مسایل بین‌المللی

آشنایی با اتحادیه‌های کارگری ویتنام: سندیکاهای کارگری ویتنام، پیشینه، ماهیت، و عملکرد آن

در نوامبر سال ۲۰۲۴/ ۱۴۰۳ قانون جدید اتحادیه‌های کارگری ویتنام به‌تصویب رسید که از اول ژوئیه ۲۰۲۵/ ۱۰ تیرماه ۱۴۰۳ لازم‌الاجرا شد. قانون جدید تغییرهایی قابل‌توجه را برای حمایت از حقوق کارگران خارجی در ویتنام ایجاد می‌کند، به‌ویژه این‌که به آنان اجازه داده می‌شود تا به اتحادیه‌های کارگری بپیوندند. قانون اتحادیه‌های کارگری ویتنام در سال ۲۰۲۴/ ۱۴۰۳ اصلاحات اساسی را معرفی کرد که به‌طوری قابل‌توجه حمایت از حقوق کارگران را افزایش می‌دهد. همچنین بنا بر این مصوبه، کارگران خارجی نیز که قراردادهای آنان از ۱۲ ماه بیشتر باشد می‌توانند با حقوقی برابر با کارگران داخلی در جلسه‌ها و بحث‌ها و تصمیم‌گیری‌های اتحادیه‌ها شرکت کنند. اتحادیه‌های کارگری ویتنام نقشی مهم در جنبش کارگری و تحولات اجتماعی-سیاسی این کشور داشته‌اند و همواره با بررسی شرایط اقتصادی و اجتماعی، به دنبال بهتر کردن شرایط اقتصادی و اجتماعی و ارتقای سیاسی، در راه رفاه زحمتکشان هستند. توسعه اتحادیه‌های کارگری ویتنام با تاریخ مدرن این کشور عجین شده است  و منعکس کننده طی مسیر تاریخی کشور از جمله استعمار، جنگ، و فرارویی به اقتصاد بازار سوسیالیستی است.

نگاهی مختصر به تاریخ تحولات ویتنام در بیش از یک قرن گذشته، نشان می‌دهد که اتحادیه‌های کارگری این کشور علاوه بر مبارزات صنفی و حمایت از حقوق زحمتکشان، از همان آغاز چگونه پیگیرِ مبارزهٔ طبقاتی علیه سرمایه‌داری حاکم بودند، مبارزه‌ای که با بهره گرفتن از آموزش‌های مارکسیستی-لنینیستی، سندیکایی سیاسی را با هدف گرفتن قدرت سیاسی به‌دست کارگران و پایه‌گذاری دولتی سوسیالیستی، ایجاد کردند.

در اواخر قرن نوزدهم، استعمارگران فرانسوی در ویتنام سیاست استثمار استعماری را بر ویتنام تحمیل کردند که در بطن خود به شکل‌گیری و توسعه طبقه کارگر ویتنام منجر شد. تحت شرایط استثمار شدید تحمیل شده از سوی استعمارگران فرانسوی، طبقه کارگر برای دستیابی به حقوق خود نیاز به اتحاد عمل مشترک را یک ضرورت دید و با تشکیل سازمان‌هایی مانند اتحادیه‌های کارگری به دفاع از حقوق خود پرداخت. تأسیس اتحادیه‌های قرمز تأثیری به‌سزا بر جنبش کارگری داشت و مبارزات خودجوش کارگران را به‌سوی مبارزات آگاهانه هدایت کرد. کنفدراسیون عمومی کار ویتنام نیز قدرتمندتر شد و نقشی مهم در توسعه طبقه کارگر، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، داشت و مبارزات مختلفی را علیه سلطه و سیاست‌های استثماری سرمایه‌داری فرانسه را سازمان داد. تأسیس انترناسیونال کمونیستی و اتحادیه بین‌المللی کارگری سرخ، اولین سازمان طبقه کارگر جهانی، به‌طوری قابل‌توجه بر جنبش مبارزاتی طبقه کارگر ویتنام تأثیر گذاشت و تغییرهایی عمیق  در ویژگی‌های طبقاتی آن به‌وجود آورد.

انجمن‌ها و اصناف کمک متقابل با هدف افزایش همکاری‌ها و یاری رسانی‌های کارگران به یکدیگر، در کارخانه‌ها، شرکت‌ها، و مناطق پدیدار شدند که منعکس کننده تغییری کیفی در آگاهی طبقه کارگر علیه ظلم و استثمار بود. اتحادیه با سون به‌رهبری تون داک تنگ متمایزترین سازمان بود که ماهیت انقلابی جنبش پرولتری را نشان می‌داد. این اتحادیه موفق به جذب تعداد زیادی از کارگران شد و مبارزات ضد سرکوب متعددی را سازمان‌دهی کرد. توسعهٔ قوی جنبش کارگری و جنبش میهنی از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹/ ۱۳۰۴ تا ۱۳۰۸ وضعیتی تعیین کننده برای پیدایش سازمان‌های کمونیستی و اتحادیه‌های سرخ در ویتنام به‌ویژه پیدایش حزب کمونیست ویتنام در اوایل سال ۱۹۳۰/ ۱۳۰۹ را فراهم آورد.

پس از گسترش آموزش‌های مارکسیسم-لنینیسم و تأسیس انجمن جوانان انقلابی ویتنام، طبقهٔ کارگر نیاز به داشتن  یک سازمان انقلابی را در دستورکار خود قرار داد که به دنبال آن کمیتهٔ مرکزی موقت حزب کمونیست هندوچین در ۲۸ ژوئیه ۱۹۲۹/ ۸ مردادماه ۱۳۰۸ کنگره‌ای را برای تأسیس اتحادیه و گسترش نفوذ آن در سراسر کشور تشکیل داد.

سازمان اتحادیه‌های کارگری ویتنام نقشی مهم در شکل‌گیری و توسعه طبقهٔ کارگر انقلابی ویتنام داشت که ناشی از جنبش مبارزهٔ کارگری و موفقیت جنبش “پرولتاریا”  در جهان بود. با وجود سرکوب استعماری، طبقهٔ کارگر ویتنام روحیهٔ انقلابی‌اش را حفظ کرد و اتحادیهٔ عمومی سرخ شمال و کنفدراسیون عمومی کار را تأسیس کرد. خیزش انقلابی ۱۹۳۰- ۱۹۳۱/ ۱۳۰۹- ۱۳۱۰ شاهد اولین اقدام‌های کارگران در کارخانه‌ها‌ی کشور و به‌ویژه کارخانه‌های چوب‌بری بود که به تأسیس شوراها در استان‌های مختلف منجر شد. اتحاد کارگران و دهقانان نیز نقشی مهم در بسیج نیروهای انقلابی علیه امپریالیسم و فئودالیسم در ویتنام داشت. به‌رغم سرکوب جنبش کارگری  در این سال‌ها، کارگران ویتنام به مبارزه‌شان ادامه دادند و به‌تدریج تا سال ۱۹۳۲/ ۱۳۱۱ وضعیت  خود را مستحکم‌تر کردند.

از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹/ ۱۳۱۵ تا ۱۳۱۸، جنبش کارگران ویتنام به‌دلیل ظهور فاشیسم در سراسر جهان دستخوش تغییرهایی قابل‌توجه شد. کمیتهٔ اجرایی مرکزی حزب کمونیست هندوچین مبارزاتش را بر ضد فاشیسم با هدف دستیابی به صلح، دموکراسی، و سوسیالیسم متمرکز کرد. انجمن کمک‌های متقابل برای دستیابی به این هدف‌ها، شکل‌های سازمانی‌ای انعطاف‌پذیر دیگر مانند انجمن‌های کمک متقابل اجتماعی و انجمن‌های تجاری را ایجاد کرد. هم‌زمان نیز آموزش‌های مارکسیسم-لنینیسم در میان کارگران و سایر زحمتکشان تبلیغ شد که موجی انقلابی در انقلاب ویتنام را به‌وجود آورد.

با آغاز جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹/ ۱۳۱۸، هندوچین توسط ارتش ژاپن اشغال شد که در نتیجه آن انجمن‌های کمک متقابل منحل شدند و دولت حاکم با سیاست‌های فاشیستی‌اش ساعت‌های کار را به ۶۰ ساعت در هفته برای مردان و ۵۴ ساعت برای زنان و کودکان افزایش داد. هم‌زمان، طبقهٔ کارگر و انقلابی‌های کشور، حزب کمونیست “ویت‌مین” و “انجمن ملی کارگران رستگاری” را تأسیس کردند. این جنبش در ویتنام شمالی و مرکزی به‌شدت توسعه یافت و به سرنگونی فاشیست‌های ژاپنی منجر شد.

ویتنام با پیروزی در انقلاب اوت ۱۹۴۵/ مرداد- شهریور ۱۳۲۴ موفق شد اشغالگران ژاپنی را از کشور اخراج کند. سپس در ۲ سپتامبر/ ۱۲ شهریور همان سال “هوشی‌مین” استقلال ویتنام را اعلام کرد و “جمهوری دمکراتیک ویتنام” بنیان‌گذاری شد. پس از آن، ویتنام وارد دوره‌ای از جنگ با استعمارگران فرانسوی شد که به تقسیم موقت کشور در سال ۱۹۵۴/ ۱۳۳۳ به دو بخش شمالی (حاکمیت کمونیست‌ها) و جنوبی (طرفداران آمریکا) منجر شد. پس از انقلاب اوت / مرداد- شهریور ۱۳۲۴، طبقهٔ کارگر ویتنام حاکمیت  کشور را به‌دست گرفت و وظیفهٔ حفاظت از استقلال و ساختن سوسیالیسم را آغاز کرد. کنفدراسیون عمومی کار ویتنام در سال ۱۹۴۶/ ۱۳۲۵  تأسیس شد و جنگ مقاومت علیه استعمار فرانسه  را سازمان داد و با پیروزی در “دین بین فو” و امضای پیمان ژنو در سال ۱۹۵۴/ ۱۳۳۳ به پیروزی رسید.

از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۷۵/ ۱۳۳۳ تا ۱۳۵۴، طبقهٔ کارگر ویتنام فعالانه  ساختمان سوسیالیسم را در شمال پایه‌گذاری کرد  تا در مقام پایگاهی قوی برای مبارزهٔ جنوب علیه ایالات متحده عمل کند. کنفدراسیون عمومی کار ویتنام جنبش کارگری را در جنوب گسترش داد  و به مبارزه آزادی‌خواهانهٔ مردم جنوب یاری رساند. در سال ۱۹۵۷/ ۱۳۳۶ قانون اتحادیه‌های کارگری به‌تصویب رسید و مبنای قانونی فعالیت‌های اتحادیه‌های کارگری را پایه‌گذاری کرد. این سازمان به‌منظور تبادل تجربه‌ها با کشورهای سوسیالیستی، تقویت روابط  با آن‌ها و کمک متقابل بین ویتنام و سایر جنبش‌های کارگری جهان، فعالیت‌های خارجی‌اش را تشدید کرد.

دومین کنگره کنفدراسیون [عمومی] کار ویتنام در سال ۱۹۶۱/ ۱۳۴۰ نام آن را به کنفدراسیون کار ویتنام تغییر داد. این سازمان هدف‌ها و اقدام‌هایی را برای ارتقای تولید، رسیدگی به مسائل فوری جامعه در مبارزه با جنگ ویرانگر امپریالیست‌های آمریکا در شمال را تعیین کرد. پس از پایان جنگ و سقوط سایگون (پایتخت ویتنام جنوبی) در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵/ ۱۰ اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۴، در ۲ ژوئیه سال ۱۹۷۶/ ۱۱ تیرماه ۱۳۵۵ و اتحاد دو ویتنام، “جمهوری سوسیالیستی ویتنام” به‌طوررسمی محقق شد.

پس از اتحاد مجدد کشور، اتحادیه های کارگری شمال و جنوب با هم ادغام شدند و کنفدراسیون عمومی کار ویتنام را تشکیل دادند. این سازمان به‌طور‌مداوم قوی‌تر شده است و طبقه کارگر به‌طوری فزاینده موقعیتش را در طول روند انقلابی تثبیت کرده است. ششمین کنگره کنفدراسیون عمومی کار ویتنام در سال ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ با تقویت توسعه سازمانی و روش‌هایی عملی برای پیشبرد ساختمان سوسیالیسم، فعالیت و برنامه‌هایش را بر اشتغال، بهبود استانداردهای زندگی، دموکراسی، و عدالت اجتماعی متمرکز کرد.

با این حال و با وجود فرازونشیب‌های فراوان و در خلال سال‌ها مبارزهٔ بی‌امان با امپریالیسم و مزدورانش و تلاش طبقهٔ کارگر ویتنام برای به‌دست گرفتن قدرت سیاسی و حاکمیت طبقهٔ کارگر، مانند طبقه کارگر و اتحادیه‌های کارگری سایر کشورهای سوسیالیستی،  در کشورهای سرمایه‌داری اتحادیه‌های این کشور را غیرمستقل و وابسته به حزب کمونیست می‌خوانند که درعمل استقلالش را از دست داده است. این در حالی است که طبقه کارگر ویتنام ، در جایگاه بخشی فعال و جدایی‌ناپذیر از حزب کمونیست، با ارتقا دادن مبارزات صنفی به سیاسی، توانست قدرت سیاسی را در کشور به‌دست گرفته و راه‌کارهای رشد سوسیالیستی را در دستور روز کار خود و در جهت پیشرفت کشور قرار دهد. در تقابل با این پیروزی طبقه کارگر در ویتنام، امپریالیست‌های فرانسه و آمریکا بیش از ۳۰ سال این کشور را در معرض حمله‌های وحشیانه قرار دادند که درنهایت این طبقه کارگر ویتنام بود که توانست در نبردی تاریخی و قهرمانانه، امپریالیسم را از سرزمین خود بیرون کند و کشور را دوباره به‌سمت ایجاد جامعه‌ای در چارچوب سوسیالیستی سوق دهد.

در یک دولت کارگری، سندیکاها دیگر ابزار مبارزهٔ طبقاتی ضد حکومت نیستند، بلکه بخشی از سازوکار حکومت کارگری محسوب می‌شوند و بخشی تعیین کننده در سیاست‌های کشور هستند. در واقع دولت به‌عنوان نمایندهٔ طبقهٔ کارگر عمل می‌کند و سندیکاها نه ضد حکومت، بلکه جزئی از حکومت هستند. این واقعیت، تفاوت بنیادین سندیکاهای کشورهای سرمایه‌داری با سندیکاهای کشورهای سوسیالیستی را توضیح می‌دهد. تفاوت در این است که در بسیاری از کشورهای سرمایه‌داری هدف اصلی چانه‌زنی برای حقوق کارگران و “مدیریت اعتصاب‌ها و اعتراض‌ها در چارچوب قانونی” تعیین شده از طرف سرمایه‌داری است هیچ‌گونه تلاشی برای تغییر سیستم و به قدرت سیاسی دست یافتن طبقهٔ کارگر صورت نمی‌گیرد.

طبقه کارگر ویتنام از آغاز به کار خود در رهبری انقلاب از طریق پیش‌آهنگ خود، حزب کمونیست ویتنام، نقشی محوری داشته است. در شکل دادن به چشم‌انداز سیاسی و اجتماعی کشور، هدایت آن از طریق چالش‌هایی متعدد و به سمت پیروزی‌هایی قابل‌توجه، این رهبری طبقهٔ کارگر ویتنام بسیار مهم بوده است. در دوران معاصر، طبقهٔ کارگر ویتنام این وظیفه را در پیشِ رویِ خود دارد تا ماهیت انقلابی‌اش را حفظ کند، روحیهٔ انقلابی پیش‌آهنگ را تقویت کند، و نقش اصلی‌اش را در پیشرفت اجتماعی حفظ کند. این امر نه تنها شامل کمک به رشد و توسعه اقتصادی می‌شود، بلکه مشارکت فعال در حوز‌ه‌های سیاسی و اجتماعی به‌منظور کسب اطمینان از پیشرفت مداوم کشور است.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۳۶، ۲۶ خرداد ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا