به سوی آینده

سخن نخست:دست‌ها از ایران کوتاه

و تو نمی‌دانی وطن چیست!۱

 

سرانجام آنچه ما در سال‌های گذشته همواره نگرانش بودیم و وقوع آن را  هشدار می‌دادیم و سران رژیم با قاطعیت آن را رد می‌کردند رخ داد. تجاوز جنایتکارانۀ اسرائیل با پشتیبانی کامل ایالات متحدۀ آمریکا به خاک ایران در سپیده‌دم ۲۳ خردادماه جنگ ۱۲ روزه و اوج‌گیری تنش‌ها را در خاورمیانه کلید زد. درست یک سال پیش در مردادماه ۱۴۰۳ در همین صفحه در ”سخن نخستِ“ شمارۀ ۸ گاهنامۀ ”به‌سوی آینده“ برپایه خبرهایی که به دست ما رسیده بود و بر اساس تحلیلِ گزارش‌ها و فعل و انفعالات در منطقه به‌روشنی نوشتیم:”رژیم فاشیستی اسرائیل که در میان رهبران آن فاشیست‌های نام‌‌و‌‌نشان‌دار و محکومان و جنایتکاران جنگی‌ وجود دارند مدت‌هاست که تلاش می‌کند تا صورت مسئلۀ بحران میان رژیم اسرائیل و مردم فلسطین را از نو و دوباره بنویسد. این رژیم در تلاش است تا بحران میان رژیم اسرائیل و مردم فلسطین را به مسئله میان اسرائیل و ایران بدل کند و ایران را به جنگی نابودکننده بکشاند…“

چهار ماه پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه در اسفندماه ۱۴۰۳ نیز در ”سخن نخست“  شمارۀ ۱۰ گاهنامۀ ”به‌سوی آینده“ نوشتیم:”رژیم راسیستی و جنگ‌طلب اسرائیل که در ماه‌های گذشته بخش‌هایی از خاک سوریه و لبنان را نیز اشغال کرده است در تلاش است تا با بازتقسیم خاورمیانه، جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر دهد و با همدستی دولت ایالات متحدۀ آمریکا هرچه زودتر (و پیش از بازسازی نیروهای حماس و حزب‌الله) با بمبارانِ مراکز هسته‌ای، موشکی و دفاعی ایران توان نظامی و ظرفیت بازدارندگی ایران را به‌کلی از بین ببرد و برتری نظامی خود را در منطقه تثبیت کند.“

شوربختانه اما به هشدارهای جدی و روشن ما توجهی نشد. علی خامنه‌ای، مسئولان درجه اول، سران و فرماندهان نظامی رژیم متکبرانه آغاز هرگونه درگیری نظامی و تجاوز به ایران را همواره رد می‌کردند. ازهمین‌روی نیز به‌گونه‌ای بسیار دردناک با حملۀ نظامی غافلگیرانه و برق‌آسای رژیم فاشیستی اسرائیل روبه‌رو شدند.

دولت اشغالگر  اسرائیل به ریاست نتانیاهو که می‌توان او را ”شرِ مطلق“ نامید از  ۷اکتبر ۲۰۲۳ / ۱۵ مهرماه ۱۴۰۲ کوشیده است تا با استفاده از جنگ، برخورد نظامی، ترور و هر شکل ممکن دیگر توازن قوا در غرب آسیا (خاورمیانه) را به‌گونه‌ای جدی و آشکار به سود خویش تغییر دهد. دولت جنایتکار نتانیاهو از هیچ‌گونه تباهی روی‌گردان نیست و تاکنون نیز با کشتار بیش از ۶۰ هزار تن  فلسطینی و با فرودآوردن ضربه‌هایی مرگبار بر حماس، حزب‌الله و با شکستن مقاومت کشور لبنان و فروپاشی و از پای درآوردن حکومت اسد و ازهم‌گسیختگی شیرازۀ کشورِ سوریه و تصرف بخش‌هایی از هر دو کشور لبنان و سوریه به نتایجی فوق العاده مهم و حساس رسیده است. دولت نتانیاهو اما با حمله به ایران و تلاش برای فرود آوردن ضربه‌ای جدی و قاطع بر حاکمیت ملی میهنمان درپی آن بود تا سیادتِ بلامنازع خود را بر منطقۀ خاورمیانه به‌گونه‌ای بازگشت‌ناپذیر تثبیت کند. رژیم جنایتکار نتانیاهو در هماهنگی کامل با دولت راستِ افراطی ترامپ مترصد بودند با فروپاشی شیرازۀ کشور، در گام‌های بعدی و به شکل‌های گوناگون ازجمله با گسیل نیروهای مزدور خود به درون کشور و با پیشبرد سناریوهایی که در دیگر کشورها مانند لیبی و سوریه اجرا کردند، میهنمان را از درون منفجر و متلاشی کنند و در مرحلۀ نهایی با تقسیم کشور به بخش‌هایی قابل کنترل از سوی امپریالیسم و اسرائیل آن را به‌طور کامل تجزیه کنند. ایستادگی و همبستگی درخشان و حماسی مردم میهنمان- در عین مخالفت عمیق و گستردۀ آنان با حکومت ولایی- اما مانع تلاشی و فروپاشی کشور شد و نگذاشت سودای بلندپروازانۀ اسرائیل و  امپریالیست‌ها عملی شود.

شر انسان‌ها می‌ماند.۲

به‌راستی تنها شر ”انسان“هایی چون نتانیاهو و ترامپ برجای می‌ماند. این را تجربۀ زیستۀ مردم خاورمیانه و جهان که چیزی جز سالوس و آدمکشی را از امپریالیسم ندیده‌اند تأیید می‌کند. دسیسه‌ها و فریبکاری‌های اسرائیل و امپریالیسم به‌سرکردگی امپریالیسمِ آمریکا به‌هیچ‌وجه پایان نیافته است. ما امروز نیز هشدار می‌دهیم که همچنان باید هشیار بود. ماه‌های پیش روی به‌ویژه ماه‌هایی حساس برای کشورمان هستند. گزارش‌ها نشان از تجهیز سرسام‌آور نظامیِ اسرائیل و زدوبندهای نهانی میان اسرائیل و آمریکا و دورخیزی دیگر برای واردآوردن حمله‌ای برق‎آسا و سنگین‌تر از پیش را دارند. امروز روشن شده که اسرائیل نمی‌توانسته است بدون داشتن همکاران و نیروهای عملیاتی و اطلاعاتی سازمان‌یافته در داخل خاک ایران اقداماتی مانند ترور فرماندهان عالی‌رتبۀ نظامی، دانشمندان هسته‌ای و بمباران مراکز کلیدی و زیرساخت‌های مهم  را عملی سازد. گذشته‌ازآن غافلگیری جمهوری اسلامی تنها در زمینۀ نظامی نبود بلکه این غافلگیری و رودست خوردن در زمینه‌های اطلاعاتی و امنیتی نیز بوده است.

رژیم اسرائیل و درواقع سازمان اطلاعات و عملیات ویژۀ اسرائیل ”موساد“ ده‌ها سال است که در پی پیشبرد برنامه‌های جاسوسی، نفوذ در عالی‌ترین ارکان و ارگان‌های حکومت و  همچنین گسیل و ”کاشتن“ نیروهای عملیاتی خود در خاک ایران است. ”نفوذ“ البته تنها به معنای جاسوسی و دسترسی به اخبار سری نیست، بلکه همچنین تلاش در تعیین الویت‌ها، طرح و برجسته کردن اندیشه‌های افراطی و القا ذهنیت‌های نادرست و پوسیده و دادن ”نشانی‌های اشتباه“ به حاکمان، جامعه و افکار عمومی نیز هست. و این البته در حکومت جمهوری اسلامی چیزی جدید نیست. برای نمونه می‌توان از ارتباط سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی بریتانیا، آمریکا، پاکستان، ترکیه و اسرائیل در مهرماه ۱۳۶۱ از طریق جواد مادرشاهی و حبیب‌الله عسگراولادی با سرویس‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی و القای اتهام فعالیت‌های جاسوسی و برنامه‌ریزی کودتا از سوی حزب تودۀ ایران نام برد. برپایۀ همین پرونده‌سازی‌ها و اتهام‌های دروغین بود که یورش‌های وحشیانه و خونین رژیم ولایت فقیه علیه حزب تودۀ ایران سازماندهی شد. توده‌ای‌ها به غل و زنجیر کشیده شدند و در ماه‌ها و سال‌های بعد صدها توده‌ای میهن‌دوست از جمله مجرب‌ترین و باسوادترین فرماندهان نظامی ارتش مانند ناخدا بهرام افضلی و یارانش که در نبرد با ارتشِ متجاوز صدام حسین دلیرانه و هوشیارانه می‌جنگیدند اعدام شدند.

نفوذ عواملِ بیگانه در حکومت کژنهاد جمهوری اسلامی کاری سخت و پیچیده نیست. در جمهوری اسلامی آنچه کارساز و تسهیل‌گر دریافت پست و مقام است نه میهن‌دوستی، سواد، لیاقت و داشتن اندیشه‌های انسانی که همانا داشتن ریش و تسبیح، داغی بر پیشانی، دانستن شمار تکه‌های کفنِ میت و داشتن اندیشه‌هایی پوسیده و دادن شعارهای افراطی است. ازهمین‌روی باید گفت که حکومت جمهوری اسلامی در طی این سال‌ها به ”لانۀ جاسوسی“ اسرائیل بدل شده است. شگفتی‌آور آنکه حتی در این روزها و پس از تجاوز جنایتکارانۀ اسرائیل و آمریکا به کشورمان و قتل بیش از هزار تن از هم‌میهنانمان و ارتکاب جنایت‌های جنگی مانند قتل غیرنظامیان،بمباران زندان اوین و همچنین مراکز هسته‌ای و زیرساخت‌های حساس کشور و در شرایطی که ارکان اساسی و ارگان‌های مهم لشگری و کشوری حکومت از جاسوسان ”موساد“ لبریز است به‌یک‌باره در کشور جو ضدکمونیستی و ”ضدتوده‌ای“ بالا گرفته و دوباره بازار دادن ”نشانی‌های اشتباه“ گرم شده است.

هنوز برخورد حکومت با نوارهای صوتی و کاست‌های ویدیو و گسیل نیروهای کماندویی و ضربتی از پشت بام‌ها برای ”تسخیر“ و تخریب بشقاب‌های ماهواره و همچنین حمله‌های شیمیایی به دختران بی‌گناه دانش‌آموز و ”طرح نور“ و وَن‌های سفیدرنگ با ماموران یونیفورم‌پوش و زنان چادری و برخورد قهرآمیز آنان با دختران و زنان شجاع ایران در سطح شهر و شلاق زدن‌ها در روح و روان جامعه زنده است. این حکومت تا آخرین لحظه‌ها پیش از تجاوز اسرائیل به کشورمان نیز سرگرم فرستادن پیامک برای زنان به‌اصطلاح ”بدحجاب“ بود و برای مبارزه با ”سگ‌چرانی“ و حمل سگ در ماشین قانون می‌نوشت و ترفند می‌چید.

با همۀ این تحقیرها و مردم‌آزاری‌ها در کنار سرکوب سیستماتیک آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و فساد ساختاری و بحران‌های فزایندۀ آب، برق، گاز و تورم لگام‌گسیخته، بیکاری، فقر و… که به‌حق اکثریت قاطع مردم را به مخالفت و رویارویی با حکومت جمهوری اسلامی کشانده است، اما اوج درخشان جنگ ۱۲ روزه را باید در عاملیت، ایستادگی و همبستگی ملی و غرورآفرین مردم در ایفای نقش اجتماعی خود و دفاع از میهن و یک‌پارچگی کشور دانست. مردم میهن‌دوست، فهیم و رشید ایران به‌خوبی می‌دانند که حاکمان جمهوری اسلامی میهمانانی ناخواسته‌اند که دیریازود رفتنی‌اند اما آنچه می‌ماند این وطن است و توده‌های مردم شرافتمند ایران‌‌. رژیم ولایی نیز به‌‌هیچ‌روی نمی‌تواند ایستادگی مردم در برابر تجاوز بیگانگان را به حساب دفاع مردم از حکومت جمهوری اسلامی و ”اسلام سیاسی“ بگذارد.

جنگ ۱۲ روزه اما به‌روشنی نقاب از چهرۀ میهن‌دوستان دروغین نیز برگرفت. سلطنت‌طلبان و دیگر نیروهای وابسته به بیگانگان، این ”میهن‌پرستان“ دروغین که در همراهی و همگامی با متجاوزان اسرائیلی و آمریکایی سر از پا نمی‌شناختند و دهانشان آب افتاده بود تا بر بستر رنج‌های مردم و متلاشی شدن میهن، سوداها و رویاهای خودخواهانۀ خود را بنا کنند بار دیگر در پیش تودهای مردم رسوا شدند.

بار دیگر نشان داده شد که بازدارندگی واقعی که حافظ منافع ملی و یک‌پارچگی کشور است از همبستگی ملی و پشتیبانی مردم نشئت می‌گیرد. به‌گفتۀ اسپینوزا:

”صلح نبودن جنگ نیست. فضیلتی است که از نیرومندی جان می‌زاید“ ۳

 

”صلح“ تنها به معنای عدم تبادل آتش با نیروی نظامی بیگانه نیست و پیش‌ازآن و بیش‌ازآن از ”صلح درونی و اجتماعی“ در داخل کشور نیرو می‌گیرد و معنا می‌یابد. اما آیا حکومت متکبر و خودشیفتۀ جمهوری اسلامی این نکتۀ مهم را فهمیده است یا آگاهانه خود را به نادانی می‌زند؟ این حکومت اگر وضعیت درونی کشور و تهدیدهای خارجی آن را در این اوضاع پرآشوب جهان خوب می‌شناخت، احساس مسئولیت می‎کرد و ذره‌ای خردمندی می‌داشت بی‌گمان در این شرایط حساس تلاش می‌کرد تا بر انسجام و همبستگی ملی در درون کشور بیفزاید. دراین راه نخستین گام آزادی بلادرنگ زندانیان سیاسی، صنفی و عقیدتی و همچنین آزادی مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد است. شواهد اما نشان می‌دهند که رژیم ولایی آگاهانه نمی‌خواهد حتی صورت مسئله را بفهمد و به‌عمد خود را به تجاهل می‌زند. ذهنیت معیوب و بستۀ رژیم ولایی نسبت به زندانیان سیاسی را می‌توان از سخنان الیاس حضرتی برداشت کرد. او که رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت پزشکیان است در نشستی که در روز ۱۹ مردادماه با رئیس قوۀ قضائیه برگزار شد با وقاحت تمام همراه با پوزخند و لودگی تنها از ۵ ”زندانی سیاسی“ در حکومت جمهوری اسلامی نام برد که این اظهارنظر بی‌شرمانۀ او با واکنش‌هایی گسترده در جامعه روبه‌رو شد.

شوربختانه شمار دقیق زندانیان سیاسی در ایران مشخص نیست. به‌دلیل تعریف بسیار محدود حکومت جمهوری اسلامی از ”زندانی سیاسی“ بسیاری از مخالفان و معترضان به عنوان ”زندانی امنیتی“ تعریف می‌شوند. ولی  به‌طور قاطع باید گفت که صدها زندانی سیاسی، صنفی و عقیدتی هم‌اکنون در زندان‌های جمهوری اسلامی دربندند. چند روز پیش عمادالدین باقی پژوهشگر حوزۀ حقوق بشر لیستی از ۷۰ ”زندانی سیاسی“ (بنا به تعریف حکومتی آن) را تهیه کرد تا در اختیار رئیس قوه قضائیه قرار بگیرد. گفتنی است که تنها در صبح روز جمعه ۱۷ مردادماه ۱۰ تن از زندانیان سیاسی بی‌دفاع شامل ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاج‌زاده، مهدی محمودیان، امیرحسین موسوی، حسین شنبه‌زاده، خشایار سفیدی، محمدباقر بختیار، سعید احمدی، سیامک ابراهیمی و مطلب احمدیان در حین انتقال از زندان تهرانِ بزرگ به زندان اوین و به علت مخالفت آنان با زدن دستبند از سوی نیروهای انتظامی، امنیتی و لباس‌شخصی بر زمین زده شدند و با باتوم و لگد بر سر و تن آنان زده شد. تهِ ”وفاقی“ که پزشکیان بیش از یک سال است از آن دم می‌زند اینک به ضرب‌وشتم وحشیانۀ زندانیان شریف و آزادی‌خواه کشور انجامیده است. جمهوری اسلامی حتی در این شرایط حساس کشور نیز از صدور احکام جابرانۀ اعدام و اجرای آن دست برنداشته است.

جمهوری اسلامی کوته‌بینانه و بدون احساس مسئولیت فکر می‌کند که با پایان جنگ ۱۲ روزه ”خَرش از پل گذشته“ است و می‌تواند به‌شیوۀ مألوف و همیشگی‌اش رفتار کند. رژیم ولایی با اعمال زور و سرکوب در داخل کشور و پیشبرد سیاست‌های ماجراجویانه در خارج از کشور، منافع ملی و تمامیت ارضی کشور را به لبۀ پرتگاه کشانده است. حزب تودۀ ایران در این شرایط حساس نیروهای چپ، ملی و مترقی را فرا می‌خواند تا برای نجات کشور از فروغلتیدن هرچه بیشتر در ورطۀ جنگ و تلاشی متحد شوند و جایگزینی معتبر و شایستۀ کشور را برای دفاع از صلح، استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی و گذار از رژیم جمهوری اسلامی پدید آورند.

 

بن‌مایه‌ها و پی‌نوشت‌ها:

۱- الهام گرفته از شعر ”قصیده برای انسان ماه بهمن“ اثر احمد شاملو

۲- نمایشنامۀ ”ژولیوس سزار“ اثر ویلیام شکسپیر، پردۀ سوم، صحنۀ دوم، ۱۶۲۳

۳- کتاب ”جان شیفته“ اثر رومن رولان، ترجمۀ م.ا. به‌آذین، انتشارات نیلوفر، چاپ هفتم، ۱۳۷۳، ص ۲۲

***

به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۲، مردادماه ۱۴۰۴

 

 

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا