ترامپ ۲ و آرمان فلسطین
نوشتۀ دکتر عاقل تقاض دبیر بین المللی حزب مردم فلسطین
هیچ دلیلی ندارد که فلسطینیها باور کنند که سیاستهای دونالد ترامپ در برابر آرمان فلسطین در دورهٔ دوم ریاستجمهوریاش (۲۰۲۴-۲۰۲۸) متفاوت با سیاستهایش در دولت اولش (۲۰۱۶-۲۰۲۰) باشد. ترامپ در دورهٔ اول ریاستجمهوریاش سفارت آمریکا را از تل آویو به اورشلیم منتقل کرد، دفتر سازمان آزادیبخش فلسطین در واشنگتن را بست، و به نتانیاهو چراغ سبز داد تا بخشهایی از کرانهٔ باختری را به خاک اسرائیل ضمیمه کند. همچنین، کمکهای مالی آمریکا به آنروا (UNRWA) را قطع کرد و بهاصطلاح ”معاملهٔ قرن ”را پیش نهاد که به تشکیلات خودگردان فلسطین اختیاری بسیار کمتر از خودمختاری میدهد.
ترامپ، که همیشه خودش را ”بهترین دوست اسرائیل ”توصیف میکند، حتی از این هم فراتر رفت و در سخنرانی در شورای آمریکا-اسرائیل در واشنگتن گفت: ”ما اسرائیل را دوباره باعظمت خواهیم کرد. ”او همچنین گفت که اسرائیل کوچک است و باید بزرگتر باشد. منظور ترامپ این بود که با الحاق سرزمینهای بیشتری از کرانهٔ باختری به خاک اسرائیل و ساختن شهرکهای بیشتری در سرزمینهای فلسطین در کرانهٔ باختری میشود اسرائیل را بزرگتر کرد. ترامپ بلندیهای جولان در خاک سوریه را نیز بخشی از اسرائیل دانست.
اما این بار، پس از سقوط بشار اسد به دست نیروهای افراطی مورد حمایت آمریکا و ترکیه و اسرائیل و آتشبس در لبنان، ترامپ در مورد سرزمینهای بیشتری در سوریه که اسرائیل اشغال کرده است چیزی نگفت.
بهعلاوه، ترامپ تحریمهایی را لغو کرد که دولت جو بایدن به دلیل رفتار خشونتآمیز گروهها و افراد راستگرای افراطی ساکن شهرکهای اسرائیلی با فلسطینیهای ساکن کرانهٔ باختری علیه این راستگرایان اسرائیلی اعمال کرده بود. در دورهٔ اول دولت ترامپ، مایک پمپئو، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، گفت که شهرکهای یهودینشین ”قوانین بینالمللی را نقض نمیکنند. ”همانطور که انتظار میرفت، موضع ترامپ نیز در قبال شهرکسازیها و شهرکنشینهای اسرائیل همین بود.
با توجه به تغییرات ژئوپلیتیکی در کرانهٔ باختری به دلیل گسترش بیرویهٔ شهرکسازی در این منطقه، رئیسجمهور آمریکا در دورهٔ جدید دولتش در عمل کردن بیشرمانه به وعدهاش به میریام ادلسون، میلیاردر یهودی آمریکایی، در مورد حمایت از اسرائیل برای الحاق کرانهٔ باختری یا بخشهایی از آن به خاک اسرائیل، هیچ ابایی نخواهد داشت. این خانم در ازای کمک صدمیلیون دلاری به پویش انتخاباتی ترامپ چنین تقاضایی را از او کرده بود. ترامپ در دورهٔ اول ریاستجمهوریاش نیز در ازای دریافت کمک مالی ۸۲میلیون دلاری از شلدون ادلسون، شوهر میریام ادلسون، به او قول داده بود که سفارت آمریکا را از تل آویو به اورشلیم منتقل کند؛ که کرد.
دولت جدید ترامپ از اسرائیل در ادامه دادن به جنگ در نوار غزه و لبنان، الحاق بخشهایی از کرانهٔ باختری به خاک اسرائیل، و جلوگیری از شکلگیری کشور فلسطین حمایت خواهد کرد. همچنین، دولت جدید ترامپ به جنگ با آنروا، آژانس کمکرسانی و کاریابی سازمان ملل متحد در فلسطین (UNRWA)، ادامه خواهد داد. ترامپ در دورهٔ اول ریاستجمهوریاش، در اوت ۲۰۱۸ تمام کمکهای مالی آمریکا به این نهاد بینالمللی را قطع کرد. هدف او حذف کردن مسئلهٔ پناهندگان فلسطینی بهعنوان مقدمهای برای حذف کردن کل آرمان فلسطین است.
پس از قوانینی که کنست (پارلمان) اسرائیل برای ممنوع کردن فعالیت آنروا در اسرائیل تصویب کرد، و در پی حملههای دیپلماتیک دولت اسرائیل به سازمان ملل متحد و شخص دبیرکل این سازمان، اکنون ترامپ در دورهٔ دوم ریاستجمهوریاش برای ادامهٔ جنگ با آنروا و شاید کل سازمان ملل متحد و سیاستهایش در قبال مسئلهٔ فلسطین مشکلی نخواهد داشت. موضع آمریکا و فشار آمریکا بر نهادهای سازمان ملل متحد، از جمله در برخورد با دیوان بینالمللی دادگستری- در مورد نسلکشی اسرائیل در غزه- و دیوان کیفری بینالمللی- برای جلوگیری از صدور قطعنامه علیه جنایتهای جنگی اسرائیل- همچنان ادامه خواهد داشت. نامزدی نواف سلام، رئیس دیوان بینالمللی دادگستری، برای تصدی ریاست دولت لبنان ممکن است راه را برای جولیا سابوتیندا (اهل اوگاندا) باز کند که جای نواف سلام را بگیرد و رئیس این نهاد بینالمللی شود. جولیا سابوتیندا تنها کسی بود که با محکوم کردن اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری مخالفت کرد. رسیدن او به ریاست این نهاد بینالمللی میتواند مقدمهای برای لغو هر تصمیم قبلی در مورد محکوم کردن اسرائیل باشد.
دولت جدید ترامپ خواهد کوشید که طرحهایش را در منطقه تکمیل کند. نشاندن عربستان سعودی در قطار عادیسازی روابط با اسرائیل در کنار دیگر کشورهای منطقه یکی از مهمترین طرحهای ترامپ است. اما فراهم کردن شرایط برای این عادیسازی مستلزم پایان دادن به صحنههای خونین در غزه است. اگر عربستان سعودی همچنان بر آغاز روند سیاسی برای تحقق راهحل دو کشوری بهمثابهٔ پیششرطی برای عادیسازی روابط با اسرائیل پافشاری کند (که قطعی نیست)، ترامپ ممکن است تغییری در برنامههایش بدهد.
ترامپ یک صهیونیست مسیحی به نام مایک هاکبی را بهعنوان سفیر آمریکا در اسرائیل معرفی کرده است که حامی الحاق کرانهٔ باختری به خاک اسرائیل است. وزیر دفاع ترامپ نیز از حامیان سرسخت اسرائیل است.
وقتی ترامپ در سخنرانی در مراسم تحلیفش در مورد لزوم توقف خونریزی در غزه و حمایت از آتشبس صحبت کرد، منظورش خون فلسطینیها نبود که در آن سخنرانی هیچ اشارهای به آنها نکرد، بلکه منظورش زندانیان اسرائیلی و آمریکایی در غزه بود.
نتانیاهو نیز تأکید کرده است که پس از پایان دورهٔ آتشبس موقت کنونی به جنگ باز خواهد گشت و از ترامپ تعهدهایی برای حمایت از این روند گرفته است. با توجه به آگاهی نتانیاهو از نوسانهای ترامپ از یک سو و رفتارها و سیاستهای خود نتانیاهو و دولت و متحدانش در میان نیروهای راست افراطی، ادامه یافتن جنگ و حمایت ترامپ از آن برای هیچکس تعجبآور نخواهد بود.
امروزه، بیش از یک قرن پس از آغاز پروژهٔ صهیونیستی در فلسطین و جنگهایی که اسرائیل کرده است، و در بیشتر آنها پیروز شده است، ثابت شده است که این مناقشه راهحل نظامی ندارد. مردم فلسطین مصمماند که در سرزمین خودشان بمانند. با وجود نسلکشی ارتش اسرائیل و قتلعامهایی که مشخصهٔ رفتار اسرائیل از زمان تأسیس این کشور بوده است- و جنگ کنونی در غزه برای نابود کردن فلسطینیها وحشتناکترین فصل آن بوده و این روزها به کرانهٔ باختری نیز کشیده شده است- فلسطینیها تصمیم ندارند سرزمینشان را ترک کنند.
امروزه در کرانهٔ باختری نیز شاهد همان سیاستهای نابودسازی اسرائیل در غزه و کشتار فلسطینیها هستیم. اسرائیل با این روش و با ایجاد ایستهای بازرسی، دروازههای کنترل رفتوآمد، و زندانهای پراکنده در کرانهٔ باختری این سرزمین را به تکههای جدا افتاده از یکدیگر تبدیل کرده است. آنچه ارتش اشغالگر اسرائیل در اردوگاههای فلسطینی در کرانهٔ باختری کرده است، بهویژه در جنین و طولکرم، نسخهای از همان جنگ نسلکشی است که در غزه به راه انداخته و ادامه داده است. بنابراین، به باور ما جز راهحل سیاسی هیچ راهی برای خروج از این چرخهٔ کشتار و نابودسازی و خشونت وجود ندارد. این راهحل سیاسی نیز باید حقوق مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت در میهن خودشان را به رسمیت بشناسد و تأمین کند، شامل تشکیل کشور مستقل فلسطین در درون مرزهای ۴ ژوئن ۱۹۶۷ با پایتختی اورشلیم (بیتالمقدس) شرقی باشد، و شرایط بازگشت پناهندگان فلسطینی به وطن را مطابق با قطعنامهٔ ۹۴ و بسیاری دیگر از قطعنامههای بینالمللی در مورد فلسطین فراهم آورد.
بازگشتن به الگوی رفتارهای تاکنونی در برخورد با مسئلهٔ فلسطین، که مشخصهٔ رفتار اسرائیل در دهههای گذشته پس از توافق اسلو بوده است، فقط به تداوم درگیریها منجر خواهد شد.
بیش از ۱۴۰ کشور عضو سازمان ملل متحد با دادن رأی مثبت به قطعنامههای مجمع عمومی این سازمان کشور فلسطین و مرزهای آن را بهعنوان کشوری اشغالشده به رسمیت شناختهاند. بنابراین، تلاش برای پایان دادن به این اشغال و تشکیل این کشور باید راهنمای موضعگیریهای جامعهٔ بینالمللی در مورد این مسئله باشد. جامعهٔ بینالمللی و نهادهای بینالمللی آن تا کنون در اجرای قطعنامههای مربوط به قانونی بودن ایجاد کشور فلسطین شکست خورده است. جامعهٔ بینالمللی و نهادهای آن نباید تسلیم باجخواهی جنبش صهیونیستی یهودی و جریان صهیونیستی مسیحی در آمریکا شود که ترامپ آن را نمایندگی میکند؛ کسی که به جهان اعلام جنگ میکند و میخواهد کشورها را از بین ببرد و مرزها را بر هم بزند و سرزمینها را خودسرانه به یکدیگر ضمیمه کند.
جنبش همبستگی جهانی با مردم فلسطین در جریان جنگ نسلکشی اسرائیل در غزه ثابت کرد که میتواند نقشی اساسی در افشای جنایتکاران جنگی و تغییر افکار عمومی در بسیاری از کشورها، بهویژه در اروپا و آمریکا ایفا کند. این جنبش همبستگی جهانی فریب مانورهای ترامپ و نتانیاهو را نمیخورد که با سیاستوَرزی و فشار میکوشند به هدفهایی دست یابند که با جنگ نتوانستهاند به آنها دست یابند: از بین بردن آرمان فلسطین با توسل به نابودسازی و آوارگی و جابهجایی فلسطینیها.
ما اطمینان و امید داریم که این جنبش به ایفای نقش در تحقق عدالت نهفقط در فلسطین، بلکه در سراسر جهان بههمریختهٔ کنونی ادامه خواهد داد.
مردم فلسطین نیز به سهم خود مصمماند که تا رسیدن به هدفهایشان به مبارزه ادامه دهند.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۲۷، ۲۲ بهمن ۱۴۰۳




