لایحهٔ «آموزش مباحث تاریخی ضدکمونیستی»، آغازگر دورهای جدید از مککارتیسم است
کنگره ایالات متحده اخیراً قانونی وحشتناک را تصویب کرده است که وارد کردن برنامهای درسی به سیستم مدارس دولتی کشور را خواستار شده است. این برنامه قرار است به دانشآموزان مقاطع راهنمایی و دبیرستان دربارهٔ آنچه “شرارتهای کمونیسم” خوانده شده، آموزش دهد، از جمله ادعایی مضحک که کمونیستها ۱۰۰ میلیون نفر را کشتهاند. این برنامه آموزشی توسط بنیاد یادبود قربانیان کمونیسم، نهادی متشکل از گروههای راست افراطی و پرنفوذ مالیای که از مبارزه برای دموکراسی یا حقوق کارگران هرگز حمایت نکردهاند، قرار است ارائه شود. یکی از رسواییهای بزرگ این بنیاد ساختن بنای یادبودی در کانادا برای بهاصطلاح “قربانیان” کمونیسم بود که نام بیش از ۳۰۰ نفر فاشیست بر روی آن حک شده است. در “برنامهٔ آموزشی” بنیاد یادبود کمونیسم ادعایی مضحک مطرح شده است مبنی بر این که عدهٔ افرادی که توسط کمونیستها در سراسر جهان “کشته شدهاند” به میلیونها نفر سر میزند. شماری زیاد از سربازان فاشیست و نازی کشته شده در جریان جنگ جهانی دوم توسط نیروهای شوروی و تعدادی بیشمار از دیگر مبارزان آزادیخواه که بسیاریشان کمونیست نبودند در آمار این بنیاد گنجانده شدهاند.
ویرجینیا فاکس، نماینده جمهوریخواه کنگره در کمیته “آموزش و نیروی کار” که جمهوریخواهان واژه “کارگر” را از نام آن حذف کردند، میگوید خود اتحادیهها خلاف قانون اساسی هستند و اعتراف میکند که حمایت او از این لایحه بهدلیل تمایلش به مقابله با “افزایش خطرناک حمایت از ایدههای کمونیسم و سوسیالیسم… از سوی بسیاری از جوانان ما” است. فاکس گفت: “هنگامی که نزدیک به یکسوم نسل جوان طرفدار کمونیسم هستند، واضح است که ما در آموزش جوانان در مورد تاریخچه و خطرات این ایدئولوژی کوتاهی کردهایم.” او استدلال کرد لایحه آموزش مباحث تاریخی ضدکمونیستی “گامی مهم در اطمینان یافتن از این امر است که رهبران آیندهٔ ملت بزرگ ما [بخوان: جوانان] ابزارها و دانش لازم برای حفاظت از سرمایهداری… برای نسلهای بعدی را داشته باشند.” این لایحه بهاین منظور طراحی شده است تا به آمریکاییها نشان دهد ایدههای کمونیسم و سوسیالیسم بهنوعی مخالف “ارزشهای آمریکایی” ادعایی هستند. البته، در قانون اساسی ایالات متحده هیچچیزی وجود ندارد که سرمایهداری را در حکم عنصری ضروری برای دموکراسی معرفی کند. بررسی دقیق این سند حتی اگر نکتهای دربارهٔ این یا آن نظام اجتماعی بیان کند، بهنظر میرسد سوسیالیسم را همچون نظامی دموکراتیکتر از بسیاری از اشکال سرمایهداریای که امروزه رواج دارند ترجیح دهد. هوشی مین، یکی از رهبران برجسته انقلاب سوسیالیستی قرن گذشته، از بیانیهٔ استقلال ایالات متحده در تهیهٔ اعلامیهٔ جنبش آزادیبخش سوسیالیستیای که در ویتنام رهبری میکرد استفاده کرد. ما امروز در حالی که گرایشهای ضددموکراتیک طبقه حاکم ایالات متحده آشکارتر میشود، شاهدیم که الون ماسک، میلیاردری غیرمنتخب و مخالف آشکار آزادی مطبوعات و دموکراسی، نقشی تعیینکننده [در امور آمریکا] دارد. تنها صلاحیت او برای داشتن چنین نقشی این است که نیم میلیارد دلار به کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ کمک کرده است. او هرگز از سوی هیچکسی انتخاب نشده است.
“لایحهٔ آموزش مباحث تاریخی ضدکمونیستی” مانند کارزارهای ضدکمونیستی دوران مککارتی حداقل تا حدی متوجه نهادهای خارجیای است که سرمایهداران آمریکایی به کنترل ثروت، منابع طبیعی یا موقعیت استراتژیک آنها مایل هستند. این کشورها شامل چین، ونزوئلا، و کوبا هستند. مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، در اعلام حمایتش از لایحه آموزش مباحث تاریخی ضدکمونیستی بر اهمیت سیاست خارجی آن تأکید کرد و بر ضرورت آماده ساختن آمریکاییها برای مقابله با آنچه او “چالشهای فزاینده از سوی دشمنانی مانند حزب کمونیست چین” نامید نیز تأکید کرد. ماریا سالازار، قانونگذار جمهوریخواه فلوریدا که این لایحه را پیشنهاد کرد، میگوید این قانون به “پایان دادن به بلای سوسیالیسم در کشورهای آمریکای لاتین مانند ونزوئلا، کوبا، نیکاراگوئه، و هندوراس” کمک خواهد کرد. ماریا سالازار گفت تصویب لایحه پیشنهادیاش بهاین معناست که کشورهای آمریکای لاتین- جایی که بهادعای او بسیاری از مردم دچار “بلای سوسیالیسم” هستند- این پیام را دریافت خواهند کرد که “سرمایهداری، بازارهای آزاد، و دموکراسی راه درست است.” این اظهارات به سخنان سناتور جو مککارتی در سالهای دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ (۱۳۱۲۰ و ۱۳۳۰خورشیدی) بسیار شبیه بهنظر میآیند. لایحهٔ پیشنهادی ماریا سالازار با ۳۲۷ رأی موافق در برابر ۶۲ رأی مخالف تصویب شد و بسیاری از دموکراتها، از جمله دموکراتهای مترقی، به آن رأی مثبت دادند که این خود نشان میدهد حتی دموکراتها هم تحت فشار میتوانند به جمع گروههای ضدکمونیستی بپیوندند. ما باید با آن دسته از نمایندگان مترقیتر که به لایحهٔ پیشنهادی ماریا سالازار رأی مثبت دادند وارد بحث شویم، زیرا آنان در نهایت با حمایت از او در این لایحه بهطورغیرمستقیم زمینهساز سیاستهای داخلی و خارجیای میشوند که به کارگران در داخل کشور آسیب میزنند و جنگ و نظامیگری در خارج از کشور را تشویق میکنند. آنان [نمایندگان مترقیتر] با حمایت از این لایحه به رأی دهندگانشان در میان طبقه کارگر آسیب میزنند. در گذشته، کارزارهای ضدکمونیستی ابزاری بودند برای حمله به اتحادیهها، کارگران، معلمان، استادان دانشگاه، شخصیتهای مذهبی، دانشمندان، و هر شخص دیگری که از قدرتهای حاکم در آن سالها حمایت نمیکرد. در میان بسیاری از قربانیان این حملهها به آلبرت اینشتین، پل رابسون، مرلین مونرو، آنجلا دیویس، آرتور میلر، و بسیاری دیگر میتوان اشاره کرد.
هدف از ایجاد تنش و قرار دادن نام افراد در لیست کمونیست هراسی، هشدار به دیگران و نگاه داشتن ایالات متحده در مسیر سرمایهداری بود و به حفظ دموکراسی هیچ ربطی نداشت. رهبران ضدکمونیست خوب میدانستند که حزب کمونیست ایالات متحده حامی ثابتقدم دموکراسی، پشتیبان حق سازمان دادن اتحادیهها و دموکراسی اقتصادی از جمله تأمین اجتماعی، بیمهٔ بیکاری، قوانینی برای تعیین حداقل دستمزد، و آزادیهای آکادمیک بود.
تعجبآور نیست که طبقه حاکم کنونی زمان را برای احیای کارزارهای ضدکمونیستی مککارتیستی مناسب میبیند. یکی از دلیلهای اصلیاش این است که در نظرسنجیهای مختلف فقط یکپنجم از جمعیت کشور از شرایط موجود اعلام رضایت کرده است. نظرسنجی اخیر مؤسسه آکسیوس (Axios) نشان میدهد ۴۸ درصد از افراد زیر ۳۵ سال، سوسیالیسم را بر سرمایهداری ترجیح میدهند. در میان زنان در این گروه سنی این رقم به ۵۷ درصد میرسد.
یک دلیل دیگر برای احیای کارزار ضدکمونیستی، با توجه به اظهارات ترامپ در نشستهای تبلیغاتیاش در طول کارزار انتخاباتی اخیرش مشخص میشود. او گفت: “من به دولت خود دستور خواهم داد که با ورود همه کمونیستها و مارکسیستها مخالفت کند. کسانی که به اینجا میآیند باید این کشور را دوست داشته باشند. اگر دوست ندارند، ما آنها را نمیخواهیم. ما کمونیستها و مارکسیستهایی که از مسیحیان نفرت دارند را به آمریکا راه نخواهیم داد. در نهایت، یا ما آنها را نابود میکنیم یا آنها ما را نابود میکنند. سؤال من این است که با تمام کمونیستهای حاضر در اینجا چه خواهیم کرد، آنانی که در اینجا بزرگ شدهاند؟ ما باید یک قانون جدید برای برخورد با آنان تصویب کنیم.” همانطور که جو سیمز، رهبر حزب کمونیست ایالات متحده، اخیراً دربارهٔ این موضوع- کمونیستستیزی- گفته است، “باد سردی در واقع بر سراسر کشور میوزد.” این وظیفهٔ تمامی ترقیخواهان، جنبش کارگری و متحدانش است که اطمینان حاصل کنند این باد سرد هر چیزی که برای ما عزیز است (آزادی و عدالت برای همگان) را نابود نکند. تاریخ ثابت کرده است که ضدکمونیسم هرگز نتیجهای خوب بهدنبال نداشته است.
نوشته: جان ووجیک، نشریهٔ اینترنتی “جهان مردم”، حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا، ۳۰ آذرماه ۱۴۰۳ (۲۰ دسامبر ۲۰۲۴).
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۲۵، ۲۴ دی ۱۴۰۳




