مسایل بین‌المللی

جمهوری خلق چین در ۷۵ سالگی

“کیث بنت”، از اندیشه‌ورزان حامی تحولات و اصلاحات پردامنه دهه‌های گذشته در کشور چین، در این مقاله  ۷۵ سال نخست حیات  جمهوری خلق چین را بررسی می‌کند و استدلال می‌کند دگرگونی‌های گسترده در این کشور بر توالی‌ای اساسی استوار هستند.

با وجود این‌که چین در بیش از دو هزار سال گذشته بزرگ‌ترین اقتصاد جهان بود، وضعیت این کشور پس از آغاز نخستین جنگ تریاک از سوی بریتانیا در سال ۱۸۳۹/۱۲۱۰ خورشیدی به جامعه‌ای نیمه‌مستعمره و نیمه‌فئودالی تبدیل شد. چینی‌ها این دوران را “سدهٔ سرافکندگی” نام داده‌اند و می‌شناسند، دورانی که با بسته شدن پیمان‌هایی نابرابر، تعرض‌هایی از سوی بیگانگان، جنگ‌هایی داخلی، و در نهایت انقلابی پیروزمندانه همراه شد.

زمانی که “جمهوری خلق چین” در سال ۱۹۴۹/۱۳۲۸ برپا شد، جامعهٔ چین یکی از تهیدست‌ترین جامعه‌های روی زمین بود. در آن زمان بیسوادی بسیار بالا و امید به زندگی به‌ همان اندازه کم بود. پس‌آیندِ مسیر سیاسی “جمهوری خلق چین” را به دو دورهٔ متمایز می‌توان تقسیم کرد. دورهٔ دوم از پایان سال ۱۹۷۸/۱۳۵۷ با درپیش گرفتن سیاست “اصلاحات و گشایش”  آغاز می‌شود.

دورهٔ نخست این مسیر اغلب با پیروی از الگوی “سوسیالیسم شوروی” بازنمود می‌شود. اگر چه در این بازنمود حقیقتی وجود دارد و چین کنونی همچنان در برخی موردها  از “سوسیالیسم شوروی” الهام می‌گیرد، اما این تمام داستان نیست.برای نمونه، چین حتا در تندروترین دوران انقلابی‌اش هرگز نقش بورژوازی ملی را به‌طور‌کامل رد نکرد.

این خود به‌این معنی بود که چین برخلاف اتحاد جمهوری‌های شوروی که نظامی تک‌حزبی بود نظام مشورتی‌ای چندحزبی را حفظ کرد، نظام مشورتی‌ای که حفظ آن همچنان ادامه دارد، نظامی که نقش رهبری “حزب کمونیست” در آن به‌رسمیت شناخته و پاس‌داشته می‌شود. نکته شایان توجه این‌که از دهقانان این کشور (با برخی کژروی‌ها در دوران معروف به “جهش بزرگ به پیش” در سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲/ ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱) همچون خاستگاهی که آن را “انباشت بدوی سوسیالیستی” می‌توان نامید برای رشد شتابان شهرها و صنایع سنگین بهره‌برداری نشد. بلکه، سیاست‌ها بر این شالوده تدوین شدند که دهقانان اکثریت جمعیت را تشکیل می‌دهند و حتا ستون فقرات انقلاب شمرده می‌شوند. در دوران رهبری “مائو” چین از  یکی از فقیرترین کشورهای روی کره زمین به کشوری تبدیل شد که از پس کمبودها و دشواری‌های اساسی در عرصهٔ تغذیه، پوشاک، مسکن، و آموزش بیش از یک چهارم جمعیت جهان -جمعیت چین- توانست برآید، مراقبت‌های پزشکی اولیه را برای همه مردم فراهم کند، سوادآموزی را برای بیشتر مردم به ارمغان آورد، جایگاه و وظیفه اجتماعی زنان را بسیار بهبود بخشد، و دستاوردهای بسیاری دیگر را رقم زند.

 

پس چرا با وجود این دستاوردها دست زدن به چرخشی بنیادی در سال ۱۹۷۸/۱۳۵۶ ضرورت یافت؟

با وجود پیشرفت‌هایی که در دوران “مائو” حاصل شد، چین تا زمان مرگ او در سال ۱۹۷۶/۱۳۵۵ همچنان کشوری بسیار فقیر بود هرچند نیازهای اساسی زندگی مانند غذا، مسکن، و آموزش کمابیش تأمین می‌شد؟

در حالی که نایاب بودن مواد غذایی و گرسنگی از بین رفته بود، اما غذا هنوز به‌طرزی سخت‌گیرانه جیره‌بندی می‌شد. “شی جین‌پینگ”، رییس‌جمهور کنونی چین، هنگام یادآوری دوران جوانی‌اش که در منطقه‌ای انقلابی با دیگر کشاورزان کار می‌کرد، بارها گفته است آرزویش این بود که روزی روستاییان بتوانند گوشت را به سفره‌شان بیاورند و هیچ‌گاه در دسترسی به گوشت کمبودی نداشته باشند. اگرچه ناهمخوانی‌ها و نابرابری‌ها در توزیع همچنان پابرجا ماندند، اما چین در زمان “مائو” را یکی از جامعه‌های روی زمین می‌شد به‌شمار آورد که در آن حق برابری فراگیر بود باوجود این تا اندازه زیادی می‌شد گفت دوران “سوسیالیسم با فقر مشترک” بود.

افزون بر این، در آن برهه، دگرگونی‌هایی عظیم در سطح جهان در حال روی دادن بودند. کشورهای همسایه چین و دیگر سرزمین‌های پیرامونش شتابان رو به‌سوی توسعه داشتند، هر چند این توسعه‌ها اغلب با نابرابری‌هایی همراه بودند. با این حال چین این توسعه سرمایه‌داری در پیرامونش را ماهرانه به فرصتی مثبت تبدیل کرد و از آن به‌سان منبع اصلی سرمایه‌گذاری در مرحلهٔ نخست سیاست “اصلاحات و گشایش” بهره برد.

اشتیاق سرمایه‌گذاران برای ورود به بازار چین انگیزه‌هایی مختلف داشت که برای نمونه از احساس میهن‌پرستی میان بخشی از طبقه بورژوازی چین ساکن کشورهای دیگر، آگاه بودن از گنجایش و پویایی بازار چین، شکست خوردن آمریکا در جنگ‌های هندوچین و عقب‌نشینی نسبی از آسیا، و تمایل سودورزانه برای ادامه دادن و شدت بخشیدن به شکاف در روابط چین و شوروی می‌توان نام برد. برای چین، چنین سرمایه‌گذاری‌ای بسیار سرنوشت‌ساز بود. ورود این سرمایه‌گذاری در چین سبب شد به نیازهای کشور مانند به‌وجود آوردن شتاب بیشتر در صنعتی‌ کردن و اشتغال برای کسانی که از روستاها به شهرها مهاجرت می‌کردند، تضمین شدن بازار صادرات، انتقال مهارت‌ها و فناوری، گردش پیدا کردن سرمایه، گسترش آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و مدیریت علمی پیشرفته پاسخ داده شوند. هیچ‌یک از این‌ پاسخ‌گویی‌ها به نیازهای کشور- دست کم نه در همین مقیاس و به همین میزان و با چنین شتابی- بدون زیرساخت‌‌هایی که “مائو” بنا نهاده بود شدنی نبودند. بدون نیروی کار آموزش دیده، سوادآموخته و ماهر، بدون مسکن‌سازی و مراقبت‌های پزشکی، و بدون داشتن شبکه حمل‌ونقل و جاده‌هایی آسفالته که سرتاسر کشور را به هم وصل کرده بود پاسخ‌گویی‌ به نیازهای کشور امکان‌پذیر نبود. یک دلیل عمده این‌که “شی جین‌پینگ” در سال ۲۰۱۲/۱۳۹۱ زمانی که به دبیرکلی حزب برگزیده شد چرا از همان آغاز پیوسته در گفته‌هایش بر این تأکید کرد دو مرحلهٔ توسعهٔ سوسیالیستی چین نباید روبروی هم قرار گیرند بلکه دو بخش از تمامیت انقلابی‌ای واحد باید دریافته شوند- بنا شدن یکی بر پایه‌های دیگری- همین امکان‌پذیر بودن پاسخ‌گویی‌ به نیازهای کشور بوده است.  در چهارونیم دههٔ گذشته چین از وضعیت اقتصادی‌ای حاشیه‌ای به مقام دومین اقتصاد بزرگ جهان رسیده است. چین اکنون بزرگ‌ترین تولیدکننده، بزرگ‌ترین صادرکننده و شریک تجاری اصلی دو سوم کشورهای جهان است. این کشور با شتابی فزاینده  در نوآوری، پژوهش، و توسعه در جهان پیشتاز است. تنها در بازه زمانی‌ای اندک سراسر کشور زیر پوشش شبکه راه‌آهن پرسرعت قرار گرفته است که حدود ۷۰ درصد از طول تمام شبکه ریلی جهان را تشکیل می‌دهد. اکنون شی جین‌پینگ بر توسعه نیروهای تولیدی جدید و با کیفیت بالا تأکید دارد که درعمل با انقلاب صنعتی پنجم هم‌خوان است. البته، هیچ دگرگونی‌ای ریشه‌ای و با این شتاب و در این مقیاس پهناور مانند سیاست اصلاحات و گشایش در چین از پیامدهای منفی‌ای آسیب‌پذیر ناگزیر نیست. اگر چه در طول زمان شرایط زندگی همه کم‌و‌بیش بهبود یافت، جامعه‌ای که زمانی شاید برابرترین جامعه در جهان بود اکنون به‌سبب اختلاف در ثروت و دسترسی به داشته‌های مادی به‌شدت نابرابر شده بود. آسیب‌هایی هنگفت به محیط زیست وارد شد و اهمیت کار نظری و سیاسی کم‌تر مورد توجه قرار گرفت. شی جین‌پینگ پس از به‌دست گرفتن رهبری چین تمرکزش را بر اصلاح و رفع این نارسایی قرار داد و سعی کرد پیامدهای منفی را جبران کند و دوره‌ای را آغاز کرده است که در چین به نام “دوره جدید” شناخته می‌شود، مرحله‌ای که در آن چین در مسیر طولانی به‌سوی سوسیالیسم پیشرفته‌تر گام برمی‌دارد. ویژگی‌های کلیدی این دوره جدید بر این پایه‌اند:

کارزار بی‌امان و پیوسته علیه فساد.

اصلاح رده‌های حزب، بازگشت قاطعانه به مفهوم خدمت به مردم.

کارزار گسترده و هدفمند برای از بین بردن بی‌سابقه فقر شدید در سراسر کشور، همراه با پیگیری‌های سنجیده برای اطمینان یافتن از این‌که مردم به وضعیت پیشین بازنگردند و کیفیت زندگی‌شان همچنان رو به بهبودی داشته باشد.

مهار آلودگی، حفظ محیط زیست، حفاظت از تنوع زیستی، پیشتازی در تولید سوخت‌های بازیافت‌شدنی در جهان، بنا کردن تمدن زیست‌محیطی در کشور، و رهبری مبارزه جهانی علیه فاجعهٔ اقلیمی.

اجرای بزرگ‌ترین برنامه مراقبت‌های پزشکی و بیمه و مستمری‌های دوران سالمندی، هرچند این برنامه‌ها در بسیاری از جنبه‌ها هنوز ابتدایی و بهبودپذیر هستند. اما این روند در چین برخلاف وضعیت در کشور ما (بریتانیا) در مسیر درست پیش می‌رود.

اطمینان از اینکه کارکرد تمام بخش‌های اقتصاد در راستای فایده‌رسانی به روند کلی سوسیالیسم باشد ضروری است. در بخش خصوصی، راهکارهای کلیدی شامل مقررات و نظارت بیشتر بر صنعت فناوری و دارایی و امور ملکی است. این راهکارها همچنین راه‌اندازی طرح‌های جدید و فراگیر برای مسکن‌سازی از سوی دولت را شامل می‌شوند. دولت و حزب به‌طرزی فزاینده‌ “سهام طلایی” (گونه‌ای سهام دولتی در یک شرکت خصوصی است که اجازه می‌دهد در شرایط ویژه بر دیگر سهام برتری داشته باشد) مالکیت جزیی یا کرسی‌های هیئت‌مدیره در کلان‌شرکت‌های خصوصی را به‌دست می‌گیرند و کمیته‌های حزبی را برای نظارت بر فعالیت این شرکت‌ها ایجاد می‌کنند. افزون بر این، برای برپا داشتن اتحادیه‌های کارگری و تضمین حقوق کارگران در این شرکت‌ها حتا در بخش‌های اقتصادی‌ای جدید، و بازگرداندن و توان‌مند کردن نشست‌های صنفی کارگران در شرکت‌های متوسط و بزرگ به پیش برده می‌شود.

 

تأکید مجدد بر نقش مرکزی و راهبری مارکسیسم.

سیاست خارجی‌ای پویشگر، با هدف راهبردی ساختمان جامعه‌ای با آینده‌ای مشترک برای همه انسان‌ها، همراه با حمایت بیشتر از سایر کشورهای سوسیالیستی و هم‌کنشی پویاتر با جنبش بین‌المللی کمونیستی.

چین اگر چه به گفته خودش در مرحله‌های آغازین نظام سوسیالیستی است، اما اکنون ساختمان یک کشور نوپای سوسیالیستی از هر جهت تا سال ۲۰۴۹/۱۴۲۷ هدف عمده و جامع آن به‌شمار می‌رود، و این تاریخ هنگامی است که جمهوری خلق چین صدمین سالگرد بنیان‌گذاری‌اش را جشن خواهد گرفت. با این چشم‌انداز،انتظار می‌رود دگرگونی‌های جهانی‌ای مهم نیز رقم زده شود.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ  ۱۲۱۸، ۱۶ مهر ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا