به سوی آینده

«کمدی الهیِ» انتخابات در جمهوری اسلامی، سیاست‌ورزی از روی استیصال و بی‌اعتقادی به توانِ جنبش مردمی

سیما روشنی

 

پیش‌درآمد

انتخابات در حکومت جمهوری اسلامی پدیدهٔ جالبی است. هرچهار سال یک‌ بار کارناوال انتخابات به‌راه می‌افتد، کارناوالِ انتخاباتِ مجلس بی‌اختیاران شورای اسلامی یا کارناوالِ برگماریِ رئیس‌جمهور تدارکاتچی. مهم نیست کدام باشد. ولی فقیه همهٔ مردم و حتی مخالفان را برای حفظ “امنیت نظام” به رأی دادن تشویق می‌کند،‌ گروه‌ها و نیروهای سیاسی هوادار حکومت از خواب زمستانی بیدار می‌شوند و انواع و اقسام تئوری‌های  تروتازهٔ نوبرانه و ناب دربارهٔ تقسیم قدرت در درون حکومت را ارائه می‌دهند، و گروهی “انتخابات‌چی” حرفه‌ای هم در خارج از کشور برای گرم کردن تنور انتخابات تمام قد وارد میدان می‌شوند و با نشان دادن “روزنه‌“ای که چشم‌های دیگر نتوانسته‌اند ببینندش و این گروه دهه‌های گذشته مرتب دنبال آن بوده‌ است “یوریکا، یوریکا” [یافتم، یافتم] گویان مانند ارشمیدس در حمام که پی برد می‌توان حجم هر جسم را با فرو بردنش در آب و اندازه‌گیری حجم آب سرریز شده محاسبه کرد، این بار برخلاف همۀ دفعات گذشته “روزنه‌ای” را کشف می‌کنند که نباید از آن غفلت کرد. مردم از کنار این روزنه می‌گذرند و گویا نمی‌بینندش و چون هرروزه دشوارِ زندگی در جهنم جمهوری اسلامی را با پوست و گوشت خود احساس می‌کنند عمدتاً بی‌اعتنا به این بازی‌های انتخاباتی در کف خیابان در مقابل مزدوران حکومت به مبارزه دلیرانه‌شان ادامه می‌دهند. در زمرهٔ این مردم حتی آنانی هم که به‌ناچار به‌پای صندوق‌های رأی می‌روند نه از سر اعتقاد به پیدا شدن “روزنه”‌ بلکه با انداختن رأی باطله یا دادن رأی به کسانی که فکر می‌کنند نامزد رسمی رژیم نیستند تنفرشان از ادامه این حکومت عمیقاً ضد انسانی و استبدادی ابراز می‌کنند.

آقای ابوالفضل قدیانی که در سال‌های اخیر پیگرانه در مقابل حکومت استبدادی ایستاده است در مورد آخرین نمایش انتخاباتی حکومت می‌گوید: “نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ مانند سه انتخابات گذشته گواه عدم مقبولیت و مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران و رأس آن، علی خامنه‌ای، بود. این نکته که عزم مردم در عدم شرکت در خیمه‌شب‌بازی انتخابات، حتی دست مهندسان انتخابات و دستگاه پروپاگاندای نظام را برای نمایش مشروعیت بست نیز خود گویاست که جامعه ایران به چه سویی می‌رود… کیست که نداند اکثریت کسانی که نام مسعود پزشکیان را در برگه رأی نوشتند، از سر استیصال و به‌مصداق ٬الغریق یتشبث بکل حشیش٬ [غريق، به هر شاخه‌ی خشکيده‌ای چنگ می‌زند (تا خود را نجات دهد) ] چنین کردند.” ۱

اگر میزان شرکت مردم در انتخابات ۱۳۷۶ ‌که به‌روایتی بالاترین میزان شرکت کنندگان در انتخابات بود و بر اساس آمار وزارت کشور به  بیش از ۷۹ درصد رسید را مقایسه کنیم با انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ که در دور اول بنابه اظهار وزارت کشور حکومت تنها ۳۹ درصد در آن شرکت کردند (با آمار بالایی از رأی‌های باطله)،‌ میزان بی‌اعتقادی و فروپاشی اعتماد مردم به نمایش‌های انتخاباتی حکومت در دهه‌های اخیر نشان داده می‌شود.

حسن روحانی که زمانی خود مانند مسعود پزشکیان به‌منزلهٔ نامزد “روزنه”ای‌ به‌ریاست‌جمهوری برگمارده شد، در سخنانی که در اواخر دوران ریاست‌جمهوری‌اش بیان کرد ضمن اعتراف به بی‌اختیاری رئیس‌جمهوری در نظام سیاسی حکومت جمهوری اسلامی گفت:‌ “از کسی که اختیارات ندارد، چه مسئولیتی می‌خواهید؟” و با شکایت از “دستگاه‌های نظارتی“،‌ افزود:‌ “در صورت دخالت دستگاه‌های نظارتی، هرکس در این کشور رئیس‌جمهور باشد، ناموفق است و به جایی نمی‌رسد”۲.

محمد خاتمی نیز که در جریان نمایش انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در اسفندماه ۱۴۰۲ از شرکت در این انتخابات خودداری کرد، در دیداری که نوار صوتی آن لو رفت و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، با انتقاد به عملکرد اصلاح‌طلبان حکومتی درباره دلیل شرکت نکردنش در انتخابات از جمله گفت:‌ “تا حالا گدایی می‌کردیم، عجز و التماس می‌کردیم، سه تا کرسی هم به ما بدهید تو مجلس. عجز و التماس می‌کردیم که بیایید یک خرده رفتارتان را عوض کنید… ما هم کنار مردم قرار می‌گیریم، حرف‌هایمان را می‌زنیم، می‌گوییم راه مملکت این است. “۳

محمدجواد ظریف هم که نقشی مهم را در کارزار پزشکیان عهده‌دار بود و این روز‌ها هم نقش عمدهٔ تعیین وزاری کابینۀ پزشکیان را عهده‌دار است در مصاحبه‌ای با روزنامۀ “اعتماد”، ۴ بهمن ۱۳۹۹، در مورد نقشش در سیاست خارجی کشور در پاسخ به این سؤال خبرنگار که “چقدر از صفر تا صد سیاست خارجی در این هشت سال دست محمدجواد ظریف بود؟” گفت: “صفر”.۴

 

آزمودن آزموده‌ها یا …

از سقراط، فیلسوف بزرگ یونانی که در سال ۳۹۹ قبل از میلاد در سن هفتاد سالگی به‌‌ منحرف کردن ذهن جوانان و کفرگویی و زیر سؤال بردن سنت‌ها را با فلسفهٔ ویرانگرش متهم شد، در حرکتی تاریخی با خوردن جام شوکران مرگ را بر تسلیم در مقابل دیکتاتورها و خدایان دروغین ترجیح داد نقل می‌شود که می‌گفت: “سعادتمند کسی است که از هر اشتباهی که از او سر می‌زند، تجربه‌ای جدید به‌دست آورد”. افسوس که این گفتهٔ نغز تاریخی در گوش کسانی فرو نرفته که بیش از سه دهه است مرتب تجربه‌های گذشته را از روی نابخردی یا از سر عمد تکرار می‌کنند و هیچ از اشتباهات گذشته خود نمی‌آموزند. نمونهٔ‌ یکی از این کسان آقای فرخ نگهدار است که در سی‌سال گذشته پیگیرانه در تمامی نمایش‌های انتخاباتی رژیم شرکت کرده است و “روزنه” پشت “روزنه” کشف و امتحان کرده است اما باز هم در بر همان پاشنه می‌چرخد. مروری برگفته‌های او در مورد نمایش‌های انتخاباتی گوناگون رژیم از روحانی تا رئیسی و پزشکیان– که شباهت زیادی به‌هم دارند- همگی دربر دارندهٔ یک پیام مشترک است و آن اعتقاد به این که سران حکومت جمهوری اسلامی و خصوصاً علی خامنه‌ای قرار است به نصایح نگهدار و دیگرانی چون او گوش بدهند و راه را برای اصلاح حکومتی که بر استبداد مطلق استوار است بگشایند. چند نمونه برای روشنگری در زیر می‌آید:

“این فکر که ٬اصلاح امور در جمهوری اسلامی ممکن نیست٬ و یا اینکه ٬باید اول رژیم را عوض کرد تا اصلاحات امکان‌پذیر شود٬ بی‌پایه و زیان‌بار است. … این فکر که رئیس‌جمهوری و مجلس در ایران هیچ‌کاره (تدارکات‌چی) و رهبر و شورای نگهبان همه‌کاره‌اند غلط و گمراه کننده است…” ۵

“جامعه ایرانی به نقطه‌ای رسیده است که دیگر نمی‌توان آن را بدون یک سیستم شکل گرفتهٔ حقوقی و قانونی- و بدون عبور از منشور انتخابات- اداره کرد. این تحول حاصل تلاشی است که شهروندان ایرانی از مشروطه تا امروز نسل اندر نسل پی گرفته‌اند… این که ایران به جایی رسیده است که بدون قانون و انتخابات اداره شدنی نیست، باید همه فعالین سیاسی را قانع سازد که احزاب سیاسی ایرانی باید به احزابی برای انتخابات تبدیل شوند.”۶

در مقابل این تحلیل‌های بی‌پایه که نشان دهندهٔ بی‌اطلاعی نگهدار از اوضاع کشور و فقر سیاسی- دیدگاهی اوست، مصطفی تاج‌‌زاده از زندان اوین در مطلبی که ۲۴ تیرماه ۱۴۰۳ در پایگاه تلگرامی‌اش منتشر کرد در مورد ماهیت انتخابات در حکومت جمهوری اسلامی نوشت: “بحران‌های کنونی در ساختار معیوب سیاسی و حقوقی نظام و سیاست‌های فقرگستر، فسادپرور، و انسدادآور رهبر ریشه دارد… گنجاندن ولایت مطلقه فقیه در قانون‌اساسی قدرت را متمرکز، فردی، نامحدود، فراقانونی، غیرپاسخ‌گو کرده است. در هر جامعه‌ای تمرکز اختیارات و واگذاری مادام‌العمر آن به یک فرد، انتخابات را بی‌معنا، دولت و مجلس را مسلوب‌الید، و دستگاه قضا را ابزار سرکوب منتقدان و مخالفان قانون‌گرا می‌کند. حاکمیت نظامیان، فرزند نامشروع اما قهری حکومت یک‌نفره است که جمهوری را ناجمهوری می‌کند و ٬دولت-ملت٬ را به ٬دولت-نیروهای مسلح٬ و در ایران به ٬دولت-سپاه٬ تبدیل نموده است.” ۷

شاید بتوان تفاوت نگهدار و مصطفی تاج‌زاده را در همین دید که یکی به‌گفتهٔ سقراط از تجربیات گذشتهٔ خود آموخته است و دیگری فرخ نگهدار این صفحهٔ سوزن‌خورده و بدآهنگ گرامافونش دربارهٔ انتخابات را همچنان برای مردم پخش می‌کند.

ما در انتخابات ۱۴۰۳ با پدیدهٔ جالب گروهی به‌نام “ده مهر” و “جمعی از هواداران اتحاد چپ ضدامپریالیست ایران”‌ با شباهت‌هایی زیاد به‌یکدیگر رو به‌رو شدیم، گروه و جمعی که برای نخستین بار در طیف “طرفداران انتخابات” به‌جای پیشنهاد حمایت از نامزد مورد حمایت اصلاح‌طلبان [پزشکیان] اعلام کردند که از جلیلی به‌منزلهٔ  یکی از رهبران “جنبش مقاومت” و کسی که قادر است ایران را در مقابل امپریالیسم حفظ کند باید حمایت کنیم. این ارزیابی من‌درآوردی و زائده‌ای ذهنی که توان درک تحولات کشور را ندارد توأم با نداشتن شناخت طبقاتی و پایگاه طبقاتیِ شخصی مثل جلیلی، شخصی که نقش مهمی در غارت کشور داشته است آن‌چنان رسوا بود  که مدافعان شرکت در انتخابات هم حتا ناچار شدند به‌شکل علنی مرزهای‌شان را از این تحلیل جدا کنند.

ارائه نظریه درباره رأی دادن به جلیلی بعد از دفاع جانانهٔ این گروه- در سایت “ده مهر”- از علی خامنه‌ای در مقام نمایندهٔ “خرده بورژوازی ایران” در “نبرد که بر که”‌ای که در درون حاکمیت جمهوری در جریان است (نبردی شبیه به نبردِ دن کیشوت– قهرمان رمانی با همین نام- اثر سروانتس با آسیاب‌های بادی)، و سوگواری در مرگ رئیسی جلاد از سوی گردانندگان (یا گرداننده) این سایت، سؤال‌هایی جدی در مورد ماهیت عملکرد چند نفر دست‌اندرکار این سایت مطرح کرده است. در ارزیابی این افراد از انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری می‌خوانیم: “انتخابات چهاردهمین دورهٔ ریاست‌جمهوری در کشور ما در چارچوب این نبرد جهانی و نقش کنونی ایران در جبههٔ جهانی مقاومت علیه امپریالیسم صورت می‌گیرد. از دست رفتن آقای رئیسی و وزیر خارجهٔ دولت او، آقای امیرعبداللهیان، که مجریان اصلی این سیاست درست در راستای منافع ملی بودند، علاوه بر فاجعهٔ فقدان آنها، اکنون فرصتی تازه‌ برای جناح‌های نئولیبرال غرب‌گرای ایران ایجاد کرده است تا با قبضهٔ مقام ریاست‌جمهوری کشور، بار دیگر ایران را به ریل تسلیم‌طلبی ملتمسانه در برابر آمریکا و دیگر قدرت‌های امپریالیستی بازگردانند، و این عمده‌ترین خطری است که امروز میهن ما را تهدید می‌کند…”۸.

و در دُور دوم انتخابات و پس از شکست سیاست مضحک دفاع از جلیلی، این سایت دفاع مضحک دیگری از جلیلی می‌کند، با این تحلیل: “با ورود انتخابات به دورهٔ دوم، شکاف پنهانی موجود در صف مدافعان سیاست مقاومتی به سطح آمد و شکلی آشکارتر به خود گرفت، و روشن‌تر شد که ما در این انتخابات نه با دو طیف بلکه با سه طیف مواجهیم: آقای پزشکیان به‌عنوان نمایندهٔ جناح غرب‌گرای مدافع اقتصاد ٬بازار آزاد٬ نئولیبرالی، آقای قالیباف به‌عنوان نمایندهٔ سرمایهٔ بوروکراتیک مسلط بر ساختار حکومتی، و آقای جلیلی به‌عنوان کاندیدای توسعه‌طلب مدافع تقویت تولید داخلی، و هوادار

عدالت‌ اجتماعی برای مردم به‌طورعام. و از نظر جهت‌گیری بین‌المللی: جناح آقای پزشکیان: نه شرقی، جناح آقای قالیباف: هم شرقی هم غربی، و جناح آقای جلیلی: نه غربی… بدین ترتیب آقای جلیلی نه به‌دلیل نادرست بودن مواضع شاخته شدهٔ او، بلکه به‌دلیل خودداری از موضع‌گیری صریح به‌نفع پایگاه طبقاتی‌ـ اجتماعی خود، و اتخاذ یک شیوهٔ پوپولیستی غیرطبقاتی که مشکل همیشگی پیروان ٬خط امام٬ از زمان انقلاب تا کنون بوده است، انتخابات را به نمایندهٔ بورژوازی بزرگ نئولیبرال ایران باخت.”۹

 

جنبش مردمی، یگانه “روزنه“ برای نجات ایران از دیکتاتوری حاکم

نیروهای سیاسی‌ای که در ربع قرن گذشته مدام از “انتخابات” به‌عنوان “روزنه” نجات کشور از وضعیت به‌شدت بحرانی کشور دفاع می‌کنند درواقع مجموعه نیروهایی هستند که با همه تفاوت‌های ظاهری در موضع‌گیری‌های‌شان در انتها به‌توان جنبش مردمی برای مقابله با رژیم اعتقادی جدی ندارند و با طرح نظراتی مانند اینکه چون آلترناتیوی در مقابل حکومت اسلامی وجود ندارد تنها راه به‌جلو، وادار کردن حکومت برای تن دادن به “انتخابات آزاد” است. درک نادرست از نظام سیاسی حاکم بر ایران، یعنی رژیم ولایت فقیه، رژیمی که بر اساس آن علی خامنه‌ای “نمایندهٔ خدا” بر روی زمین است و بنابراین حکم‌ها و دستوراتش تمامی قوانین و نهادهای قانونی و انتخابی را تحت‌الشعاع خودش قرار می‌دهد و هرگونه مخالفتی با آن با سرکوب خشن و خونین رو به‌روست، زمینه اساسی ارائه تحلیل‌ها و نظراتی است که با تجربه مردم و با واقعیات تحولات سیاسی کشور در دهه‌های اخیر همخوانی ندارد. نظام سیاسی کشور آن‌چنان است که علی خامنه‌ای برای مطمئن شدن از دفع هرگونه خطر و وسوسه‌ای به‌طورمرتب فرماندهان سپاه، نهادهای امنیتی، و رؤسای قوه قضایی را مستقیماً و رؤسای‌جمهوری و مجلس را به‌شکلی غیر‌مستقیم [به‌شکل انتخابات] تغییر می‌دهد بدون آنکه در مقابل کسی یا نهادی پاسخگو باشد.

تجربۀ سرکوب خشن جنبش “زن، زندگی، آزادی” و همچنین جنبش‌های اعتراضی پیش از آن در سال‌های ۸۸، ۹۶، و ۹۸ که با تأیید همه جناح‌های حکومتی به‌دستور مستقیم علی خامنه‌ای صورت گرفت نشان داد نظام سیاسی کنونی‌ نظامی است عمیقاً ضد مردمی، استبدادی، و فاسد که امید بستن به اصلاح آن نیاموختن از تجربیات گذشته و درواقع خاک پاشیدن به چشم توده‌ها است. جنبش مردمی به‌رغم همه کمبودها و دشواری‌هایش در دهه‌های اخیر دستاوردهای مهمی را به‌همراه داشته است که مهم‌ترینش را گسترش آگاهی مبارزاتی در وسیع‌ترین قشرهای اجتماعی‌ از جمله و خصوصاً کارگران و زحمتکشان و به چالش کشیدن حاکمیت کنونی در ایران می‌توان نام برد. اینکه رهبری جمهوری اسلامی به‌رغم همه ترفندها و تلاش‌ها نتوانسته است به ثبات سیاسی دست یابد و هر روز نگران آغاز جنبش سراسری‌ای تازه است نشان دهندهٔ حرکت کُند ولی به‌جلوِ جنبش مردمی برای پایان دادن به حکومت دیکتاتوری در ایران است. جنبش مردمی و توانمند کردن و سازمان دهی آن در کنار همکاری همه نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور یگانه “روزنه” واقعی برای نجات ایران است. سیاست‌ورزی از روی استیصال و بی‌اعتقادی به‌مبارزۀ پر پیچ و خم جنبش مردمی مانند مبارزه‌ای که ما آن را در خلال سال‌های دهه پنجاه خورشیدی در ایران در پیکار با حکومت دیکتاتوری شاه شاهدش بودیم، بازی کردن فقط در زمین دشمن و تن دادن به چارچوب‌هایی است که علی خامنه‌ای و رژیم او به جامعه ما تحمیل کرده‌اند. نمایش انتخابات در ایران به “کمدی الهی”‌ دانته و سفر او به “دوزخ” و “برزخ” شبیه است تا ابزاری برای اِعمال ارادۀ مردم بر تعیین سرنوشت‌شان.

 

بن‌مایه‌ها:

۱. مقاله “قدیانی: در مرحله دوم نمایش انتخاباتی نیز بر تحریم اصرار می‌ورزم”، به‌نقل از سایت  ایران وایر. ‌ https://shorturl.at/H9neg

۲. به‌نقل از سایت “رادیو فردا”‌.  https://www.radiofarda.com/a/iran-president-rouhani-responsibility/30133834.html

۳. به‌نقل از سایت “بی‌بی‌سی”.  https://www.bbc.com/persian/articles/c72pygjmnv7o

۴. به‌نقل از سایت “مشرق”. https://shorturl.at/tfQ4d

۵. “من و انتخابات”،  به‌نقل از سایت “بی‌بی‌سی”.   https://www.bbc.com/persian/iran/2009/06/090608_ag_ir88_elec_i_negahdar

۶. “انتخابات مُرد، زنده باد انتخابات”،  به‌نقل از سایت “ایران امروز”. https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/30981/

۷. به‌نقل از کانال تلگرامی مصطفی تاج‌زاده  https://shorturl.at/q4uGJ

۸. به‌نقل از سایت “۱۰ مهر”.  https://shorturl.at/IPpXD

۹. به‌نقل از سایت “۱۰ مهر”.   https://shorturl.at/IfSsc

***

به نقل از «به سوی آینده»، ، شمارۀ ۸، مرداد ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا