مسایل بین‌المللی

خاورمیانه: صلح باید اولویت استراتژیک باشد!

نوشتهٔ استیو بیشاپ، عضو برجسته شورای مرکزی ”کمیتهٔ دفاع از حقوق مردم ایران” (کودیر)، در نشریهٔ انگلیسی لیبریشن، ۱۹ اکتبر ۲۰۲۴ (۲۸ مهر ۱۴۰۳)

 

ناکامی آمریکا در مهار کردن اسرائیل منطقه را به‌سمت جنگ گسترده‌تر سوق می‌دهد و حمله به ایران به‌احتمال زیاد پیامدهای ویرانگر عظیمی خواهد داشت اینکه اسرائیل تا چه حد آماده است به‌تنهایی به تهدید حمله به ایران عمل کند این هفته در گفت‌وگوهای گزارش‌شده بین اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها روشن شد. جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، هفتهٔ گذشته در نخستین تماس تلفنی در بیش از یک ماه گذشته در مورد مسائل مربوط به عملیات تحریک‌آمیز و واکنش احتمالی اسرائیل علیه ایران گفت‌وگو کردند. به گفتهٔ کاخ سفید، بایدن در این گفت‌وگو بر لزوم رسیدن به «توافق دیپلماتیک» تأکید کرده است تا غیرنظامیان اسرائیلی و لبنانی آواره‌شده بر اثر جنگ بتوانند به خانه‌هایشان بازگردند. همچنین، ظاهراً او از اسرائیل خواسته است که تلفات غیرنظامیان در حملات هوایی به بیروت را به حداقل برساند و در مورد «نیاز فوری به بازگشت به دیپلماسی» برای دستیابی به آتش‌بس در غزه با نتانیاهو صحبت کرده است.

روشن است که سخنان بایدن اثر چندانی نداشته است، زیرا نیروی دفاعی اسرائیل (IDF) پنجشنبه شب [۱۰ اکتبر/۲۱ مهر]، کمی بیش از ۲۴ ساعت پس از گفت‌وگوی بایدن و نتانیاهو، اقدام به سنگین‌ترین بمباران‌ها تا آن روز کرد.

ظاهراً آمریکا از غافل‌گیر شدن مکرر پس از اقدامات نظامی اسرائیل در غزه و لبنان مستأصل شده است، اما به‌نظر می‌رسد که قادر به بسیج ارادهٔ سیاسی برای جلوگیری کردن از تشدید بیش از پیش تنش نیست. هفتهٔ گذشته، زمانی که قرار بود یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل، و لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا، در پنتاگون دیدار کنند، آمریکایی‌ها انتظار داشتند که از نقشه‌های اسرائیل اطلاعات بیشتری پیدا کنند. با این حال، نتانیاهو مانع رفتن گالانت به آمریکا شد و اسرائیل به برنامه‌ریزی عملیاتش علیه ایران ادامه داد. در حال حاضر، آمریکا ادعا می‌کند که نه از زمان حمله و نه از هدف‌های عملیاتی اسرائیل اطلاع دارد. [بایدن بعداً تأیید کرد که از زمان و نحوهٔ واکنش اسرائیل به حملهٔ موشکی ایران اطلاع دارد- ن.م.]

می‌دانیم که ژنرال اریک کوریلا، رئیس فرماندهی مرکزی آمریکا و مسئول عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه، با گالانت و فرماندهان ارشد نظامی اسرائیل دیدار کرده است تا علیه حمله به سایت‌های هسته‌یی یا تأسیسات نفتی ایران به اسرائیل هشدار دهد.

در غرب گالانت را از آن دسته رهبران اسرائیل می‌دانند که به نگرانی‌های آمریکا در مورد ادامهٔ جنگ اسرائیل در غزه، به‌ویژه در مورد افزایش ارسال کمک‌های بشردوستانه و ایجاد طرحی برای حکومت پس از جنگ، توجه بیشتری نشان می‌دهند. با این حال، کاملاً روشن است که تمایل نتانیاهو به حفظ قدرت، و سوءاستفاده‌اش از وقفهٔ کنونی پیش از انتخابات آمریکا، برای او و حامیان بنیادگرای مذهبی‌اش در دولت مهم‌تر از هر نگرانی استراتژیک بزرگ‌تری است. ناکامی آمریکا در انجام اقدام قاطع [برای مهار اسرائیل] سبب خشم جامعهٔ بین‌المللی شده است، زیرا آمریکا تأمین‌کنندهٔ اصلی تسلیحات مورد نیاز ارتش اسرائیل است. اسرائیل فقط به این دلیل که به ارتش آمریکا وابسته است می‌تواند به جنگ‌هایی ادامه دهد که در جبهه‌های متعدد آغاز کرده است. در سراسر یک سال گذشته، اسرائیل نه‌فقط به دریافت مهمات آمریکایی متکی بوده است، بلکه از کمک آمریکا در سرنگون کردن موشک‌ها و پهپادها و همچنین از استقرار سریع نیروی دریایی و هوایی آمریکا برای جلوگیری از حملات جدّی‌تر ایران بهره‌مند شده است.

آمریکا نیز به سهم خود مجبور شده است اولویت‌های استراتژیکش را، که پیش از این بر تشدید درگیری‌ها با چین و روسیه متمرکز بود، تغییر دهد و آنها را با وضع جدید تطبیق دهد. پنتاگون [وزارت دفاع آمریکا]، که در پیشگیری از وقوع جنگ تمام‌عیار در خاورمیانه ناکام بوده است، طی سال گذشته دو گروه جنگی ناو هواپیمابر به منطقه اعزام کرده است.

در چنین زمینه‌ای است که خطر تشدید بیش از پیش تنش پس از حملهٔ ارتش اسرائیل به ایران برای منطقه، برای صلح جهانی، و برای خود مردم ایران اهمیت می‌یابد. در پی واکنش بیش از حدّ گسترده و نامتناسب اسرائیل به حملهٔ حماس در ۷ اکتبر سال گذشته، رهبری مذهبی جمهوری اسلامی ایران که سیاست خارجی ماجراجویانه‌اش در منطقه را شکست‌خورده می‌بیند-حداقل موقتی- اکنون از لحاظ سیاسی روی لبهٔ تیغ راه می‌رود و موقعیت شکننده‌ای دارد. رهبران حماس و حزب‌الله ترور شده‌اند، هدف‌های کلیدی مورد اصابت قرار گرفته و عملیات جنگی آنها مختل شده است، و اسرائیلی‌ها حتی به خود تهران دست یافته‌اند و به اعتبار دیکتاتوری اسلامی بر دستگاه امنیتی‌اش ضربه زده‌اند.

در حالی که شمار کشته‌شدگان در هر دو جبههٔ غزه و لبنان روزبه‌روز بیشتر می‌شود و ناآرامی‌ها در کرانهٔ باختری اشغال‌شده افزایش می‌یابد، شواهد در غزه و لبنان نشان می‌دهد که اسرائیلی‌ها تمایلی به خویشتن‌داری ندارند. واکنش ایران به حمله‌های اسرائیل به حزب‌الله در لبنان تاکنون خسارت چشمگیری به ارتش اسرائیل نزده است، اما به آن اندازه‌ای بوده است که از نظر اسرائیلی‌ها حملهٔ متقابل به ایران موجّه نشان داده شود. گرچه هزاران نفر به خیابان‌های تهران آمدند تا اسرائیل را محکوم کنند و خواستار پاسخ [جمهوری اسلامی ایران] به ترور رهبران حزب‌الله شدند، بسیاری از ایرانیان از پیامدهای حملهٔ مستقیم ارتش اسرائیل می‌هراسند و با توجه به تجربهٔ یک سال گذشته باور چندانی به توانایی غرب برای مهار کردن اقدامات اسرائیلی‌ها ندارند.

انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری در ایران در ماه ژوییه [تیر]، که با مشارکت اندک مردم و نتایج دستکاری‌شده برگزار شد، نشان داد که رژیم ایران از حمایت مردمی کمی برخوردار است. امید کنونی رژیم ایران آن است که احساسات ضدّاسرائیلی- که در پی حملات اسرائیل به غزه و لبنان افزایش می‌یابد- کاستی‌های حکومت را بپوشاند و مردم را برای رویارویی با دشمن مشترک گرد هم آورد.

این استراتژی پرخطری برای دیکتاتوری ایران است. به‌دلیل تضعیف حماس و حزب‌الله، ایران ممکن است احساس کند که لازم است بر رهبری منطقه‌یی‌اش تأکید کند و هر حملهٔ ارتش اسرائیل را با اقدامات بیشتری پاسخ دهد و درگیری کنونی را بیش از پیش تشدید کند. با این کار، دیکتاتوری مذهبی ایران ممکن است در کوتاه‌مدت نتیجه‌ای را که می‌خواهد بگیرد، اما هزینهٔ سیاسی و انسانی این اقدام بسیار زیاد خواهد بود. از سوی دیگر، تحقیر شدن به‌دست ارتش اسرائیل سیمای جمهوری اسلامی را- که خود را مرکز به‌اصطلاح «محور مقاومت» می‌داند- بی‌اعتبار خواهد کرد و در ضمن به روند مخالفت‌های داخلی فزاینده با حکومت دامن خواهد زد. بهایی که مردم ایران برای هر کدام از این دو سیاست رژیم خواهند پرداخت بسیار زیاد خواهد بود؛ مردمی که هنوز برای صلح، عدالت اجتماعی، و دموکراسی در حال مبارزه‌اند.

پیامدهای فاجعه‌بار کشیده شدن ایران به جنگ تمام‌عیار، افزون بر اوضاع دهشتناکی که در یک سال گذشته شاهد بودیم، عظیم خواهد بود.

بر اساس آنچه در یک سال گذشته، در سال‌های اشغال غیرقانونی غزه و کرانهٔ باختری از طرف اسرائیل، و در تهاجم‌های مکرر ارتش اسرائیل به لبنان طی سال‌های متمادی شاهد بوده‌ایم روشن است که برای مسائل خاورمیانه راه‌حل نظامی وجود ندارد. تنها راه‌حل می‌تواند راه‌حل دیپلماتیک باشد، که با احقاق حق مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت و داشتن کشور خودشان شروع می‌شود.

ناکامی جامعهٔ بین‌المللی، در درجهٔ اول آمریکا و بریتانیا [و دیگر کشورهای اروپا]، در اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل متحد که اسرائیل را مجبور به مذاکره می‌کند، و نیز ادامه یافتن تأمین سلاح برای حفظ ارتش اسرائیل، عوامل و محرک‌های اصلی اوضاع کنونی‌اند. تا زمانی که صلح در صدر هدف‌های استراتژیک همهٔ طرف‌ها نباشد، مردم غزه و لبنان و ایران همچنان رنج خواهند برد.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ  ۱۲۱۹، ۳۰ مهر ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا