پویهٔ پیدایش سندیکاهای کارگری در ایران -بخش سیام
همانگونه که اشاره کردیم، نکته شایان توجه در جنبش سندیکایی در سالهای یادشده استفادهٔ کارگران از سندیکاهای دولتی است. برای درک چنین پدیدهای باید بهپیوند سرشتی و مستحکم میان حزب تودهٔ ایران و جنبش سندیکایی کشور توجه کرد. حزب در این زمینه درکی روشن و سیاستی اصولی را دنبال میکرد. در آن سالها بهدلایلی معین سندیکاهای دولتی تنها مرکزهای تجمع علنی کارگران و زحمتکشان بود. سیاست حزب در ارتباط با این سندیکاهای زرد بر رهنمودهای خردمندانهٔ لنین مبتنی بود. لنین در این زمینه نوشتهاست: “برای آنکه بتوان به توده یاری رساند و هواخواهی و همدردی و پشتیبانی توده را بهسوی خود جلب کرد، باید از دشواریها نهراسید… حتماً در آنجا که توده هست فعالیت کرد” (لنین، منتخب آثار، ترجمه فارسی، ص ۷۹۴).
حزب با هر نوع فرقهگرایی (سکتاریسم) مبارزه میکرد و سیاستی روشن و مشخص را برای فعالان کارگری ارائه میداد. در ارتباط با استفاده از سندیکاهای دولتی مثالهایی فراوان وجود دارند که بهموقع خود به آن خواهیم پرداخت. مبارزه و اعتصابها بهشکلها و شیوههایی گوناگون در طول سالهای دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ ادامه مییابند. در این دوره نقش طبقهٔ کارگر در حیات اجتماعی و درنتیجه در مبارزهٔ سیاسی اعتلا مییافت. طی همین دوران پیوند حزب با کارگران عمیقتر و با استفاده از امکانات موجود آن زمان مبارزهٔ سندیکایی رشد و ادامه پیدا میکند. ما از دورهای سخن میگوییم که طی آن طبقهٔ کارگر ایران به رشد و افزایش کمی و کیفیای معین میرسد.
پایان بخش سیام – ادامه دارد
ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۹۹، ۲۳ تیر ۱۴۰۴




