مسایل بین‌المللی

صحرای غربی: نیم قرن مبارزه برای آزادی

سال ۲۰۲۵ پنجاهمین سالگرد آغاز مبارزات معاصر مردم صحرای غربی برای رهایی ملی و تعیین سرنوشت ملی است. این مبارزات پس از آن آغاز شد که اسپانیا در سال ۱۹۷۵ برای تقسیم کردن صحرای غربی میان دو کشور همسایه‌اش، موریتانی و مراکش، توافقی محرمانه با مراکش امضا کرد. این توافق در پیوند با مبارزهٔ‌ مردمی با رژیم استعماری فاشیستی ژنرال فرانسیسکو فرانکو در اسپانیا صورت گرفت.

صحرای غربی پس از نیم قرن هنوز به استقلال دست نیافته است و از آن به‌عنوان “آخرین مستعمره‌ در آفریقا”۱ یاد می‌شود. محمد یاسلم بیسات، سفیر جمهوری دموکراتیک عربی صحرا در آفریقای جنوبی، در نیمهٔ اسفند ۱۴۰۳ گفت‌وگویی اختصاصی با سردبیر نشریهٔ لیبریشن، داشت و دربارهٔ اوضاع‌ کنونی مبارزهٔ‌ مردم صحرا و راه‌هایی که نیروهای پیشرو می‌توانند به این مبارزه کمک کنند سخن گفت.

محمد یاسلم بیسات از سال ۱۹۸۵ که به ‏رهبری جنبش دانشجویی انتخاب شد همواره مدافع پیگیر مبارزهٔ آزادی‌بخش ملی صحرا بوده است. یاسلم بیسات ‏در العیون در صحرای غربی به دنیا آمده است و تا کنون مقام‌های سیاسی و دیپلماتیک متعدد و مهمی داشته است. از ‏جمله او وزیر مشاور در امور آفریقا، آمریکای لاتین و کاراییب، نمایندهٔ موقت در اروپا، رئیس هیئت نمایندگی صحرا در ‏واشنگتن، و همچنین سفیر در الجزایر و آفریقای جنوبی (مقام کنونی او) بوده است. او همچنین چند دوره نمایندهٔ ‏جمهوری دموکراتیک عربی صحرا در مجامع و نهادهای بین‌المللی گوناگون مانند اتحادیهٔ آفریقا، جامعهٔ کاراییب، جنبش ‏عدم تعهد، و سازمان ملل متحد بوده است.‏

در ابتدا، لطفاً  در مورد وضع کنونی جمهوری دموکراتیک عربی  صحرای اشغالی (صحرای غربی) و مبارزهٔ مردم آن توضیح مختصری بدهید.

رفیق محمد یاسلم بیسات: پیش از هر چیز، سپاسگزارم که این گفت‌وگو را ترتیب دادید. برای من افتخار بزرگی است که با نشریه‌ای خوش‌نام و برجسته گفت‌وگو می‌کنم که در روند آزادی و استعمارزدایی بسیاری از خلق‌های جهان سهم بسزایی داشته و صدا و بلندگوی فریاد مبارزان آزادی در آفریقا، آمریکای لاتین، و بسیاری نقاط دیگر بوده است. این افتخاری است که امروز در کنار شما هستم. سپاسگزارم رفقا.

امسال، یعنی سال ۲۰۲۵، پنجاهمین سالگرد آغاز مبارزهٔ مردم صحرا در سال ۱۹۷۵ است. دقیق‌تر بگویم، آغاز مرحلهٔ‌ نوین مبارزهٔ‌ اخیر مردم صحرا از زمانی است که اسپانیا در سال ۱۹۷۵ توافقی غیرقانونی، شرم‌آور، و محرمانه برای تقسیم کردن کشور ما میان دو همسایه‌مان [موریتانی و مراکش] امضا کرد. پیش از آن، ما در حال مبارزه با رژیم فاشیستی اسپانیا به‌رهبری فرانسیسکو فرانکو بودیم.

پس از مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵، پادشاه اسپانیا خوان کارلوس و دولت انتقالی‌اش وارد این معاملهٔ شرم‌آور و توافق سوداگرانه با مراکش شدند تا کشور ما را تجزیه کنند. از آن زمان تا کنون ما به مبارزه ادامه داده‌ایم. شانزده سال جنگیدیم  تا اینکه در سال ۱۹۹۱ به توافقی برای برگزاری همه‌پرسی دست یافتیم، که در واقع مصالحه‌ای از جانب ما بود. ما پذیرفتیم که همه‌پرسی‌ برگزار شود تا مردم صحرا بتوانند بین استقلال و پیوستن به مراکش یکی را انتخاب کنند.

متأسفانه مراکش و متحدانش در کشورهای «غربی»، به‌ویژه ایالات متحد آمریکا و فرانسه و اسپانیا، تمایل چندانی به اجرای توافق/آتش‌بس ۱۹۹۱ زیر نظارت سازمان ملل متحد نداشتند و به مراکش کمک کردند تا از اجرای توافقی که امضا کرده بود سر باز زند. همین موجب شد که مراکش مغرورتر، ستیزه‌جوتر، و جنگ‌طلب‌تر شود. سپس، در سال ۲۰۲۰، مراکش حتی بخش‌های بیشتری از سرزمین‌های پیش‌تر آزادشدهٔ‌ ما را اشغال کرد، مسیرهای جدیدی به سمت موریتانی گشود، و مبارزان آزادی‌خواه و غیرنظامی‌های ما را در سرزمین‌های آزادشده هدف موشک قرار داد. این اقدامات جبههٔ پولیساریو۲ را بر آن داشت که در واکنشی کاملاً قانونی و طبیعی در دفاع از خود، مبارزهٔ‌ مسلحانه با اشغالگران مراکشی را در کشورمان از سر بگیرد.

بنابراین، از نوامبر ۲۰۲۰ تا کنون ما درگیر جنگ بین ارتش صحرا [جبههٔ پولیساریو] و ارتش مراکش در همهٔ جبهه‌های “دیوار خاک‌ریز”۳ بوده‌ایم. می‌دانید که مراکش طولانی‌ترین دیوار خاک‌ریز جهان را به طول ۲٫۷۰۰ کیلومتر ساخته است که از جنوب مراکش تا شمال موریتانی امتداد دارد. از آن زمان تا کنون دو ارتش ما در جنگ با یکدیگر بوده‌اند، در حالی که مراکش منکر وجود جنگ است. در واقع، زمانی که نخست‌وزیر مراکش در سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک در سپتامبر گذشته [۲۰۲۴]، در برابر جامعهٔ‌ بین‌المللی، خواستار آتش‌بس شد، شگفت‌زده شدیم. مراکش از یک سو وجود جنگ را انکار می‌کند و از سوی دیگر خواستار آتش‌بس است، که البته کاملاً متناقض است.

موضع امروز ما مانند گذشته است. ما مشکلی با آتش‌بس نداریم، ولی فقط آتش‌بس کافی نیست. آتش‌بس زمانی پذیرفتنی است که مقدمه‌ای برای برگزاری همه‌پرسی باشد. می‌دانید که مسائلی همچون برگزاری همه‌پرسی، بازگشت آوارگان، و همچنین آزادی زندانیان سیاسی و اسیران جنگی نیز مطرح است. موارد بسیاری هست که باید در این بستهٔ توافق گنجانده شود.

مراکش نمی‌تواند فقط آنچه را مناسب خودش می‌داند، یعنی آتش‌بس را انتخاب کند و جنبه‌های سیاسی و انسانی و نظامی درگیری را فراموش کند. در حال حاضر ما در چنین موقعیتی قرار داریم. مراکش خواهان آتش‌بس “بی‌قیدوشرط” [بدون توجه به دیگر جنبه‌ها] است، در حالی که موضع مردم صحرا، همچنین اتحادیهٔ آفریقا، این است که مذاکره بین دو کشور برای فراهم کردن زمینهٔ آتش‌بس جدید باید پیش‌درآمدی باشد برای برگزاری همه‌پرسی در مورد خودمختاری، بر اساس قطعنامهٔ “خاموشی سلاح‌ها” که اتحادیهٔ آفریقا در نشست ژوهانسبورگ تصویب کرده است.

آقای استفان دی میستورا، فرستادهٔ سازمان ملل متحد، می‌کوشد که میانجیگری کند و گفت‌وگوهای مستقیم را مطابق با قطعنامهٔ شورای امنیت سازمان ملل سازمان‌دهی کند. ولی مراکش باز سعی دارد پیش‌شرط‌هایی تعیین کند که با چه کسانی حاضر به صحبت است و نحوهٔ‌ انجام مذاکرات و هدف مذاکرات چه باید باشد. آنها فقط می‌خواهند دربارهٔ‌ آتش‌بس صحبت کنند، در حالی که قطعنامهٔ شورای امنیت برای مذاکرهٔ مستقیم بدون پیش‌شرط است تا به راه‌حل سیاسی قابل‌قبولی برای هر دو طرف برسیم و خودمختاری به عنوان موضوع نهایی باشد و نه آتش‌بس، آن‌گونه که مراکش ادعا می‌کند.

 

گفته می‌شود که مبارزهٔ‌ مردم صحرا اخیراً فراموش یا دست‌کم نادیده گرفته شده است. نظر شما چیست؟

رفیق یاسلم بیسات: اینکه مبارزه برجسته یا فراموش شود بستگی به تعهد افراد درگیر در مبارزه دارد. ما نمی‌توانیم رسانه‌های بزرگ کشورهای «غربی» را معیاری برای این مسائل در نظر بگیریم، زیرا این رسانه‌ها به‌دلیل مالکیت خصوصی، ایدئولوژی حاکم، و پیشینهٔ استعماری‌شان هیچ‌گاه از هیچ حرکتی مانند جنبش ما در سراسر جهان حمایت نکرده‌اند. مردم صحرا هرگز مبارزه‌ را رها نکرده‌اند. بیشتر مردم ما، همراه و همگام با جبههٔ پولیساریو، در مبارزه مشارکت دارند؛ چه در سرزمین‌های اشغالی که هر روز اقدامات و سرپیچی‌هایی در برابر قدرت‌های استعماری و اشغالگر صورت می‌گیرد، چه در بیرون از آن، در امتداد دیوار خاک‌ریز، جایی که مردم صحرا هر روز با نیروهای مراکش مبارزه می‌کنند؛ چه در سرزمین‌های آزادشده و اردوگاه‌های پناهندگان، که مردم در حال ساختن نهادهای مدنی، ارائهٔ خدمات و کمک‌رسانی، و ارائهٔ خدمات آموزشی و کالا هستند، و چه در عرصهٔ دیپلماتیک، که در هر نشستی، اعم از آفریقایی یا جهانی، مجمع عمومی سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، اتحادیهٔ آفریقا و غیره، مسئلهٔ صحرا همچنان مطرح می‌شود. اکنون، به لطف “دیپلماسی” مراکش و تهاجم‌هایش، مسئله حتی بر زبان ترامپ و ماکرون و سانچز نیز آمده است. همهٔ اینها به این دلیل است که مراکش خیال می‌کند می‌تواند مردم را وادار کند که حاکمیتش [بر جمهوری عربی دموکراتیک صحرا] را به رسمیت بشناسند، امری که فقط به نمایان‌تر شدن این درگیری و مبارزه کمک می‌کند. پس از پنجاه سال اشغالگری مراکش، مردم صحرا متحدتر، قوی‌تر، و چشمگیرترند و در همهٔ صحنه‌های جامعهٔ جهانی حضور دارند.

 

هدف‌ها و آرمان‌های اصلی جبههٔ پولیساریو برای مردم صحرا چیست؟

رفیق یاسلم بیسات: جبههٔ پولیساریو ائتلافی بزرگ از همهٔ مردم صحراست که به حق آزادی، تعیین سرنوشت، و استقلال اعتقاد دارند. هدف و دلیل وجودی جبههٔ پولیساریو تأمین و تضمین حق مردم صحرا برای در اختیار داشتن سرزمین خودشان، داشتن حق رأی در مورد آینده، و اطمینان از رعایت حقوق مسلّم مردم صحرا چه از سوی اشغالگران مراکشی و چه از جانب جامعهٔ جهانی است.

 

پیامدهای احتمالی شروع دورهٔ دوم ریاست‌جمهوری ترامپ برای مبارزهٔ مردم صحرا را چگونه می‌بینید؟

رفیق یاسلم بیسات: خب، ما این تجربه را پیش‌تر در دههٔ ۱۹۸۰ [۱۳۶۰] نیز داشته‌ایم، یعنی زمانی که رونالد ریگان به قدرت رسید. وزیر دفاع او کاسپر واینبرگر از صحرای غربی بازدید کرد، به مراکش تسلیحات داد، و به ساختن دیوار خاک‌ریز که ما اکنون در امتداد آن در حال مبارزه‌ایم کمک کرد. سپس، دولت ریگان سازمان‌هایی مانند کنگرهٔ ملی آفریقا در آفریقای جنوبی و حزب مردم جنوب غربی آفریقا در نامیبیا «سواپو» را سازمان‌های تروریستی اعلام کرد و دفترهای آنها را در نیویورک و واشنگتن بست. در دورهٔ همان دولت بود که استقلال نامیبیا امضا شد و جشن انتخابات دموکراتیک در آفریقای جنوبی برگزار شد.

به گمان من، فشارها و اقدامات تهاجمی افراطی این قدرت‌ها زمانی که با واقعیت‌های موجود در روی زمین روبه‌رو می‌شود، به خودشان برمی‌گردد و آنها را مجبور می‌کند که مسیر درست را انتخاب کنند. همیشه چنین بوده است. آنها خیال می‌کنند که کار آسانی است؛ فشار، فشار، فشار!

همبستگی کشورهای «غربی» با مراکش به این دلیل نیست که مراکش قدرتمند است، بلکه به‌دلیل هراس از سرنگونی رژیم و پایان یافتن دیکتاتوری آن بر زندگی مردم مراکش است. ما امیدواریم که این دولت دوم ترامپ در نهایت متوجه شود که بدون احترام گذاشتن به خواست‌های برحق مردم صحرا، صلح در مغرب یا شمال آفریقا برقرار نخواهد شد. ولی تا آن زمان ما به مبارزه ادامه خواهیم داد. اینجا سرزمین ماست! ما حکمی در دست داریم که همان حکم سازمان ملل متحد و جامعهٔ جهانی در به رسمیت شناختن حق مردم صحرا برای تعیین سرنوشت خودشان است. ما سلاح و حمایت و وحدت مردم خودمان را داریم.

 

با توجه به نزدیک بودن روز جهانی زن، لطفاً بگویید که زنان در مبارزهٔ ملی صحرا چه سهم و نقشی دارند.

رفیق یاسلم بیسات: زنان رکن مهم و سنگ‌بنای جامعهٔ صحرا و بنابراین مبارزهٔ مردم صحرا هستند. پولیساریو از زمان تأسیس در سال ۱۹۷۳ به‌لطف حمایت قوی از زنان صحرا به قدرت سیاسی مسلط در صحرای غربی تبدیل شد. زنان سهم بزرگی در جبههٔ پولیساریو و تبدیل شدن آن به قدرتمندترین نیروی سیاسی و نمایندهٔ قانونی مردم صحرا داشته‌اند. این واقعیت از تاریخ سرچشمه می‌گیرد. زنان صحرا همیشه ستون اصلی خانواده و جامعه بوده‌اند، فعالانه جامعه را هدایت کرده‌اند، انگیزه‌ داده‌اند، و رهبری کرده‌اند.

امروزه زنان تقریباً نود درصد مشاغل رهبری محلی و منطقه‌یی و حدود چهل درصد مشاغل رهبری را در سطح کشوری در اختیار دارند. زنان در حوزه‌های آموزش، بهداشت و درمان، ارتش، پارلمان، دولت، و همچنین در شوراهای محلی و شهری و استانی حضور چشمگیری دارند. زنان صحرا نیروی محرک بارزی در سرزمین‌های اشغالی، در سرزمین‌های آزادشده، و در اردوگاه‌های پناهندگان بوده‌اند. ما واقعاً خوشبختیم که چنین زنان قوی، فریادگر، و مقاومی در جامعه و در جبههٔ پولیساریو داریم.

 

ملت‌های دیگر جهان برای حمایت از مبارزات جاری مردم صحرا چه می‌توانند بکنند؟

رفیق یاسلم بیسات: بی‌عدالتی فقط به‌دلیل ناآگاهی مردم خوب می‌تواند ادامه یابد! هنگامی که مردم خوب، مردم جهان، از بی‌عدالتی آگاه شوند، نابودی آن آغاز می‌شود. بنابراین، ما واقعاً تشویق می‌کنیم که هر شهروند و هر فرد صلح‌طلب و عدالت‌خواه آگاه شود، درگیر شود، بنویسد، و در پایان دادن به این بی‌عدالتی طولانی و این قتلگاه دیرین مملو از رنج و اندوه مشارکت کند. مردم ما پنجاه سال است که این‌گونه زندگی کرده‌اند. قدرت‌های «غربی» سعی کرده‌اند از مراکش حمایت کنند و سلاح و حمایت دیپلماتیک و سیاسی در اختیارش بگذارند. آنها تا توانسته‌اند از مراکش در اشغال کردن جمهوری عربی دموکراتیک صحرا حمایت کرده‌اند. اکنون، پس از پنجاه سال، باید به این نتیجهٔ طبیعی و ناگزیر برسند که این وضع پایان نخواهد یافت، مگر اینکه به مردم ما احترام گذاشته شود و حقوق برحق و مسلّم آنها تأمین شود. بنابراین، بیایید راه عادلانه، واقعی، قانونی، و اخلاقی را بیازماییم که همانا دادن حق انتخاب به مردم صحراست. این مردم تنها صاحبان سرزمین، منابع، آینده و سرنوشت خودشان‌اند.

 

*  *  *  *  *

۱- گرچه صحرای غربی آخرین مستعمره در سرزمین اصلی آفریقا محسوب می‌شود، وضع مجمع‌الجزایر چاگوس و ادامهٔ فعالیت پایگاه نظامی مشترک بریتانیا و آمریکا در جزیرهٔ دیگو گارسیا، پس از اخراج جمعیت محلی چاگوس در دههٔ ۱۹۷۰، همچنان موضوعی بحث‌برانگیز در میراث استعماری بریتانیا است.

۲- جبههٔ پولیساریو مخفف عبارت اسپانیایی Frente Popular de Liberación de Saguía el Hamra y Río de Oro ، به معنای جبههٔ مردمی برای آزادی کانال سرخ  و رود طلایی است.

۳- دیوار خاک‌ریز، که به دیوار شن‌ مراکش یا “دیوار شرم” نیز معروف است، ۲٫۷۰۰ کیلومتر طول دارد، یعنی دوازده برابر دیوار برلین و چهار برابر دیوار حائل در کرانهٔ باختری. فقط دیوار بزرگ چین از دیوار خاک‌ریز طولانی‌تر است. در  حدود صد و بیست هزار سرباز مراکشی از این دیوار محافظت می‌کنند.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارهٔ ۱۲۳۱، ۱۸ فروردین ۱۴۰۴

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا