هوش مصنوعی آیا جهان و تمام مشاغل ما را تسخیر خواهد کرد؟
بسیاری از ما از ابزارهای هوش مصنوعی مانند “ChatGPT”، “DALL-E”، و “MidJourney” استفاده کردهایم و از قابلیتهای آنها شگفتزده شدهایم. تعامل با “ChatGPT” شبیه به صحبت با فردی واقعی است که میتواند تقریباً به هر سؤالی پاسخ دهد، موضوعهای پیچیده را به زبان ساده توضیح دهد، مقالهها را خلاصه کند و حتی شعر و نثر شبیه به شیوهٔ شکسپیر بنویسد و مقالهها و تکلیفهایی درسی تهیه کند. ابزارهای”DALL-E” و “MidJourney” نیز میتوانند با دریافت دستورهایی متنی برای آنها تصویرهایی شگفتانگیز تولید کنند و افراد بدون هیچگونه مهارتی هنری را به هنرمند تبدیل کنند. مقالههای خبری با هیجان اعلام کردهاند که ابزارهای هوش مصنوعی به قبولی در آزمونهای حقوق، ریاضی، و پزشکی موفق شدهاند. خلاصهٔ مقالههای نوشته شده بهوسیلهٔ “ChatGPT” برای نشریههای پژوهشی پزشکی توانستهاند دانشمندان را فریب داده و به آنان القا کنند که این مطلبها بهوسیلهٔ انسانها نوشته شدهاند. استفاده از این ابزارها و تبلیغهایی گسترده که پیرامون هوش مصنوعی در رسانهها وجود دارد این تصور را برای عموم بهوجود آورده است که ما در بحبوحهٔ آغاز انقلاب تکنولوژیکیای بینظیر هستیم، انقلابی که زندگی ما را متحول خواهد کرد.
باوری عمومی وجود دارد که ما در حال حاضر دستگاههایی داریم یا در آستانهٔ ساختشان هستیم که هوشی مشابه هوش انسان دارند چندان که خواهند توانست بیشتر کارهای انسانها را انجام دهند. این امر میتواند بسیاری از ما را بیکار کرده و طیفی وسیع از فرصتهای شغلی را از بین ببرد. مقالههای زیادی منتشر شدهاند که از نابودی قریبالوقوع میلیونها شغل کارخانهای بهدلیل خودکارسازی و همچنین طیفی وسیع از شغلهای افراد حرفهای از جمله خبرنگاران، نویسندگان، تولیدکنندگان محتوا، وکلا، معلمان، برنامهنویسان نرمافزار، و پزشکان خبر میدهند.
با وجود شگفتانگیز بودن این ابزارها، آیا آنها واقعاً “هوشمند” هستند؟ آیا “ChatGPT” واقعاً سؤالها یا تعاملهای ما را درک میکند و وقتی به ما پاسخ میدهد موضوع مورد بحث را میفهمد؟ این ابزارها هنگامی که تصویرهایی فوقالعاده تولید میکنند یا اشعاری زیبا میسرایند آیا مانند هنرمندان فکر میکنند؟ بسیاری از افراد از جمله کارشناسان هوش مصنوعی ادعا کردهاند این ابزارها “نمونههایی کوچک از هوش مصنوعی کلی” یا هوش انسانگونه را نشان میدهند که همان آرزوی نهایی پژوهشگران هوش مصنوعی است. ادعاهای شگفتانگیزی دربارهٔ رسیدن به “تکینگی(یکتایی) هوش مصنوعی” مطرح شده است که در آن ماشینها با هوش انسانی برابری کرده و سپس از آن پیشی میگیرند. با اینهمه، نباید فریب چنین ادعاهایی را خورد. چنین ابزارهایی بههیچوجه نزدیک به هوش انسانی نیستند و روند کنونی پژوهشهای هوش مصنوعی هم احتمالاً سیستمهایی مشابه هوش انسانی را در آیندهای پیشبینیشدنی تولید نخواهند کرد. این گروه از ابزار که هوش مصنوعیِ مولد نامیده میشوند، هنگام تهیه متن، تصویر، یا حتی کُدهای کامپیوتری، هیچگونه درکی یا تسلطی بر موضوع ندارند و با بلعیدن حجم زیادی از دادهها که تقریباً تمام متنها و تصویرهای موجود و دردسترس عموم هستند کار میکنند. آنها سپس الگوهای آماری در این دادهها را میآموزند، یعنی میفهمند که کدام کلمه یا عبارت احتمالاً پس از یک کلمه یا بخشی از یک جمله باید ظاهر شود و متنی را که تولید میکنند در واقع بازآفرینی متنی است که با استفاده از این الگوهای آماری به آنها داده شده است. آنها در حقیقت متنها و تصویرهایی را که دیدهاند بازآفرینی میکنند تا ما را به باور اینکه آنها- این گروه از ابزار هوش مصنوعیای که “هوش مصنوعیِ مولد” نام دارند- موضوع را درک کرده یا بر آن تسلط دارند بفریبند.
موارد اشاره شده در فوق به این معنا نیست که این ابزارها مفید یا چشمگیر نیستند. این ابزارها در کمک به کار ما میتوانند ارزشی عظیم داشته باشند. آنها فقط “هوشمند” نیستند و تکیه کردن کامل به آنها میتواند به نتایجی نادرست و گاه حتی فاجعهآمیز منجر شود. برای نمونه، ویژگی تکمیل خودکار تایپ کردن در تلفنهای همراه بسیار مفید است، ولی تکیه کامل به پیشنهادات این ابزار بدون بازبینی متن، میتواند به اشتباههایی تایپی و ارسال پیامهایی منجر شود که کاربر قصد ارسال آنها را ندارد. ما از این ویژگی همچون ابزاری کمکی باید استفاده کنیم بدون اینکه بهطورکامل به آن تکیه کنیم یا آن را همچون هوشی واقعی در نظر بگیریم. بیشتر ابزارهای هوش مصنوعیِ مولد باید به همین صورت در نظر گرفته و استفاده شوند. ابزار “ChatGPT” برای خلاصهسازی یا بازنویسی مقالهها یا جملهها و حتی سادهسازی متنهایی که بهشکلی پیچیده و مبهم نوشته شدهاند مفید است، ولی این ابزار پاسخی معتبر در مورد هیچ موضوعی ارائه نمیدهد و نمیتواند بهطورکامل جایگزین انسان در نوشتن مقالههای خبری یا علمی شود. بهطورمشابه، ابزار تهیهٔ کُد مانند “کوپایلوت”، بسیار مفید است ولی هیچ برنامهنویس جدیای کُد تولید شده را بدون بازبینی کردن دقیق آن را بهمنزلهٔ کُدی نهایی نمیپذیرد. مشکل اینجاست که با توجه به هیاهوها و فرهنگ کاستن از هزینهها در دنیای کسبوکار امروزی، این ابزارها یا مورد استفاده قرار خواهند گرفت یا اغلب در حال استفاده شدن هستند تا بهطورکامل جایگزین انسانها گردند و یا با نظارتی کم از آنها استفاده گردد که به تولید بیکیفیت و گاهی حتی کاملاً نادرست منجر میشوند. از طرف دیگر، باید مراقب بود از “هوش مصنوعیِ مولد” برای تولید چیزهایی مانند ویدئوهای جعلیای که میتوانند برای انتشار اطلاعات غلط و بهمنظور بازیچه قرار دادن مردم منتشر شوند سوءِاستفاده نشود.
همچنین نگرانیهایی اخلاقی درباره هنر، ادبیات، و فیلمهای تولید شده توسط هوش مصنوعی وجود دارد. در حالی که هوش مصنوعی آثار هنری ظاهراً جدیدی تولید میکند، در حقیقت، از سَبک هنری تصویرها و اثرهای موجود میآموزد و سپس میتواند آن سبک را بدون کپی کردن محتوا بازتولید کند و بدین ترتیب از اتهام سرقت در امان بماند. ولی در واقع چنین هنری معادل سرقت ادبی با فناوری پیشرفته است، چرا که مدلها توانایی خلاقیت ندارند و محتوای تولیدشان را بر اساس الگوهای آماری آموخته شده بهوجود میآورند.
نوع برنامههای هوش مصنوعیای که تا کنون در موردشان بحث کردهایم، در دستهٔ “هوش مصنوعیِ مولد” (“Generative AI”) قرار میگیرند. انواعی دیگر از هوش مصنوعی وجود دارند که برای تولید محتوا بهکار نمیروند، بلکه برای تصمیمگیری یا پیشبینی استفاده میشوند. این گونه برنامهها به دادههای گذشته نگاه میکنند و همبستگیهای آماری را برای پیشبینی نتایج آینده یا شناسایی و طبقهبندی چیزها توسعه میدهند. این سیستمها هماکنون در بسیاری از مشاغل، نهادهای دولتی، و خدمات مختلف در سراسر جهان بهکار گرفته شدهاند. ما نمونههایی زیاد از سیستمهای تصمیمگیری هوش مصنوعی داریم که درخواست برای پرداخت خسارت مشروع از بیمه، مزایای پزشکی، و بستری شدن در بیمارستان و همچنین مزایای رفاهی دولتی را رد میکنند. سیستمهای هوش مصنوعی در ایالات متحده به زندانی کردن اقلیتها به مدت طولانیتر متهم شدهاند. حتی گزارشهایی از سلب حقوق والدین در اقلیتها بر اساس محاسبات آماریای نادرست وجود دارند که اغلب به نداشتن پول کافی برای تغذیه و مراقبت از فرزندانشان خلاصه میشود. برخی از مردم از دریافت خدمات بستری شدن در بیمارستان یا مراقبت پزشکی مناسب محروم شدهاند. این سیستمها تقریباً همیشه مشکلاتی دارند و باید با آنها مخالفت شود، زیرا دانش بهکار گرفته شده در این سیستمها مبهم است زیرا دادههایی که برای آموزش این سیستمها استفاده میشوند اغلب بهصورتی علمی کنترل نمیشوند و محاسبههای آماریای هستند که برای تصمیمگیری از آنها استفاده میشود. این محاسبهها تقریباً هرگز بهطورعمومی فاش نمیشوند چون که ایجاد ابهامها و خودسری آنها را موجب می شود. مشاغل و دولتها اغلب از آنها برای کاستن از هزینهها و پایمال کردن حقوق قانونی مشتریان و شهروندان استفاده میکنند.
محاسباتِ (الگوریتمهایِ) هوش مصنوعی توسط شرکتهای صاحب امتیاز رسانههای اجتماعی استفاده میشوند تا مطالبی را که میتوانند در اختیار عموم قرار دهند تعیین کنند و همچنین بر محتوای مطالب نظارت داشته باشند. بهعبارت دیگر، آنها تشخیص میدهند که کدام پستها یا تصویرها سیاستها را نقض میکنند و باید حذف شوند. این سیستمها در شناسایی دقیق سخنان ناخوشایند یا محتوای نامناسب عملکرد خوبی ندارند و در عوض، کلمات یا موضوعاتی را هدف قرار میدهند که از نظر سیاسی برای مقامها نامناسب هستند. این امر سانسور آشکار بهنام نظارت بر محتوا را موجب میشود بهگونهای که پستهایی که انتقاد از حزب حاکم و رهبران آن یا حملههای حمایتشده از سوی غرب به مردم و کشورهای مختلف، مانند نسلکُشی اسرائیل در غزه دارند، حذف میگردند. ما کاملاً آگاه هستیم که الگوریتمهای رسانههای اجتماعی چه آسیبهایی از جمله گسترش اخبار جعلی و ایجاد حبابهای فیلتری آکنده از نفرت به همراه داشتهاند.
جایگزینی کارگران صنعتی با رباتهای مجهز به هوش مصنوعی
انجام کارهای فیزیکی در دنیای واقعی به برخورد با پیچیدگیها، نبودِ یکنواختی، بینظمی، و موقعیتهای پیشبینی نشده نیاز دارد. این کارها همچنین به تمرین در انجام واقعی آنها و نه فقط مطالعه در موردشان نیاز دارند. به همین دلیل است که پیشرفت در اتوماسیون نیروی کار در کارخانهها بسیار کُند بوده است. رباتها تنها میتوانند کارهایی ثابت و تکراری روی برخی اشیاءِ سخت و یکسان، مانند خطوط مونتاژ خودرو، انجام دهند. حتی پس از سالها تبلیغات دربارهٔ خودروهای خودران و صرف هزینه زیاد برای پژوهش در این زمینه هنوز بهنظر نمیرسد که رانندگی کاملاً خودکار در آیندهٔ نزدیک ممکن باشد. شاید جالب باشد بدانیم آنگونه که انتظار میرفت مشاغل “یقه آبی” جایگزین نشدهاند، بلکه برخی مشاغل خاص “یقه سفید” مانند انتقال متن از گفتار، ترجمه زبان یا مشاغل مرکزهای پاسخگویی به تماس تلفنی، بهاحتمال زیاد توسط هوش مصنوعی جایگزین خواهند شد. اینها همه به این معنی نیست که هوش مصنوعی بد یا بیفایده است. بسیاری از برنامههای هوش مصنوعی قطعاً مفید هستند و در صورتی که بهدرستی بهکار گرفته شوند و بهعنوان ابزارهایی کمکی با درک محدودیتهایشان استفاده شوند، میتوانند شگفتیها خلق کنند. ولی تبلیغات خودخواهانهای که توسط صنعت هوش مصنوعی و رسانهها پیرامون این فناوری ایجاد شده، بهشدت اغراقآمیز هستند. هوش مصنوعی بیگمان همه مشکلات ما را حل نخواهد کرد. همچنین، شغلهایمان را از ما نخواهد گرفت و سناریوهای علمیتخیلی که در آن یک هوش مصنوعی فوقهوشمند با سرکشی، انسانها را نابود کرده یا بهبردگی میکشاند، بیگمان در آیندهای نزدیک رخ نخواهد داد. آنچه بهمراتب محتملتر است این است که برنامهها و خدمات هوش مصنوعی بدون آزمایش و نظارت کافی بهکار گرفته خواهند شد و آنگونه که تبلیغ میشود درست عمل نخواهند کرد، بلکه موجب آسیب رسانی و گرفتاری مردم را موجب خواهند شد. این آسیبها از جمله ممانعت از دسترسی آنها به خدماتی که مردم حق داشتنشان را دارند مانند مزایای رفاهی، خدمات بیمارستانی، و مطالباتشان از شرکتهای بیمه هستند. ما باید مراقب اجرای چنین سیستمهایی مبهم باشیم و از دولتهایمان بخواهیم بهکارگیری این سیستمها را با دقت و حساسیت زیر نظر داشته باشند.
نوشتهٔ “باپا سینها” [بهنقل از: نشریهٔ “دموکراسی خلقی”، ارگان رسمی حزب کمونیست هند (مارکسیست)].
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۲۱، ۲۸ آبان ۱۴۰۳




