گرامی باد خاطره تابناک دکترتقی اِرانی
با فرارسیدن ۱۴ بهمن ماه امسال، ۸۵ سال از بهقتل رساندن دکتر تقی اِرانی، آموزگار زحمتکشان ایران، بهدست دژخیمان رژیم خودکامهٔ رضاشاه در سیاهچالهای استبداد میگذرد. دکتر اِرانی هنگامی چشم از جهان فروبست که فقط ۳۶ سال داشت، ولی تا آن هنگام کتابهای علمیای متعدد و مقالههای سیاسی و حتی آثار ادبیای گوناگون نوشته بود.
اِرانی کمونیست و اندیشمند انقلابی بود. هدف ارتجاع رضاخانی با انجام این جنایت خاموش کردن ندای رسا و تجهیزکنندهٔ جنبش کارگری و کمونیستی در ایرانِ آن روز بود. اما مبارزه و اندیشههای اِرانی برای ایرانی آباد و آزاد از بند استعمار، استثمار، و استبداد نه فقط با قتل او بهپایان نرسید، بلکه آنچنان نیروی عظیمی را در جامعهٔ ما بسیج کرد و بهحرکت درآورد که تا بهامروز همچنان به راه پرفراز و نشیبش ادامه میدهد.
اندیشهها و نوآوریهای اِرانی در بردن آگاهی به درون جامعهٔ عقبماندهٔ ایرانِ آن روز و انتشار آثار علمی، ازجمله بنیانگذاری مجلهٔ “دنیا”، آموزشدهندهٔ نسلهایی پی درپی از انقلابیونی برجسته چون روزبهها، سیامکها، وارطانها، کیوانها، افضلیها، هاتفیها، سیمین فردینها، قلمبُرها، و دیگر انسانهایی والا از این زمره بودند که تاریخ واقعی مبارزات مردم، کارگران، و زحمتکشان میهن ما را با فداکاریهایشان نگاشتند. حزب ما بر این باور است که از شیوهٔ زندگی و مبارزهٔ فداکارانهٔ دکتر تقی ارانی در راه خدمت به مردم همچنان باید آموخت. شخصیت علمی و انقلابی اِرانی همچنان میتواند برای نسلهای نو بهویژه جوانان، دانشجویان، و روشنفکران نیز سرمشق باشد.
اِرانی در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۲۸۲ در شهر تبریز متولد شد و درسال ۱۳۰۱ در سن ۱۹ سالگی و بعد از اخذ دیپلم و تشویقنامه از مدرسهٔ دارالفنون برای ادامه دادن به تحصیل به آلمان رفت و در آنجا در رشتهٔ شیمی به اخذ دکترای این رشته موفق شد و آن را بهپایان رساند. او همچنین در رشتههای فیزیک، تکنولوژی، و شیمی صنعتی نیز بهتحصیل پرداخت. اِرانی از ابتدای ورود به آلمان به فراگرفتن آثار کلاسیک مارکسیستی و مطالعاتی علمیاجتماعی و سیاسی پرداخت. دوران اقامت او در آلمان گویای دوران رشد، شکوفائی، و آبدیدگی این اندیشمند انقلابی بود. اِرانی درحین فعالیتهای شغلیاش برای تأمین هزینه زندگی با وضعیت زندگی و کار طبقهٔ کارگر و زحمتکشان آلمان آشنا گردید. او همچنین در پیگیری فعالیتهای سیاسیاش با ایرانیان مهاجر و کمونیستهایی نامدار همچون مرتضی علوی، نیکبین، و سلطانزاده آشنا شد. این آشنائیها در انتخاب مسیر زندگی آیندهاش تأثیری تعیین کننده داشتند آنطور که برای شرکت در مبارزه و دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان میهن به حزب “کمونیست ایران” پیوست. آن طور که رفیق طبری از اِرانی یاد میکند “اِرانی فردی پُرکار، ژرفاندیش، و کوشا بود. زندگی را رسالتی دشوار و پرمسئولیت برای انسان میدانست. او پاسخگوی وجدان خود بود و نمیخواست عضو انگلی در خاندان جلیل آدمی باشد.”
اِرانی در سال ۱۳۱۳ و بعد از بازگشت به ایران با کمک عدهای از رفقایش جهت پیشبرد اندیشههای علمیِ مارکسیسملنینیسم و اشاعهٔ این جهانبینی به انتشار مجلهٔ “دنیا” همت گماشت و جمعاً ۱۲ شماره از این مجله بهسردبیری او منتشر گردید. در همین سال بهتصمیم رهبری حزب “کمونیست ایران” در مهاجرت، دکتر اِرانی عضو هیئت مسئول احیای فعالیت سازمانی این حزب شد.
این دوران مصادف بود با برقراری قانون ضدِ مرام اشتراکی یا “قانون سیاه” که در سال ۱۳۱۰ تصویب شده بود و رضاشاه طبق این قانون شالودهٔ دیکتاتوریاش را همراه با یورشهای پیاپی به جنبش کارگری و نیروهای مترقی و سرکوب خونین فرزندان میهن پایهریزی میکرد.
آخرین اثری که بهقلم دکتر اِرانی نوشته شده “بیانیهٔ اول ماه مه ۱۳۱۵” است. این بیانیه و محتوای آن جزو سندهای تاریخی و مهم جنبش کارگری و کمونیستی میهن ما است. اِرانی در این بیانیه در بخش تجزیه و تحلیل اوضاع ایران در دورهٔ استبداد رضاشاهی با نشان دادن وضع اسفناک تودهٔ کارگر و دهقانان محروم ایرانی به دفاع از حقوق انسانی آنان میپردازد و با حمله به نیروهای ارتجاع وابسته به حاکمیت، این نیروها را افشا میکند. او همچنین با توجهی عمیق به اوضاع جهان در آن دوران با اشاره به خطر وقوع جنگ، به قدرت رسیدن فاشیسم در آلمان را مورد بررسی قرار میدهد. در این رابطه از جمله در بیانیهٔ اول ماه مه ۱۳۱۵ میخوانیم: “رفقا، سرمایهٔ مالی و فاشیسم که مهلکترین اسلحه این سرمایه است، در تدارک جنگ بینالمللی جدیدی است. فاشیسم مهمترین جرقهٔ اشتعال جنگ خونین جدید است، زیرا بزرگترین دشمن فاشیسم صلح و آزادی و بزرگترین خطربرای صلح و آزادی فاشیسم است.” اِرانی بر پایه چنین تحلیلی در این بیانیه، ضرورت تشکیل “جبهه ملی از آزادیخواهان ایران” را بیان میکند. بهحق میتوان گفت هنوز هم بخشهائی از این بیانیه با وجود گذشت سالها از نگارش آن ازجمله در زمینهٔ مسئلهٔ جنگ و صلح، اختناق و دیکتاتوری (بهخصوص دیکتاتوری ولائی درمیهن ما) و سیاستهای دولتهای امپریالیستی برای تحمیل خواستهایش به سایر خلقها، در زمرهٔ تحلیلِ مسائل با اهمیت قابلتوجه هستند.
درخلال سالهای۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ دکتر اِرانی و یارانش در اعتراض به اقدامهای حکومت ترور رضاشاهی چندین اعتصاب در دانشکدههای مختلف دانشگاه تهران را سازمان دادند. در سال ۱۳۱۴ وزارت فرهنگ از انتشار مجلهٔ ” دنیا” جلوگیری کرد و پلیس رضاشاهی به شدت پیگرد دانشجویان افزود. در سال ۱۳۱۵ اِرانی و عدهای از همرزمان او که بعدها به “گروه ۵۳ نفر” مشهور شدند را بازداشت و زندانی کردند. جرم آنان خواندن و ترویج کتاب و ترجمهٔ آثار علمی دانسته شد و دستگیر شدگان را به حبسهایی تا ۱۰ سال محکوم کردند.
اِرانی در زندان نیز مظهر شجاعت و پایداری گردید. در بیدادگاهی که در آبانماه ۱۳۱۷ برای او از سوی رژیم تشکیل شد در سخنان تاریخی شش ساعتهاش از اندیشههای علمی و آزادیخواهانهاش بهدفاع برخاست، دفاعی که نشان از شهامتِ غرورآمیز یک کمونیست بود. او در دفاع شجاعانهاش با زدن داغ ننگ بر پیشانی “قانون سیاه” رضاشاهی بطلان تاریخی آن را اعلام کرد و گفت: “فقط آن قانونی مقدس است که حافظ منافع تودهها باشد.”
احسان طبری، همرزم جوان آن زمان اِرانی مینویسد: “اِرانی را در بیمارستان زندان موقت تهران مصنوعاً به تیفوس دچار کردند، سپس او را تعمداً بهعنوان بیمارمالاریا مورد درمان قرار دادند. … با سرعتی حیرتانگیز او را که جوانی نیرومند بود به محتضری علیل و نزار بدل ساختند و سپس کشتند.”
۱۴ بهمنماه همچنین روز شهدای حزب تودهٔ ایران و روز تجدید عهد با آرمانهای والای جنبش کارگری و کمونیستی میهن ماست.
درود آتشین به خاطرهٔ تابناک همه شهدای تودهای و همه رزمندگان راه آزادی و عدالت اجتماعی!
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۲۶، ۸ بهمن ۱۴۰۳




