هشت تز برای مقابله با منطق جنگافروزی!
نوشتهٔ پیتر مرتنز، دبیرکل حزب کارگران بلژیک، در آستانهٔ برگزاری نشست سران ناتو در لاهه
۱. هر کسی که از محکوم کردن آمریکا و اسرائیل خودداری کرده باشد، اعتبارش را از دست داده است
در مارس ۲۰۰۳، ائتلافی بهرهبری آمریکا جنگی غیرقانونی را علیه عراق آغاز کرد. هیچ تأییدی هم از جانب شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود نداشت. آن جنگ با سه استدلال اصلی توجیه شد: اینکه عراق سلاحهای کشتار جمعی دارد، عراق تهدیدی برای امنیت جهانی است، و اینکه تغییر رژیم برای همه مفید خواهد بود.
هیچیک از این سه استدلال درست نبود. هیچ سلاح کشتار جمعی وجود نداشت، هیچ تهدید واقعی وجود نداشت، و پس از تهاجم به عراق، آن کشور به خاستگاه خشونتهای فرقهیی تبدیل شد. جهان امنتر نشد، بلکه خطرناکتر شد. آنچه امروز علیه ایران میبینیم به نظر میرسد نسخهای از همان رویکرد باشد. همان سه استدلال دوباره استفاده شد: اینکه ایران در آستانهٔ دستیابی به سلاح هستهیی است، تهدیدی برای امنیت جهانی است، و اینکه آوردن یک رژیم دستنشاندهٔ جدید با حمایت آمریکا برای همه بهتر خواهد بود. این استراتژی انگار از کتابهای درسی پنتاگون برداشته شده. این بار هم بدون تأیید شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل شد. این یعنی که اقدامات آمریکا و اسرائیل ناقض قوانین بینالمللی است و طبق این قوانین، جنگ تجاوزکارانه غیرقانونی محسوب میشود.
تأسیسات انرژی هستهیی ایران قانونی است و آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) همچان بر آنها نظارت دارد. ایران در سال ۱۹۵۸، اندکی پس از تأسیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی به این سازمان پیوست و از آن زمان تا کنون به معیارهای آن برای استفادهٔ صلحآمیز از انرژی هستهیی پایبند بوده است. با وجود فشارهای سنگین دولتهای آمریکا برای اعمال تحریمهای متعدد، آژانس بینالمللی انرژی اتمی هرگز به این نتیجه نرسیده است که ایران قوانین را نقض کرده یا سلاح هستهیی دارد.
شنبه شب، ترامپ [با حمله به ایران] این پیام را به جهان داد که راهاندازی جنگ تجاوزکارانهٔ غیرقانونی و بمباران تأسیسات هستهیی اشکالی ندارد و پذیرفتنی است. هر عضو سازمان ملل متحد که این اقدام گستاخانه و غیرقانونی را قاطعانه محکوم نکند، به ترامپ چک سفید میدهد تا به این کارش ادامه دهد.
در همین حال، ریاکاری سر به فلک میزند: تنها قدرت مسلح به سلاح هستهیی در منطقه اسرائیل است که حتی پیمان منع گسترش سلاحهای هستهیی را هم امضا نکرده است و بازرسی نهادهای بینالمللی را هم نمیپذیرد.
در عین حال، اسرائیل است که دارد در غزه نسلکشی می کند، لبنان و یمن را بمباران میکند، و بخشی از سوریه را اشغال کرده است. با همهٔ اینها، هنوز هیچ تحریمی علیه اسرائیل اعمال نشده است.
در آستانهٔ نشست ناتو، یک چیز روشن است: آمریکا و اسرائیل فقط جنگ و بیثباتی بیشتر به بار میآورند. هر کسی که از محکوم کردن آمریکا و اسرائیل خودداری کرده باشد، اعتبارش را از دست داده است. زمان آن رسیده است که اروپا بهجای اینکه مثل سگ دستآموز دنبال ترامپ راه بیفتد، به این جنون و دیوانگی نه بگوید.
۲. قاعدهٔ افزایش ۵درصدی قاعدهٔ ترامپ است
از امسال ناگهان همه شروع کردند به صحبت کردن دربارهٔ بودجهٔ ۵درصدی [تولید ناخالص داخلی هر کشور] برای ناتو. امروزه این شده گاو مقدس، اما این گاو از کجا آمد؟ از واشنگتن. خود ترامپ بود که این رقم را به میان کشید و حالا میخواهد آن را به همهٔ کشورهای عضو ناتو تحمیل کند. و ناگهان تمام دنیا طوطیوار حرف او را تکرار میکنند: باید ۵درصد باشد و خواهد بود.
سؤال این است: چرا ترامپ چنین چیزی میخواهد؟ اول اینکه چون بخش عمدهٔ این پول صرف خرید سلاحهای آمریکایی می شود. دوم، و اساسی تر، اینکه ترامپ میخواهد اروپا هزینه کند تا آمریکا بتواند بر چین تمرکز کند.
مارک روته، که اکنون رئیس ناتو است، بهترین طوطی ترامپ است: “ما بیشتر هزینه میکنیم تا آمریکا بتواند به منطقهٔ اقیانوس هند و آرام بپردازد.”
این یعنی محاصرهٔ نظامی چین. ناتو ابزاری برای سیاست اعمال قدرت آمریکا است و ما اروپاییها باید صورتحسابش را بپردازیم.
۳. ترامپ اروپا و آسیا را رودرروی یکدیگر میگذارد و بازی میدهد
اول، ترامپ اروپا را متقاعد میکند که ۵درصد از تولید ناخالص داخلی هر کشور را خرج تسلیحات کند. بعد آمریکا به کشورهای آسیایی میگوید ببینید اروپا را؛ حالا شما هم همین کار را بکنید! البریج کولبی، معاون سابق وزیر دفاع آمریکا، در ایکس نوشت: “متحدان آسیایی باید اروپا را سرمشق قرار دهند. حتی آلمان نیز اکنون ۵درصد برای دفاع نظامی هزینه میکند.”
استرالیاییها، نیوزلندیها، ژاپنیها، و فیلیپینیهای عزیز: شما هم از اروپا یاد بگیرید و ۵درصد خرج تسلیحات کنید. و این سلاحها را از کجا میخرند؟ بله، بخش عمدهاش را از صنایع تسلیحاتی آمریکا میخرند.
دارند ما را فریب میدهند. اروپا را در برابر آسیا قرار میدهند و برعکس. و در این میان، صنایع تسلیحاتی آمریکاست که از همه طرف برنده است.
۴. قاعدهٔ ۵درصدی ناتو تعهد نیست
قاعدهٔ ۲ یا ۵درصد بههیچوجه الزامآور نیست. بهاصطلاح قاعدهٔ ناتو هیچ ماهیت حقوقی یا معاهدهیی ندارد. نمیتوان اجرای آن را مثل قانون عملی کرد. این قاعده یک توافق سیاسی است، نه یک تعهد قانونی. کشورهای عضو مستقلانه میتوانند سیاست دفاعیشان را تعیین کنند.
برای مثال، دانمارک و نروژ و اسپانیا از استقرار سلاحهای هستهیی در خاک خودشان سر باز زدند. یا فرانسه و آلمان و بلژیک با دخالت ناتو در جنگ دوم خلیج فارس علیه عراق مخالفت کردند. یا ترکیه که از استفادهٔ نیروهای آمریکایی از خاکش جلوگیری کرد.
خلاصه اینکه حتی در داخل ناتو هم کشورها میتوانند راه خودشان را بروند، البته اگر بخواهند. اسپانیا گفته است که قاعدهٔ ۵درصد را نخواهد پذیرفت. پس چرا بلژیک یا هلند باید این قاعده را بپذیرند؟
۵. قاعدهٔ ترامپ امنیت اجتماعی ما را تهدید میکند
دهها سال است که میشنویم “پول نیست”. پول برای سرمایهگذاری در حملونقل عمومی، در مراقبت از کودکان، یا در تأمین مسکن ارزان نیست. پول برای پرداخت حقوق بازنشستگی مناسب نیست. ولی اکنون ناگهان میلیاردها یورو برای تسلیحات و جنگ پیدا میشود.
بلژیک برای رسیدن به ۳٫۵درصد باید سالانه ۱۰میلیارد یورو اضافی هزینه کند. قاعدهٔ ترامپ حمله به امنیت اجتماعی و دستاوردهای اجتماعی ماست و اگر اجازه دهیم اینها را نابود کنند، ترامپ پیروز شده است.
در عین حال، تولیدکنندگان اسلحه از همین حالا برندهاند و دارند سودهای کلانی به دست میآورند. حتی سرمایهگذاری در صنایع تسلیحاتی را “بهترین سرمایهگذاری تاریخ” میخوانند و برایش تبلیغ میکنند.
نظامی که به سرمایهگذاران تسلیحات اجازه میدهد پولهای کلانی به جیب بزنند، در حالی که بازنشستگان بهسختی میتوانند از پس مخارج زندگی برآیند، نظامی منحط است. نظامی که پول بیشتری برای تانکها خرج میکند تا برای مدرسهها منحط است.
۶۶ ناتو همین حالا هم مبالغ گزافی خرج میکند
جنگطلبان هرگز سیر نمیشوند. این طور وانمود میکنند که کشورهای عضو ناتو بدبختهای فقیریاند که تقریباً هیچی برای دفاع خرج نمیکنند. اما درست برعکس این است.
کشورهای عضو ناتو (۳۲ کشور) در سال ۲۰۲۴ در مجموع ۱٫۲۷۵تریلیون دلار خرج تسلیحات کردند. اگر قاعدهٔ ۵درصد اجرا شود، این مبلغ به ۲٫۷۵۸تریلیون دلار در سال میرسد، یعنی بیش از دو برابر میشود!
این مبلغ بیشتر از مجموع هزینهٔ نظامی کشورهای دیگر جهان، از جمله چین، روسیه، هند، اسرائیل، اوکراین، و عربستان سعودی است. امروزه هزینهٔ نظامی کشورهای ناتو ۱۲برابر روسیه و ۴٫۵برابر چین است. وقتی هزینههای نظامی به ۵درصد برسد، این رقم حتی ۲۰برابر خواهد بود.
این امنیت نیست. این مسابقهٔ تسلیحاتی پوچی است که دستاوردهای اجتماعی ما را از بین میبرد و جهان را به جنگی بزرگ نزدیک میکند.
۷. ناتو سازمان دفاعی نیست، بلکه ماشین جنگی است
ناتو میگوید که طرفدار صلح است. اما به آنچه مارک روته اخیراً گفته است گوش دهید: “ناتو قدرتمندترین ائتلاف نظامی در تاریخ بشر است. قدرتمندتر از امپراتوری روم. و قدرتمندتر از امپراتوری ناپلئون.”
این مقایسه گویای همهچیز است. امپراتوری روم اتحاد دفاعی نبود. امپراتوریای بود که با فتح سرزمینهای دیگر و سلطه شکوفا شد.
اگر ناتو با ۱٫۲۷۵تریلیون دلار واقعاً قدرتمندتر از امپراتوری روم است، پس چرا باید بیشتر از این هزینه کنیم؟ روته خودش جواب میدهد، زیرا ناتو اصلاً ائتلاف دفاعی نیست، بلکه ابزاری برای سلطه بر جهان است، درست مانند امپراتوری روم. ناتو ماشین جنگی است.
۸. لحظه را غنیمت بشماریم: به قدرت جمعیمان ایمان داشته باشیم
با هراسافکنی و جنگ و جزئیات فنی در مورد عمق انفجار و تخریب بمبهای جدید آمریکایی در زیر زمین میخواهند خستهمان کنند. میخواهند ما ضدّجنبش جنگ و قدرت جمعی خودمان را نبینیم.
ما نیروهای صلح هستیم. ما مردمی هستیم که با ۱۵۰هزار نفر در لاهه و ۱۱۰هزار نفر در بروکسل خط قرمز علیه نسلکشی را ترسیم کردیم. ما شش میلیون آمریکایی هستیم که در تظاهرات اعتراضی علیه ترامپ شرکت کردیم: “نه تاج، نه تخت، نه شاه.” ما کارگران اسکلهٔ مارسی هستیم که از بارگیری کشتیهای جنگی به اسرائیل خودداری میکنیم. ما فلسطینیهای سراسر جهانیم.
دوستان عزیز: نظم جهانی آنها به پرتگاه منتهی می شود. همه میفهمند که درست نیست که خودمان را تا بن دندان مسلح کنیم، در حالی که قطارهای ما درست کار نمیکند، حقوقهای بازنشستگی ما کم میشود، و بیمارستانهای ما کادر کافی ندارند.
شجاعت سیاسی واقعی این نیست که مثل سگ دستآموز دنبال ترامپ راه بیفتیم. شجاعت سیاسی واقعی این است که چشمانداز خودمان را داشته باشیم: چشماندازی که در صنعت، در فناوری و علم، در گذار زیستمحیطی سالم، و در صلح سرمایهگذاری میکند.
نظم جهانی آنها نظم گذشته است. جنبش صلح قدرت آینده است.
به قدرت خودمان ایمان داشته باشیم.
به قدرت جمعی خودمان ایمان داشته باشیم.
به سوسیالیسم اعتقاد داشته باشیم.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۳۷، ۹ تیر ۱۴۰۴




