معرفی کتاب فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک): چه چیزی سرمایهداری را از پا انداخت؟ نوشتۀ یانیس واروفاکیس
افسانه هوشمند
یانیس واروفاکیس، اقتصاددان و سیاستمدار چپ یونانی، در اثر جدیدش با عنوان: “فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک): چه چیزی سرمایهداری را از پا انداخت؟”، ساختارهای قدرت و روابط اقتصادیای را که طی دهههای اخیر شاهد شکلگیریشان بودهایم، زیر سؤال میبرد. او در این کتاب از تحول تدریجی سرمایهداری صنعتی-مالی به چیزی کاملاً متفاوت سخن میگوید، نظمی نوظهور که نه سرمایهداریای کلاسیک است و نه صرفاً حاصل پیشرفت دیجیتال، بلکه پدیدهای ترکیبی است که واروفاکیس آن را “فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک)” مینامد. این اصطلاح نشان میدهد مالکیت متمرکزِ “پلتفرمهای دیجیتال”۱، همراه با انحصار اطلاعات و دادهها، چگونه به شکلگیری طبقهای جدید از “اربابان دیجیتال“ی انجامیده است، طبقهای جدید که بر شانههای نیروی کار جهانی، اما بیثبات بنا شده است و بهشکلهایی تازه از استثمار دامن میزند.
واروفاکیس در مقام وزیر پیشین در دولت یونان و از شناختهشدهترین منتقدان سیاستهای ریاضتی در کشورهای “اتحادیهٔ اروپا” تجربهای گسترده هم از منظر حوزهٔ عملی قدرتورزی دولتی و هم از منظر پژوهش در نظریهٔ اقتصادی دارد. او در این کتاب تلاش میکند از منظر ترکیب این دو تجربه، تصویری خلاق از روندهای تاریخی ارائه دهد و نشان دهد چگونه ترکیب قدرتهای “پلتفرمی”، جریانهای مالی، و سیاستهای نولیبرالی تغییری بنیادین در شیوههای تولید، توزیع، و مصرف را موجب شده است.
مفهوم فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک) و دلایل ظهور آن
در نگاه واروفاکیس، فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک) محصول ظهور چند پدیدهٔ کلیدی در قرن بیستویکم است:
- نخست، فرایند “جهانیشدن” که نهتنها مرزهای اقتصادی را جابهجا کرد، بلکه نظم تولید و توزیع سنتی را هم بههم ریخت و شرکتهای چندملیتیای غولپیکر را در جایگاه فرمانروایان زنجیرههای عرضهٔ جهانی [بهلحاظ اقتصادی] نشاند.
- دوم، ”انقلاب دیجیتال“ که دسترسیای بیسابقه به دادهها و اطلاعات برای برخی بازیگران کلان را مهیا کرد؛ شرکتهایی نظیر گوگل، آمازون، مِتا (فیسبوک) و اَپِل به واسطهٔ “پلتفرم”هایشان عملاً به “زیرساختهای عمومی” اما زیرساختهایی خصوصی که در تملک آنهاست تبدیل شدند.
- سوم، گسترش داراییهای مالی و سفتهبازیای که بدهکاری گسترده و اقتصاد حبابمحور را تقویت کرد، روندی که طبقهٔ متوسط و کارگران را روزبهروز آسیبپذیرتر و مقروضتر کرد.
بهزعم نویسنده، ترکیب این عاملها [چند پدیدهٔ کلیدی اشاره شده در بالا] موجب شده مالکیت ”داده“ و زیرساختهای دیجیتال، “زمین” تازهای شود، زمینی که حق مالکیت بر آن، حق بهرهمندی از نیروی کار دیجیتالیشده و حتی اطلاعات شخصی کاربران را بهارمغان میآورد.
درست همانگونه که در دوران فئودالیته، دورانی که اربابان نظارت زمینهای کشاورزی را در اختیار خود داشتند و دهقانان برای ادامه حیات به کار بر آن اراضی ناچار بودند، در دوران کنونی نیز غولهای فناوری با تملک “زمین مجازی” یا همان شبکههای دیجیتال و دادهها، کار و زندگی مردم را بهتصرف درآوردهاند. این وابستگی فراگیر به “پلتفرم”ها، “الگوریتم”ها، و “برنامه”های نرمافزاری، مفهومی تازه از “رعیتیِ دیجیتال” را پدید آورده است.
پرسش دربارهٔ مرگِ سرمایهداری
اما چرا واروفاکیس از مرگ سرمایهداری صحبت میکند؟ او معتقد است سرمایهداری، دستکم آنگونه که مارکس یا حتی متفکران مدرن توصیف کردهاند، بر رابطهای مبتنی است که در آن “سرمایهدار” مالکِ ابزار تولید و کارگر مالکِ نیروی کار است. “دستمزد” و “سود” در چنین نظمی اجزایی کلیدی در ساختار اقتصادی هستند.
اما در جهان امروز، جایی که سودهای کلان دیگر نه از طریق تولید کالاهای فیزیکی بلکه از راه در اختیار داشتن “پلتفرم”، “داده”، و نیز حق دسترسی داشتن به شبکههای اطلاعاتی استخراج میشود، رابطه میان سرمایه و کار نیز دستخوش دگرگونیهایی بنیادی شده است.
کارگر دیگر صرفاً نیروی کارش را نمیفروشد، بلکه ناگزیر است دادههای شخصی، توجه، و حتی ابعاد زیادی از زندگی اجتماعیاش را در خدمت “پلتفرم” قرار دهد. از سوی دیگر، سود نیز صرفاً با بهکارگیری سرمایه در خط تولید بهدست نمیآید، بلکه از طریق نظارت بر جریان اطلاعاتی که اغلب کاربرها خود به ارائه آنها مایل و ناچارند، نصیب شرکتهای غولپیکر میشود.
واروفاکیس این پدیده را “سرمایهداری بدون سرمایهداران” میخواند، زیرا بیش از آنکه در اختیار گروهی از سرمایهگذاران خصوصی باشد، در دست اربابان زیرساختهای دیجیتال است. این گروههای کمشمار، قاعدهای بازی را تعیین میکنند و با فروش دسترسی یافتن (یا در واقع، اجاره فضای دیجیتال) به عموم مردم، سودی انحصاری کسب میکنند. از منظر او، این مدل دیگر با تعریفهای سنتی سرمایهداری همخوانی ندارد و ما با نظامی نوپدید، اما یادآور ساختارهای فئودالی مواجهایم.
واروفاکیس در کتاب “فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک)” تنها به توصیف این نظم تازه بسنده نمیکند، بلکه هشدار میدهد در آیندهای نهچندان دور، اگر اقدامی صورت نگیرد، این انحصارهای دیجیتالی ممکن است قدرتی حتی فراتر از دولتهای ملی پیدا کنند چندان که به شکل گرفتن طبقهای جدید از “اربابان دیجیتال”ی بینجامد، اربابانی که قدرت آنان مرز نمیشناسد.
او معتقد است همانگونه که فئودالهای قرون وسطیٰ نهتنها بر اقتصاد که بر ساختارهای اجتماعی و روابط سیاسی جامعههای آن دوران حکومت میکردند، امروز نیز غولهای فناوری با زیرساختهایشان بر شئون مختلف جامعه بیوقفه تأثیر میگذارند.
در این میان، اثر واروفاکیس تلاش میکند مخاطبان را به بازاندیشی دربارۀ جایگاه انسان در عصر داده و مالکیت دیجیتال وادارد. آیا میتوانیم با مقرراتگذاریای قاطعتر بر این “پلتفرم”ها بین آزادی کاربران و قدرت بیحدواندازهٔ شرکتها تعادلی بهوجود آوریم؟ آیا طرح مالیات یا توزیع درآمد دادهها (Data Dividend) میتواند جایگزینی مناسب برای وضعیت فعلی باشد؟ او به دنبال راهکارهایی برای توزیع عادلانهتر ثروت دیجیتال و مشارکت بیشتر مردم در مالکیت “پلتفرم”های بزرگ است.
کتاب “فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک): چه چیزی سرمایهداری را از پا انداخت؟” اثر یانیس واروفاکیس، کتابی چالشبرانگیز است که در مرز میان سیاست، اقتصاد، و فلسفه اجتماعی حرکت میکند. واروفاکیس که تجربه عملی در صحنهٔ سیاست بینالمللی و نیز پشتوانهٔ نظریای قدرتمند در “اقتصاد سیاسی” دارد، در این کتاب سعی میکند روندی را که به ظهور نظم پساسرمایهداری و شکل گرفتن “اربابان دیجیتال”ی منجر شده است، ریشهیابی کند. او با بهرهگیری از مفهومهای تاریخ اقتصادی و نظریههای انتقادی، ادعا میکند ما نهتنها در حال ترک سرمایهداری متعارف هستیم، بلکه در آستانهٔ ورود به عصری هستیم که تهدیدش شاید نه صرفاً برای حیات اقتصادی، بلکه برای ساختارهای دموکراتیک و اجتماعی نیز جدی باشد.
واروفاکیس از مخاطبان کتابش میخواهد نگرششان به اقتصاد عصر دیجیتال و جایگاه فرد در آن را تغییر دهند و بپذیرند “مالکیت داده” و “مالکیت پلتفرم” همان اندازه مهم است که روزگاری مالکیت زمین برای اربابان فئودال اهمیت داشت.
واروفاکیس از خوانندگان میخواهد به ضرورت ایجاد نظمی بدیل بیندیشند، نظمی که در آن دسترسی یافتن به “پلتفرم”های دیجیتال و کنترل بر دادهها، با رعایت عدالت و تضمین آزادیهای شهروندی توأم باشد. “فئودالیسم فناورانه (تکنولوژیک)” اثری است که بیشک میتواند بحثهایی تأملآمیز دربارهٔ ماهیتِ قدرت در عصرِ دیجیتال و ظرفیت نظامهای قانونی و سیاسی برای پاسخگویی به چالشهای عصرِ اطلاعات را برانگیزد.
***
به نقل از «به سوی آینده» دورۀ دوم، سال سوم، شمارۀ ۱۰، آذر ۱۴۰۳




