به سوی آینده

سخن نخست صدبار زهر یأس مرا می‌کشت گر پادزهر من نشدی امید*

چه فکر می‌کنی؟
که بادبان‌شکسته زورقِ به گل نشسته‌ای‌ست زندگی؟
در این خراب ریخته
که رنگ عافیت از و گریخته
به بُن رسیده راهِ بسته‌ای‌ست زندگی ؟

 

                                    از شعر ”زندگی“ سرودۀ  هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)

 

در جهانی پرآشوب و پر تلاطم زندگی می‌کنیم که در آن هر دم بیم شعله‌ورتر شدن شراره‌های جنگ و خطر گسترش هر چه بیشتر درگیری‌های نظامی می‌رود. منطقۀ خاورمیانه و به‌ویژه باریکۀ غزه ،کرانه باختری رود اردن و در ماه‌های گذشته کشور لبنان به صحنه‌های جنایت و خباثت رژیم فاشیستی اسرائیل و پشتیبان اصلی‌اش آمریکا بدل شده‌اند. قربانیان جنگ در درجۀ نخست کودکان و زنان هستند. شراره‌های جنگ و جنایت هر  روز  ده‌ها  و گاه صدها تن قربانی می‌گیرد. میهن ما ایران نیز در زیر سایۀ حکمرانی نابخردانۀ ولایت مطلقۀ فقیه هر چه بیشتر به مرکز و کانون گرداب بحران‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای وارد می‌شود. سیاست خارجی ماجراجویانه و پرهزینۀ رژیم در منطقه، کشور را هر چه بیشتر  با خطر گسترش جنگ و درگیری نظامی با اسرائیل و  متحدانش به‌ویژه آمریکا و دیگر کشورهای امپریالیستی روبرو کرده است. دیکتاتوری آمیخته با اسلام سیاسی در دهه‌های گذشته و در زیرسایۀ ولی فقیه اول و دوم آن‌چنان میهنمان را به سراشیبی و ورطۀ سقوط رانده است که امروزه مُلک و ملت با ابربحران‌هایی بنیادین و درهم‌تنیده‌ روبرویند. چشم‌انداز و راه خلاصی از هیچ کدام از این بحران‌ها در  زیر سایۀ رژیم کژنهاد جمهوری اسلامی ممکن و متصور نیست. رژیم جمهوری اسلامی در طول حیاتش نه تنها نتوانسته است بحرانی را حل کند که برعکس، خود موجد بحران‌های پرشمار و فراگیر بوده است. به‌دیگرسخن باید نوشت که رژیم جمهوری اسلامی در سرشت خود رژیمی بحران زاست.

عباس عراقچی وزیر امور خارجۀ رژیم در گفتگوی ویژۀ خبری در شامگاه ۲۶ آبان در ارتباط با پرونده اتمی ایران اذعان کرد که: ”در آستانۀ شرایط بحرانی قرار داریم. … و اگر توافق جدیدی حاصل نشود ما با یک شرایط بحرانی مواجه خواهیم بود.“ به‌دیگرسخن  وضعیت کشور به‌ویژه در پهنۀ سیاست خارجی در ماه‌های آینده پرتنش‌تر نیز خواهد شد. پروندۀ هسته‌ای ایران در شورای حکام آژانس بین‎المللی انرژی اتمی دوباره در حال داغ شدن و وارد شدن به فازی جدید و نگرانی‌آور شده است. شورای حکام با صدور قطعنامه‌ای جدید علیه برنامۀ هسته‌ای ایران در شامگاه  اول آذر تلاش کرد تا کم‌کم زمینۀ احالۀ پرونده اتمی ایران را به شورای امنیت، در صورت نیاز، برای  نشست آیندۀ این آژانس که حدود چهار ماه دیگر برگزار خواهد شد، بچیند. آمریکا و سه کشور اروپایی (انگلستان، فرانسه و آلمان) مایلند پیش از انقضای خودکار تحریم‌های سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵/ ۲۶ مهرماه ۱۴۰۴ و پایان قطعنامۀ ۲۲۳۱ شورای امنیت در پیوند با پروندۀ هسته‌ای ایران، چنان‌که در ماه‌های آینده با ایران به توافقی نرسیده باشند، از ”مکانیسم ماشه“ استفاده کنند و پروندۀ هسته‌ای کشور را به شورای امنیت سازمان ملل متحد بازگردانند. کشورهای امپریالیستی در تلاشند تا با افزایش فشار و در منگنه قراردادن رژیم جمهوری اسلامی بتوانند از امتیازهایی بیشتر برخوردار شوند. رژیم جمهوری اسلامی نیز که از پشتیبانی ملی و توده‌های مردم برخوردار نیست تا کنون نشان داده است که برای طولانی‌تر کردن حیات حکوت خود  نه تنها آماده است که در برابر دولت‌های بیگانه و امپریالیستی و به‌ویژه در وضعیت کنونی و پس از انتخاب دونالد ترامپ به‌ مقام رئیس‌جمهور جدید ایالات متحدۀ آمریکا به ”نرمش قهرمانانه“ بپردازد که حتی حاضر است به ”کُرنش قهرمانانه“ هم رضایت دهد. رژیم آن‌چنان درمانده است که حاکمیت ملی کشورمان بر سرزمین‌هایش پس از سال‌ها به شکلی جدی‌ به چالش کشیده شده است. پس از بیانیه‌های مناقشه‎برانگیز روسیه و چین با ”کشورهای همکاری خلیج فارس“ پیرامون سه جزیرۀ ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی، اتحادیۀ اروپا چندی پیش در بیانیه‌ای مشترک با این کشورها با شگفتی و حیرت تمام از اشغال این جزیره‌ها از سوی ایران نام برد.

تحریم‌های کمرشکن موجود به‌ویژه در عرصه‌های مالی و اقتصادی در روزهای گذشته به تحریم شرکت‌های هواپیمایی ایران به مقصد اروپا نیز انجامیده است. وضعیت ورشکستۀ اقتصادی، تورم لگام گسیخته و سقوط ارزش پول ملی و ناترازی‌های گستردۀ مالی وگسترش فقر و فلاکت در کشور به بالاترین حد خود رسیده است. ناترازی گاز و برق به همراه  خاموشی‌های گسترده در فصل سرما نیز ادامه دارد. مسعود پزشکیان رئیس جمهور رژیم که بارها جایگاه فعلی خود را مدیون علی خامنه‌ای می‌داند، در روز ۲ آذر در گردهمایی طلاب بسیجی در آذربایجان شرقی به‌روشنی اعتراف کرد که: ”ما امروز با انواع و اقسام مشکلات و ناترازی‌ها در عرصه‌های برق، آب، گاز، محیط زیست، پول و غیره مواجهیم که برخی از آنها در لبۀ پرتگاه هستند.“ و این‌ها همه در حالی است که رژیم با شقاوت تمام به سیاست سرکوب و منکوب مخالفان خود در کشور ادامه می‌دهد و بیدادگاه‌های رژیم  همچنان بی‌وقفه به صدور حکم‌های اعدام و زندان می‌پردازند. مردم ایران در زیر سایهٔ رژیم جمهوری اسلامی تنها با یک حکومت استبدادی روبرو نیستند بلکه با یک حکومت استبدادیِ ”توتالیتر“ که گذشته از استبدادی بودن، تلاش می‌کند چه در پهنهٔ اجتماعی مانند جداسازی‌های جنسی و چه در پهنهٔ مسائل خصوصی و انتخاب‌های شخصی مردم، مانند انتخاب پوشش، انتخاب سبک و شیوۀ زندگی نیز دخالت کند، روبرویند. رژیم توتالیتر جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تا در عرصه‌های زندگی اجتماعی و خصوصی و همه زوایای ممکن، ارزش‌های پوسیدهٔ خود را به مردم میهنمان تحمیل و آزادزیستن را از آنان سلب کند.

از سوی دیگر اما با خیزش بزرگ و مردمی ”زن، زندگی، آزادی“ و در ستیز با رژیم توتالیتر و یکه‌تاز ولایت مطلقۀ فقیه ذهنیتی نوین در جامعۀ ایران نسبت به مقوله‌هایی چون دخالت دین در زندگی اجتماعی، حقوق زنان، حق شهروندی و دمکراسی شکل گرفته که بسیار امیدوارکننده است. ”جدایی دین از حکومت“، ”حقوق برابر با مردان برای زنان“، آزادی و عدالت اجتماعی به خواست‌هایی ملی بدل شده‌اند. اعتماد‌به‌نفس جامعه افزایش پیدا کرده است و مردم ایران به چشم‌اندازهایی نوین می‌اندیشند. مبارزه و جنبش اعتراضی مردم کماکان و همچنان در زیر پوست جامعه به پیش می‌رود و مترصدِ زمان مناسب برای مشتعل شدن است. افزایش اعتماد‌به‌نفس جامعه در برابر خودسری‌های حکومت به آرایش نوین توازن قوا میان توده‌های مردم و نیروهای اجتماعی با حکومت انجامیده است. رژیم استبدادی از ترس انفجارهای اجتماعی ناچار است به پیامدهای اقداماتش مانند افزایش بهای حامل‌های انرژی بیندیشد. مخالفت گسترده و عمیق توده‌های مردم با وارد شدن ایران در جنگ و شعله‌ور شدن شراره‌های درگیری‌های نظامی نیز عاملی است که رژیم و رهبری آن را ناچار کرده است در اتاق‌های فکر و تصمیم‌سازی خود به آن بیندیشند.

دفاع متشکل و به‌هم‌پیوسته از صلح و مبارزه با جنگ و جنگ‌طلبی چه در عرصۀ ملی و چه در عرصۀ جهانی بیش از پیش اهمیت می‌یابد. باید تلاش‌ها را برای بازسازی و توانمندتر کردن جنبش‌های دفاع از صلح در ایران و در سطح منطقه و جهان دوچندان کرد. ما کمونیست‌ها در سخت‌ترین شرایط و در دل سیاه‌ترین دوران‌ها نیز با امید به فردایی بهتر و با خوشبینی تاریخی به پیکارمان و مبارزه برای آرمان‌هایمان ادامه داده‌ایم. امروز نیز می‌توانیم در منسجم‌تر کردن جبهۀ مبارزه  علیه رژیم ولایت فقیه و همزمان در پیکار با امپریالیسم و  پایان دادن به جنگ‌های موجود و دفاع از صلح جهانی و پایدار سهم خود را ادا کنیم.

برای هر چه هدفمندتر و موثرتر کردن پیکار عمومی و اعتراضی توده‌های مردم علیه رژیم جمهوری اسلامی و گذشتن از سد آن، باید بکوشیم در این شرایط حساس و بی‌اندازه بحرانی با پیشبرد ”گفتمانی ملی“ به اختلاف‌های کلیشه‌ای، حاشیه‌ای و توان‌سوز پایان دهیم. نیروها و نمایندگان سیاسی طبقه‌ها و قشرهای مختلف اجتماعی و ملی میهنمان باید بتوانند در راه دشوار و خارآگین  پیکار علیه رژیم استبدادی و  ولایت مطلقۀ فقیه و نیروهای فاسد و توسعه‌طلب حاکم به زبانی روشن و مشترک دست یابند.

 

اختلاف خلق از نام اوفتاد

چون به‌معنی رفت آرام اوفتاد

                                                   مولانا

 

خوشبینی و امیدواری ما به آینده  نه امیدواری کاهلانِ بی‌رمق و تنبلانِ سیاسی است بلکه روشن‌بینی و خوشبینی تاریخی ما منبعث از اعتماد به نیروی لایزال توده‌ها، منطق دیالکتیک و حرکتِ پیش‌روندۀ تاریخ است.

 

زمانِ بی‌کرانه را

تو با شمارِ گام عمرِ ما مسنج
به پای او دمی‌ست این درنگِ درد و رنج
به‌سان رود که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش.

                                        از شعر ”زندگی“ اثر  هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)

 – – –

* از شعر ”امید“ سرودۀ احسان طبری

***

به نقل از «به سوی آینده» دورۀ دوم، سال دوم، شمارۀ ۹، آذر ۱۴۰۳

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا