مسایل سیاسی روز

گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – حزب تودهٔ ایران رفتار خشونت‌آمیز و اخراج گستردهٔ مهاجران افغانستانی را به‌شدت محکوم می‌کند

حزب تودهٔ ایران رفتار خشونت‌آمیز و اخراج گستردهٔ مهاجران افغانستانی را به‌شدت محکوم می‌کند

به‌گفتهٔ مقام‌های دولتی ایران، بیش از ۳۸۰ هزار مهاجر افغانستانی در مدت‌زمانی بسیار کوتاه از طریق مرز دوغارون از ایران اخراج شده‌اند. این خبر توسط معاون استاندار خراسان رضوی نیز تأیید شد. دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد تخمین می‌زند که در طول جنگ تجاوزکارانه اسرائیل علیه ایران به‌طور متوسط روزانه بیش از ۳۰ هزار افغانستانی از ایران اخراج شده‌اند. پیش از جنگ این رقم در حدود ۲۰۰۰ نفر بود. این اخراج‌ها نگرانی‌های جدی‌ای را در میان نیروهای مترقی، فعالان حقوق بشر، و سندیکاهای کارگری به‌وجود آورده است، به‌ویژه با توجه به این‌که این اخراج‌ها در زمانی رخ می‌دهند که بحران اقتصادی تشدید و ناآرامی‌های اجتماعی‌ در کشور در حال اوج گیری مجدد  است. این اخراج‌ها ابراز همبستگی کارگران و سندیکاها و نیروهای مترقی ایران با مهاجران افغانستانی را در پی داشته‌اند. مهاجران افغانستانی دهه‌هاست که در ایران زندگی و کار می‌کنند و بسیاری از آنان در ایران متولد و بزرگ ‌شده‌اند. آنان اغلب در مشاغل کم‌درآمد و غیررسمی، به‌ویژه در بخش‌های ساختمانی، کشاورزی و خدمات، مشغول به کار هستند. به‌رغم حضور طولانی مدت آنان در فعالیت‌های مختلف اقتصادی، مهاجران افغانستانی همچنان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌های جامعه ایران هستند و از حمایتی اندک برخوردارند. گزارش‌های مربوط به اخراج‌های اجباری، بازداشت‌ها، نبود وضعیت قانونی اقامت‌شان، و اکنون برخوردهای نژادپرستانهٔ فزاینده در رسانه‌های رسمی با  آنان، محکومیت شدید از سوی سازمان‌های مدنی ایران را به‌دنبال داشته است. تجاوز تروریستی رژیم نژادپرست اسرائیل با حمایت و همکاری امپریالیسم آمریکا و به‌دنبال آن برقراری آتش‌بسی شکننده، به سرکوب‌های وحشیانه رژیم علیه فعالان سیاسی، فعالان اتحادیه‌ای و مدنی، و اکنون بر ضد مهاجران افغانستانی منجر شده ‌است. که از جمله  به بهانهٔ پر کردن حفره‌های امنیتی و جبران شکست امنیتی‌ای جدی که بر رژیم وارد آورده شده است این اخراج‌ها صورت‌ می‌گیرند، اخراج‌هایی که نه‌تنها غیرقابل توجیه هستند، بلکه برای منحرف کردن توجه‌ها از بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، و سیاست خارجی ورشکستهٔ جمهوری اسلامی از آن‌ها استفاده می‌شود.

“کانون نویسندگان ایران” در محکومیت این اقدام در بیانیه‌اش از جمله آورده ‌است:”روند افغانستانی‌ستیزی، به‌ویژه پس از آتش‌بس، چنان ابعاد هولناکی به‌خود گرفته است که تن به رفتارهای شنیع فاشیستی و ناسیونالیستی می‌زند. در جریان تبلیغات ضد افغانستانی، مهاجرانی که سال‌های دراز است در ایران زیسته‌اند به‌یک‌باره و بدون ارائهٔ سند یا دلیل مشخصی به جاسوسی برای اسرائیل متهم شده‌اند و با رفتارهای به‌غایت نژادپرستانه به‌صورت فله‌ای و بسیار اهانت‌آمیز از ایران اخراج می‌شوند.” در انتهای بیانیه می‌خوانیم: “کانون نویسندگان ایران بر پایهٔ روح کلی منشور و اساسنامهٔ خود از حق امنیت، سرپناه و زندگی انسانی برای همگان بی‌هیچ قیدوشرط حمایت می‌کند و رفتارهای نژادپرستانه و شوونیستی را خواه از سوی حکومت و خواه از سوی گروه‌های دست‌راستی افراطی محکوم می‌کند و خواهان توقف این چرخه‌ی ستم و نامردمی است که به‌راستی در حکم وَهن به حیثیت انسان مترقی است.” در بیانیهٔ ابراز همبستگی “سندیکای کارگران شرکت واحد” می‌خوانیم: “سندیکای کارگران شرکت واحد با قاطعیت این سیاست‌های نژادپرستانه را که بر پایه‌ فضاسازی، اغراق، سناریوسازی، اتهام‌زنی، و نفرت‌پراکنی بنا شده‌اند، محکوم می‌کند.”

در اطلاعیهٔ “شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان” در محکوم کردن برخوردهای غیرانسانی با کودکان افغانستانی می‌خوانیم: “شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران با نگرانی عمیق، موارد مکرر خشونت، تحقیر، طرد، و تبعیض علیه کودکان افغانستانی ساکن ایران را رصد کرده و این‌گونه برخوردهای ضدانسانی را به‌شدت محکوم می‌کند.” در جای دیگری از همین اطلاعیه آمده است: “ما به‌عنوان معلمان این سرزمین بر این باوریم که هیچ خط مرزی، ملیتی، یا کاغذ هویتی نباید مانع دسترسی کودکان به آموزش، امنیت، و کرامت انسانی باشد. ما از تمامی نهادهای مدنی، فرهنگی، آموزشی، و حقوق بشری می‌خواهیم در برابر این روند خطرناک و ضدانسانی سکوت نکنند. دفاع از حقوق کودکان دفاع از آینده انسانیت است.” با اعلام همبستگی با کارگران، زحمتکشان، و کودکان مهاجر افغانستانی از اجرای سیاست‌های نژادپرستانه و ضد دمکراتیک رژیم مانع شویم!

 

جنگ، معیشتِ مردم، و منافعِ ملی

تجاوز رژیم جنایتکار اسراییل و جنگ دوازده روزه در شرایطی رخ داد که بحران‌های اقتصادی- اجتماعی سرتاپای جامعه را فراگرفته بود. آخرین آمار رسمی رژیم از افزایش ۳٫۳ درصدی تورم ماهانهٔ کالاها و خدمات مصرفی برای خانوارهای کشور در خرداد ماه امسال حکایت دارد. بر پایهٔ این آمار، تنها در طول یک‌ ماه، لبنیات و تخم‌مرغ، میوه و خشکبار و نان و غلات به‌ترتیب ۱۰٫۱ درصد، ۹٫۳ درصد، و ۶٫۷ درصد افزایشی تورمی داشته‌اند. این جنگ ویرانگر و سایهٔ سنگین ادامه آن، ضربه‌هایی سخت بر پیکر اقتصاد ورشکستهٔ کشور وارد کرده و زندگی و معیشت مردم را در تنگنایی هرچه بیشتر قرار داده است. همزمان با محدود شدن درآمد بخش بزرگی از زحمتکشان میهن از جمله دستفروشان و کارگران روزمزد و اخراج فله ای زحمتکشان به بهانه جنگ؛ کمبود و گرانی نیازهای حیاتی مردم از جمله افزایش قیمت انواع برنج به‌ویژه برنج ایرانی تا کیلویی ۳۰۰ هزار تومان، انواع گوشت از جمله مرغ تا کیلویی ۱۵۰ هزار تومان، گوشت ران گوسفندی تا تقریباً یک میلیون تومان و نیز افزایش قیمت روغن، شیر، قند و شکر، آرد و نان، مواردی قابل‌ذکر هستند. افزایش سرسام‌آور هزینه اجاره مسکن در شهرهای بزرگ، افزایش قیمت خودرو و خدمات مخابراتی را هم به این فهرست باید اضافه‌کرد. برخلاف توهم‌آفرینی‌های عامدانه و یا خوش‌بینانه پیرامون ظرفیت رژیم برای چرخش به‌سمت مردم و تبلیغ “آشتی ملی”، عملکرد حکومت بعد از آتش‌بس به‌روشنی نشان داد که سیاست‌های رژیم در هر وضعیتی همچنان در خدمت منافع کلان‌سرمایه‌داران استثمارگر بوده و هست. بنا به اخبار منتشر شده، دولت برای جلوگیری از سقوط بازار بورس و با هدف کمک حداکثری و برای شروع آن مبلغ ۶۰ هزار میلیارد تومان از جمله با برداشت از صندوق توسعه ملی به این بازار تزریق می‌کند. در حالی که بسته‌های حمایتی شامل تخفیف‌های مالیاتی، وام با بهره پایین، و دیگر تسهیلات برای جبران آسیب‌های وارده به صاحبان صنایع تدارک دیده‌می‌شود، تنها مبلغ ۵۰۰ هزار تومان در قالب کالا برگ به دهک‌های زیر خط‌فقر اول تا سوم در نظر گرفته شده و دهک‌های سوم تا هفتم، به‌رغم وعدهٔ پزشکیان، به‌دلیل عدم تأمین منابع مالی فعلاً از این کمک ناچیز هم محروم می‌مانند. صمدزاده، رئیس اتاق بازرگانی ایران، ضمن حمایت از طرح بسته حمایتی، اعلام می‌کند: “بخش خصوصی خواستار گسترش دامنه این بسته حمایتی به واحدهای تولیدی کوچک و متوسط با هدف حفظ اشتغال در این واحدها و در تمامی اقشار جامعه است” (تجارت، ۱۰ تیر). این گفته محتوای این بسته حمایتی را که در راستای منافع صاحبان صنایع بزرگ تهیه شده‌ است را به‌روشنی نشان‌ می‌دهد. از سویی دیگر شرایط جنگی باران “نعمت”ی شده‌ است برای کلان‌تاجران غارتگر؛ افزایش ۱٫۵ برابری واردات کالاهای اساسی و نیز آزادسازی واردات برنج، آزادسازی‌ای که هر ساله در مقطعی از سال ممنوع می‌شود، به بهانهٔ تنظیم بازار در کنار احتکار مایحتاج مردم و کسب سودهای هنگفت از جمله این “نعمت”‌ها برای این قشر زالو صفت بوده است. شدید فضای ارعاب و سرکوب و بگیروببند، موج جدید اعدام‌ها، از جمله صدور حکم اعدام برای دستگیرشدگان جنبش زن زندگی آزادی با برچسب جاسوسی برای اسراییل، کشتار زنان بلوچ، امنیتی کردن پدیده کول‌بری به‌منظور سرکوب و کشتار بیشتر آنان، اقدام ضد انسانی و رسوای اخراج ده‌ها هزار نفر از مهاجران زحمتکش افغانستانی، و اخیراً دستگیری تعدادی از نانوایان معترض به افزایش قیمت آرد در سقز، هیچ‌گونه جای خوش‌بینی در مورد تغییر یافتن واقعی سیاست حکومت در برابر مردم در جهت حفظ منافع ملی باقی نمی‌گذارد. مبارزه با دیکتاتوری، غارتگری، و استثمارگری رژیم ولایی و هم‌راستا با این‌ها بارِ سنگین دفاع از میهن و منافع ملی در برابر تجاوزها و اهداف جبههٔ متحد امپریالیسم و صهیونیسم و مبارزه برای صلح، بر دوش کارگران و دیگر زحمتکشان و میهن‌دوستان واقعی قرار گرفته است.

 

صدایِ رنج زندانیان انتقال داده شده از زندان “اوین” به زندان‌های “تهران بزرگ” و “قرچک” را بازتاب دهیم!

اخبار رسیده دربارهٔ وضعیت زندانیانی که به سبب بمباران وحشیانه و از پیش سنجیده رژیم نژادپرست و ضد مردمی اسرائیل از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل‌شده‌اند بسیار نگران کننده است. بر پایه این اخبار، تراکم زندانیان در اتاق‌های سالن ۹ زندان بسیار بالا است. وضعیت بهداشتی زندان بسیار اسفناک است و در داخل زندان هجوم انواع حشرات موذی به‌خصوص ساس بیداد می‌کند. مواد شوینده در دستشویی‌های زندان تمام شده‌ است و وضع سرویس‌های بهداشتی زندان بسیار بد است. ملاقات‌ها نیز برخلاف آیین‌نامه سازمان زندان‌ها که باید هفته‌ای یک‌ بار باشد به دو هفته یک ‌بار تبدیل شده و به‌جای آن‌که حضوری باشد به‌صورت کابینی صورت ‌می‌گیرد. کیفیت آب آشامیدنی زندان بسیار بد و غیربهداشتی است. وضعیت بسیار بد بهداشتی زندان‌های قرچک و تهران بزرگ ریسک ابتلا به بیماری‌های کلیوی و عروقی و ریوی و جهاز هاضمه را در بین زندانیان بسیار بالا برده ‌است. از سوی دیگر قیمت اجناس، آب و مواد غذایی و میوه در فروشگاه زندان بسیار گران شده ‌است به‌طوری‌که امکان خرید آن‌ها را برای زندانیان ناممکن کرده است. نگهداری زندانیان سیاسی با این شرایط وحشتناک در زندان بزرگ تهران و قرچک ورامین یادآور زندان کهریزک در دوران جنبش سبز است. نباید گذاشت فاجعه زندان کهریزک در این زندان‌ها تکرار شود. با اتحادمان برای آزادی زندانیان سیاسی صدای زندانیان را رساتر سازیم.

 

افزون‌تر شدن موارد سرکوب و صادر گردیدن حکم‌های اعدام را هم‌صدا با هم محکوم کنیم!

خبر افزایش دستگیری‌ها خصوصاً دستگیری فعالان صنفی و مدنی در روزهای اخیر موجی از نگرانی در بین نیروهای دمکراتیک و ملی به‌وجود آورده است. در روزهای گذشته از خبر صادر شدن حکم اعدام برای پنج نفر از بازداشت ‌شدگان خیزش “زن، زندگی، آزادی” در بوکان به‌همراه صادر شدن حکم‌های زندان برای برخی دیگر اطلاع یافتیم. خبر تأیید حکم اعدام بازداشت شدگان پرونده اکباتان و اجرای حکم اعدام عده‌ای به‌جرم جاسوسی نیز در شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت. به‌منظور سرعت بخشیدن به روند عادی سازی اعدام زیر عنوان جاسوسی، مجلس ایران هم‌زمان در حال تصویب قانونی است که فعالیت‌های اطلاعاتی یا جاسوسی برای “دولت‌های متخاصم” را “اِفساد فی‌الارض” طبقه‌بندی می‌کند که مجازاتش مرگ است. دستگیری‌های پرشمار و نیز اعدام‌ها و صادر شدن حکم‌های اعدام یادآور وضعیتی است که به اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ – فاجعهٔ ملی- منتهی شد. بی‌جهت نیست که در سایت خبرگزاری فارس مطلبی با عنوان: “چرا باید تجربهٔ اعدام‌های ۶۷ را تکرار کرد؟ ” تکرار اعدام‌های سال‌های دهه ۱۳۶۰ و از جمله کشتار موسوم به فاجعه ملی در تابستان ۱۳۶۷ را خواستار می‌شود.

به‌موازات صادر شدن حکم‌های اعدام روزی هم نیست که دستگیری فعالان صنفی و مبارزان سیاسی را شاهد نباشیم. بازداشت خشونت‌آمیز “ملک فرج بیگی”، فعال مدنی اهل بوکان، بازداشت “حسین واحدی”، عضو هیئت مدیرهٔ انجمن صنفی معلمان استان خراسان‌شمالی، برای تحمل یک سال حبس به‌اتهام “تبلیغ علیه نظام” و انتقالش به زندان بجنورد، و نیز احضار “بختیار رضوانی”، معلم و فعال صنفی استان کهگیلویه و بویراحمد به‌اتهام “تبلیغ علیه نظام” به دادگاه انقلاب گچساران، نمونه‌هایی مشخص از سرکوب فعالان صنفی هستند. در این هجوم به فعالان صنفی زیر فشار قرار دادن روزنامه‌نگاران نیز در دستورکار بوده است. برای مثال، “یاشار سلطانی”، روزنامه‌نگار و مدیرمسئول پایگاه خبری اسکان‌نیوز، پایگاه خبری‌ای که بارها به‌دلیل انتشار گزارش‌های انتقادی و افشاگرانه با پیگرد قضائی و امنیتی روبه‌رو بوده است، با شکایت گمرک ایران به‌اتهام “افترا و نشر اکاذیب” برای برگزاری جلسه دادرسی احضار شد. “امید فراغت”، روزنامه‌نگار ساکن کرج، نیز به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به دادگاه انقلاب تهران احضار شد.

مقابله با این موج سرکوب و خطر اعدام، به وجود جبهه‌ای واحد از نیروهای ملی و دمکراتیک نیاز دارد، جبهه‌ای که اعضایش حداقل بر خواسته‌هایی مانند “آزادی زندانی سیاسی” و “لغو حکم اعدام” می‌توانند توافق کنند.

 

محکومیت بین‌المللی هجوم‌های نظامی آمریکا به خاک ایران

در ساعت‌های نخست روز یکشنبه ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵/ ۱ تیرماه ۱۴۰۴، ایالات متحده آمریکا با انجام حمله‌هایی نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای و زیرساخت‌های راهبردی ایران، بحران سیاسی و امنیتی‌ای تازه‌ در خاورمیانه را رقم زد. این حمله‌ها که بدون مجوز “شورای امنیت سازمان ملل” انجام شد، واکنش‌هایی متعدد در سطح بین‌المللی برانگیخت. بخش قابل‌توجهی از کشورهای جهان این اقدام را نقضِ آشکارِ حقوق بین‌الملل، منشورِ سازمان ملل، و اصلِ حاکمیت کشورها دانستند و با انتشار بیانیه‌هایی رسمی آن‌ها را محکوم کردند.

در کنار این کشورها، شماری از دولت‌ها نیز موضعگیری‌هایی معتدل‌تر و محتاطانه‌تر داشتند. گرچه برخی از این کشورها ممکن است از نظر سیاسی با ایالات متحده همسو باشند یا نسبت به برنامهٔ هسته‌ای ایران نگرانی داشته ‌باشند، اما به‌دلیل آشکار بودنِ غیرقانونی بودن این اقدام نظامی ترجیح دادند از زبان دیپلماتیک استفاده کرده و بر لزوم بازگشت هر دو طرف به میز مذاکره تأکید کنند بدون آن‌که این حمله‌ها را تأیید یا حمایت کنند.

درعین‌حال، شماری از کشورها نیز به این حمله‌ها تا کنون واکنشی رسمی یا علنی نشان نداده‌اند که این خود نشانه‌ای از حساسیت شدید موضوع و محاسبه‌گری محتاطانه دولت‌ها در برابر بحران جاری است.

تمرکز ما در این مقاله بر کشورهایی است که حمله‌های نظامی ایالات متحده به ایران را به‌صراحت و با عبارت‌هایی روشن محکوم کرده‌اند. این کشورها، به‌‌رغم تنوع جغرافیایی، سیاسی، و اقتصادی، در یک نکته واکنشی همسان نشان داده‌اند و آن طردِ اقدام نظامی یک‌جانبه و دعوت به احترام به قانون بین‌الملل و بازگشت به گفت‌وگو است.

 

۱.‌  برزیل

وزارت خارجه برزیل، حمله به ایران را “نقض حاکمیت ملی و قانون بین‌الملل” خواند و اعلام‌کرد: “این اقدام‌ها می‌توانند منطقه را وارد جنگی ویرانگر کنند. ما به‌شدت آن‌ها را محکوم می‌کنیم و خواستار خویشتن‌داری فوری همهٔ طرف‌ها هستیم.” لولا داسیلوا، رئیس‌جمهور برزیل، نیز گفت: “قدرت نباید مجوز تجاوز باشد. آنچه رخ داد، تجاوز است و غیرقابل‌پذیرش.”

۲.‌  اسپانیا                                                                              

وزارت خارجه اسپانیا با انتشار بیانیه‌ای اعلام‌کرد:”استفاده از زور بدون مجوز، فاقد وجاهت قانونی است. ما حمله‌ها به ایران را محکوم می‌کنیم و خواهان بازگشت فوری به دیپلماسی هستیم.”

۳.‌  پرتغال

پارلمان پرتغال طی بیانیه‌ای رسمی بیان داشت: “حمله‌های اخیر [به ایران]، نقضِ صریح منشور سازمان ملل و اصل عدم مداخله است. دولت پرتغال این اقدام را محکوم می‌کند و خواهان موضع قاطع اتحادیهٔ اروپا [در این مورد] است.”

۴.‌  ونزوئلا

دولت ونزوئلا نیز بیانیه‌ای صادر کرد و گفت:”این تجاوزِ آشکار، تلاش برای شعله‌ور ساختن آتش یک جنگ منطقه‌ای است. ما به‌طورقاطع آن را محکوم می‌کنیم و در کنار ملت ایران ایستاده‌ایم.”

۵. کوبا

رئیس‌جمهور کوبا، میگل دیاز -کانل، اظهار داشت:”ایالات متحده بار دیگر منشور سازمان ملل را نادیده گرفت. ما این حمله‌ها را نقضِ مستقیم حقوق بین‌الملل می‌دانیم و قویاً آن را محکوم می‌کنیم.”

۶.‌  مکزیک

وزارت خارجه مکزیک در واکنشی صریح تأکید کرد: “تشدید تنش در خاورمیانه نگران‌کننده است. ما حمله به ایران را محکوم کرده و از همهٔ طرف‌ها می‌خواهیم گفت‌وگو را از سر گیرند.”

۷.‌ چین

وزارت خارجه چین اعلام‌کرد:”تجربهٔ [تجاوزات به] عراق و لیبی نشان داده‌اند که مداخلهٔ نظامی راه‌حل نیست، بلکه ریشهٔ بحران‌هایی بیشتر است. ما این حمله را محکوم می‌کنیم و از آمریکا می‌خواهیم از اقدام‌های تنش‌زا دست بردارد.”

۸.‌  روسیه

دولت روسیه با موضعگیری‌ای قاطع اعلام‌کرد:”حمله به زیرساخت‌های ایرانی، نقضِ آشکار منشور سازمان ملل و تهدیدی برای امنیت بین‌الملل است. ما این اقدام را به‌شدت محکوم می‌کنیم.”

۹.‌  عراق

دولت عراق که از همسایگان نزدیک ایران است، اعلام‌کرد:”ما این حمله‌ها را تجاوز به یک کشور مستقل می‌دانیم و آن را محکوم می‌کنیم. این اقدام‌ها امنیت کل منطقه را تهدید می‌کند. ”

۱۰.‌ عمان

وزارت خارجه عمان اعلام‌کرد:”اقدام‌های نظامی آمریکا، مغایر با اصول صلح‌آمیز بین‌المللی و غیرقابل‌پذیرش است. ما آن را محکوم می‌کنیم و بر ضرورت گفت‌وگو تأکید داریم.”

۱۱.‌  قطر

دولت قطر نیز با صدور بیانیه‌ای گفت:”تنش‌زایی و اقدام نظامی، بحران را تشدید می‌کند. ما این حمله‌ها را رد می‌کنیم و خواستار حل‌وفصل دیپلماتیک هستیم.”

۱۲.‌  عربستان سعودی

وزارت خارجه عربستان در واکنشی کم‌سابقه اظهار داشت:”ما حمله به ایران را نقض حاکمیت این کشور می‌دانیم. ریاض بر اهمیت حفظ ثبات منطقه‌ای و پرهیز از اقدام‌های یک‌جانبه تأکید دارد.”

۱۳.‌  لبنان

رئیس‌جمهور لبنان، ژنرال جوزف عون، در سخنانی هشدار داد:”منطقه توان تحمل بحرانی تازه را ندارد. ما حمله به ایران را محکوم می‌کنیم و خواستار توقف فوری خصومت‌ها هستیم.”

۱۴. شیلی

شیلی، در رهبری گابریل بوریچ، به‌طور قاطع این حمله‌های [آمریکا به ایران] را محکوم کرده است. رئیس‌جمهور شیلی در حساب رسمی خود در ایکس (توئیتر سابق) نوشت:”حمله به تأسیسات هسته‌ای، مخالف قوانین حقوق بین‌الملل است. شیلی این اقدام آمریکا را محکوم می‌کند. ما همواره از حقوق بشر و قوانین بین‌المللی حمایت خواهیم کرد. قدرت نباید مجوزی برای نقضِ این قوانین فراهم کند، حتی اگر ایالات متحده باشد. ما صلح می‌خواهیم.”

 

نتیجه‌گیری

هم‌سویی موضعگیری‌های این کشورها از چهار قارهٔ جهان نسبت به حملهٔ آمریکا به ایران نشان‌می‌دهد نه‌تنها از نظر حقوقی و اخلاقی این حمله زیر سؤال رفته است، بلکه از حمایت بین‌المللی نیز برخوردار نیست. اکثر این کشورها تأکید کرده‌اند که ادامه یافتن چنین رویکردهایی منطقه را وارد چرخه‌ای از خشونت و بی‌ثباتی خواهد کرد. راه‌حل جایگزین از دیدِ این کشورها بازگشتِ فوری به گفت‌وگو، رعایت حقوق بین‌الملل، و احترام به حاکمیت کشورها است.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۳۸، ۲۳ تیر ۱۴۰۴

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا