پویهٌ پیدایش سندیکاهای کارگری در ایران – بخش بیست و نهم
آنچنانکه گفته شد دراین سالها موج اعتصابهای کارگری تمامی عرصهها را فرا میگرفت. از همینرو رژیم کودتایی که خودرا در برابر جنبش روبه گسترش میدید دست به مانور زد. تشکیل کنفرانسهای کار و تجدیدنظر در پارهای از مواد قانون کار و بیمههای اجتماعی، تصویب قانون سهیمکردن کارگران در سود ویژه کارگاهها ازجمله تدابیری بود که دیکتاتوری شاه برای مهار اعتصابهای کارگری بهکار برد. همزمان با این مانورها سندیکالیستهای واقعی تحت فشار قرارداشتند و ترور و اختناق گلوی طبقه کارگر و زحمتکشان ایران را میفشرد. این ترفندها و مانورها البته کاملاً کارساز نبود. در آبان ۱۳۴۱ کارگران ساختمانی تهران که وزارت کار از ثبت سندیکای آنان امتناع میکرد، خواستهای خودرا مطرح کردند. در تیرماه ۱۳۴۱ نیز ۲۵ هزار نفر کارگر کورهپز خانه دست بهاعتصاب زدند. در ۲۵ آبان ۱۳۴۲ کارگران کارخانه ریسندگی و بافندگی زایندهرود اصفهان دست از کار کشیدند. درهمین سال کارگران راهآهن و کارگران نفت بهدفعات اعلام اعتصاب کردند. در ۷ آذر سال ۱۳۴۳ تاکسیرانهای تهران اعتصاب با اهمیتی را سازمان دادند. در اردیبهشت سال ۱۳۴۴ کارگران معدن سرب راونج قم بهعلامت اعتراض بهوضع طاقتفراسی کار و زندگی خود اعتصاب برپا کردند. فهرست اعتراضها و اعتصابهای کارگری دهه ۴۰ طولانی است که اینها فقط خلاصهای از آن را تشکیل میدهد. درهمین دوران روز جهانی کارگر همواره علیرغم جو اختناق ازسوی کارگران و مبارزان سندیکایی بهطور مستقل برگزار میشد. یکی از ترفندهای رژیم شاه برپایی نمایشهای حکومتی در روز جهانی کارگر بود، سندیکاهای کارگری با حفظ موقعیت خود در برابر چنین نمایشهایی ایستادگی میکردند. سندیکالیستهای واقعی هرگز تن به اینگونه نمایشهای حکومتی ندادند. استفادهٌ هوشیارانه از سندیکاهای دولتی که تحت هدایت ساواک قرارداشت، یکی از جنبههای بسیار آموختنی در تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی است که در جای خود بهاین تجربهها خواهیم پرداخت. در آن سالها در مراکز تجمع علنی کارگران و زحمتکشان فعالین سندیکایی با حفظ استقلالعمل خود به مبارزه میپرداختند.
پایان بخش بیست و نهم – ادامه دارد
ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۹۷، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴




