گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – گلباران مزار غلامحسین ساعدی؛ اقدام هماهنگ نیروهای مترقی و چپ علیه رفتار فاشیستی سلطنتطلبان
گلباران مزار غلامحسین ساعدی؛ اقدام هماهنگ نیروهای مترقی و چپ علیه رفتار فاشیستی سلطنتطلبان
یکشنبه ۹ دی شمار کثیری از هم میهنان ایرانی مقیم فرانسه، از جمله شخصیت های هنری، روشنفکران، و فعالان سیاسی چپ ایران در اعتراض به اقدام اهانت آمیز طرفداران اعاده سلطنت رژیم پهلوی، که یادآور اقدام های مزدوران جمهوری اسلامی در شکستن سنگ قبر هنرمندان و جانباختگان راه آزادی در میهنمان بود، با حضور بر مزار دکتر غلامحسین ساعدی، نویسنده، محقق و نمایشنامه نویس مترقی کشورمان در آرامستان پرلاشز پاریس، این حرکت فاشیستی و غیر اخلاقی را بشدت محکوم کردند. حاضران با گلباران مزار غلامحسین ساعدی و با سخنرانی هایی که از سوی برخی شرکت کنندگان ایراد شد ضمن گرامی داشت خاطرۀ زنده یاد ساعدی که از چهره های برجسته و ماندگار فرهنگی، تئاتر و سینمای ایران و از مخالفان رژیم های دیکتاتوری سلطنتی و ولایی بود، اقدام فاشیستی و اهانت آمیز سلطنت طلبان را محکوم کردند. در این گردهمایی طیف قابل توجهی از اعضا و هواداران حزب ها و نیروهای مترقی، از جمله حزب چپ ایران، سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، حزب تودۀ ایران، حزب دموکرات کردستان ایران ، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران و سازمان راه کارگر حضور داشتند.
حزب توده ایران در همراهی و در کنار نیروهای مترقی و چپ شرکت کننده در این مراسم،حرکت فاشیستی طیف سلطنت طلبان و پیروان رضا پهلوی را شدیدا محکوم کرده و می کند.
علت رشد فساد در ورزش کشور چیست؟!
دیرگاهی است که با فرمان ولی فقیه، فرماندهان سپاه و دلالان در ورزش میهن ما مشغول غارت و تخریب ورزش و سقوط معیشت ورزشکاران هستند. گردش مالی این فعالیتها در ورزش سالانه هزار میلیارد تومان تخمین زده میشود. افشای فساد در ورزش کشور زمانی باعث گردید تا برای مدیران ارشد فوتبال فعلاً پروندهای به نام “فساد فدراسیون فوتبال” تشکیل شود.
در عرصه ورزش مانند دیگر عرصهها حق تشکلیابی، اعتراض و دادخواهی از ورزشکاران سلب شده است و برخی از ورزشکاران در اعتراض به نوع قراردادهای تبعیضآمیز و پرداخت دستمزدهای کم از طرف فرماندهان سپاه در لیست سیاه قرار گرفته و با تصمیم آنان از حضور در تمرینها و یا برخی از مسابقات محروم میشوند.در رابطه با عدم حمایت از ورزشکاران و وضعیت وخیم معیشت آنان فقط به چند مورد اشاره میکنیم. علیرضا رعدی سرمربی تیم فوتبال هفت نفره پارا المپیکی جهان از بیکاری و وضعیت وخیم ورزشکاران لب به اعتراض میگشاید و میگوید: “خیلی از بچههای تیم ما بیکار هستند. اکثراً در شهرستان بهسختی زندگی میکنند… این بازیکنان خانواده دارند و وقتی به اردو میآیند از کارشان می زنند. برای مثال، یکی از بازیکنان بهدلیل این که بهطورمنظم به اردو میآمد از محل کارش اخراج شد… صاحب خانه اجارهاش را افزایش داده و هیچ پولی دیگر نداشته که اجاره خانه اش را بپردازد و مجبور شده است برای امرار معاش طلاهای همسرش را بفروشد” (تابناک، هفتم آذرماه ۱۴۰۳).
مریم ایراندوست مربی فوتبال زنان در اعتراض به عدم حمایت رسانههای دولتی و شرایط بد مالی زنان ورزشکار میگوید: “ما اصلاً پخش زنده نخواستیم، همان پخش مرده را به ما بدهند و با یک ساعت تأخیر بازی هایمان را پخش کنند. اصلاً چه اشکالی دارد که ورزش زنان یک شبکه مخصوص داشته باشد.” ایشان درباره دستمزد زنان فوتبالیست میگوید:”بیشتر بازیکنان از خانوادههایی میآیند که شرایط مالی خوبی ندارند و نود درصد این بازیکنان نانآور خانوادههایشان هم هستند. … بازیکنی داشتیم که موقع بستن قرارداد خوشحال بود و میگفت پدرم بعد از این همه سال کار کردن یک پراید ندارد و من میخواهم برایش بخرم و خوشحالش کنم. از خوشحالیای که او داشت، من حالم بد شد” (همشهری آنلاین، هشتم آذرماه ۱۴۰۳).
محمودرضا ریزبند یکی از مربیان باران ارجمند دختر پانزده ساله تیم ملی پینگپونگ ایران که بر اثر سیاستهای تبعیضآمیز رژیم به کشور سوئد پناهنده شده است، در مورد معضلات دختران ورزشکار ایرانی گفته است: “محدودیتها دلیل اصلی میل ورزشکاران به پناهنده شدن است. باران ارجمند بهدلیل اینکه نمیتوانست مربیان مرد را در رقابتهای برونمرزی بههمراه داشته باشد فیلم رقابت رقبایش را برای آنها ارسال میکرد و از مربیانش میخواست که آنها را بهصورت آنلاین آنالیز کنند. … ما یکسری محدودیتها داریم. محدودیتهایی که نه فقط در پینگپونگ بلکه در اجتماع جلو یکسری کارهای شما را میگیرد و ورزشکار وقتی با شلوار و مقنعه و تونیک مقابل رقیب قرار میگیرد، واقعاً بازی کردن سخت است”( روزنامه اعتماد، یازدهم آذرماه ۱۴۰۳).
بهموازات غارت و چپاول فرماندهان سپاه در ورزش، تبعیض و اعمال محدودیتها در حق زنان ورزشکار میهن ما همچنان ادامه دارد و بهاعتراف وزیر ورزش رژیم: “وضعیت مدالآوری در بخش بانوان خوب نیست و تنها یکسوم اعزامهای برونمرزی در بخش بانوان است و با توجه به وضعیت بودجه نمیتوان انتظار زیادی از فدراسیون در حمایت از ورزش زنان داشت” (خبرگزاری مهر، ششم آذرماه ۱۴۰۳).
تبعیض و جداسازی بین ورزشکاران زن و مرد، وخیمتر شدن وضعیت معیشت ورزشکاران، نداشتن امکانات کافی و بهروز نشدن دانش ورزش در حکومت استبدادی ولایت فقیه وضعیت فاجعهباری را رقم زده است. این پدیده بسیار منفی یعنی مهاجرت ورزشکاران از کشور حاصل سیاستهای مخرب رژیم ولایت فقیه است. خواست مردم میهن ما گذار از رژیم واپسمانده و استبدادی، تامین آزادیهای سیاسی، و برقراری عدالت اجتماعی در همه عرصهها از جمله در رشتههای ورزشی و افتخارآفرینی برای ایرانی آزاد و دمکراتیک است.
رشد فقر با ادامه جراحی اقتصادی
فقر سیاه، این زاییده و پاره تن نظامهای طبقاتی، با گامهای سنگین بهپیش میتازد و در مسیر خود زندگیهای هرچه بیشتری، از کودکان، سالخوردگان و معلولان نیازمندِ همهگونه حمایت گرفته تا مردان و زنانی که با چنگ و دندان در تلاش برای ادامه حیات هستند را بیرحمانه به قعر تباهی کشانده و نابود میکند. سایه فقر بر همه ابعاد زندگی بخش بسیار بزرگی از زحمتکشان و تهیدستان میهن از تغذیه، بهداشت، مسکن و آموزش گرفته تا سلامت روان، حاکم شده است.
آمار واقعی رانده شدگان به زیر خط فقر، با توجه به ادامه و تشدید بحرانهای اقتصادی و بهویژه بحران انرژی و بهتبع آن کاهش تولید و تعطیلی کسب وکارها و رشد بیکاری، سرکوب بیوقفه دستمزدها، تورم و هزینههای سرسامآور زندگی بسیار فراتر از آمار رسمی مبنی بر وجود یکسوم جمعیت زیر خط فقر است.
بر اساس بررسیهای انجام شده، وارد آوردن شوکهای ارزی بهمنظور جبران کسری بودجه و منبعی برای درآمدهای دولت یکی از عاملهای تشدید تورم و فقر و سقوط سطح زندگی قشرهای کم درآمد بوده است. دولت پزشکیان نیز در همین راستا افزایش نرخ ارز نیمایی از ۲۸ هزار و پانصد تومان به ۳۸ هزارو پانصد تومان، افزایشی که قرار است در سال آینده به ۴۰ هزار تومان هم برسد، را در لایحه بودجه گنجانده است. مجلس نیز با این افزایش نرخ موافقت کرده است اما بر اساس گزارش محسن زنگنه، نایب رئیس کمیسیون تلفیق بودجه، تمهیداتی قانونی در بودجه بهعمل آمده است تا درآمد حاصل از این افزایش نرخ که در حدود ۱۲۰ هزار میلیارد تومان است صرف جبران کاهش قدرت خرید دهکهای پایین جامعه در قالب کالابرگ قرار گیرد. باید یادآوری کرد که چنین وعدههایی نیز هنگام حذف ارز ترجیحی ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی در دولت رئیسی داده شد، اما نتایج فاجعهبار این جراحی اقتصادی در افزایش قیمت کالاها و خدمات و فقیرتر شدن زحمتکشان تا امروز هم ادامه دارد. این اقدام مجلس سرسپرده ولی فقیه که همیشه مهر تأیید بر سیاستهای کلان اقتصادی حکومت از جمله برنامه ضد مردمی “هفتم توسعه”، زده است، نمایشی بیش نیست و خیلی راحت میتواند به فراموشی سپرده شود و یا با مانورها و بهانههای مختلف بیاثر گردد. اگر نمایندگان مجلس واقعاً دغدغه زندگی قشرهای کمدرآمد و فقیر را دارند، در آن صورت چه نیازی به تأیید این افزایش نرخ بود تا بعداً به فکر جبران پیامدهای آن برای این قشرها باشند.
جراحی اقتصادی رژیم در راستای سیاست آزادسازی اقتصادی به اینجا ختم نمیشود و بهنظر میآید که کارگزاران حکومت به داشتن سرعت عمل باز هم بیشتری نیاز میبینند. بهفاصله کمی بعد از تصویب قانون بودجه درمجلس، همتی، وزیر اقتصاد، آزاد سازی نرخ ارز تجاری در سامانه نیما یا بهاصطلاح ارز “توافقی” را از روز شنبه ۲۴ آذر اعلام کرد. همتی در توجیه این تصمیم گفت: “قیمت گذاری دستوری در بازارها از جمله بازار ارز، جز ایجاد فساد و تشدید سفتهبازی و التهاب در بازار ارز نتیجهای بهبار نمی آورد” (اقتصاد پویا، ۲۵ آذر) استفاده از عبارت “قیمت گذاری دستوری” علیه سیاستهای حمایتی و دخالت دولت در اقتصاد و حرکت در جهت سلطه کامل بخش خصوصی توسط همتی، از حامیان پرو پا قرص این سیاست، عجیب و بیسابقه نیست. آقای همتی قاعدتاً باید بداند عامل اصلی فسادِ نهادینه شده در همه ارکان حکومتی سلطه سرمایهداری کلان و بهویژه انگلیترین بخش آن یعنی سرمایهداری بوروکراتیک و سرمایهداری تجاری است، سرمایهداریهایی که هنوز هم اهرمهای قدرت را در دست دارند. تشدید و سرعت بخشیدن به آزادسازیها از جمله آزاد سازی قیمتها، ارز، و دستمزد در دولت چهاردهم بهرغم تجارب دهههای اخیر و پیامدهایش در تشدید فقر و فلاکت زحمتکشان، جز در خدمت این قشر غارتگر و نیز اعلام دوباره وفاداری به سیاستهای نولیبرالی دیکته شده از طرف نهادهای امپریالیستی نیست. همراه با تحریمها سیاستهای اقتصادی – اجتماعی رژیم عامل فقر و تیرهروزی دهها میلیون نفر از مردم میهن ما است.
جنبش زنان با وجود تمامی فشارها و سرکوبها همچنان بهپیش میرود!
زنان مبارز میهنمان برای طرح خواستههایشان که رفع شدن تبعیض از آنان و برخورداری از حقوق برابر است از هر روزنهای و امکانی استفاده میکنند. از زن زحمتکش وعادی که از سیاستهای ضد مردمی اقتصادی رژیم در رنج و عذاب است و تغییر شرایط زندگی را خواهان است تا کوشندگان برابری حقوق زنان تا زندانیان سیاسی زن که در معرض شدیدترین سرکوبها و تهدیدها هستند و نیز تا هنرمندان زنی که در شرایطی دشوار برای آزادی فعالیت هنری زنان میکوشند در حال مبارزه هستند. در پی حادثهای که در اهواز رخ داد و ساختمان شش طبقهای فرو ریخت، استاندار خوزستان که در محل حادثه حضور یافته بود با اعتراضهای شجاعانه زنی روبرو شد، زنی که دوران فعلی را با دوران زمان جنگ و نخستوزیری مهندس موسوی مقایسه میکرد. او که بخشی از سخنانش از رسانهها حذف شده بود به واقعیت زندگی دهها میلیون هموطنش اشاره کرد. وی از جمله گفت: “من انقلاب را دیدم، جنگ را دیدم، بهخدا در جنگ اینقدر ما سختی نکشیدیم، اینقدر گرانی نداشتیم، همین میرحسین موسوی را که زندانی کردند نخستوزیر خامنهای بود، آنقدر در رفاه بودیم که دغدغهمان فقط جانمان بود وقتی که دشمن موشک میزد به دزفول و میخواستیم فرار کنیم وگرنه همه چیز ارزان بود. سن شما قد نمیدهد، هیچ فشار اقتصادی به ما نیامد در جنگ. الان بیشتر از آن وقت به ما فشار میآید. خیر نبیند انشاءالله این خامنهای. خدا ریشهاش را بردارد. خدا نسلش را از روی زمین بردارد.”
ندادن امکان به هنرنمایی زنان در بخش موسیقی زنده یکی دیگر از عرصههای تبعیض علیه زنان است. علیرغم قول و قرارهای انتخاباتی پزشکیان در این عرصه، هنوز تنگنظری رژیم ادامه دارد. اخیراً کنسرت گروه موسیقی “نقش” در اصفهان بهعلت حضور نوازندۀ زن در گروه باوجود داشتن مجوز از وزارت ارشاد لغو شد. در همان زمان کنسرت فرضی پرستو احمدی خواننده و آهنگساز شجاع در یکی از کاروانسراها با حجاب اختیاری انجام شد. پرستو احمدی در سخنانی قبل از شروع کنسرت گفت: “من، پرستو؛ دختری که میخواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقی است که نمیتوانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا، در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکهای که تاریخ و اسطورههای ما به هم پیوند میخورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید، این وطن زیبا را…” پرستو در جریان جنبش زن زندگی آزادی، تصنیف “از خون جوانان” عارف قزوینی که وی این تصنیف را بهیاد حیدرخان عمواوغلی و جانباختگان راه آزادی در دوران انقلاب مشروطیت سروده بود را خواند و بههمین دلیل منزلش توسط مأموران امنیتی تفتیش شد و خودش هم به دادسرای امنیتی تهران فراخوانده شد. در مورد همین اجرای کنسرت فرضی نیز او و دو نفر از نوازندگان کنسرت دستگیر و پس از چند ساعت آزاد شدند.
کارزار مهم دیگری در ارتباط با زنان که باید به آن اشاره کرد در مورد تبعیض جنسیتی در حوزۀ کار و اشتغال است. این کارزار حدود پنج هزار و چهارصد امضا جمع آوری کرده است و خواستههایش عبارتند از: عدم پرداخت حق عائلهمندی و اولاد به زنان متأهل کارمند دولت؛ تبعیض در پرداختهای رفاهی بین زنان و مردان متأهل و دارای فرزند؛ عدم برخورداری فرزندان زنان متأهل کارمند از حقوق وظیفه و مستمری بازنشستگی در صورت فوت آنان، با وجود پرداخت حق بازنشستگی در طی سالیان طولانی خدمت، مثل مردان!؛ تبعیض در ارائه تسهیلات از سوی سازمانها بین زنان و مردان متأهل؛ تبعیض در لایحه بودجه ۱۴۰۴ در مورد افزایش حقوق پرسنل طبق عائلهمندی و تعداد اولاد که فقط مردان کارمند و هیئت علمی را شامل میشود. باید امیدوار بود که چنین کارزارهایی در راستای حقوق زنان و افشای تبعیض و رفع ستم از آنان در همۀ عرصه ها گسترش یابد. دانشجویان دختر نیز در ارتباط با امکانات آموزشی رفاهی همچنان به مبارزه ادامه میدهند. دانشجویان دختر دانشکدۀ هنر دانشگاه اصفهان بهعلت تعطیلی دانشگاه و خوابگاهها در خوابگاه صبا تجمع اعتراضی برپا کردند.
به آلودگی هوا و نابودی محیط زیست اعتراض کنیم!
بحران محیطزیست و مسائل مبتلابه آن از جمله آلودگی هوا، کمبود برق و انرژی، کمبود آب، جنگلخواری، فرسایش خاک و فرونشست زمین مواردی هستند که زندگی روزمرۀ مردم اکثر نقاط کشور را تحت تأثیر جدی قرار داده است. به همین علت زمینۀ عینی حرکتی گسترده در مقابله با سیاستهای ضد حفظ محیط زیست روز بهروز قویتر میشود. زمینۀ عینی این حرکت از اجرای سیاستهای نولیبرالی و مقرراتزدائی رژیم همراه با عدم برنامهریزی وسیع جهت جایگزینی انرژی تجدیدپذیر که شرایط جغرافیائی میهن ما امکان آن را ایجاد کرده است ناشی میشود. از این جهت است که خواستهای حفظ محیط زیست را به دیگر خواستهای اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی میباید گره زد. در حال حاضر اعتراض بخش وسیعی از هنرمندان نسبت به آلودگی هوا مخصوصاً در تهران در هفتههای گذشته نشان دهندۀ گسترش طرح مسائل زیست محیطی است. از جملۀ هنرمندان به رئیس انجمن منتقدان (جعفر گودرزی)، گوهر خیراندیش، احترام برومند، و دیگر هنرمندان، میشود اشاره کرد. حضور هنرمندان مردمی در این عرصه امکان طرح این خواست فوری را در اعتراضهای همگانی را عملیتر میکند. بیائیم با طرح شعار حفظ محیط زیست در اعتراضهای کارگری و دانشجویی زمینۀ وسیعتر شدن این حرکت را فراهم کنیم.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۲۴، ۱۰ دی ۱۴۰۳




