چگونه حاکمیت عربستان سعودی با ابزارسازی، سرکوب صدای حقطلبی، و تصویرسازی نمایشی زنان این کشور بهرهجویی میکند
نظام حاکم با دستچین کردن زنان و اغلب از خانوادههای نخبه، واقعیت “خانههای مراقبتی” دارالرعایه- جایی که زنان نافرمانبر کتک میخورند و دارو خورانده میشوند- به لاپوشانی دست میزند، و فمینیستهایی که برای حق رانندگی تلاش کردند همچنان در زندان نگه میدارد.
نوشته: مریم الدوسری
در حالی که رژیم سعودی با بهنمایش گذاشتن زنانی دستچینشده نوینشدگیاش را بهرخ میکشد، بسیاری دیگر در مکانهایی مانند “دارالرعایه” یعنی “خانههای مراقبت” دولتی وحشتناکی که در واقع زندانهایی برای زنان نافرمانبر، بیپروا در حقخواهی، و نامطلوب شمرده میشوند، زندانی شدهاند.
پژوهشهای تازهٔ نشریه گاردین روایتهایی هولناک از زنانی را افشا کرده که در این مراکز در بازداشت بسر میبرند، زنانی که نه بهسبب ارتکاب جرم، بلکه تنها بهدلیل آزادیخواهی مورد ضرب و شتم و آزار و تنبیه قرار میگیرند. این روایتها بهندرت به رسانههای بینالمللی راه مییابند، اما هر روز سرخط خبرها و مقالهها به ستودن زنان سعودی در حال رانندگی کردن با خودروهای مسابقهای یا انجام وظیفه در مقام بخشی از اعضای هیئتمدیره شرکتها میپردازند. نمیتوان مردم را بابت سردرگمیشان سرزنش کرد: آیا این اصلاحات است یا فقط شکلی بزک شده از سرکوب و آزار؟
سالهاست زنان سعودی بار سنگین “آبرو”ی خانواده و قبیله را بر دوش میکشند. همهٔ رفتارشان زیر نظر بوده، چرا که بازتابی از اخلاقیات پدران، برادران، و ملتشان محسوب میشود. دولت این نگاه را با تکیه بر روحانیان تقویت و به قانون تبدیل کرد و با صدور فتواهایی زنان را از رانندگی، کار در محیطهای مشترک زنانه و مردانه یا حتا نشاندادن چهرهشان در انظار عمومی بازداشت. اما هرگاه مصلحت نظام ایجاب کرد، همه آن فتواها و قانونهای شرعی رنگ باختند و پلیس مذهبی برچیده شد. در چشم برهم زدنی زنان پشت فرمان نشستند و بهانههای رژیم فرو ریخت. جامعه از هم نپاشید. هیچ مقاومتی شکل نگرفت. آسمان به زمین نیامد. بیایید خیالبافی نکنیم: این نمونهای از اصلاحات نبود، یک بازسازی تصویری بود. تغییری است از بالا به پایین، هدایت شده بهدست روابط عمومی، فشارهای بینالمللی پس از قتل جمال خاشقجی، و تکاپوی نومیدانهٔ محمد بنسلمان برای فروش طرح “چشمانداز ۲۰۳۰/ ۱۴۰۹” در پوشش نوگرایی.
نمایان شدن زنان بیحجاب در عربستان نشانهٔ پیشرفت نیست؛ نمایشی است مهندسی شده برای مخاطبان بینالمللی. هر سرخط خبری دربارهٔ زنی از عربستان سعودی که قله اورست را فتح میکند، هواپیمایی را خلبانی میکند یا فضانورد میشود، بیش از آنکه دربارهٔ توانمندسازی باشد، نمایشی برای بهبود تصویر عربستان در عرصهٔ بینالمللی است.
این “دستچینشدگان” برای این مقصود در نظر گرفته شدهاند تا دیپلماتها را خیره کنند، سرمایهگذاران را اغوا کنند، و تحسین رسانههای غربی را برانگیزند. اما پرده را که کنار بزنید، الگو آشکار میشود: بیشترِ این زنان از میان خانوادههای نخبه و مرفه و صاحب نفوذ برگزیده میشوند. نخستین سفیر زن در آمریکا؟ یک عضو خانواده سلطنتی است. زنی که به ریاست کمیسیون حقوق بشر منصوب شد؟ از حلقهٔ نزدیکان خانواده سلطنتی برگزیده شده است. این تغییری از بطن جامعه نیست؛ تصویرسازی نمایشی از بالا به پایین است. کارزار روابط عمومی جنسیتی که در نقاب اصلاحات نمودار میشود.
دیده شدنها بهمعنای آزادی نیست. در عربستان، با بیحجابی رواداری و مدارا نشان داده میشود تا زمانی که از خطهای قرمز ناپیدای رژیم پا فراتر گذاشته نشود. ماناهل العُتیبی را در نظر بگیرید: جرمش چه بود؟ باور کردن همین لفاظیها، اعتماد کردن به زبان اصلاحات، برداشتن و کنار گذاشتن پوشش عبایه یا چادر مشکی. بههمین جرم، او به ۱۱ سال زندان با اتهامهایی زیر عنوان “تروریستی” محکوم شد.
بله، زنان توانستند رانندگی کنند. اما بسیاری از فمینیستهایی که برای این حق مبارزه کردند امروز به سکوت وادار شدهاند، زیر نظرند یا همچنان پشت میلههای زندان نگه داشته شدهاند. مشکل، دیده شدن بدون حجاب نیست، مشکل این است که این امکان برای دیده شدن تنها در چارچوب شرطهای تعیین شده نظام شدنی است. این است واقعیت در نمایی فریبنده: فرمانشنوی بستهبندی شده برای رسانههای عمومی، و در پشتِ نقاب پیشرفت: مجازات.
به ما گفته شد این “توانمندسازی” است. اما بهای ورود به این گستره سکوت اختیار کردن است. بله، امروز زنان در شغلهایی دیده میشوند که پیشتر ممنوع بود. جدایی جنسیتی دیگر قانون نانوشته نیست، اما بدون حجاب دیده شدن با هزینههایی همراه است. آزار و به ستوهآوری به امری عادی درآمده و هنجارسازی شده است، نادیده گرفته میشود و بدون مجازات میماند. گزارشدادن آن ممکن است به هزینه از دست دادن شغل تمام شود. صحبت با خانواده تنها سرزنش بههمراه دارد. پیام روشن است: یا سکوت کن، یا برچسب “نافرمانبر” را بپذیر و در “دارالرعایه” ناپدید شو. در نظامی که بر سکوت بنا شده است قانون نه متجاوز را بلکه زنی را مجازات میکند که شهامت دادخواهی دارد.
قانون زنانِ سعودی را آزاد نکرده، بلکه تنها یاد گرفته به زبان “اصلاحات” سخن بگوید. تغییرهایی قانونی مانند لغو ممنوعیت سفر برای زنان بالای ۲۱ سال، بهسان دستاوردی بهنمایش گذاشته میشود، اما بنیانهای کنترل همچنان دستنخورده باقی ماندهاند.
قدرت مردسالاری با قانون جدید “وضعیت حقِ شخصی” از بین نمیرود، تنها تصویر نمایشی را بازسازی میکند. قاضیها همچنان این اختیار را دارند که با ازدواجها مخالفت کنند. زنان از نظر قانونی موظفاند از شوهرانشان فرمانبری کنند. خانههای امن خشونت خانگی نمیتوانند بدون اجازهٔ سرپرست مرد، زنی را آزاد کنند. و “نافرمانبردی”؟ همچنان واژهای مبهم و خطرناک است. چشم اسفندیاری است که میتواند هر زمان برای سلب حقوق و محدود کردن آزادی بهکار گرفته شود.
پس چرا ناگهان پس از دههها سکوت و سرکوب نورافکنها بر زنان سعودی افتاده است؟ پاسخ روشن است: چون اکنون، دیده شدن چهرهشان بهسود رژیم است. این توانمندسازی نیست بلکه استفاده ابزاری از زنان است.
زنان سعودی همواره ابزاری در دست رژیم بودهاند، با پوشش یا بیپوشش اسلامی، بسته به مصلحت روز. ابتدا، برای خوشایند روحانیون وهابی، از عرصهٔ عمومی پاک شدند: به سکوت واداشته شدند، جداسازی جنسیتی شدند، و زیر نظر گروههای گشت بهسوی ناپیدایی رانده شدند. پس از رویداد تسخیر مسجد الحرام در سال ۱۹۷۹/۱۳۵۸، حکومت دست به سختگیری بیشتری زد و زنان را به نمادهای زندهٔ مشروعیت مذهبی بدل ساخت.
سپس ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ / ۱۳۸۰ فرا رسید و همراه با آن نگاههای موشکافانه جهانی. ناگهان، زنان از غبار انزوا بیرون کشیده شدند و همچون نشانهای از پیشرفت بهنمایش گذاشته شدند. به شوراها منصوب شدند، حق رأی یافتند، به صحنههای خارجی فرستاده شدند. و اکنون، در زیر سایهٔ ولیعهد، محمد بنسلمان، این چرخه همچنان ادامه دارد. حقوق زنان نه یک ضرورت اخلاقی، بلکه راهبردی برای بازاریابی است. “اصلاحات” دستچین میشوند تا سرمایهگذاران و دیپلماتها را خشنود کنند، در حالی که معترضان واقعی به سکوت، زندان یا تبعید رانده میشوند. دیگر بس است. زنان ابزار دیپلماسی یا ابزارهای تزیینی برای چشمانداز ۲۰۳۰ / ۱۴۰۹ نیستند. نباید از آنان به میل نظام امروز با حجاب و فردا بیحجاب بهرهبرداری شوند.
زنان سعودی به دنبال راه گریز هستند، نه برای آزادی، که برای جان به در بردن. هر سال، بیش از هزار زن همه چیز را به خطر میاندازند تا از نظامی بگریزند که با آنان نه همچون انسان، بلکه مانند داراییِ مردان رفتار میکند. آنان از ازدواجهای اجباری، خشونت خانگی، و چنگال خفهکنندهٔ نظام قیمومت مردانه میگریزند.
با این حال، رژیم بهجای رسیدگی به این بدرفتاریها، حلقهٔ اختناق را بیشتر بر گردن زنان تنگ میکند. اپلیکیشنهای نظارتی (اپلیکیشنها یا اَپها معمولاً نرمافزارهایی کمحجم و با عملکردی محدود هستند) مانند “ابشر” که هر حرکت زنان را ردیابی میکند. گذرنامههایشان لغو میشود، داراییهایشان مسدود میگردد، و بر دولتهای خارجی فشار وارد میشود تا آنان را بازگردانند. در سخنپراکنیهای رسمی، دولت این زنان را همتراز “تروریستها” دانسته و فرارشان را “خیانت” نامیده است. این اصلاحات نیست، سرکوبی است که جامهای نو بر تن کرده. جهان باید این پردهٔ نمایش را کنار بزند و بدرفتاری و ستم قانونمند را ببیند، ستمی که زنان را به فرار وامیدارد. به مخاطبان غربی: فریب نخورید! دیدن زنی در پوشش مسابقه، واقعیت بودن زنی در سلول زندان را پاک نمیکند. هر بار که یک کارزار پرزرقوبرق را بازنشر میکنید یا برای یکی از همین “دستچین” شدگان هورا میکشید، به دفن حقیقت کمک میکنید. در حالی که رژیم عربستان سعودی فمینیستها را زندانی میکند و مخالفان را تروریست مینامد، همزمان با آن در تلاش است میزبانی جام جهانی فوتبال را نیز بهدست آورد. اگر این نمایش را جشن بگیرید و از ساختار سرکوب چشم بپوشید، تماشاگری بیطرف نیستید، شریک جرماید. به متحدان عربستان سعودی در لندن و واشنگتن: دیگر جانهای ما را همچون یک کالا در قراردادهای بازرگانی حساب نکنید. از تصویرهای تبلیغاتی ترامپ در ریاض تا وعده اخیرش مبنی بر “پایان دادن به سخنگویی درباره سبک زندگی”، پیام روشن است: مادامی که نفت جاری است اقتدارگرایی تبدیل به “فرهنگ” شده و سرکوب به “سنت”. و با سکوت کییر استارمر، نخست وزیر بریتانیا، بهنظر میرسد این کشور نیز با این نگاه موافق است.
در اولویتبندی حکومت سعودی، سود اقتصادی بر حق انسانی ارجحیت دارد. ما از شما انتظار قهرمانسازی نداریم. تنها از شما میخواهیم پشت نقاب دیپلماسی، آن هم زمانی که حقوق ما پایمال میشود، پنهان نشوید. اگر میتوانید موضوع حقوق بشر را در مورد روسیه یا ایران مطرح کنید، پس همین کار را در برابر عربستان سعودی نیز انجام دهید. اگر میتوانید با اهرمهای دردسترستان در قراردادهای فروش جنگافزار، نفت، و فوتبال چانه بزنید، پس برای آزادی هم میتوانید چنین کنید.
توضیح : مریم الدوسری، استادیار ارشد مدیریت منابع انسانی و پژوهشهای سازمانی در دانشگاه رویال هالووی لندن است. پژوهشهای او بر نابرابری جنسیتی در خاورمیانه تمرکز دارد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۳۶، ۲۶ خرداد ۱۴۰۴




