پیام پلنوم (وسیع) کمیته مرکزی حزب تودۀ ایران به رزمندگان تودهای
رفقای گرامی!
نشستِ پلنوم وسیع کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران در شرایطی برگزار میشود که میهن ما در آستانۀ چهلوششمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ در وضعیتی بسیار نگران کننده و دشوار قرار دارد. بحران فزایندهٔ اقتصادی‑اجتماعی، فقر، و محرومیتی که دهها میلیون شهروند را به ورطهٔ خویش فروکشیده است. ظلم و فساد گستردهٔ نهادهای حکومتی در کنار ادامه یافتن حکمرانی مستبدانهٔ متکی بر سرکوبگری خونین و خشونت دائمی، ایران را برای اکثریت مردم ما به زندانی بزرگ تبدیل کرده است.
حوادث ماههای اخیر و شکست سنگین سیاستهای ماجراجویانه و نابخردانهٔ رژیم و رهبریاش در منطقه، و از دست دادن پایگاههایی مهم که علی خامنهای زمانی آنها را سنگر دفاع از ایران مینامید، در کنار ورشکستگی سیاستهای اقتصادی متکی بر نولیبرالیسم (خصوصیسازی گسترده، تعدیل انسانی نیروی کار، رشد اقتصادی انگلی و رانتی بهجای اقتصادی تولیدی) و همچنین تحریمهای غیرانسانی امپریالیسم آمریکا و اتحادیهٔ اروپا که بیشترین فشارهایش را بر گردۀ مردم عادی و زحمتکشان جامعه گذاشته است و میگذارد، ایران را در آستانۀ انفجار اجتماعیای بزرگ قرار داده است. نشانههای این انفجار را در اعتراضهای گسترده و مداوم کارگران و زحمتکشان، بازنشستگان، پرستاران، معلمان و فرهنگیان، زنان، جوانان، و دانشجویان کشور در ماههای اخیر میتوان مشاهده کرد.
رزمندگان تودهای!
بهمنماه ۱۴۰۳ همچنین با چهلودومین سالگرد یورش همهجانبهٔ جمهوری اسلامی به حزب تودهٔ ایران که در جریان آن بنا به اعتراف سران رژیم هزاران تودهای دستگیر و به سیاهچالها و شکنجهگاههای رژیم کشانده شدند مصادف است. در بهمنماه ۱۴۰۳ از جانباختن ده تن از رفقای قهرمان تودهای، رفقایی که پس از شکنجههای وحشیانه و قرون وسطایی از سوی جلادان رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعدام شدند چهلویک سال گذشت. از محاکمه و اعدام افسران دلاور تودهای- افضلیها، کبیریها، افراییها، عطاریان و یاران- تا راه انداختن شوهای تلویزیونی قربانیان شکنجه بهمنظور بیاعتبار کردن تاریخ پرافتخارِ کهنترین سازمان سیاسیِ کشور، حزبِ کارگران و زحمتکشان، حزبِ اندیشهها، تلاشها، و مبارزات دورانساز در مسیر بهرسمیت شناساندن حقوق کارگران، شأن والای زنان و حقوق خلقهای ایران دمی متوقف نشد چندان که حملهها و هجومهای دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی- از وزارت اطلاعات گرفته تا اطلاعات سپاه، همانند سلف سلطنتیشان- نیز دمی بهضد حزب تودهٔ ایران قطع نگردید و نمیگردد.
رفقای گرامی!
چهل و دوسال سال گذشته جزوِ دشوارترین سالهای دهههای تاریخ هشتادوسهسالهٔ حیات حزب تودهٔ ایران بوده است. نابود کردن بخشی پرشمار از رهبران برجسته، کارآزموده، و معتبر حزب نزد مردم و ترقیخواهان ایران و نیز در عرصهٔ بینالمللی بهلحاظ دانش و تلاش عملیشان، فروریزی اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای سوسیالیستیِ اروپای شرقی، تهاجم پیگیر به تشکلها، اعضا، و هواداران حزب، و تبلیغات ایدئولوژیکی تحریفی- شیوهٔ مرسوم دستگاههای امنیتی رژیمی با نگاه قرونوسطایی به جامعه و جهان- در زمرهٔ دشواریهای عظیمی بودهاند که بهرغم تأثیرهای مخربشان بر فعالیتها در کل و بر موجودیت حزب اما با اینهمه بر پایهٔ مبارزهٔ هوشیارانه و خستگیناپذیر اعضا، هواداران، و دوستداران حزب در ایران و سراسر جهان حزب ما توانسته است بر آرمانهای ایدئولوژیکش- مارکسیسملنینیسم- پای فشارد و در عمل به حیات پرثمرش ادامه دهد. هدف عمدهٔ دستگاههای امنیتی رژیم منحرف کردن تودهایها از مبارزهٔ کنونیشان بر ضد رژیم استبدادی ولایت فقیه، کشاندن سیاست حزب به دفاع از حکومتی شدیداً ارتجاعی و ضدمردمی (زیر پوشش جاذبهٔ دروغین “مبارزهٔ جمهوری اسلامی با امپریالیسم”، و “ادامه دادن به انقلاب بهمن بر پایهٔ نظریهٔ تاریخ منقضیِ مبارزهٔ کِه بر کِه”) و از منظر این پوششها و جاذبهها دفاع کردن از عنصرهایی جنایتکار همانند رئیسی و رئیس و مرئوسانش که دستهایشان به خون جوانان و مبارزان میهن دوست و آزادیخواه از جمله رفقای ما رنگین است.
رفقا!
رویدادهای کشور به سمت شکل گرفتن تحولهایی بسیار مهم سیر میکنند، تحولهایی که حزب تودهٔ ایران و تودهایها در هر کجای جهان که هستند ضروری است بهمنظور تأثیرگذاری در آنها آماده باشند. امپریالیسم جهانی بهسرکردگی امپریالیسم آمریکا و متحدانش در منطقه-
خصوصاً رژیم جنایتکار اسرائیل- به دنبال بهانهای برای دخالت علنی
و گسترده در امور میهن ما است. نیروهای نیابتی آمریکا و اسرائیل، همچون سلطنتطلبان و مجاهدین، با داشتن امکانهای فراوان تبلیغاتی و صرف میلیونها دلار (که عمدتاً از سوی حکومتهای ارتجاعی منطقه همچون عربستان سعودی تأمین میشود) بهدنبال آن هستند که ایرانِ آینده همچنان در دست نیروهای ارتجاعی (چه مذهبی و چه سلطنتی) باقی بماند. هراس عمیق این نیروهای مرتجع از امکان و توان بالقوهٔ مجموع نیروهای چپ و گفتمان مترقی و دموکراتیکی است که این نیروها نمایندگی آن را در جامعه ایران بهعهده دارند.
انسجام بخشیدن به صفهای حزب و جذب رفقا و دوستانی است که بهخاطر دشواریهای این چهل سال با وجود اعتقاد عمیقشان به سنن انقلابی حزب تودهٔ ایران و سیاستهای مبارزاتیاش از صفهای حزب دور شدهاند، و تلاش برای جذب نیروهای جوان و همچنین کوشش در راه همکاری نیروهای چپ، موضوعهایی مهم هستند که به آنها باید توجهی ویژه داشت.
زندهیاد رفیق علی خاوری در آخرین مصاحبهاش با “نامهٔ مردم”، خردادماه ۱۳۹۹، دربارهٔ آیندهٔ حزب از جمله گفت: “واقعیت این است که حزب ما در سالهای دههٔ ۱۳۲۰ بهاین دلیل توانست آنچنان نیروی اجتماعی وسیعی را در جامعه سازماندهی کند که مبشّر اندیشههای مترقی و نویی بود که پاسخگوی نیازهای کارگران و زحمتکشان، زنان، جوانان، و دانشجویان کشور بود. امروز هم وظیفهٔ ما همین است. بردن اندیشههای مترقی و راهکارهای عملی برای مبارزه با رژیم ولایت فقیه و درعینحال تلاش برای تدارک، تجهیز، و سازماندهی نیروهای اجتماعی برای فردای بهچالش کشیدنِ قطعی حاکمیت استبداد در میهن ما است که دیر یا زود فرا خواهد رسید. من به این فردا و تحقق خواستهای اکثریت قاطع مردم میهن ما برای رهایی از زنجیرهای استبداد و ظلم و استقرار آزادی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی عمیقاً اعتقاد دارم.”
¨ زنده باد حزب تودهٔ ایران، حزب کارگران و زحمتکشان ایران!
¨ درود آتشین بهخاطرۀ تابناک همهجانباختگان راه آزادی و جان باختگان تودهای!
¨ درود بیکران به رفقای تودهای که با وجود تمام دشواریها و فشارها، استوار و پایدار بر آرمانهای والای حزب خود ایستادهاند و با مقاومت خستگی ناپذیرشان، تمامی توطئههای رژیم را نقش بر آب کردهاند!
¨ با هم بهسوی تشکیل جبههٔ واحد ضد دیکتاتوری برای آزادی، صلح، استقلال، عدالت اجتماعی، و برپایی جمهوری ملی و دموکراتیک!
پلنوم (وسیع) کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران،
بهمن ۱۴۰۳
به نقل از ویژه نامۀ «نامۀ مردم»، شمارهٔ ۱۲۲۸، ۶ اسفند ۱۴۰۳




