مسایل بین‌المللی

پرستشِ «سود» در محراب سرمایه‌داری جهانی حتی اگر به‌بهای نابودیِ ما باشد

بیست‌و‌نهمین کنفرانس تغییرات آب و هوایی سازمان ملل متحد-“کاپ۲۹” (COP-29)بی سر و صدا به پایان رسید. پس از اعلامیه “کاپ ۲۸” مبنی بر پایان دادن به عصر سوخت‌های فسیلی و وعده کشورهای ثروتمند برای تأمین بودجه جهت کمک به کشورهایی که با تهدید دوگانه تغییرات اقلیمی و فقر مواجه هستند، همه این وعده‌ها در کاپ ۲۹ نقض شدند. آن‌ها [کشورهای ثروتمند] نه تنها هیچ تعهدی برای کاهش استفاده از سوخت‌های فسیلی‌شان (به‌ویژه گاز طبیعی و نفت) ندادند، بلکه به جای ۳/۱ تریلیون دلارِ درخواست شده از سوی کشورهای درحال‌توسعه، فقط به پرداخت مبلغ ناچیز سالانه ۳۰۰ میلیارد دلار از راه بازرگانی و سایر معاملات آن هم تا سال ۲۰۳۵/ ۱۴۱۴ خورشیدی متعهد شدند. افزایش این مبلغ به ۳/۱ تریلیون دلار درخواست شده از سوی کشورهای درحال‌توسعه  تنها به صورت یک آرزویی محال، بدون هیچ تعهدی، و فقط همراه با برخی ژست‌های نمایشی ابراز شد. هیچ‌گونه کمک مالی‌، حتی برای فقیرترین کشورهایی که با بحران مضاعف فقر و تغییرات اقلیمی مواجه هستند، اختصاص داده نشد. تأمین مالی ۳۰۰ میلیارد دلاری کشورهای درحال‌توسعه شامل وام‌ و تأمین مالی تجاری خواهد بود، به‌این گونه که کشورهای ثروتمند زیرساخت‌های انرژی کشورهای فقیرتر را به‌نام “سبزسازی” اقتصادشان در اختیار خواهند گرفت. این فرایند تنها  افزودن شرکت نواستعماری‌ای دیگر زیر نام کمک به کشورهای آسیب‌پذیر است. این وضعیت با تخصیص بودجه برای بازاریابی/تجارت جعلی انتشار کربن و “جایگزین‌ها” همراه است که همان‌طور که می‌دانیم چیزی جز فریب مردم نیستند. این روش‌ها نه انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش می‌دهند و نه کمکی به کشورهای فقیر می‌کنند، بلکه صرفاً پوششی بر اقدام‌های کشورهای ثروتمند و شرکت‌های‌شان زیر نام کاهش اثرات تغییرهای اقلیمی هستند. در این مقاله، من بر چالش بزرگ‌تر بخش انرژی تمرکز خواهم کرد، چالشی که تولید برق بخش عمده‌ای از آن را تشکیل می‌دهد. بخش بزرگ بعدی، حمل‌ونقل است که در آن نیروهای بازار به‌طورچشمگیر در جهت خودروهای برقی تغییر کرده‌اند. ما بخش‌های کشاورزی و صنعت [به‌معنی صنایع فرآیندی مانند فولاد، کود، مواد شیمیایی، ساختمان‌ها (ساخت‌وساز و مصالح) و غیره] را که در حال حاضر بررسی‌شان دشوارتر است کنار می‌گذاریم. صنعت برق و مصرف خانگی برق که از اواسط قرن هجدهم آغاز شد با افزایش گاز دی اکسید کربن در جو ارتباط دارند. در جایگاه بعدی، با استفاده از بنزین و دیزل برای خودروها، کامیون‌ها و اتوبوس‌ها و نیروی زغال‌سنگ/بخار برای قطارها، صنعت حمل‌ونقل قرار دارد. ارتباط انتشار کربن و افزایش دمای جهانی به‌اندازه‌ای بود که  دانشمندان برجسته تا سال‌های دهه ۱۹۸۰ / ۱۳۶۰خورشیدی درباره تغییرات اقلیمی صحبت کنند. شرکت‌های بزرگ نفت و گاز برای دهه‌ها از تأثیر انتشار کربن/گازهای گلخانه‌ای آگاه بودند، ولی به جای پذیرش و بررسی چگونگی کاهش آن، یافته‌های‌شان را انکار می‌کردند. آن‌ها [شرکت‌های بزرگ نفت و گاز] همچنین طیفی وسیع از انکارکنندگان پدیدهٔ تغییرات اقلیمی را تأمین مالی می‌کردند تا بتوانند به سوداگری‌شان ادامه دهند حتی اگر این سوداگری تمدن ما را به‌خطر بیندازد.

تصویر کلی این است که برای نخستین بار هزینه‌ تولید انرژی‌های تجدیدپذیر از هزینه تولید انرژی بر اساس سوخت‌های فسیلی کم‌تر شده است. هزینه‌ تولید انرژی‌های تجدیدپذیر تقریباً صفر است، زیرا این انرژی‌ها بر اساس خورشید و باد هستند. برای بخش بسیار بزرگی از نیروگاه‌های موجود مبتنی بر سوخت فسیلی، هزینه‌های سرمایه‌‌گذاری تا کنون جبران شده‌اند و بهای برق تولید شده از این نیروگاه‌ها اساساً بهای سوخت مصرفی هستند. تنها دلیل نیاز ما به این نیروگاه‌ها در شبکه این است که زمانی که خورشید نمی‌تابد یا باد نمی‌وزد به این نیروگاه‌ها نیاز داریم. ما هنوز به‌اندازه کافی در ذخیره سازی برق در سطح شبکه سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم تا نیازهای زمانی که انرژی خورشیدی و بادی در دسترس نیستند برآورده شوند. ولی حتی این مشکل نیز از نظر فنی حل شده است. ذخیره‌سازی به‌روش پمپاژ آب معادل یک باتری عمل می‌کند. همان‌طور که در مقاله‌های علمی در این رابطه مطرح شده، ذخیره‌سازی پمپاژی متصل به شبکه، مانند سیستم ذخیره‌سازی پمپاژی پورولیا، راه‌حلی ساده و نسبتاً ارزان برای شبکه است. این بدان معناست که ما به باتری‌های بزرگ الکتروشیمیایی در سطح شبکه (مانند باتری‌های تلفن‌های همراه و رایانه‌ها) که قبلاً برای گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر ضروری تلقی می‌شدند، نیازی نداریم.

مسئله کلیدی در انتقال انرژی، داشتن زیرساخت‌های صنعتی لازم برای تولید پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادی مورد نیاز برای افزایش انرژی‌های تجدیدپذیر و حذف نیروگاه‌های سوخت فسیلی است. اگر تولید برق را با تمرکز بر شبکه بررسی کنیم، تقریباً ۴۰ درصد از کل انتشار کربن مرتبط با انرژی به شبکه اختصاص دارد. تغییر عمده در ۱۰ سال گذشته افزایش سریع نصب انرژی خورشیدی و بادی متصل به شبکه بوده است، زیرا اقتصاد تولید انرژی در این دهه به‌طور‌چشمگیر تغییر کرده است. امروزه هزینه هر کیلووات ساعت برای تولید انرژی خورشیدی و بادی متصل به شبکه، از هر مسیر مبتنی بر سوخت فسیلی (زغال‌سنگ، نفت، یا گاز طبیعی) برای تولید برق کم‌تر است. در سال ۲۰۲۳/ ۱۴۰۲ ظرفیت جدید اضافه شده به تولید انرژی خورشیدی و بادی از تمام منابع دیگر انرژی، از جمله زغال‌سنگ، گاز، و نفت، پیشی گرفت. ظرفیت صنعتی جهان برای تولید تجهیزات تولید انرژی خورشیدی و بادی، به‌ویژه در چین، به‌سرعت افزایش یافته است. اقتصاد تولید برق به‌این معناست که ما در موقعیتی قرار داریم که می‌توانیم زودتر به مسیر کم‌کربن گذر کنیم: برای کشورهایی که جمعیت‌شان سه‌چهارم جمعیت جهان را در بر می‌گیرد، نصب انرژی‌های تجدیدپذیر، ارزان‌تر از هر نوع تولید انرژی مبتنی بر سوخت فسیلی است.

چین عامل اصلی این روند بوده است. من قصد دارم در این مورد از نشریه “نیویورک تایمز” (“NYT”) نقل قول کنم، زیرا به‌نظر می‌رسد نیویورک تایمز نیز به جمع طرفداران چین پیوسته است! این روزنامه می‌نویسد: “در سال ۲۰۲۳/ ۱۴۰۲، جهان، از جمله چین، ۴۲۵ گیگاوات ظرفیت جدید انرژی خورشیدی نصب کرد؛ جهان بدون چین تنها ۱۶۲ گیگاوات نصب کرد. چین ۲۶۳ گیگاوات و ایالات متحده تنها ۳۳ گیگاوات را به خود اختصاص دادند. در سال ۲۰۱۹/ ۱۳۹۸ چین تنها یک‌چهارم از ظرفیت‌های افزوده خورشیدی جهان را نصب کرد و در سال گذشته توانست این مقدار را به ۶۲ درصد بیشتر از مجموع کل بقیه جهان برساند. در همین پنج سال، ظرفیت جدید افزوده شده چین بیش از هشت برابر شد؛ در حالی که جهان بدون چین حتی میزان رشد خود را دو برابر هم نکرد.”

” اگرچه در زمینه تولید انرژی‌های تجدید‌پذیر، چین پیشروترین و ایالات متحده عقب‌مانده‌ترین کشورها در جهان محسوب می‌شوند، اتحادیه اروپا و هند نیز عملکرد بدی نداشته‌اند. این دو در سال ۲۰۲۳ / ۱۴۰۲حدود ۵/۱۳ گیگاوات به ظرفیت انرژی تجدید‌پذیر اضافه کردند. هند در حالی که ظرفیت تولید پنل‌ها و قطعاتش را به‌طور قابل توجهی افزایش داده است، همچنان در ظرفیت تولید سلول‌های خورشیدی عقب مانده است. هند همچنین ممکن است تحت تأثیر اقدام اخیر مقام‌های ایالات متحده علیه شرکت بزرگ انرژی خورشیدی، “آدانی سولار”، قرار بگیرد. در توافق بزرگ میان”SECI” که ۷ گیگاوات برق تولید شده به‌وسیله آدانی سولار را به ایالت “آندرا پرادش” تأمین می‌کرد، اتهام‌هایی مبنی بر فساد مطرح شده است. این قرارداد به‌رغم اعتراض‌های مقام‌های دولت ایالتی آندرا پرادش امضا شده بود. اتحادیه اروپا که در زمینه سیاست‌های سبز پیشگام بود، همچنان به مصرف نفت و گاز طبیعی ادامه می‌دهد. در حالی که آن‌ها [کشورهای عضو اتحادیه اروپا] با بوق و کرنا سیاست‌های سبزشان را تبلیغ می‌کنند، درعمل به تدوین سیاست‌هایی برای برقراری تعرفه‌هایی قانونی زیر نام تغییرهای اقلیمی مشغول هستند. اتحادیه اروپا با بیشتر کردن سرسپردگی‌اش به ایالات متحده آماده می‌شود آینده جهان و صنایعش را قربانی سازد، صنایعی که به‌دلیل هزینه‌های بالای سوخت وارداتی به‌طرزی فزاینده‌ توان رقابت با دیگر  کشورها را از دست می‌دهد.

اینجا دیگر بحث هزینه انرژی‌های تجدیدپذیر نیست، بلکه سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی نفت، گاز طبیعی، و زغال‌سنگ است که ایالات متحده، به‌عنوان نمونه، حاضر نیست از آن چشم‌پوشی کند، حتی اگر این به‌معنای افزایش خطرها برای تمدن بشری باشد. اعداد به‌اصطلاح “تعرفه کربن” (که بر اساس انتشار فعلی و نه انتشارهای در گذشته محاسبه می‌شوند) و به کشورهای در‌حال‌توسعه تحمیل می‌شوند، ابزاری برای حمایت از صنایع اروپایی هستند. این سیاست که با نام “مکانیزم تنظیم مرزی کربن” (“CBAM”) اتحادیه اروپا شناخته می‌شود، در واقع چیزی جز تعرفه‌های حمایتی برای محافظت از صنایع قدیمی نیست، صنایعی که دیگر توان رقابت با صنایع کشورهای هند، چین، ترکیه، روسیه، شرق، و جنوب شرق آسیا را ندارند. ترامپ، رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده که از ژانویه ۲۰۲۵ / دی- بهمن‌ماه ۱۳۰۴به قدرت می‌رسد و خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتینیِ انکار کننده تغییرات اقلیمی، در صدد ویران کردن همه سیاست‌های تغییرات اقلیمی هستند. برای آنان جهان باید سودآوری سرمایه را امروز تضمین کند حتی اگر در آینده با مرگ بر اثر گرمایش جهانی مواجه شود. این امر در وهله نخست چالشی سیاسی است نه چالشی اقتصادی یا فناورانه، چالشی که نظام بین‌المللیِ مبتنی بر قوانین موجود به‌‌رهبری “گروه هفت” (“G7”) از مقابله با آن خودداری می‌کند. در عوض، آن‌ها [“گروه هفت”] می‌خواهند همان نظم بین‌المللی کنونی ادامه یابد که در آن تعدادی انگشت شمار از کشورهای استعمارگر کنترل امور را در دست داشته باشند و به چپاول جهان ادامه دهند، حتی اگر این امر به‌معنای تغییرات اقلیمی‌ای فاجعه‌آمیز هم باشد. این وضعیت، نسخه‌ قرن بیست‌ویکمی سخن  “لوئی پانزدهم” (یا مادام پومپادور مورد علاقه‌اش) است که پیش از وقوع انقلاب فرانسه گفته بود: “پس از من، سیلاب بیاید” (“Après moi, le déluge”) یا به‌عبارتی  “هرچه می‌خواهد بشود، بشود”.

نوشته: پرابیر پورکایاستا، محقق و پایه گذار “مجمع علوم دهلی” در کشور هند و همچنین “سایت تحقیقانی نیوزکلیک”.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ  ۱۲۲۴، ۱۰ دی ۱۴۰۳

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا