برگزاری دومین کنگرهٔ حزب کمونیستِ نوپا و پرشورِ کنیا
کنگره دوم حزب کمونیست کنیا، ((CPK در روزهای ۲۶ و ۲۷ آبانماه ۱۴۰۳ (۱۶ و ۱۷ ماه نوامبر ۲۰۲۴)، در نایروبی پایتخت کنیا، برگزار شد. ۱۲۶ نماینده از تمامی ۴۷ شهرستانهای کنیا در این کنگره شرکت کردند که حضور گسترده حزب کمونیست کنیا در سراسر کشور را نشان میدهد. ۵۴ پیام به این کنگره از سوی حزبها و سازمانهای برادر ارسال شد. حضور نمایندگان حزب کمونیست هند (مارکسیست) در این کنگره با استقبال فراوان مواجه شد.
بلافاصله پس از خیزش اعتراضی گستردهٔ “نسل زِد” که ساختار سیاسی کنیا را بهلرزه درآورد این کنگره برگزار شد. حزب کمونیست کنیا در این اعتراضها نقشی مهم داشت و در جریان سرکوب این جنبش از سوی پلیس سه تن از اعضای حزب کمونیست جان خود را از دست دادند. بررسی این اعتراضها و ترسیم مسیر حرکت آیندهٔ حزب بخشی از دستورکار این کنگره بود. علاوه بر اینها، کنگره به انتخاب نام، پرچم، و نشانی جدید تصمیم گرفت و برنامه و اساسنامهاش را همچنین بهروز کرد.
جنبش کمونیستی در کنیا سابقهای طولانی دارد و در مبارزات ضد استعماری مردم کنیا علیه حاکمیت بریتانیا نقشی فعال داشته است. کمونیستهای کنیایی با سازمان دادن کارگران، تأسیس اتحادیههای کارگری، حمایت از مبارزات دهقانان، و تقویت جنبشهای مقاومت مردمی نقشی اساسی داشتند. شخصیتهای هندیتبارِ کنیایی- همچون “مَخَن سینگ”- بهدلیل نقش برجستهشان در مبارزات ضد استعماری هنوز هم مورد احترام مردم هستند. بااینحال، بخشی از هندیتباران در کنیا با استعمارگران بریتانیایی همکاری داشتند و در بهرهکشی از مردم کنیا شریک بودند. با اینوجود، پیروز شدن مبارزهٔ آزادیبخش کنیا نتیجهٔ اتحادی گسترده بود که بین نیروهای ملیگرای مترقی و کمونیستها شکل گرفت.
کنیا پس از استقلال، همانند بسیاری از کشورهای تازهاستقلالیافته، مسیر توسعه سرمایهداری را درپیش گرفت. احساسات ضد استعماری مردم نادیده گرفته شد و سرمایهٔ امپریالیستی اجازه یافت در کشور باقی بماند و به بهرهکشی ادامه دهد. طبقات حاکم کنیا تنها امتیازی که طلب کردند و تا حدی بهدست آوردند، مشارکت در فرایند انباشت سرمایه و بهرهکشی-“استثمار”- بود. این تحولها طبیعتاً نتوانست انتظارات مردم کنیا را برآورده کند، زیرا فقر همچنان گریبانگیر آنان بود و مشکلاتی مانند بیکاری و گرسنگی ادامه یافت. وحدتی که در جریان مبارزات استقلال شکل گرفته بود پس از استقلال کنیا دچار شکاف شد و به چندپارگی گروههای مختلف قومی تبدیل گردید.
طبقات حاکم در کنیا از شکافهای قومی همچون ابزاری بهمنظور تفرقهافکنی بین مردم و ادامه دادن به بهرهکشیهایشان استفاده کردند. گروههایی متعدد بر محور تعلقات قومی شکل گرفتند و بهجای تلاش برای ایجاد ائتلافی گسترده و متحد جهت مقابله با طبقات حاکم، بر حفظ هویتهایی جداگانه و درگیریهایی داخلی متمرکز شدند. این چندپارگی موجب تضعیف مبارزات مردمی و بهوجود آمدن ناامیدی در میان مردم گردید. در این میان، برخی گروههای مسلح نیز با استفاده از این ناامیدی دست به جذب نیرو کردند. این تحولات به مبارزات مردم و ایجاد چالشی جدی در برابر طبقات حاکم کمکی نکردند و به خواستها و نیازهای مردم نتوانستند پاسخی ارائه دهند.
تجلی سیاسی این گونه ناامیدیهای مردم در تغییراتی متعدد در دولت دیده میشد. شکست همه حزبها بهدلیل وابستگیهای طبقاتیشان، مردم را از روند سیاسی موجود دورتر میکرد. در چنین شرایطی، رئیسجمهور کنونی کنیا، “ویلیام روتو”، در انتخاباتی با شعار “خارج از حلقهٔ سیاستمداران سنتی” و بدون پیشینهٔ خانوادگی سیاسی توانست پیروز شود. او خود را همچون فردی عادی که برای امرار معاش به فروش مرغ میپرداخت به جامعه شناساند و معرفی کرد. کارزار او و صعودش به قدرت به کارزار نخستوزیر هند، نارندرا مودی، شباهت زیادی دارد. مودی نیز با شناساندن خود همچون فردی عادی که چای میفروشد و بدون پیشینهٔ سیاسی خانوادگی به جایگاه فعلیاش رسیده است.
ویلیام روتو پس از تثبیت جایگاهش در عرصه سیاست، در سمتهایی مختلف در دولتهای متعدد خدمت کرد و بهدلیل رشد شگفتآور ثروتش شهرت یافت. او نولیبرالی سرسخت است که کشورش را به ایالات متحده نزدیک کرد. سیاستهایش شامل خصوصیسازی منابع دولتی و فروش داراییهای ملی مانند بنادر، فرودگاهها، و زیرساختهای انتقال برق بود. ویلیام روتو مسئول سرمایهگذاری “گروه آدانی” در بخش برق کنیا و همچنین واگذاری کنترل فرودگاه بینالمللی نایروبی به این گروه بود. بااینحال، پس از محکومیت گروه آدانی در دادگاهی در ایالات متحده، روتو به لغو تمامی قراردادهای امضا شده با این شرکت مجبور شد.
دلایل لغو قراردادهای دولت کنیا با گروه آدانی را وقتی میتوان به روشنی درک کرد که میزان نزدیکی روتو به دولت ایالات متحده را درک کنیم. روتو یکی از نخستین سران دولتی بود که به پروژهٔ شکستخوردهٔ “بهتر بسازیدِ” ایالات متحده پیوست، پروژهای که مقابلهای با ابتکار راه ابریشم چین بود. او همچنین نیروهای نظامی کنیا را طبق دستور ایالات متحده به هائیتی فرستاد تا اعتراضهای مردمی در آنجا را سرکوب کند. علاوه بر این، روتو درهای اقتصاد کشورش را به روی سرمایهگذاریهای ایالات متحده باز کرد بهطوری که به یک دوست نزدیک ایالات متحده تبدیل شد. بههمین دلایل بود که ایالات متحده کنیا را با عنوان شریک کلیدیای غیر”ناتو”ییاش اعلام کرد.
مردم کنیا از سیاستهای نولیبرالیای که روتو دنبال میکرد و فساد سیاسیاش خشمگین بودند. مردم در اعتراض به بستن مالیاتهایی تازه بر تهیدستان در حالی که ثروتمندان از این مالیاتها معاف بودند قیام کردند. پلیس کنیا دستور گرفت که این اعتراضها را وحشیانه سرکوب کند که به گشودن آتش بر روی تظاهرات مسالمتآمیز مردم منجر شد. در جریان این سرکوب، بیش از یکصد معترض جانشان را از دست دادند. از این عده، ۶۹ نفر از منطقهٔ “گیتورای” بودند [گیتورای محلهای بسیار پرجمعیت در کیمبو واقع در شهر نایروبی پایتخت کنیا].
از آنجایی که سرکوب نتوانست اعتراضها را مهار کند، روتو پذیرفت لایحهٔ مالی و برخی پیشنهادات دیگر که خشم مردم را برانگیخته بود لغو کند. او همچنین تمامی اعضای کابینهاش را وادار به استعفا کرد و اعضایی جدید را وارد دولت کرد. بااینحال، این تغییرها مردم را نتوانست راضی کند و هنوز خشمی عمیق در مردم علیه دولت وجود دارد. مردم بهویژه از فروش داراییهای ملی به سرمایهٔ خارجی خشمگین هستند. اعتراضها عمدتاً به فروش داراییهای ملی به سرمایهداران خارجی است. در این زمینه است که تصمیم روتو برای لغو تمام توافقات صورتگرفته با گروه آدانی را باید درک کرد.
نقش حزب کمونیست کنیا
در تمامی این تحولات، حزب کمونیست کنیا نقشی مهم داشت. این حزب در بین حاشیهنشینان و دانشجویانی که بهطورفعال در اعتراضها شرکت داشتند حضوری فعال داشت. این اعتراضها بهدلیل مشارکت گستردهٔ دانشجویان و جوانان در برپایی آنها بهنام اعتراضهای “نسل زِد” شناخته شد. رهبران حزب کمونیست کنیا که بیشترشان نیز جواناند، توانستند میان معترضان پذیرفته شوند. اعضای حزب کمونیست کنیا فعالانه در اعتراضها شرکت کردند و در خط مقدم در برابر خشونتهای پلیس ایستادند. بسیاری از رهبران این حزب مجروح شدند یا دستگیر شدند. همانطور که پیشتر اشاره شد، چهار رفیق حزبی جان خود را از دست دادند و فداکاریهایشان در افکارعمومی بهنیکی ماندگار شد.
کنگره حزب کمونیست کنیا تجربیاتش از اعتراضهای اخیر را بررسی کرد، از نقش این حزب در ساختن ائتلافی گسترده از حرکتهای اجتماعیای مختلف و نیروهای چپ و مترقی در جریان اعتراضها تقدیر کرد. بازتابی خوب که فعالیت حزب کمونیست کنیا در میان شرکای ائتلافیاش بهوجود آورده در این کنگره بهوضوح مشاهده شد، و این هنگامی بود که عدهای زیاد از نمایندگان حزبها و نیروهای چپ و مترقی در مراسم گشایش کنگره حضور یافتند و بهمناسبت این رویداد پیامهایشان را ارائه کردند. کنگره حزب کمونیست کنیا به بحث و بررسی دربارهٔ انشعاب اخیر در حزب پرداخت که در آن دو رهبر تاثیرگذار کمیتهٔ مرکزی از حزب اخراج شدند. این رهبران که با عنوان: “گروه دونفره” شناخته میشوند، بهدلیل تلاشهایشان برای معامله با حزب بورژوایی حاکم و تشکیل ائتلاف با آن اخراج شدند. اکثریت اعضای حزب با این حرکت “گروه دونفره” مخالف بودند و به آن رأی منفی دادند. این رهبران ضمن اینکه تصمیم اکثریت را نپذیرفتند، سعی کردند در حزب شکاف بیندازند. کارزار مستمر ایدئولوژیک و بحثهایی که در درون حزب انجام شد موجب گردید اکثریت اعضا با گروه دونفره مخالفت کنند. کنگره حاضر-کنگرهٔ دوم- پس از این انشعاب تشکیل شد و بهمنظور رفع مانعهای قانونی، گروه اکثریت به انتخاب نامی دیگر برای خود مجبور شد، زیرا گروه اقلیت به قانع کردن مراجع قانونی و حفظ نام اصلی حزب موفق شدند. بنابراین کنگره اکثریت به انتخاب نامی جدید مجبور شد، نامی که بهاتفاق آرا در کنگره پذیرفته شد. حزب کمونیست کنیا اکنون بهنام: “حزب کمونیست مارکسیستی، کنیا” (“CPM-K”) شناخته میشود. علاوه بر تغییر نام، کنگره همچنین جایگزینی نشان و پرچمی جدید را تصویب کرد تا از گروه انشعابی متمایز شود. پرچم سرخ حزب کمونیست همچنان باقی ماند، اما با تغییری جزئی در آن اکنون داس و چکش میان یک ستاره قرار گرفتهاند. در درون حزب بهمنظور متحد کردن اکثریت در خطمشیای درست و علیه انشعابکنندگان کارزار همهجانبه و جدی اصلاحیای انجام شد. این تلاشها در تجهیز ایدئولوژیک حزب برای مقابله با شکافافکنی و همچنین آگاهی بیشتر کادرهای حزب مؤثر بود. شرکت فعال سیاسی رفقای جوان در طول کنگره این واقعیت را ثابت کرد.
حزب “کمونیست مارکسیستی، کنیا” حکومت این کشور را دولتی نیمهفئودالی و بورژوایی ارزیابی میکند که زیر رهبری بورژوازی کمپرادور قرار دارد. طبقات حاکم در حال سازش با امپریالیسم هستند. حزب وضعیت فعلی انقلابش را زیر عنوان “انقلاب ملی و دموکراتیک خلق” میبیند. در این راستا، کنگره حزب تصمیم گرفت بهمنظور بسیج مردم در مسیر تحولات انقلابی جامعه تلاشهایش را شدت بخشد.
حزب “کمونیست مارکسیستی، کنیا” همچنین سازمانهای تودهایاش را بازسازی کرد. اتحادیهٔ جوانان کمونیست اکنون به “اتحادیهٔ جوانان انقلابی” تبدیل شده است. سازمانی جدید برای زنان نیز تشکیل میشود. رهبری حزب و همهٔ این سازمانهای تودهای در کنگره انتخاب شدند. دفتری جداگانه برای مردم شهری و روستایی دارند و سازمانهایی جداگانه برای طبقه کارگر و کشاورزان نخواهند داشت. نام مدرسهٔ حزب نیز به “مدرسهٔ آموزشهای حزبی پیو گاما پینتو” تغییر یافت. “پیو گاما پینتو” یکی از کمونیستهای هندیتبارِ کنیایی بود که در سال ۱۹۶۵/ ۱۳۴۴خورشیدی از سوی دولت کنیا ترور شد.
بر پایه اساسنامه حزب، یکسوم اعضای انتخاب شده در هر کمیته باید از جنس مخالف باشند و این در ترکیب همهٔ کمیتههای منتخب کنگره منعکس شد. بهدلیل حضور پررنگ حزب در میان زنان، زنانی که به مقام نمایندگان کنگره نیز انتخاب شدند، این امر ممکن شد.
کنگره حزب بسیار پرشور بود و خواندن سرودها و سر دادن شعارها با خواندن بیانیهها و حتی ارائه گزارش هم درآمیخته بودند. همه نمایندگان، از جمله دبیرکل، رئیس، و سایر رهبران حزب، بهگونهای خودجوش به آواز خواندن و رقصیدن میپرداختند. فضای جوانانهٔ کنگره همچنین در انتخاب نوع موسیقی نیز نمایان بود، چون موسیقیهای رپ، رگی، و هیپهاپ برای تقویت جو کنگره انتخاب شده بودند.
آخرین جلسه کنگره نمایشی عمومی بود. یک جشنواره موسیقی مترقی رگی در گیتورای برگزار شد که در آن صدها نفر شرکت داشتند. رهبری جدید حزب و تصمیمات اصلی کنگره در این گردهمایی عمومی اعلام شدند و کنگره دوم بهپایان رسید.
نوشتهٔ رفیق “آرون کومار”، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست هند (مارکسیست) [منبع ترجمهٔ مقاله بهفارسی: نشریهٔ “دموکراسی خلقی”، ارگان مرکزی حزب کمونیست هند (مارکسیست)]
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۲۳، ۲۶ آذر ۱۴۰۳




