نزدیک به حکومت هم روبرو شد، اما بالاخره مجوز نشر دریافت کرد.
وقتی مجموعه شعر شاعری در مقام شفیعی کدکنی را میدهند ادارهجاتیهای ارشاد بهاصطلاح ممیزی کنند و آنان هم به نشر آن مجوز نمیدهند، حساب چاپ آثار بقیه بهخصوص شاعران جوان و تازهکار که با چاپ آثار آنان آیندهٔ شعر معاصر- درواقع شعر آتی- فارسی رقم میخورد روشن است، البته بهگفتهٔ شفیعی کدکنی “شاعرانِ جوانی… که بعضی شعرهاشان مثل بعضی شعرهای مهدی اخوان ثالث مایهٔ شگفتی شعرشناسان شود.”
این باد هرزه، یاوه دراییست بیگمان
میبافد از ترانهٔ تکرار ریسمان
روزی که زاغ آمد و بر آینه نشست
از انحطاط شعر خبر داد، آسمان.
شفیعی کدکنی
محمدرضا شفیعیکدکنی، ادبشناس، پژوهشگر، مصحح و مفسر آثار کلاسیک ادبیات فارسی، و شاعر پرآوازه، سالها پیش در نامهای به دوستی دربارهٔ شعر معاصر فارسی از شاعرانی نام میبرد که امیدوار است شاعران جوان کنونی همچون آنان اثرگذار باشند. بخشی از این نامه را بهاختصار در زیر میآوریم:
“متأسفانه شعر معاصر فارسی، در ربع قرن اخیر، لحظهٔ دشواری را تجربه میکند. امیدوارم بهزودی ما شاعران ۲۰- ۳۰ سالهای (مثل اخوان و کسرایی و فروغ و مشیری چهل سال پیش) داشته باشیم که بیایند و دنبالهٔ آن صفهای* نامبرده در بالا را تکمیل کنند، نه اینکه کار آنها را تقلید کنند. نه!
بلکه با کارهای بدیع و نوآیین خویش بر شمار آنگونه شاعران که مورد نیاز تاریخ و جامعهاند بیفزایند، شاعرانی که با شعرشان مثل شعر گلچینگیلانی و شهریار و حمیدی و مشیری بتوان گریست و یا با شعرشان مثل شعر عشقی و ایرج و افراشته بتوان شاد شد و خندید و یا از آنها که مثل بهار و پروین با شعرشان در برابر حوادث اجتماعی و تاریخی و اخلاقی چتر محافظتی بر سرِ میهن خویش بگشایند و یا مثل فروغ و سپهری ما را بهتحسین تجربههای شخصی خود وادارند و از همه بیشتر بهامید اینکه شاعرانِ جوانی داشته باشیم که بعضی شعرهاشان مثل بعضی شعرهای مهدی اخوان ثالث مایهٔ شگفتی شعرشناسان شود. توکیو، آذر ۱۳۷۷”
[برگرفته از کتاب “با چراغ و آینه”، در جستجوی ریشههای تحول شعر معاصر ایران، نوشته محمدرضا شفیعیکدکنی، انتشارات سخن، تهران، ۱۳۹۰، صص۵۳۴، ۵۳۵، ۵۳۶].درباره محمدرضا شفیعی کدکنی باید اضافه کنیم که بهجز تصحیحهایی بسیار از آثار ماندگار ادبیات فارسی ازجمله “غزلیات شمس تبریز” مولوی، “منطقالطیر” و “تذکرةالاولیاء” عطار نیشابوری، “اسرارالتوحید” ابوسعید ابوالخیر، و پژوهشها در زمینه ادبشناسی و نقد آثار شاعران کلاسیک و معاصر، آثاری چون “زمزمهها”، “شبخوانی”، “از زبان برگ”، “در کوچهباغهای نشابور”، “بوی جوی مولیان”، “از بودن و سرودن”، “مثل درخت در شب باران”، “هزارهٔ دوم آهوی کوهی”، “طفلی بهنام شادی”، و مجموعه شعرهایی دیگر جزو آفریدهٔهای شفیعی کدکنی هستند.
* شفیعی کدکنی در این نامه چند “صف” از شاعران را- علاوه بر شاعرانی که در بالا نام برده است- که با خواندن شعرهایشان حالات و احساسهایی که در بالا وصف میکند داشته را نام میبرد که عبارتند از:لاهوتی، عارف قزوینی، سید اشرف [گیلانی، نسیم شمال]، بهروز، خانلری (شعر عقاب)، توللی (در بافت تاریخی “رها” [مجموعه شعر])، بعضی کارهای کوتاه و ژرف نیما.
با این مقدمه، گاهنامه “بهسوی آینده” تصمیم به چاپ مجدد و بهتدریج برخی آثار از گنجینهٔ گرانبهای بازماندهٔ چهرههای شعر معاصر فارسی را بهاطلاع میرساند.
بهاین منظور، شعر بلند “هنگام هنگامهها”ی سیاوش کسرایی (کوتاه شده) را در این شماره تجدید چاپ میکند.
به نقل از «به سوی آینده»، ، شمارۀ ۸، مرداد ۱۴۰۳




