Uncategorisedکارگران و زحمتکشان

آشنایی با جنبش کارگری و سندیکایی کوبا

بررسی شرایط توسعه و پیشرفتی که اندیشه‌ها و عمل انقلابی در کوبا به آن دست یافته است، بدون ارزیابی تاثیری که جنبش کارگری در این کشور بر آن‌ها داشته است، غیرممکن است. نقش اتحادیه‌های کارگری در سوسیالیسم بسیار متفاوت از نقشی است که در سرمایه‌داری ایفا می‌کنند. انقلاب سوسیالیستی برای دادن حقوق کامل کارگران انجام می‌شود و این اشتباه است که دولت را به‌عنوان یک نهاد مستقل که مالک همه چیز است تصور کنیم. دولت سوسیالیستی چیزی نیست جز نماینده کل مردم، مردمی که صاحبان واقعی ابزار تولید هستند.

جنبش اتحادیه‌های کارگری کوبا دارای تاریخی طولانی و افتخارآمیز است. برای اولین بار این کارگران دخانیات بودند که در سال ۱۸۶۶/ ۱۲۴۵ خورشیدی، زمانی که کوبا هنوز زیر سلطه استعمارگران اسپانیا بود، “انجمن کارگران دخانیات هاوانا” را تأسیس کردند. طبقه کارگر این کشور به‌دلیل استثماری که از زمان به‌وجود آمدنش به آن تحمیل شده بود، از طریق اتحادیه‌های کارگری نه تنها به دفاع از حقوق کارگران پرداخت، بلکه در مبارزه علیه دیکتاتوری و سرکوب نقشی مهم و به‌سزا داشت و به کارگران نشان دادند که اتحادیه‌های کارگری بهترین راه برای بسیج کارگران هستند.

کارگران کوبایی در هر تاریخی که برای پرولتاریا اهمیت نمادین دارد، مانند اول ماه مه، با گردهم‌آیی‌هایی وسیع خواست‌های به‌حق‌شان را مطرح می‌کردند و در هر کنگره استراتژی‌هایی جدید را برنامه‌ریزی می‌کردند تا بتوانند سرمایه‌داران را به قبول خواست‌های‌شان وادار کنند. در این میان سرمایه‌داران برای ایجاد ترس در میان کارگران، بسیاری از رهبران اتحادیه‌های کارگری را قبل از انقلاب به‌دلیل سازش‌ناپذیری انقلابی، استقامت اخلاقی، تعلق مرامی کمونیستی، و توان‌شان برای بسیج طبقه کارگر به‌قتل رساندند، زیرا کارگران می‌دانند اعتصاب یکی از مؤثرترین روش‌هایی است که هنگام مطالبه حقوق‌شان می‌توانند به آن متوسل شوند.

تاریخ جنبش کارگری کوبا به‌طورعمده به دو دوره تقسیم می‌شود: مرحله قبل از انقلاب ۱۹۵۹/ ۱۳۳۸ و مرحله‌ای که پس از انقلاب آغاز شد و تا امروز ادامه دارد. در دوران جمهوری کوبا (۱۹۰۲-۱۹۵۸/۱۲۸۱- ۱۳۳۷)، مبارزه کارگران کوبا بخشی از یک جنبش انقلابی و ضد امپریالیستی بود که برای دفاع از حقوق طبقه کارگر تلاش می‌کرد. یکی از بزرگ‌ترین حرکت‌های ضد استبدادی و ضد استعماری طبقه کارگر کوبا اعتصاب عمومی سال ۱۹۳۳ / ۱۳۱۲ علیه دیکتاتوری جراردو ماچادو بود. ماچادو با حمایت ایالات متحده پس از نقض قوانین و تغییر غیرقانونی در آن‌ها برای تمدید کردن دوره ریاست‌جمهوری‌اش در سمتش باقی مانده بود. در این اعتصاب گسترده رانندگان اتوبوس، کارگران حمل‌و‌نقل، معلمان، کارگران دخانیات و نیشکر، شرکت فعال داشتند. این اعتصاب با حمله وحشیانه و جنایتکارانه ارتش روبرو شد، اما با پیوستن مغازه‌‌دارها و گاراژها، روزنامه نگاران، کارگران اسکله، کارگران راه آهن، و بسیاری دیگر به اعتصاب عمومی ۵ اوت  گسترش یافت. با این وجود پلیس به تظاهرکنندگان شلیک کرد که در نتیجه آن۲۰ کارگر کشته و تعداد کثیری نیز زخمی شدند. در پی این اعتصاب دستگیری‌های دسته جمعی برای درهم شکستن این حرکت اعتراضی و خروش عمومی انجام شد، اما کارگران بیشتری از جمله کارگران هتل و رستوران، پزشکان، نانواها، و سیگاربرگ سازها نیز به اعتصاب پیوستند.

پس از اعتصاب‌ها و اعتراض‌های گسترده، دیکتاتور ماچادو درنهایت و در ۱۲ اوت ۱۹۳۳ / ۲۲ مرداد ۱۳۱۲ از کوبا به باهاما گریخت و سپس در میامی پناهنده شد. با وجود این پیروزی، سرکوبی بیشتر بر ضد مردم به‌پاخاسته و این بار با هدایت فرمانده نظامی کوبا “فولگنسیو باتیستا”، صورت گرفت. در ماه مارس ۱۹۳۵ / ۱۳۱۴ حکومت نظامی توسط باتیستا به اجرا در آمد. با این‌حال، حرکت‌های اعتراضی‌ای بیشتر از جمله اعتصاب‌های گسترده در صنعت نیشکر در اواسط سال‌های دهه ۱۹۵۰ / ۱۳۲۹ در استان‌های هاوانا، کاماگوی، ماتانزاس و اورینته انجام شد و این بار زنان و دانشجویان نیز به‌حمایت از کارگران پرداختند. باتیستا برای درهم شکستن اعتصاب‌ها از نیروی پلیس و ارتش استفاده کرد که نتیجه آن زخمی شدن و دستگیری تعداد فراوانی از کارگران بود.

در طول این سال‌ها و تا ۱۹۵۸/ ۱۳۳۷ اتحادیه‌های کارگری گسترش یافته و رو به رشد گذاشتند. در آستانه انقلاب، تعداد اعضای  سندیکا‌های کارگری کوبا به بیش از یک میلیون نفر می‌رسید (یک نفر از هر پنج کارگر کوبایی عضو سندیکا بود) و در بسیاری از منطقه‌ها به‌ویژه در سانتیاگو، در اسکله‌ها، راه‌آهن، و کارخانه‌ها از جمله کارخانه‌های مشروب‌سازی “باکاردی”، کارگران سازماندهی قدرتمندی داشتند.

طبقه کارگر کوبا و سازمان‌های اتحادیه‌های کارگری آن نیز سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های سیاسی مستقل دارند و در سال ۱۹۵۹/ ۱۳۳۸ و در مبارزه برای سرنگونی باتیستا و پیروزی انقلاب این فعالیت‌ها به اوج خود رسید. یکی از این فعالیت‌ها‌ی موفق ، همکاری با فیدل کاسترو و دیگر مبارزان انقلابی کوبا در به‌قدرت رسیدن دولت انقلابی بود. فدراسیون کارگری کوبا که در سال ۱۹۳۹ / ۱۳۱۸ تأسیس شد، امروز یک سازمان توده‌ای مستقل پرجنب‌وجوش با حدود چهار میلیون عضو است که ۹۸ درصد نیروی کار کوبا را نمایندگی می‌کند.

در اول ژانویه ۱۹۵۹/ ۱۳۳۸ اوضاع به‌طور بنیانی تغییر کرد، زیرا از دل  انقلاب حکومتی توسط مردم و برای مردم برپا شد و کارگران به‌جای بردگان ابزار تولید، صاحبان ابزار تولید شدند. آرمان‌های دولت انقلابی با آرمان‌های کارگران کاملاً منطبق بود و آگاهی‌ای جدید و پرولتری شروع به شکل‌گیری کرد. دولت انقلابی طبقهٔ کارگر را یکی از ارکان‌های اساسی خود می‌دانست و کارگران به‌گونه‌‌ای درخور و شایسته و انقلابی به این موقعیت جدید پاسخ دادند. آنان بر گرفته از آگاهی طبقاتی‌شان، بی‌قیدوشرط  به‌حمایت از انقلاب پرداختند.

در شرایط کنونی کوبا هیچ کارگر یا رهبر اتحادیه کارگری کوبایی برای خواست‌هایش به فکر اعتصاب نیست، زیرا کارگران با بیان نگرانی‌های‌شان از مشکلات در جلسه‌ها یا با ارایه خواست‌های‌شان به‌طورمستقیم به رهبران اتحادیه‌ها برای حل مشکل، می‌توانند رسیدگی به آن‌ها را خواستار شوند. امروزه اعتصاب در کوبا غیرقابل تصور است، زیرا چنین اعتصابی ضربه‌ای به منافع اقتصادی هیچ سرمایه‌داری نیست، بلکه به منافع تمام کارگران کوبایی که صاحبان واقعی ابزار اصلی تولید کشور هستند ضربه وارد می‌کند. نقش اتحادیه‌های کارگری در سوسیالیسم از نقشی که در سرمایه‌داری دارد بسیار متفاوت است.  یک انقلاب سوسیالیستی برای دادن حقوق کامل به کارگران و سایر زحمتکشان انجام می‌شود و این اشتباه است که دولت را در مقام یک نهاد مستقل که مالک همه چیز است تصور کنیم. دولت سوسیالیستی چیزی نیست جز نماینده کل مردم، مردمی که صاحبان واقعی ابزار تولید هستند.

قانون کوبا حق تشکیل و پیوستن به اتحادیه‌های کارگری را تضمین می‌کند. از نظر قانونی، اساسنامه و قوانین اتحادیه کارگری کوبا باید توسط اعضای آن تأیید شود. اتحادیه‌های کارگری و اعضای آن‌ها همچنان در سیستم سیاسی و توسعه اقتصاد جزیره [کوبا] نقشی اساسی دارند. آخرین ارقام فدراسیون کارگری کوبا نشان می‌دهند حدود ۹۶ درصد از کل کارگران واجد شرایط عضویت در اتحادیه‌های کارگری هستند. اتحادیه‌های کوبا در هر دو بخش دولتی و خصوصی اقتصاد سازماندهی می‌شوند و آخرین ارقام نشان می‌دهند حدود ۷۰ درصد از اعضای اتحادیه‌های آموزش‌وپرورش، بهداشت، و خدمات عمومی زنان هستند. کارگران کوبایی حق دارند قرارداد کار کتبی داشته باشند و قراردادهای موقت و با مدت معین نمی‌توانند بیشتر از سه سال باشند. هفته کاری بر اساس ۸ تا ۹ ساعت در روز و یک هفته پنج روزه به ۴۰ تا ۴۴ ساعت محدود می‌شود و کارگران این حق را دارند تا دو هفته از مرخصی سالانه‌شان را برای آموزش روزانه به‌انتخاب خود اختصاص بدهند.

همچنین حق بهداشت و ایمنی در محل کار، کارفرمایان را ملزم می‌کند تا با ارائه آموزش‌های لازم و تجهیزات حفاظتی کافی، از بروز هرگونه خطری برای کارگران جلوگیری کنند و کارگران و اتحادیه‌ها حق دارند کاری را که خطرناک می‌دانند متوقف کنند. امروزه کارگران کوبایی در تدوین و کنترل برنامه‌های تولید شرکت‌ها مشارکت دارند  و اگر مدیریت به تعهداتش در قبال کارگران عمل نکند، اتحادیه صنفی آنان که بخشی از هیئت مدیره آن شرکت است، در آنجا حضور دارند تا هنجارهای تعیین شده رعایت و انجام شوند. جنبش کارگری کوبا در شورای دولتی نیز نمایندگان خود را دارد و در تصویب قوانین جدید در مجلس ملی نقشی مهم دارند. قانون جدید کار یکی از قوانینی است که کارگران قبل از این که برای تصویب نهایی به مجلس ارایه شود، در کنگره خود مورد بحث قرار می‌دهند و در صورت نیاز تغییرات لازم را در آن انجام می‌دهند. از‌این‌روی است که به‌روشنی می‌توان مشاهده کرد چگونه و چرا اتحادیه‌های کارگری و دولت کوبا در جهت هدف‌هایی یک‌سان کار می‌کنند و این نشان دهنده آن است که هیچ  تضادی بین آن‌ها وجود ندارد.

باید بر این مسئله توجه داشت که کوبا یک دولت کارگری سوسیالیستی است. ثروتی که از طریق تولید کالا و خدمات ایجاد می‌شود از آن برای بهبود زندگی همه مردم استفاده می‌شود، نه برای سود بردن چند نفر و اتحادیه‌ها هم مستقیماً در حل بسیاری از چالش‌هایی که جامعه کوبا با آن مواجه است فعال هستند. یکی از این چالش‌های بزرگ و اصلی که فشاری بی‌حد را بر کوبا وارد کرده است، محاصره‌های غیرانسانی و جنایتکارانه اقتصادی، مالی، و تجاری ایالات متحده است، محاصره‌هایی که پس از انقلاب ۱۹۵۹ / ۱۳۳۸ علیه این کشور صورت گرفته است. این مسئله خود کاهش جدی توان اقتصادی کوبا برای برون‌رفت از صدها سال توسعه‌نیافتگی استعماری را سبب می‌شود.

کارگران کوبا نیروی پیشرو در ساختن سوسیالیسم و تضمین کننده این هستند که نیازهای اساسی برای یک زندگی انسانی در دسترس همه قرار بگیرد. این شامل مراقبت‌های بهداشتی و آموزش رایگان و باکیفیت، به‌علاوهٔ دسترسی به فرهنگ و ورزش است. در مرکز شهر “هولگین”، یک نقاشی دیواری بر دیوار نقش بسته که بر روی آن نوشته شده است: “امروز ۳۰۰ میلیون کودک در خیابان‌ها می‌خوابند، ولی هیچ یک از آنان کوبایی نیست.” این نتیجه اقتصاد سوسیالیستی آنان است.

ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۰، ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا