به سوی آینده

تبلیغ و ترویج و اهمیت آن‌ها درشرایط کنونی

آذر گیتی‌نما

 

پیش‌گفتار

حزب‌ها و سازمان‌های سیاسی مترقی و مردمی برای آگاهی‌‌رسانی به مردم و سازمان‌دهی و هدایت مبارزۀ گوناگون آنان با حکومت‌های استبدادی و به‌منظور دموکراتیک‌کردن حیات اجتماعی کشور از دو اسلوب یا شیوهٔ اساسی ترویج و تبلیغ استفاده می‌کنند.

آشناکردن افراد جامعه، به‌ویژه محرومان و زحمت‌کشان، با مفهوم علمی نظام اجتماعی-اقتصادی، پایه‌های آن، و نحوۀ شکل‌گیری آن به‌‌کمک جهان‌بینی علمی از وظایف عمدۀ حزب‌ها و سازمان‌های سیاسی، به‌ویژه نیروهای چپ، در جامعه است. در عرصۀ پیکار اجتماعی و مبارزۀ طبقاتی، انتخاب صحنۀ نبرد و شکل و شیوۀ مبارزه در آن صحنه، اهمیتی اساسی دارد. تجربه نشان داده و می‌دهد که نیروهای سیاسی اگر در این عرصه تحت تأثیر هر عاملی- خواه عینی یا ذهنی- دچار خطا شوند، ناکام خواهند ماند و به اعتبارشان در جامعه لطمۀ سنگینی خواهد خورد. مدافعان راستین حقوق زحمت‌کشان پایه‌های تبلیغ سیاسی را بر درک درستِ شرایط جامعه و درک علمی از تحولات اجتماعی، تحلیل مشخص از وضع مشخص، تدوین سیاست مبارزاتی مناسب، و پافشاری بر خواست‌ها و مطالبات زحمت‌کشان در هر مقطع از پیکار استوار می‌‌کنند.

 

نباید از نظر دور داشت که امپریالیسم و ارتجاع با دستگاه  تبلیغاتی عظیم و با امکاناتی وسیع که در اختیار دارند هر روز به‌شکلی از اشکال و با طرح‌های “بی‌اعتبار‌سازی” یا “بدنام‌سازی” می‌کوشند به سیمای مردمی نیروهای مترقی و آزادی‌خواه چنگ بیندازند و زخم بزنند. ترویج ایدئولوژی‌های فرسودهٔ دینی و فقهی سنتی، سلطنت‌طلبی، نوفاشیسم، آنتی‌کمونیسم، ناسیونالیسم افراطی، و تنگ‌نظری فرقه‌ای از آن جمله‌ است. نیروهای ترقی‌خواه با تلاش برای شناخت همه‌جانبه و ارزیابی واقع‌بینانه از نقاط ضعف و قوت نیروهای اجتماعی حاضر در صحنه و با پرداخت هزینه‌های احتمالی مبارزه، باید با افشاگری، پرده‌ها را کنار زده و ضربه‌هایی درهم‌شکننده‌‌ به پیکر دیکتاتوری حاکم وارد کنند. در کشور ما،‌ صحنۀ اصلی مبارزۀ کنونی همانا پیکار در راه برچیدن بساط رژیم حاکم با توسل به همۀ اشکال مبارزه و فراهم‌آوردن زمینه برای استقرار دولتی ملّی و دموکراتیک است. پیروزی در این نبرد مستلزم آگاهی‌رسانی، سازمان‌دهی و آماده‌کردن زمینه برای به‌کارگیری شیوه‌های مناسب و شایسته در مسیر مبارزه است.

 

۱. نکاتی پیرامون تبلیغ، ترویج، وارتباط آن‌ها با کارهای روزانه

“تبلیغ” به معنای رساندن پیام به مخاطب از هر راه ممکن است. ابزار این پیام‌رسانی، در گذشته‌ها، بیش‌تر نوشتاری و گفتاری بود. بعدها رادیو و پس از آن تلویزیون به ابزار پخش تبلیغات اضافه شد. با شروع استفاده از موج کوتاه در ارتباط رادیویی، نبرد تبلیغاتى‌ای گسترده‌ در فرامرزهاى هر کشور آغاز شد که در تمام دورهٔ جنگ جهانی دوم به‌طوری گسترده‌ رواج و ادامه یافت.

 

زنده‌یاد رفیق امیرحسین آریان‌پور، جامعه‌شناس برجستۀ میهن ما، در این باره می‌نویسد: “آمریکا تا هفتم دسامبر ۱۹۴۱میلادی خود را از ماجرا به دور نگاه داشت، اما پس از این تاریخ، ناگاه به ارزش تبلیغ پی برد و در فاصلهٔ دو سال، آن‌چنان سازمان عریض و طویلى براى تبلیغ به وجود آورد که تاریخ جهان از آغاز تا به امروز هرگز نظیر آن را به خاطر ندارد.”۱

پس از پایان جنگ جهانى دوم، تبلیغات جایگاهی فراگیر و گسترده یافت و روزبه‌روز تکامل پیدا کرد. امروزه اینترنت و فضای مجازی نقشی بسیار مهم در اطلاع‌رسانی دارند. در نظام سرمایه‌داری از تبلیغ برای ایجاد و افزایش تقاضا و فروش کالای بیش‌تر و کسب سود افزون‌تر و غلبه بر رقیب استفاده‌ای گسترده‌ می‌شود. این نوع تبلیغ اغلب اغراق‌آمیز، گم‌راه‌کننده، و با بزرگ‌نمایی هم‌راه است. تبلیغات سرمایه‌داری نه‌تنها از نظر شکل و محتوا، بلکه از نظر نوع و زمان ارائه نیز اغلب آزاردهنده و توهین‌آمیزند. برای مثال، در میان تماشای یک فیلم یا بحثی جدی یا پخش یک مسابقۀ هیجان‌انگیز از تلویزیون باید چند دقیقه‌ توجیه‌های نخ‌نماشدۀ‌ فروشندۀ کالاها و خدمات را تحمل کرد. مسافران خستۀ‌ مترو و اتوبوس و عابران کلافۀ خیابان به هرجا چشم می‌گردانند- بی‌آن‌که بخواهند- با یورش تبلیغات کالا و خدمات مواجه می‌شوند. اما شیوۀ فعالیت مبارزان راه آزادی و عدالت برای ساختن جامعه‌ای مطلوب، استفاده از تبلیغاتی اصولی برای آگاهی‌رسانی است. این تبلیغات بر پایۀ افشای واقعیتِ روابط ظالمانۀ مبتنی بر استثمار و لزوم تغییر آن به نفع جامعه‌ای رها از ستم و مبتنی برعدالت استوار است.

 

واقعیت این است که با وجود رشد شکل‌های گوناگون ابزارهای اطلاع‌رسانی، هنوز تشکیلات منسجم و ارتباطات توده‌ایِ گسترده از قوی‌ترین شیوه‌های اطلاع‌رسانی است. حتی با وجود اینترنت و انواع شبکه‌ها و گروه‌های اجتماعی در فضای مجازی، هنوز تشکیلات در تبلیغ و ترویج و تهییج جایگاهی ویژه‌ در مبارزات مردمی دارد. شاید یکی از دلیل‌هایی که سرمایه‌داری سعی می‌کند فضای مجازی را جانشین فضای حقیقی و فرد را جانشین حزب و تشکیلات کند، همین نکته باشد.

 

استفاده از فناوری در پیشبرد برنامه‌های تبلیغی و ترویجی بی‌شک لازم است. وقتی تلفن اختراع شد، تصور بر این بود که این وسیله در خدمت سرمایه‌داری است. نیروهای مبارز در به‌کارگیری تلفن نهایت پرهیز را می‌کردند. اما گذر زمان نشان داد که می‌توان از این دستاورد بشری نیز برای پیش‌برد مبارزه- البته با رعایت احتیاط‌های لازم- استفاده کرد. شاید لازم باشد که عمیق‌تر و همه‌جانبه‌تر به موضوع تبلیغات و اطلاع‌رسانی در دنیای امروز بنگریم:

ما در دوران پس از اختراع تلفن هوشمند و در کنار آن هوش مصنوعی زندگی می‌کنیم. آمارهای جالبی از کاربرد گوشی، کامپیوتر، تبلت، و تلویزیون در دست است. برای نمونه بر پایۀ برخی گزارش‌ها میانگین استفاده از اینترنت در میان کاربران ایرانی حدود ۴ ساعت در روز است.۲ گوش‌کردن، تماشاکردن، و خواندن هم این روزها با همین وسایل انجام می‌شود، یعنی وسیلۀ دیجیتال هم روزنامه و کتاب است و هم رادیو و تلویزیون، دوربین عکاسی و فیلم‌برداری، و البته تلفن.

اینجاست که شکل تبلیغات و اطلاع‌رسانی حزبی در دنیای امروز- البته تبلیغات بیرونی حزب و نه در درون تشکیلات- تعریفی نوین پیدا می‌کند. اینکه حزب سیاسی چگونه جای خود را در این دنیای دیجیتال باز کند و از آن سود ببرد نیاز به برنامه‌ریزی جدی و نگاه علمی و امروزی دارد. منظور در این‌جا استفاده از رسانه‌هایی مانند شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای گران‌قیمت نیست. بهره‌گیری از این امکانات در حد بودجه و توان احزاب ملّی و دمکراتیک – آن هم در دوران تبعید- نیست. شبکه‌های سراسری و ماهواره‌ای اغلب در اختیار سرمایه‌داران و احزاب و گروه‌های وابسته به آنان است. امیدواریم روزی رادیو و تلویزیون ملّی ایران در دست نیروهای مترقی و ملّی و در خدمت رساندن محتوای علمی و انسانی به گوش و چشم افراد جامعه باشد.

سرمایه‌داری برای منافع و سود بیشتر خود راه‌های استفاده از دنیای مجازی را روزبه‌روز آسان‌تر و کاربردی‌تر می‌کند. برای مثال، با یک گوشی هوشمند و یک دکور ساده (مثلاً کتاب‌خانه) می‌توان برنامۀ خبری ضبط کرد و در دنیای مجازی (مثلاً یوتیوب) پخش کرد و از این راه درآمد هم کسب کرد. می‌ماند محتوا. و اینجاست که به‌صدق سخن حافظ:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان/ تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد

نگارنده بر این باور است که دانش فراوان و تجربۀ بیش از هشت دهۀ حزب تودۀ ایران بن‌مایۀ این محتواست. به پشتوانهٔ این تاریخ غنی، حزب ما می‌تواند عالی‌ترین محتوا را تولید کند. با داشتن تیم ورزیده، مکان مناسب، و نظم و تشکیلات می‌توان این محتوا را تولید و منتشر کرد.

یکی از محورهای تبلیغات گوبلزی سرمایه‌دارانه- که الگوی امروزین بسیاری از سلبریتی‌ها هم هست- این است که باید مدام در چشم و گوش بینندگان و خوانندگان بود. مهم نیست خبر چه باشد؛ مهم این است که نام و تصویرِ مُبلّغ، مرتب دیده شود. تکرار تبلیغ سبب می‌شود تا چهره و پیام مبلغ در ذهن مخاطب نقش ببندد.

روشن است که از ورای همه اَشکال کهن و نو تبلیغ، در نهایت محتوا و درون‌مایۀ پیام است که اثر می‌گذارد. تبلیغ علمی و راستین آن است که از پندار و گفتار راستین بر‌خیزد و در بستر جامعه جاری شود و به دریای شعور اجتماعی کل جامعه بپیوندد. حزب سیاسی باید اثر تبلیغات را به نیروی مادی تبدیل کند و با همان شیوۀ اصولی و بایستۀ تشکیلاتی‌اش در دل و جان توده‌ها بنشاند. آن‌وقت است که ثمر می‌دهد و در جاهایی و از زبان کسانی شنیده می‌شود که انسان را شگفت‌زده می‌کند و در نهایت به عمل اجتماعی منجر می‌شود.

۲. تبلیغ و ترویج و پیوند گسست‌ناپذیر آن‌ها با یکدیگر

دو اسلوب تبلیغ و ترویج محدود به شکل‌های سیاسی و دموکراتیک نیست، بلکه هر یک در عرصه‌های گوناگون مبارزۀ اجتماعی جایگاه و کارایی ویژۀ خود را دارد. هدفِ ترویج همانا توضیح‌دادن و شناساندن خط‌مشی حزب یا سازمان سیاسی است که با تحلیل و توضیحِ بنیان نظام موجود و پاسخ‌گویی ایدئولوژیک و نشان‌‌دادن راه برون‌رفت از آن مشخص می‌شود. دامنۀ عمل و حوزهٔ تأثیر آن نیز بیش از همه به آگاه‌ترین و سیاسی‌شده‌ترین بخش‌های طبقات زحمتکش و روشن‌فکران اختصاص دارد. با طرح هشیارانهٔ متن‌ها و عبارت‌های تبلیغی می‌توان دایرهٔ نفوذ آن‌ها را به همۀ جامعه گسترش داد.

ترویج با آموزش نیز هم‌راه است. ارتقای دانش نظری و کسب تجربه در عمل از جنبه‌های اساسی ترویج‌اند که حاصل آن تربیت کادرهای ورزیده و پختگی آنان در کوران مبارزه است؛ درحالی‌ که فعالیت تبلیغی وظیفۀ نَقل و بیان فشردۀ خط‌مشی برنامه‌ای حزب و بردن آن به میان  توده‌ها را به‌عهده دارد. مبلغان با استفاده از روش‌های گوناگون، از جمله گفتاری، نوشتاری، برپایی تظاهرات، شعارنویسی، و جز این‌ها، زحمتکشان را تهییج و در صحنه‌های گوناگون مبارزه به مسیر صحیح هدایت می‌کنند.

لنین با آوردن مثالی در کتاب “چه باید کرد؟” تفاوت این دو اسلوب را ‌چنین توضیح می‌دهد: “مروّج اگر مثلاً مسئلهٔ بیکاری را توضیح می‌دهد، باید طبیعت سرمایه‌داری بحران‌ها را روشن کند و علت اجتناب‌ناپذیربودن آن‌ها را در جامعۀ کنونی نشان دهد و به تشریح لزوم تبدیل جامعه به جامعۀ سوسیالیستی بپردازد.” ۳

ترویج به‌منزلهٔ “توپخانه” است که مسیر پیش ‌روی مبلغان سیاسی و حزبی را هموار می‌سازد و زحمتکشان را برای تسخیر سنگر دشمنان طبقاتی آماده می‌کند. به همان میزان که فعالیت ترویجى وسعت پیدا کند، تنگناها و موانع عمل در عرصۀ تبلیغات از بین می‌رود.

این دو اسلوب، در عین پیوستگی، تفاوت‌هایی جدی دارند و در عین مشابهت، دو عملکرد مجزا دارند. وظیفۀ ترویج توضیح مفهوم صحیح نظام اجتماعی– اقتصادی، پایه‌های نظام، وضع طبقات گوناگون و طرح “ایده‌های متعدد” است. بنابراین، مروّج با تکیه و تسلط بر بنیادهای تئوری، از طریق تحلیل و توضیح، اندیشه‌ای را  به افراد می‌آموزد. “مبلغ باید اخبار و وقایع را دنبال کند، سریع‌الانتقال باشد، با زبان و روحیات و مسائل مردم آشنا باشد، و برای یافتن اسلوب‌های تأثیر در مردم شمّ لازم را داشته باشد (برخی خصوصیات مبلّغ بالفطره و برخی دیگر آموختنی‌اند) […] حزب به‌وسیلۀ تبلیغ مفاهیم، مقولات، اندیشه‌ها، احکام و شعارهای محدود و بنیادی، خود را در مقیاس وسیعی اشاعه می‌دهد. به‌طور خلاصه، تبلیغات وسیلۀ تأثیر سیاسی در توده‌ها از طریق روش‌ها و وسائل گوناگون است. فعالیت تبلیغی جنبۀ روز و فعلی دارد و روی مسائل حاد مبارزه تکیه می‌کند.” ۴

جامعهٔ ما از اتنیک‌های (اقلیت‌های قومی و ملی) گوناگونی تشکیل شده است که هر یک زبان و سنّت‌های خود را دارند. اتنیک‌های غیرفارس -حتا افراد تحصیل‌کرده- عموماً به زبان مادری صحبت می‌کنند، اما بر اثر ستم ملّی و نادیده‌گرفتن نیازهای فرهنگی و آموزشی آن‌ها، با خواندن و نوشتن به زبان مادری مشکل دارند. گرچه اگر با جمله‌های کوتاه از زبان مادری روبه‌رو شوند با علاقۀ فراوان تلاش می‌کنند آن را بخوانند. آن‌ها به شنیدن مطالب صوتی به زبان مادری تمایل زیادی نشان می‌دهند. یکی از وجوه تبلیغی در سازمان‌های سیاسی می‌تواند تهیۀ بخشی از مطبوعات به زبان‌های اتنیکی باشد که حزب ما در این زمینه دارای تجاربی عمیق است. اصولاً برای برنامه‌ریزی دقیق فعالیت تبلیغی باید جامعه و درجۀ آگاهی سیاسی و تاریخی و سنت مبارزاتی آن را شناخت.

 

گئورگی دیمتروف میخایلوف، کمونیست برجستهٔ بلغاری، در سخن‌رانی خود در کنگرۀ هفتم کمینترن در این خصوص سخنانی آموختنی بیان کرده است. او می‌گوید: “هر کدام از ما باید این قاعده و اصل ابتدایی را به‌مثابه قانون فرا گیریم: وقتی می‌نویسی یا صحبت می‌کنی، همیشه باید در فکر کارگر ساده و معمولی باشی که باید تو را درک کند، حرف تو را بفهمد، به شعار و دعوت تو عقیده و اعتماد پیدا کند[…] باید فکر کنی برای چه کسی می‌نویسی یا صحبت می‌کنی.” ۵

گسترش تبلیغات، مبارزان را برای رسیدن به پیروزی سازمان می‌دهد و جنبه‌های گوناگون خط‌مشی و برنامهٔ حزب یا سازمان سیاسی را با پی‌گیری در عمل صیقل می‌بخشد.

 

۳.  تبلیغات مستقیم و تبلیغات غیرمستقیم

مبارزۀ ایدئولوژیک در صحنۀ جهانی به‌نحوی بی‌سابقه‌ تشدید شده است. حزب‌های سیاسی در پیکار تبلیغاتی علیه ارتجاع محلی، امپریالیسم، و همچنین ره‌گم‌کردگان مسیر مبارزه- به‌ویژه در نبرد ایدئولوژیک- هدف روشن‌ و راه درست برای رسیدن به آن هدف را استوار و پی‌گیر دنبال می‌کنند. تضادهای درونی سرمایه‌داری، که مارکس و انگلس بیش از صدوپنجاه سال پیش تشریح کردند، در شرایطِ کنونی بسیار شدت یافته ‌است. در شرایط اختناق‌آمیزی که رژیم جمهوری اسلامی بر ایران حاکم کرده است، وظیفۀ مقدم همۀ مبارزان توده‌ای به‌کارگیری اسلوب تبلیغ صحیح و کارا با هدف پخش نظرات حزب است. شیوۀ تبلیغ در چنین شرایطی- چه صنفی و چه سیاسی- می‌تواند مستقیم یا غیرمستقیم، شورانگیز و اثربخش باشد تا مخاطب را برای عمل اجتماعی و سیاسی بسیج کند و به او در حل دشواری‌ها، تحمل مشکلات، و گشودن  گره مسائل پیچیده کمک کند. جهان پُرشتاب امروز، و به‌تبع آن میهن ما، ویژگی‌های تاریخیِ کم‌نظیر و حتی بی‌سابقه‌ای را از سر می‌گذراند.کار تبلیغاتی ما باید این ویژگی‌ها را بشناسد و با شرایط کنونی هم‌خوانی داشته باشد.

 

۴. تبلیغ صنفی

تبلیغ صنفی بیشتر بر مطالبات فوری اقتصادی طبقۀ کارگر و دیگر قشرهای زحمتکش در برابر استثمارگران تأکید دارد و مبارزۀ صنفی آنان را، که انگلس “مقاومت در برابر سرمایه‌داران” نامیده است، هدایت می‌کند. لنین می‌گوید: “مبارزۀ اقتصادی مبارزۀ ‌جمعی کارگران با کارفرمایان برای فروش نیروی کار با شرایط بهتر و بهبود شرایط کار و زندگی خودشان است. این مبارزه الزاماً مبارزه‌ای متناسب با حرفه‌ است، زیرا که شرایط کار در حرفه‌های گوناگون به‌غایت متفاوت است. بر همین اساس، مبارزه برای بهبود این شرایط باید کاملاً بر حسب حرفه‌های گوناگون باشد.” ۶

 

در سال‌های اخیر مبارزات صنفی‌ای گسترده و پردامنه‌ در ایران در جریان بوده که روزبه‌روز نیز گسترش یافته است. مبلغان این عرصه باید بتوانند در عرصهٔ تبلیغات صنفی برای هر طبقه و قشر اجتماعی- با توجه به چندگانگی بافت و پراکندگی جغرافیایی آنان- شعارهایی مناسب تعیین و تدوین کنند که بی‌تردید با موفقیت و پیروزی‌های چشم‌گیر روبه‌رو خواهد شد.

بنیاد کار تبلیغی در این عرصه بر سه اصل اساسی استوار است:

الف- اصولی بودن؛ یعنی مراعات پیکارجویی و احساس مسئولیت و تعهد اجتماعی و طبقاتی و سازش‌ناپذیری اصولی با  مواضع ضدکارگری.

ب- علمی ‌بودن؛ یعنی بهره‌گیری از دستاوردهای علمی و تجربه‌های مستند و مقنع، و پیونددادن مصالح فعالیت عملی با برنامۀ نظری حزب.

پ- واقع‌گرایی؛ یعنی حفظ ارتباط عمیق و ناگسستنی با زندگی و عمل روزانه و پرهیز از برخورد ذهنی با مسائل عینی، درنغلتیدن به خرده‌‌کاری، و کم‌بهاندادن به دید کلی و نظری مسائل، که می‌تواند گم‌راه‌کننده باشد.

بی‌تردید مبلغان به این موضوع پی‌برده‌اند که برای کارکردن در میان تودهٔ مردم باید نیازها و کاستی‌های محل زندگی، محل کار، حرفه یا هر جای دیگر را دقیقاً بررسی کرد. آنگاه، بر اساس ارزیابی و نتیجه‌گیری‌های مشخص، باید شعار ویژهٔ تبلیغاتی مناسب را تعیین و مخاطبان را بسیج کرد. در تبلیغات حزبی، در عین مراعات مصالح حزبی در هر شرایط دشوار و نامساعد و هرجا که لازم باشد، باید جسورانه از حقیقت دفاع کرد و به دنبال کسب وجههٔ ارزان و بی‌مایه نبود. رفیق طبری در بارۀ تبلیغ و تبلیغ‌گر می‌نویسد: “تبلیغ‌کردن به تجربه، به قریحۀ خاص، به شمّ تیز سیاسی، به تمرین، به داشتن ایمان به چیزی که تبلیغ می‌کنیم، به احتراز از شک و تردید نیازمند است. لذا تبلیغ‌گر، بدون کم‌ترین تردید، فردی است صاحب فن و هنر خاص.” ۷

 

رفیق طبری در ادامۀ همین مقاله می‌نویسد: “مبارز باید بداند که او برای پیروزی امر حق و عدالت در تاریخ می‌رزمد و نه برای پیروزی شخصی خودش. […] ما باید اشکال مختلف تبلیغات دیگران را نیز مطالعه کنیم و، اگر لازم باشد، از آن‌ها نیز استفاده نماییم. ولی تبلیغات ما از دروغ، سفسطه، لاف ‌و گزاف، انتقام‌جوییِ ذهن‌گرایانه، نوسانات تهی از اصولیت بَری است. تبلیغات ما منطقی و خونسرد، ولی درعین‌حال پرشور، مؤدّب، فروتنانه، مستند و آینده‌نگر است.” ۸

۵. تبلیغ سیاسی

تبلیغ صنفی برای هر طبقه و قشر یا گروه اجتماعی مضمون و شعارهایی خاص و متفاوت دارد. اما در تبلیغات سیاسی، خطوط اساسی و عمومی تبلیغ مضمونی واحد دارد، برای همهٔ مخاطبان یک‌سان است، و شعارهای همگانی و فراگیر را شامل می‌شود. برعکسِ تبلیغات در عرصۀ صنفی، که برای خواست‌های ویژه و فوری و عاجل صنفی مطرح می‌شود، هدف تبلیغ در عرصۀ مبارزۀ سیاسی نه اصلاح و بهبود شرایط روزمرۀ کار، بلکه ایجاد تغییرهای اساسی و فراگیر مانند برچیدن بساط استبداد و استثمار است. تبلیغات حزبی باید آن سلسله مسائل گرهی را بیابد که در هر مرحله از مبارزه لازم است به آن‌ها پاسخ داده شود. آن‌گاه به اتکای واقعیت‌های موجود و اسناد معتبر و افشاگرانه و با ارائۀ دلایل روشن باید در رد احکام مخالفان، و طرح و اثبات احکام مطلوب زحمتکشان، به مسائل طرح‌شده واکنش نشان دهد. تبلیغ سیاسی کاملاً جهت طبقاتی دارد و به‌صورت تبلیغ اثباتی نظریات ما و رد انتسابات علیه ما (ضد تبلیغ) ارائه می‌شود. در اینجاست که افشای دروغ‌ها و اتهام‌های بی‌پایۀ امپریالیسم و ارتجاع در عرصه‌های گوناگون، به‌مثابه شیوۀ مهمی از تبلیغ ما برای آگاه‌کردن توده‌ها و مقابله با جنگ روانی ارتجاع و امپریالیسم، اهمیتی ویژه‌ پیدا می‌کند. باید متوجه بود که تکیه بر علم و منطق و یافتن خلاقانۀ لحنی ویژه، مؤثر و قانع‌کننده، متناسب با محیط اجتماعی و موضوع و روحیات مخاطبِ ‌تبلیغ، امری ضروری است که در سازمان‌دهی جمعی و فعالیت بسیج‌کننده نقشی مهم دارد. در چنین شرایطی است که تظاهرات و خواست‌های محدود صنفی را باید با مضمونی قوی‌تر پیش برد و مبارزات پراکنده را به سوی مبارزهٔ مشترک سیاسی همگانی- مثلاً برای برچیدن رژیم ولایت‌ فقیه- هدایت کرد. باید رودهای نفرت و خشم طبقات و قشرهای اجتماعی را به یکدیگر پیوند داد تا به سیلابی خروشان و بنیان‌کن علیه ارتجاع و امپریالیسم تبدیل شوند.

 

این دو نوع تبلیغ (صنفی و سیاسی) به‌گفتۀ لنین “دو روی یک سکه‌اند و با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند. هم تبلیغات اقتصادی و هم تبلیغات سیاسی به ‌یک‌سان برای رشد خودآگاهی طبقاتی پرولتاریا و برای مبارزۀ طبقاتی کارگران […] ضروری است، زیرا هر مبارزۀ طبقاتی خود مبارزه‌ای سیاسی است.” ۹

مبلغان سیاسی بر این باورند که شیوۀ گفتار و رفتار شخصیت‌های سیاسی می‌تواند جهت‌دهنده و هدایت‌کنندۀ افکار عمومی به سمتی خاص و معیّن باشد. آنان همچنین روش‌هایی گوناگون نظیر استفاده از رادیو، تلویزیون، مطبوعات، اعلامیه، تراکت، نامه‌نگاری، مناظره، سخنرانی و فیلم‌های سینمایی را برای نفوذ بر افکار عمومی مؤثر می‌دانند.

هرگاه تبلیغ بر زمینه‌ای واقعی متکی باشد، بیش از خروارها کاغذ ارزش دارد. به‌طور نمونه، “سقراط [حکیم و فیلسوف یونانى] که نوشته‌اى از او بر جاى نمانده است، همۀ وقت خود را مصروف آن مى‌داشت که در بازار و باغ‌هاى عمومى و چهارراه‌ها و میدان‌هاى ورزشى [براى مردم سخنرانى کند]. او کلامى نافذ و مؤثر داشت و شنونده را تحت تأثیر می‌گرفت. افلاطون در وصف او مى‌‌نویسد: “هنگامى که من سخنان او را مى‌شنوم قلبم به‌شدت به تپش مى‌افتد و اشک از دیدگانم جارى مى‌شود و مى‌بینم که گروه کثیرى از مردمان دیگر همان تأثیرات را در خود حس مى‌کنند.” ۱۰

به‌همین‌ترتیب، روشنگری برای اهالی یک محله یا مرکز تولیدی برای نشان‌دادن نتیجۀ اتحاد در برابر ظلم، ستم، افترا و دروغ باید بر نمونه‌ای مشخص متکی باشد و از ادعای صرف و کلام مجرد و کلیات پرهیز کند؛ چرا که هدف اهمیت اساسی دارد، نه شکل ظاهر!

برای ریشه‌کن‌کردن رژیم ولایی حاکم، به‌مثابه سد اساسی در برابر رشد جامعه، باید افشاگری همه‌جانبه علیه این رژیم را در همۀ عرصه‌های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری، و جز این‌ها به‌پیش برد. تبلیغات سیاسی قوی و افشاگری‌های زنده و مشخص دادگاه‌هایی را می‌مانند که حکومت ضدمردمی را در حال ارتکاب جُرم پیش چشم جامعه رسوا می‌کنند. تأثیر چنین تبلیغاتی به‌خودی‌خود از هرگونه “فراخوان” مؤثرتر است. در عرصۀ افشاگری‌های سیاسی، آن موادی از قانون اساسی رژیم “ولایت فقیه” را که ارتجاعی، متناقض و ناهمگون است، و رژیم قرون‌وسطایی حاکم “حقانیت و مشروعیت” خود را بر پایۀ اصول آن می‌داند، می‌توان و باید به یکی از سندها برای افشای رژیم تبدیل کرد.

 

جمهوری اسلامی ایران همواره از اجرای معدود اصل‌هایی از قانون اساسی که در آن‌ها حقوق و آزادی‌های توده‌های زحمتکش تبلور یافته سر باز زده است. یکایک اصول قانون اساسی را که می‌توان از آنها به مثابهٔ ابزاری برای “افشاگری‌های زنده و مشخص” علیه حکومت یا برای تدوین شعارهایی درست و مقطعی با هدف بسیج توده‌ها استفاده کرد باید به‌خاطر سپرد و در ذهن آماده داشت. در پیکار بر ضد رژیم استبدادی حاکم باید بر عواملی تأکید کرد که سبب تداوم تخریب محیط‌زیست، گرانی و تورم، غارت و چپاول، فقر و ظلم، خشونت، پایمال‌کردن حقوق انسان‌ها، مانع‌تراشی برای آزادی زندانیان سیاسی، و ده‌ها مسئلهٔ حیاتی دیگر می‌شوند.

رژیم دین‌سالار حاکم بر ایران در سرکوب آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک مردم و در تعقیب، شکنجه، قتل، و اعدام مبارزان حدومرزی نمی‌شناسد. موارد تعدّی و تجاوز به آزادی‌ها و حقوق دموکراتیک مردم در زندانی به وسعت کشور، و همچنین جنایت‌هایی که در سیاه‌چال‌های قرون‌وسطایی رژیم روی می‌دهد، در تاریخ میهن ما کم‌نظیر است. بی‌گمان جمهوری اسلامی ایران در این عرصه نمونه‌ای بارز است و دست فاشیستی‌ترین حکومت‌های جهان را از پشت بسته است. مبلغان سیاسی باید با افشای استبداد مطلق حاکم به‌ بسیج افکار مردم بپردازند. این رژیم هر نوع دگراندیشی را- حتی اگر در چارچوب اسلام باشد و مویی از نظام فکری “ولایت فقیه” فاصله داشته باشد- سرکوب می‌کند. افشای جنایت‌هایی که در سیاه‌چال‌های جمهوری اسلامی ایران رخ می‌دهد و نیز مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، می‌توانند از محورهای اساسی تبلیغ بر ضد رژیم باشند.

نباید فراموش کرد که در شرایط اختناق حاکم بر میهن، نمی‌توان رهنمودی یک‌سان و همه‌شمول برای شکل تبلیغ فردی ارائه داد. بر اساس شرایط و اوضاع محل تبلیغ و توانایی‌های ویژۀ هر مُبلغ، شکل تبلیغ فردی نیز تغییر می‌کند. خط‌مشی برنامه‌ایِ حزب بر پایۀ مضمون و خطوط کلی تبلیغ با شکل‌هایی متفاوت به میان توده‌های زحمتکش بُرده می‌شود. نمونه‌های یادآوری‌شده میدان پهناوری برای افزایش فعالیت مبلغان صنفی و سیاسی فراهم می‌کند تا اندیشه‌های مترقی و آزادی‌خواهانه و شعارهای اساسی حزب را با حرکت خودپوی کارگران، معلمان، پرستاران، دهقانان، زنان، جوانان و دیگر فعالان حوزه‌های مبارزاتی پیوند زند. باید متوجه بود که در شرایط کنونی که نارضایتی در جامعه روزبه‌روز بیش‌تر وجدّی‌تر می‌شود، هدف سردمداران حکومت خنثی‌کردن تبلیغات نیروهای مترقی و جلوگیری از منزوی‌شدن رژیم است، که مقابله با آن اهمیتی زیاد دارد.

پس از انحلال اتحاد شوروی و فروریزی دولت‌های سوسیالیستی در کشور شوروی سابق و اروپای شرقی، تعرض ایدئولوژی بورژوازی و وحشت‌پراکنی علیه نیروهای مترقی به‌منظور عقیم‌ساختن سیاست صلح و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و پیوند ناگسستنی این سیاست با مبارزات حق‌طلبانه و عدالت‌جویانۀ مردم محروم شدت یافت. سازمان‌دادن مبارزۀ توده‌ها، بالابردن سطح آگاهی زحمتکشان در مقابله با ارتجاع و امپریالیسم، و افشای نیرنگ‌های رنگارنگ دشمن طبقاتی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک وظیفۀ همیشگی تبلیغات نیروهای مترقی و آزادی‌خواه میهن در اوضاع کنونی است. گسترش همه‌جانبۀ تبلیغات حزب در صحنۀ بین‌المللی و افشای هرچه‌بیش‌تر رژیم جمهوری اسلامی سببِ جلب همبستگی هرچه‌فعال‌تر نیروهای مترقی در سراسر جهان به پشتیبانی از مبارزۀ مردم، حزب و دیگر نیروهای مترقی و یاری‌رساندن به آزادی زندانیان سیاسی شده است. در روند اعتلای فعالیت‌های تبلیغی و ترویجی و سازمان‌دهی مبارزات زحمتکشان، این گفتۀ و. ا. لنین باید همواره آویزهٔ  گوش فعالان سیاسی و مبارزان باشد: “فراخواندن [توده‌ها به فعالیت] را نه به‌طورکلی، بلکه به‌مفهوم مشخص کلمه، فقط در محل فعالیت می‌توان انجام داد. فقط کسی می‌تواند دیگران را به فعالیت فراخواند که خود درحال حرکت باشد و نمونهٔ این فعالیت را ارائه دهد.” ۱۱

تبلیغ درست و مداوم و بجا اثرگذاری عظیمش را طی زمان نشان خواهد داد. برای دستیابی به این هدف، تبلیغات ما باید دقیق، منطقی، واقع‌بینانه، دربردارندهٔ مضمون فکری روشن، و درعین ‌حال راهنمای مبارزان باشد. تجربۀ زندگی سیاسی به ما می‌آموزد که تبلیغ دیدگاه‌های درست حزب سرانجام و طی زمان در ذهن توده‌ها جای می‌گیرد و به نیروی عظیم مادی‌، یعنی به عنصری رزمنده، بدل می‌شود و کار دشوار سازمان‌گران حزب را برای متشکل‌کردن مبارزان پیش‌رو آسان می‌سازد.

 

بر ماست که در این کشتی بادبانی

 بر سُکّان، استوار بایستیم

 تا با گام خود فرسنگی چند از راه آرزو را در نوردیم.

 با کاکا‌یی‌ها به آسمان برخیزیم

 تا افق شنگرفی را سیر کنیم. ۱۲

 

بن‌مایه‌ها:

۱.‌ اگ‌برن و نیم‌کف، “زمینهٔ جامعه‌شناسی”، اقتباس: ا.ح. آریان‌پور، ص۱۴۶، دانشگاه تهران، ۱۳۴۰.

۲. گزارش یکتانت: ایرانی‌ها روزانه ۴ ساعت از اینترنت استفاده می‌کنند:

https://peivast.com/p/218865

۳.‌ لنین، چه باید کرد؟، ترجمۀ محمد پورهرمزان، ص۵۰، انتشارات حزب تودۀ ایران، ۱۳۴۵.

۴.‌ دو مقاله در بارۀ تبلیغات، احسان طبری – مهرداد پویا، ص ۱۳، انتشارات حزب تودۀ ایران، چاپ اول: آبان‌ماه ۱۳۶۱، تهران.

۵.  همان‌جا، ص۱۴.

‌۶.  لنین، آثار منتخب، مجلد اول‌‌، ص۳۲۱، چاپ مسکو به زبان فارسی، سال ۱۹۵۰.

۷. دو مقاله در بارۀ تبلیغات، احسان طبری – مهرداد پویا، ص ۴، انتشارات حزب تودۀ ایران، چاپ اول: آبان‌ماه ۱۳۶۱، تهران.

۸. همان‌جا، ص ۶.

۹. لنین، آثار منتخب، مجلد ۵، ص ۴۲۳، چاپ مسکو به زبان فارسی، سال ۱۹۵۰.

۱۰. مرتضى راوندی، “تاریخ تحولات اجتماعی”، ص ۱۱۸، انتشارات شرکت سهامى کتاب‌هاى جیبى، چاپ دوم (۲مجلد در یک مجلد)، تهران.

۱۱. لنین، چه باید کرد؟، ترجمۀ محمد پورهرمزان، ص۵۳، انتشارات حزب تودۀ ایران، ۱۳۴۵.

۱۲. از شعر “از میان ریگ‌ها و الماس‌ها”، سرودۀ رفیق احسان طبری.

۱۳. آمارهای استفاده و رشد شبکه های اجتماعی در ایران [۱۴۰۳]

https://shorturl.at/5XKln

 

به نقل از «به سوی آینده» دورۀ دوم، سال سوم، شمارۀ ۱۱، خرداد ۱۴۰۴

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا