سخن نخست: چراغ ظلم تا صبح نمیسوزد
درختان با چشمانی سبز
كبوتران با كفنهايی سفيد
و تو با گونههايی سرخ!
وطنم!
تابوت خورشيد
اينگونه از شانههای آسمان
بالا میافتد!
(شعر ”وطن“ سرودۀ بکتاش آبتین)
هر روز داغی تازه بر داغ پیش مینشیند و جامعۀ ایران هر روز به سوگی دیگر. تنها در عرض چند روز دو خبر هولناک جامعۀ ایران را برآشفت: خبر نخست واژگونی اتوبوس حامل دختران دانشآموز کرمانی با استعدادهای درخشان در ۱۸ بهمنماه بود که به کشتهشدن ۶ نفر و زخمیشدن ۳۵ تن منجر شد و دیگری خبر قتل امیرمحمود خالقی دانشجوی نخبۀ خراسانیِ دانشگاه تهران در ۲۴ بهمنماه که موجی از درد و همچنین خشم نسبت به رژیم نالایق جمهوری اسلامی را در درون جامعه و بهویژه در میان دانشجویان کشور موجب شد.
شکاف میان مردم و رژیم جمهوری اسلامی آنچنان ژرف است که با پوزشهای تنیچند از مسئولان حکومتی در پی رخدادهای فاجعهبار روزهای گذشته دردی درمان نمیشود. بیاعتمادی و سوءظنِ آحاد جامعه نسبت به ریزودرشت رفتارهای رژیم بسیار عمیقتر از آن است که بتوان با برخی اقدامهای ظاهری و نیمبند از آنها کاست. ازهمینروست که دانشجویان دانشگاه تهران در چندین گردهمایی اعتراضی خود خواستار تشکیل “کمیته حقیقتیاب“ پیرامون قتل امیرمحمود خالقی شدهاند.
رژیم هراسناک است تا مبادا جامعه بار دیگر لبریز کند و خیزشی نو شکل گیرد. رژیمِ بیثبات و بدون پشتوانۀ مردمی از هر رویدادی میهراسد و بیم آن دارد که در اثر خشم و طغیان مردمِ تحقیرشده ادارۀ امور ازدستش بیرون رود.
بیدادگاههای رژیم با صدور حکم اعدام و دیگر حکمهای سنگین تلاش میکنند تا بهزعمِ خود تسلط مطلقشان را بر اوضاع کشور به رُخ کشند. افزایش شمار حکمهای اعدام در هفتههای گذشته از جمله حکم اعدام سه زنِ هممیهنِ کرد به نامهای پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی خشم و اعتراض گروههای اجتماعی و جامعۀ مدنی ایران را برانگیخته است. به گفتۀ نسرین ستوده و صدیقه وسمقی رژیم با صدور حکم اعدام علیه پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی در تلاش است تا از خیزش ”زن، زندگی، آزادی“ انتقام بگیرد.
پس از گذشت ۴۶ سال از انقلاب بزرگ مردم ایران در سال ۱۳۵۷ که از جمله علیه دیکتاتوری و ”فردسالاری“ شکل گرفت و توانست رژیم پادشاهی را در ایران واژگون کند، امروز جامعۀ ایران با حکومتی فردسالار در شکل تئوکراتیک آن روبروست. حکومت فرتوت و فرسودۀ ولایت مطلقۀ علی خامنهای قائل به کوچکترین وظیفۀ پاسخگویی در برابر مردم نیست اما در تمامی تصمیمگیریهای ریز و کلان کشور دخالت و حتی مرزهای ”عقلانیت“، ”هوشمندی“ و ”شرافت“ در کشور را نیز تعیین میکند*.
رژیم جمهوری اسلامی که در داخل کشور از پشتیبانی مردم برخوردار نیست در پهنۀ سیاست خارجی در منطقه نیز در ماههای گذشته در تنگنا قرار گرفته است. دامنۀ نفوذ و بهاصطلاح ”عمق استراتژیک“ رژیم جمهوری اسلامی پس از ضربههای دردناک ارتش اسرائیل، با همدستی ایالات متحدۀ امریکا، به متحدانش در منطقه یعنی ”حماس“ و ”حزبالله“ و با واژگونی رژیم بشار اسد در سوریه، بهسختی آسیب دیده است. و این بهنوبۀ خود از بازدارندگی ایران در برابر حملۀ نظامی اسرائیل و آمریکا کاسته است. بنیامین نتانیاهو رئیس دولت جنگطلب و جنایتکار اسرائیل که حکم بازداشتش به دلیل جنایتهای جنگی در غزه از سوی دادگاه بینالمللی لاهه صادر شده است روز یکشنبه ۲۸ بهمنماه در کنفرانس خبری خود با مارک روبیو وزیر خارجۀ آمریکا گفت: ”رئیس جمهور ترامپ بزرگترین دوست اسرائیل در تاریخِ کاخ سفید است.“ او همچنین گفت: ”با وزیر امور خارجۀ آمریکا درباره ایران مذاکره کردیم و تردیدی ندارم که با رهبری قوی دونالد ترامپ و حمایت خدشهناپذیر آمریکا، کار را در ارتباط با ایران میتوانیم تمام کنیم و خواهیم کرد.“
رژیم راسیستی و جنگطلب اسرائیل که در ماههای گذشته بخشهایی از خاک سوریه و لبنان را نیز اشغال کرده است در تلاش است تا با بازتقسیم خاورمیانه، جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر دهد و با همدستی دولت ایالات متحدۀ آمریکا هرچه زودتر (و پیش از بازسازی نیروهای حماس و حزبالله) با بمبارانِ مراکز هستهای، موشکی و دفاعی ایران، توان نظامی و ظرفیت بازدارندگی ایران را بهکلی از بین ببرد و برتری نظامی خود را در منطقه تثبیت کند. و از این راه هر زمان که اراده کرد بتواند در فضای هوایی ایران نیز مانند فضای هوایی سوریه و لبنان با داشتن دستی باز و موقعیت برتر به اقدام نظامی دست یازد.
شرایط جهان و بهویژه منطقۀ آسیای جنوب غربی بسیار بحرانی است. فضای نظامی و جنگی دوباره بر فراز منطقه و کشورمان در حال شکلگیری است. درپشتِ پرده البته تماسها، مذاکرات و تبادل پیامها میان آمریکا و ایران در جریان است. سفر امیر قطر در روز چهارشنبه اول اسفند به ایران را نیز باید از این منظر ارزیابی کرد.
رژیم جمهوری اسلامی با پیشبرد سیاستهای ماجراجویانۀ منطقهایاش کشور را به بنبست کشانده است. حکومت دیکتاتوری مطلقۀ ولایت فقیه در ذات خود نمیتواند مدافع حاکمیت ملی میهنمان باشد. اصولا حکومتی که پس از ۴۶ سال از برآورده کردن پایهایترین ضروریات زندگی اجتماعی مردم ایران ناتوان است و در همۀ عرصهها بهویژه در پهنۀ تامین آب، حاملهای انرژی و برق با ناترازیهایی جدی و فاجعهبار روبروست آیا توان تابآوری در یک جنگ طراحیشده از سوی اسرائیل با برتری اطلاعاتی و امنیتی و پشتیبانی کامل زرادخانۀ جهنمی آمریکا را خواهد داشت؟ و در این میانه مردم ایران از یک سوی در داخل کشور از طرف رژیم سرکوب و تحقیر میشوند و از سوی دیگر نگران دخالت نظامی اسراییل و آمریکا در کشورند.
حزب تودۀ ایران برپایۀ میهندوستی عمیق خود و بر پایۀ احساس مسئولیت تاریخیاش بار دیگر نیروها و سازمانهای چپ، ملی و دمکراتیک کشور را فرامیخواند تا در این شرایط حساسِ کشور با چیرگی بر پیشداوریها و با پیشبرد ”گفتمانی ملی“ و با یافتن زبانی مشترک بتوان منسجمتر از گذشته وارد صحنه سیاسی کشور شد و بر سیر تحولات کشور و منطقه تاثیر گذاشت. مردم کشور ما خواهان جنگ نیستند. باید همه تلاشها متوجه پیشگیری از هرگونه برخورد نظامی و تشدید تنش و تشنج در منطقه باشد. باید بتوان سایۀ جنگ را از فراز کشورمان و منطقه کنار زد. جنبش ضدجنگ در ایران، منطقه و جهان را باید تقویت کرد و گسترش داد. باید بتوان با به راهانداختن کارزارهای مخالفت با اعدام و پشتیبانی از زندانیان سیاسی، صنفی و عقیدتی مبارزه علیه رژیم را منسجمتر و هماهنگتر به پیش برد.
جنبش اعتراضی و آزادیخواهانۀ مردم ایران در درون جامعه جاری است و دیر نیست که از زهدان آن دگرباره خیزشی نوین فراروید. ما باید بتوانیم با ایجاد آلترناتیوی ملی و دمکراتیک از یک سوی مبارزه علیه رژیم دیکتاتوری در ایران را به پیش بریم و از دیگر سوی از صلح دفاع کنیم. بیایید برای مبارزه با اعدام و دفاع از آزادی، صلح، عدالت اجتماعی و آیندهای روشن متحد شویم.
پانویس:
* اشاره به سخنرانی علی خامنهای است که در باب مذاکره با دولت ترامپ گفت:”این کار غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه است.“
***
به نقل از «به سوی آینده» دورۀ دوم، سال سوم، شمارۀ ۱۰، آذر ۱۴۰۳




