علت فاجعهٔ بندر عباس را در کجا باید جستجو کرد؟!
چند هفته پس از فاجعهٔ آتشسوزی در بندر عباس داغ آن اما همچنان بر دل کارگران و مردم شرافتمند باقی است. آتشسوزی در روز شنبه ۶ اردیبهشتماه ۱۴۰۴، در اسکلهٔ رجایی، واقع در ۲۳ کیلومتری غرب بندرعباس، بار دیگر نشان داد مدیریت وابسته به نهادهای حکومتی و شرکتهای خصوصی این مجموعه که نقش کلیدی در حملونقل کالاهای وارداتی و صادراتی به کشور دارد، ابتداییترین قوانین و آییننامههای بینالمللی در زمینهٔ حملونقل کالاهای خطرناک و مقررات مربوط به انبارداری مواد آتشزا را نادیده گرفته شدهاند. این آتشسوزی که با انفجار مهیبی توأم بود و تلفات زیادی داشت، نمونهٔ بارز نبودِ ایمنی در محیط کار (محوطهٔ اختصاصی شرکت توسعهٔ خدمات دریایی و بندری سینا در اسکلهٔ رجایی) و بیارزش بودن سلامت و جان شاغلان در محدوده تحت نظارت کارفرماهای مسئول است. تا کنون بهگفتهٔ رسانهها دهها نفر از کارکنان اسکله و گمرک و رانندگان وسایل نقلیهٔ سنگین جان خود را ازدست دادهاند و بیش از هزار نفر مصدوم شدهاند. شواهدی وجود دارند که برخی از قربانیان این فاجعه کارگران موقت و روز مزد بودهاند که پیمانکار آنان را بدون هیچگونه قرارداد مکتوبی بهطورغیررسمی و فراقانونی در روز بروز فاجعه به محوطه اسکله انتقال داده بوده است. به همین دلیل تعدادی از کارگرانی که جان خود را از دست دادهاند یا آسیب دیدهاند، هنوز ناشناختهاند و جزوِ آمار قربانیان و یا مصدومان این فاجعه محسوب نشدهاند. علاوه بر آن، گسترش آتشسوزی به هزاران کانتینر کالاهای دیگر، و توقف کار حملونقل در اسکله رجایی هزاران میلیارد تومان خسارت جبرانناپذیر به اقتصاد بحرانی کشور وارد کرده است. حضورمردم در مراکز انتقال خون و تلاش برای کمکرسانی به خانوادههای قربانیان و مصدومان این فاجعه نشانگر روحیهٔ انسانی و همبستگی مردم با آسیب دیدگان این فاجعهٔ دردناک است. هر سال در بخشهای مختلف اقتصاد میهن ما هزاران نفر از زحمتکشان در وضعیتهای فاجعهباری سلامت و جان خود را در اثر حوادث کاری از دست می دهند، حادثههایی که غالباً در اثر سهلانگاری و بیاعتنایی به هستی کارگر و انگیزهٔ کارفرما برای سوداندوزی و استثمار هرچه بیشتر نیروی کار است. آتشسوزی بندر عباس نیز یقیناً از این دست فاجعهها است.
شمار حوادث محیط کار و مراکز حملونقل در ایران مانند آن چه در اسکله رجایی در بندر عباس اتفاق افتاد، از حد متوسط رقم مشابهاش در دیگر کشورهای جهان بیشتر است. این نوع فاجعهها یقیناً اجتنابپذیر هستند و در صورتی که به ابتداییترین آیین نامههای حملونقل و در این گونه موارد به انبارداری مواد شیمیایی و آتشزا، و شرایط ایمنی کار توجه شود و قوانین کار رعایت شوند، از تکرار شان میتوان پیشگیری کرد. شواهد امر نشان میدهند اسکله رجایی واقع در منطقه ویژه اقتصادی بندر رجایی پس از سالها که تحت نظارت مسئولان حکومت ولی فقیه، سپاه پاسداران، و شرکتهای رانتخوار وابسته به نهادهای حکومتی بوده است تا بهحال تجهیزات و امکانات ایمنی لازم را نداشته است و به سیستم کنترل آتشسوزی مطابق با استانداردهای ایمنی پذیرفته شده مجهز نیست.
روشن است که یکی از علتهای ریشهای فاجعه اسکله رجایی بندر عباس را در سمتگیری اقتصادی- اجتماعی حکومت جمهوری اسلامی خصوصاً اجرای برنامههای تعدیل ساختاری میتوان یافت. مقرراتزدایی و آزاد گذاشتن دست کارفرماها محور چنین برنامههای ضدکارگری است، و اینگونه است که در مورد اسکله رجایی هم شرایط خطرناک و مرگآور کار را به زحمتکشانی که تحت فشارند و نیازمند اشتغال هستند تحمیل میکنند. علاوه بر آن، نبود تجهیزات کامل آتش نشانی و ایمنی پیشرفته در محیط کار اسکله رجایی که یقیناً با هدف کاهش هزینه سرمایهگذاری و برای افزایش سودآوری هرچه بیشتر بوده است، عامل دیگری در قربانی گرفتن از کارکنان اسکله و گمرک است. بدیهی است تا زمانی که کارکنان مؤسسههای صنعتی، خدمات، و اینگونه مراکز حملونقل نتوانند از طریق تشکلهای صنفی خود در بررسی و تأمین شرایط ایمنی محیط کار خود نقش عمده داشته باشند، اینگونه فاجعهها در اثر سیاستهای یکجانبه کارفرما که در برابر سلامت کارگران سوداندوزی را در اولویت قرار میدهد، ادامه خواهد یافت. عوامل وابسته به رژیم ولی فقیه با سرکوب سندیکاهای کارگری و پیگرد مبارزان کارگری که در اینگونه موارد مطابق منشور جهانی حقوق سندیکایی مصوبهٔ فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری و نیز مقاولهنامههای سازمان جهانی کار باید در امور ایمنی محیط کار نقش و نظارت داشته باشند، نه تنها به استثمار وحشیانه کارگران ادامه میدهند، بلکه باعث میشوند کارگران در شرایط نا ایمن کار، مصدوم شوند یا جان خود را از دست بدهند. وظیفه همه نیرو های پیشرو برای جلو گیری از ادامه این نوع فاجعهها، مطالبه بررسی جزییات این فاجعه با تأکید بر اجرای تحقیق و بررسیهای مستقل جزییات آتشسوزی اسکله رجایی در بندر عباس و افشای نقش عوامل و سیاستهای ضد کارگری رژیم ولایی است.
ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۹۷، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴




