شبکههای عصبی: پیشرفت یا تهدید؟
ترجمۀ س. امید
هوش مصنوعی دیگر یک مبحث علمیتخیلی نیست. این فناوری بهشکلی گسترده و با شتابی حیرتآور در حال توسعه و ورود به زندگی روزمرهٔ انسان است. هوش مصنوعی نهتنها فرصتهایی بسیار و تازه برای رفاه انسانها فراهم میکند، بلکه تضادهای قدیمی جامعه سرمایهداری را نیز تقویت میکند. این فناوریِ نو، اغلب بهعنوان پدیدهای یا موجودی هوشمند با مزایای خاص و منحصربهفردش معرفی میشود.
اگر به شگردها و ترفندهای بازاریابی و تبلیغاتی شرکتهای عرضه کنندهٔ این فناوری کمتر توجه کنیم، هوش مصنوعی در واقع یک “الگوریتم” [در ریاضیات و علوم کامپیوتر، “الگوریتم” (“Algorithm”) به دنبالهٔ “محدود” یا “متناهی” (“Finite”) از دستورالعملهای بسیار دقیق (بدون ابهام) اشاره دارد که بهطورمعمول برای حل نوعی خاص از مسائل یا بهمنظور انجام محاسبات، استفاده میشوند.- بهنقل از منابع اینترنتی] برای پردازش دادههای اطلاعاتیای پیچیده است که شامل شبکههای عصبی میشود.
شبکهٔ عصبی یا شبکۀ عصبیِ مصنوعی، نامی جمعی برای تعدادی از الگوریتمهای خودآموز است که تلاش میکنند عملکرد شبکههای بیولوژیکی را تقلید کنند. در واقع مدلهای ریاضیای هستند که با پردازش حجم عظیمی از دادههای اطلاعاتی با استفاده از سِرورهای قدرتمند عمل میکنند.
هوش مصنوعی موارد و رویکردهایی مختلف را شامل میشود، موارد و رویکردهایی که شبکههای عصبی تنها یکی از آن موارد و رویکردها است.
شرکتهای بزرگ فعال در زمینه توسعه و تولید محصولات این تکنولوژی بهمنظور حفاظت از منافعشان و کاستن از سرعت پیشرفت رقیبهایشان گاهی دربارهٔ خطرهای احتمالی استفاده از هوش مصنوعی بزرگنمایی نیز میکنند. نظرهای ایلان ماسک– صاحب شبکهٔ اجتماعی “ایکس” (تویتر سابق) که با شرکت “مایکروسافت” در رقابت است- بهویژه در این زمینه شاخص و با نظرهای دیگر متمایز هستند. سیاستمدارانی هم که بهدنبال هدفهای سوداگرانهشان هستند نیز به همین ترتیب اظهار نظر میکنند.
“هوش مصنوعی” در حال حاضر بهطورگسترده از سوی سرویسهای دولتی برای مقاصد اطلاعاتی، سانسور، تبلیغات، جاسوسی از شهروندان، و جز اینها، استفاده میشود. شاخههایی از فناوریهای “هوش مصنوعی” در حوزۀ نظامی بهطورگسترده استفاده میشوند. به همین دلیل شرکتهایی که در زمینهٔ توسعهٔ کلیدیِ “هوش مصنوعی” فعالند از قبل زیر کنترل دولتها قرار گرفتهاند.
در گزارش “لئوپولد اشنبرنر”- کارمند سابق “اوپن ای آی”- در مورد روند فعلی توسعهٔ این فناوری پیشبینی کرده است که مدلهای “هوش مصنوعی” که از توان فوقالعادهٔ محاسباتیای برخوردارند-“اَبَر هوش مصنوعی”- شاید در سالهای ۲۰۲۷ یا ۲۰۲۸ (۱۴۰۶ یا ۱۴۰۷ خورشیدی) در دسترس باشند.
ارتش کشورهایی که آن روز این “اَبَر هوش مصنوعی” را دراختیار داشته باشند از برتری نظامیای مشابه با موقعیت دولتهایی که امروز به سلاحهای هستهای دسترسی دارند برخوردار خواهند بود. نامبرده [“لئوپولد اشن برنر”] پیشنهاد میکند کنترل و نظارت بر کار آزمایشگاههای تحقیقاتی که روی پروژههای توسعۀ این فناوری کار میکنند بر عهدۀ سازمانهای اطلاعاتی ارتش قرار گیرد. بهعبارت دیگر از “هوش مصنوعی” بهمنزلهٔ سلاح نظامی “دنیای آزاد” بهرهبری ایالات متحده همچون اهرم فشار سیاسیای بر دیگر کشورها استفاده میشود. در گزارش لئوپولد اشنبرنر بهکرات نسبت به خطرهای “هوش مصنوعی” هشدار داده میشود. بنابراین ترس انتزاعی از “خطر نبودِ کنترل بر هوش مصنوعی” به نگرانی تجاریای رایج تبدیل میشود تا اطمینان حاصل شود کنترل دامنهٔ توسعهٔ آن در دستانی صالح [!] قرار گیرد.
با این حال، دلیلی برای نگرانی سیاستمداران بورژوازی در این مورد وجود ندارد، زیرا این نظارت در حال حاضر در عمل اجرا شده و میشود. برای مثال، در ماه ژوئن/ خرداد- تیرماه امسال، ژنرال بازنشسته ارتش ایالات متحده آمریکا، پل ناکوسون، بهعضویت هیئت مدیرهٔ کمپانی “اوپن ای آی” انتخاب شد. او قبلاً در مقام مدیر “آژانس امنیت ملی” (“NSA”)، “رییس آژانس امنیت مرکزی”، و رییس “فرماندهی سایبری ایالات متحده” خدمت میکرد. او علاوه بر عضویت در هیئت مدیرهٔ “اوپن ای آی”، عضو کمیتهٔ امنیت و تضمین این کمپانی نیز است. وظیفهٔ این کمیته تعیین چارچوب فعالیت “اوپن ای آی” و گرفتن تصمیمهای امنیتیای کلیدی برای این کمپانی است.
تحولات شگرف حاصل در ارتباط با استفاده از شبکههای عصبی بهمیزانی بسیار زیاد با استفاده از نیروی کار ارزان بهدست آمده است.
ورود هوش مصنوعی و شبکههای عصبی به بازار کار به کاسته شدن از مشاغل و افزایش یافتن بیکاری منجر میشود. استفاده از هوش مصنوعی تضادهای طبقاتی را عمیقتر میکند، زیرا منحصراً در دست سرمایهداران و در خدمت منافع آنان است.
به همین دلیل به هوش مصنوعی اجازه داده نمیشود تا عموم مردم از ظرفیت و تواناییهای کامل آن بهرهبرداری کنند. این بهرهبرداری تنها در نظام سوسياليستی بهطورکامل تحققپذیر خواهد شد.
هوش مصنوعی چیست؟
هوش مصنوعی اغلب بهعنوان چیزی تلقی میشود که ممکن است دارای خودآگاهی و علائقی مغایر با علائق انسانی داشته باشد. گمانهزنیها و داستانسراییهایی زیاد پیرامون این برداشت وجود دارد. با این حال از آنچه معمولاً بهعنوان هوش مصنوعی یاد میشود، فقط مجموعهای از وسایل و ابزارهایی برای پردازش دادهها است، ابزارهایی شامل “الگوریتم”های یادگیری ماشینیاند که یکی از انواع آنها و از تواناترینشان “شبکههای عصبی” است.
“هوش مصنوعی”ای همچون بدیلی برای هوش انسانی وجود ندارد- لااقل امروزه وجود ندارد.
سیستمهای هوش مصنوعی مدرن تخصصی بوده و برای انجام وظیفههایی خاص طراحی شدهاند. از آن جمله میتوان به “سیری” یا “دستیار گوگل” (تشخیص گفتار) یا برای تشخیص تصویر و همچنین “الگوریتم”هایی که از آنها در شبکههای اجتماعیای چون “فِیس بوک” برای توصیههایی محتوایی استفاده میشوند.
نمودار زیر ارتباط بین لایههای “نورون”ها را نمایش میدهد و نشان میدهد چگونه دادهها از لایۀ ورودی، از طریق لایههای پنهان، به لایهٔ خروجی میروند:
- Input 1, 2, 3 – لایهٔ ورودی
- Hidden Layer -لایهٔ پنهان
- Output Layer – لایهٔ خروجی
عملکرد “شبکه عصبی” به این صورت است که دادهها از طریق “نورون”های ورودی وارد میشوند، سپس به “نورون”های لایهٔ پنهان منتقل شده و پس از پردازش به لایهٔ خروجی میرود.
پیدایش شبکههای عصبی به شکل کنونی آن بهدلیل عاملهای زیر امکانپذیر شده است:
- توسعهٔ “الگوریتم”های یادگیری ماشین و مدلسازی ریاضی
- پیشرفت دانش و فناوری ساخت کامپیوترها
- در دسترس بودن حجم عظیم دادههای اطلاعاتی
ساختِ پردازندههای مدرن و واحدهای پردازش گرافیکی “GPU” و تراشههای تخصصی مانند “TPU” گوگل که قدرت پردازش لازم را برای آموزش شبکههای عصبی بزرگ را فراهم کردهاند که در گذشته غیرممکن بود. حجم عظیم دادههای موجود از طریق دسترسی به اینترنت، شبکههای اجتماعی، حسگرها، و سایر منابع به شبکههای عصبی امکان میدهد تا با دقت و کارایی بیشتر به پردازش اطلاعات و نتیجهگیری از آنها بپردازد.
این سه جزء بهطرزی جداییناپذیر با یکدیگر مرتبط هستند. با استفاده از “Chat GPT” هوش مصنوعی توسعه یافته توسط شرکت “اُپن ای آی” (“Open AI”) میتوان توسعهٔ هر سه پارامتر فوق را ردیابی کرد. در سال ۲۰۱۸ / ۱۳۹۷ اولین نسخهٔ آن “الگوریتم”ی با ۰/۱۲ میلیارد پارامتر داشت و از یک بانک اطلاعاتی با ۵ گیگا بایت استفاده میکرد. “GPT2″ در سال ۲۰۱۹/۱۳۹۸خورشیدی ۱٫۵ میلیارد پارامتر و پایگاه اطلاعاتیای ۴۰ گیگابایتی داشت. این شرکت پس از توافق با کمپانی مایکروسافت، اجازه پیدا کرد از سرورهای”Azure” که از قدرت و سرعت محاسباتیای بالا برخوردار بود استفاده کند. درنتیجه در سال ۲۰۲۰ / ۱۳۹۹ ” GPT3″ دارای ۱۷۵ میلیارد پارامتر و پایگاه اطلاعاتیای ۵۷۰ گیگابایتی داشت. “GPT4” که در سال ۲۰۲۳ / ۱۴۰۲معرفی شده است، پارامترهایش بین ۵۰۰ میلیارد تا ۲ تریلیون برآورد شده است.
هوش مصنوعی یکی دیگر از ابزارهایی همچون ماشین بخار، نیروی الکتریسیته، ارتباطات رادیویی، رایانه، اینترنت، و جز اینها، در دست بشر است و درست مانند هر ابزاری دیگر استفاده از آن بستگی به آن دارد که در دست چه کسی باشد. از آنجا که جامعههای سرمایهداری به طبقات تقسیم شدهاند، استفاده از این ابزار بهنفع طبقهٔ حاکمهای است که آن را در اختیار دارد.
گسترش استفاده وسیع از هوش مصنوعی زیر سلطه سرمایهداری مانند هر نوآوری فنیای دیگر در تاریخ سرمایهداری با تناقضهایی همراه است.
هوش مصنوعی و نیروی کار انسانی
مانند هر نوآوری دنیای دیگر، ورود هوش مصنوعی در چرخهٔ تولید سرمایهداری درعینحال که پدیدهای مترقی است، مشکلاتی آشنا را برای کارکنان بههمراه دارد. دستمزد کارکنانی که در امر توسعه و پیشرفت و تحولهایی شگرف که در این مدت زمان کوتاه در این عرصه بهوجود آمده در واقع بسیار پایینتر از سطح دستمزد و حقوقهای متداول بوده است. طبق تحقیقات مجله “تایم”، دستمزد وعده داده شدهٔ دوازده و نیم دلار در ساعت به کسانی که قرار بود دادههای ورودی را کنترل کنند روی کاغذ ماند، زیرا بهدلیل برونسپاری، فقط دستمزدی بین یکونیم تا دو دلار به آنان پرداخت شده و مابقی به جیب شرکتهای واسطه تأمین نیروی انسانی رفته بود.
از طرف دیگر بهرغم پوستهٔ بهظاهر درخشان و تبلیغات شرکتهایی که خودشان را بهعنوان پیشگامان این عرصه معرفی کردهاند، توسعهٔ فناوریهای پیشرفته در سرمایهداری همچنان توسط نیروهای ضعیف، یکنواخت، و ارزان بهدلیل دستیابیشان به سود حداکثری متوقف میشود. رسوایی فروشگاههای بدون کارکنان و صندوقهای پرداخت آمازون- ”Just walk out“– که در واقع بهجای استفاده از این فناوری، با استخدام کارگران ارزان هندی، تظاهر به استفاده از هوش مصنوعی در این فروشگاه های زنجیرهایاش کرده بود. بدین ترتیب که کارگران هندی با استفاده از دوربین مشتریان را از ابتدای ورودشان به فروشگاه دنبال میکردند و اقلام خریداری شده از سوی آنان را ثبت میکردند و یا سیستم دوربین خانه هوشمند آمازون بهنام “Amazon Ring” که برای ثبت اشیا پس از بازبینی فیلمهای ویدیویی که ضبط میشد انجام می گرفت از کارگران اوکراینی استفاده میشد. نمونه دیگر سیستم حسابداری ” Quick Books” را میتوان نام برد که بهجای ثبت و محاسبه و تجزیه و تحلیل خودکار اسناد و مدارک مالی مشتریان، حسابداران فیلیپینی بهشکل سنتی دستی کارها را انجام میدادند.
این مثالها درعمل بیانگر آن است که در نظام سرمایهداری، هوش مصنوعی صرفاً برای افزایش سود برای صاحبان آنها طراحی شده است و وجود تناقضهای آن، باعث میشود غیرمستقیم زندگی مردم را آسانتر کند.
تهدید و خطر بیکاری
ورود هوش مصنوعی بههمراه استفاده از روباتها به محیط کار منجر به اخراج صدها هزار نفر شده است. شرکت “آی بی ام” استخدام در بسیاری از بازارهایی که در آنها فعال است را بهحالت تعلیق در آورده است. بسیاری از کمپانیها و شرکتهای دیگر نیز در حال اخراج انبوه کارکنان خود هستند. بهعنوان مثال، در سال ۲۰۲۳/ ۱۴۰۲، گوگل ۱۲ هزار کارمند خود، اسپوتی فای ۱۵۰۰ بازاریاب خود، بانک گلدن ساکس ۳۲۰۰ کارمند خود، و دراپ باکس ۱۶ درصد از کارکنان خود را اخراج کردند. بر اساس گزارش سایت “Resume Builder.com” شرکتهایی که شروع به استفاده از هوش مصنوعی “ChatGPT” کردهاند اعلام کردند با جایگزینی کارمندان خود و استفاده از این فناوری توانستهاند بیش از ۷۵ هزار دلار از هزینههای خود بکاهند.
کاستن از کارکنان و افزایش بیکاری بهدلیل استفاده از هوش مصنوعی میرود تا به روندی جهانی تبدیل شود. بن ایمونز، مفسر بلومبرگ [خبرگزاری] معتقد است استفاده از هوش مصنوعی میتواند تا سال ۲۰۳۵/ ۱۴۰۱۴خورشیدی سیصد میلیون شغل را در جهان از بین ببرد.
– – –
متن کامل مقاله:
https://us.politsturm.com/neural-networks-analysis
به نقل از «به سوی آینده» دورۀ دوم، سال دوم، شمارۀ ۹، آذر ۱۴۰۳




