فلسطین برقرار خواهد ماند
بهزاد نوید
در وضعیتی که غزه در آن بهسر میبَرَد- با توجه به تصمیمی که دولت فاشیستی اسرائیل مبنی برتصرف و ادارۀ غزه تصویب کرده است- شرایط بسیار وخیم و دهشتناک مردم غزه را دو چندان بدتر خواهد کرد. تظاهرات همبستگی دهها میلیونی مردم اَقصیٰ نقاط جهان با مردم غزه و فلسطین بهرغم دستگیریها و سرکوب ادامه دارد. در تظاهرات روز شنبه نهم اوت/ ۱۸ مردادماه ۱۴۰۴ در لندن، پلیس از دستگیری ۴۶۶ نفر بهعلت اقدام تروریستی خبر داد. این بزرگترین تعداد دستگیری در یک تظاهرات مدنی در تاریخ لندن است. مردم فقط پلاکاردهایی با شعارهای “من مخالف نسلکُشی هستم” و “من حامی فلسطین هستم” را حمل میکردند.۱
بر اساس آمارهای اعلام شده از طرف منابع بهداشتی، حدود ۲۰۰ فلسطینی از گرسنگی در غزه تا کنون (هفتم اوت/۱۶ مردادماه) جان باختهاند که ۹۵ تن آنان کودک هستند. هزار و ۴۰۰ فلسطینی تا کنون در حین گرفتن کمکهای انسانی در مراکز اعلام شده برای دریافت کمکهای انسانی توسط ارتش جنایتکار اسرائیل کشته و ۷ هزار نفر زخمی شدهاند.۲
فقط با تحریم تسلیحاتی و اقتصادی رژیم نژادپرست اسرائیل میتوان آن را به عقبنشینی وادار ساخت
با وجود اینکه بهرسمیت شناختن کشور فلسطین بسیار ضروری است، اما در حال حاضر حتی نزدیک به فوریترین اولویت هم نیست. غزه در قحطی است، جایی که ۱۰۰ درصد از جمعیت باقیمانده آن با ناامنی غذایی مواجه هستند، زیرا دولت اسرائیل عمداً مانع ورود کمکها میشود و تقریباً زیرساختها و اکوسیستم طبیعی را که این سرزمین میتوانست برای تغذیه خود از آن استفاده کند، بهطورکامل نابود کرده است. برای اکثر اهالی غزه، تنها راه تهیه غذا از طریق کمکهای اسرائیل است، چه از طریق پرتابهای هوایی پراکنده که گاهی اوقات باعث کشته و زخمی شدن افرادی میشود که محمولهٔ کمکی روی آنان فرود میآید و چه از طریق تعدادی انگشتشمار از مراکز امدادرسانی از طریق زمینی که به محل تیراندازیهای روزانه و سادیستی ارتش اسرائیل تبدیل شدهاند. حتی اگر فردا کمکها و از جمله تجهیزات پزشکی به غزه سرازیر شوند- که نخواهند شد- هزاران، شاید دهها هزار کودک همچنان در هفتهها و ماههای آینده در معرض مرگهای تدریجی، دردناک، و وحشتناک ناشی از گرسنگی قرار خواهند گرفت، واقعهای که رئیس سازمان بینالمللی پناهندگان به روی دادن آن اینگونه هشدار داده است: “مرگ و میر ناشی از گرسنگی در مقیاس وسیع” است که غیرقابل برگشت خواهد بود.۳
در همین حال، اسرائیل در آستانهٔ الحاق سرزمینهایی است که قرار است کشور آینده فلسطین را تشکیل دهند. پارلمان این کشور بهتازگی با اکثریت قاطع به الحاق کرانه باختری رأی مثبت داده است، الحاقی که صرفاً به آنچه اساساً وضعیت موجود در این سرزمین است، رسمیت میبخشد. همزمان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در حال پیشبرد اقداماتی برای کنترل کامل غزه است. احتمالاً با در نظر گرفتن الحاق کامل- از جمله اشغال نظامی تقریباً یک چهارم قلمرویی که اسرائیل تاکنون کنترلی بر آن نداشته است- به “فتح کامل” که یکی از مقامها آن را نامیده است منجر خواهد شد، طرحی که درنهایت شامل اخراج جمعیت فلسطینی باقیمانده در سرزمین خود به گروهی از کشورها خواهد بود.۴
در تمام این مدت هر روز ارتش اسرائیل به کشتار دهها فلسطینی از طریق بمباران و تیراندازیها ادامه داده است. در طول دو هفتۀ گذشته، از ۲۴ ژوئیه تا ۶ اوت/ از ۲ تا ۱۵ مردادماه، ارتش اسرائیل بهطورمتوسط روزانه هفتاد فلسطینی را کشته است. بهطرزی باورنکردنی قربانیان بیش از نیمی از این کشتارها (سیوهشت نفر در روز) افرادی بودهاند که در محلهای کمکرسانی یا در حال حرکت به سمت چنین محلهایی برای دریافت غذا بودهاند. در حال حاضر تعداد کل افرادی که اسرائیل در حین تلاش برای دریافت کمک کشته است، از تعداد کشتههای اولیه در رویداد ۷ اکتبر / ۱۵ مهرماه ۱۴۰۲ که این کشور بر پایۀ آن همهٔ این جنایتها را توجیه میکند (و بعداً معلوم شد که بیش از حد تخمین زده شده است) فراتر رفته است.
به نظر نگارندۀ این متن اولویت فعلی این است که از یک سوی اسرائیل مجبور شود مرز را به روی سیل کمکهای بشردوستانه و امدادگران باز کند و از سوی دیگر جلوی پیشبرد برنامههایش برای اشغال مجدد غزه گرفته شود و همچنین بهطوردائم به جنگ یکجانبهای که از توقف آن خودداری میکند پایان دهد. و سپس تلاشی طولانی و بسیار پرهزینه برای پاکسازی حداقل سی و نه میلیون تُن زبالۀ سمی باقیمانده و بازسازی غزه را آغاز کند.
به نظر نگارندۀ این متن مجبور کردن اسرائیل به این اقدامات فقط و فقط از طریق تحریمهای وسیع و فوری میتواند صورت بگیرد. باید بیشترین فشارها را به دولتها برای اعمال تحریم اقتصادی وارد کرد. بر اساس آمارها، بیشترین حجم روابط اقتصادی اسرائیل در سال ۱۴۰۳ با جمهوری خلق چین و پس از آن با ایالات متحده است. چین با رقم ۱۹ میلیارد دلار بزرگترین صادرکننده به اسرائیل است و پس از آن ایالات متحده با رقم ۹٫۴ میلیارد دلار در جایگاه دوم و آلمان با رقم ۵٫۶ میلیارد دلار در جایگاه سوم قرار دارند. بزگترین وارد کننده ها از اسرائیل، سه کشور ایالات متحده آمریکا، ایرلند، و چین هستند. (اطلاعات مربوط به صادرات و واردات به/از اسرائیل در سال ۱۴۰۳/۲۰۲۴ از شبکۀ الجزیره گرفته شده است). ۵
درست است که برخی کشورها از جمله ایرلند و برخی از کشورهای آمریکای لاتین تصمیمی جدی برای تحریم گرفتهاند، منتها باید این روند را هم تسریع کرد و هم به کشورهای دیگر گسترش داد. مسلماً تحریم اقتصادی اسرائیل توسط جمهوری خلق چین میتواند بسیار مؤثر باشد.
البته باید گفت همۀ اینها پیششرطهایی اساسی برای تبدیل شدن یک کشور فلسطینی آینده به یک واقعیت عملی هستند. و احتمالاً باید به این لیست لغو تمام گامهای قانونی و عملی که دولت اسرائیل تنها در دو سال گذشته برای غیرممکن کردن آن برداشته است را نیز اضافه کرد، لیستی که شامل اخراج گسترده شهرکنشینان غیرقانونی از کرانه باختری و خروج نیروهای اسرائیلی از هر دو سرزمین خواهد بود.
به رسمیت شناختن یک کشور فلسطینی- با آگاهی کامل از اینکه چنین اقدامی به هر حال توسط دولت ترامپ وتو خواهد شد- هیچیک از این کارها را انجام نمیدهد: اجازه ورود کمکهای بشردوستانه را نمیدهد، جنگ را پایان نمیدهد و تلاشهای نتانیاهو برای اشغال نظامی دائمی غزه و “خلاص شدن از شر” فلسطینیهایی که هنوز در آنجا زنده هستند را متوقف نمیکند. میتوانیم با اطمینان بگوییم، که از زمان اعلام به رسمیت شناختن کشور فلسطین توسط رهبران غربی، رفتار اسرائیل بههیچوجه تغییر نکرده است.
این واقعیت که این اقدام برای ماه سپتامبر پیشنهاد شده است، کل ماجرا را حتی بیشتر به یک شوخی بیرحمانه تبدیل میکند و به نتانیاهو و ارتش اسرائیل حداقل یک ماه دیگر فرصت میدهد تا کودکان گرسنه تا سرحد مرگ را بکشند، غیرنظامیان را با مصونیت از مجازات قتلعام کنند و سرزمین فلسطین را ضمیمه اسرائیل سازند. پوچی نهایی علاوه بر همه اینها این است که همین کشورها همچنان به ارسال کمکهای نظامی به اسرائیل ادامه میدهند که برای توانایی آن در ادامۀ جنگ اساسی است.
یک برداشت بسیار خوشبینانۀ دیگر این است که بهرسمیت شناختن کشور فلسطین برای رهبران اسرائیل چنان منفور خواهد بود که آنان هر کاری از دستشان بربیاید برای جلوگیری از آن انجام خواهند داد، از جمله پایان دادن به نَسلکُشی و اِلحاقِ سرزمینهای فلسطینی. بر پایۀ این برداشت خوشبینانه رهبران اسرائیل نمیخواهند در موقعیتی قرار بگیرند که ادامه برنامههایشان آنان را در مقابل کل افکار عمومی جهانی و سازمان ملل قرار دهد.
اما این طرز فکر تا سرحد توهم، بسیار سادهلوحانه است. تنها در دو سال گذشته اسرائیل با کشتن صدها پرسنل سازمان ملل، حملۀ عمدی و مکرر به صلحبانان سازمان ملل، حمله و تخریب مدارس سازمان ملل، توطئه برای تضعیف موفقیتآمیز آژانس پناهندگان فلسطینی سازمان ملل، آژانسی که رسماً آن را یک سازمان تروریستی نامیده است، و متهم کردن سازمان ملل به یهودستیزی و حملۀ لفظی به آن، رکوردی جدید را ثبت کرده است. این در حالی است که این کشور دادستانهای دادگاه کیفری بینالمللی را بخشی از یک کمپین ارعاب برای از بین بردن اتهامهای جنایی علیه مقامهای اسرائیل تهدید کرد. آیا این بهنظر کشوری میرسد که به افکار عمومی جهانی یا آنچه سازمان ملل متحد فکر میکند اهمیت میدهد؟
بهسختی میتوان بدبین نبود و گمان نکرد که این فشار ناگهانی برای تشکیل کشور فلسطین، تنها یک راه جدید و خلاقانه برای رهبران جهان است تا از انجام هر کاری برای متوقف کردن قتلعام اسرائیل خودداری کنند. افکار عمومی در سراسر جهان بهشدت علیه آنچه اسرائیل انجام میدهد تغییر کرده است و درکی فزاینده از اینکه همه چیز در چند سال آینده، چه رسد به دههها، چقدر بد بهنظر خواهد رسید، وجود دارد.
گفتن اینکه شما سعی کردید کشور فلسطین را به رسمیت بشناسید، به شما این امکان را میدهد که ادعا کنید کاری جسورانه را بهطرفداری از فلسطین به خاطر افکار عمومی و آیندگان انجام دادهاید، در حالی که میدانید این کار منجر به هیچ محدودیتی واقعی علیه اسرائیل نخواهد شد، کافی و صادقانه نیست. با انجام این کار از برداشتن گامهای ضروری اما از نظر سیاسی پرچالش برای پایان دادن به این کشتار وحشتناک، یعنی تحریم تسلیحاتی یا تحریمهای اقتصادی و دیپلماتیک، اجتناب میکنید.
فکر میکنید این خیلی سختگیرانه است؟ برای نمونه دولت بریتانیا که اکنون مشتاق و کاملاً طرفدار حمایت از یک کشور فلسطینی است، تنها یک سال پیش گفت: “بهرسمیت شناختن کشور فلسطین نباید در آغاز یک فرایند جدید باشد”، بلکه “ما باید با حل بحران فوری غزه شروع کنیم.” البته، اکنون موضع این کشور برعکس است: بهجای شروع حل بحران فوری غزه، جهان باید ابتدا کشور فلسطین را بهرسمیت بشناسد.
عالی است که رهبران جهان ناگهان میخواهند یک کشور مستقل فلسطینی را به واقعیت تبدیل کنند. اما امتناع آنها از مهار واقعی اسرائیل این موضوع را به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل میکند. آنان در مسیر بهرسمیت شناختن یک کشور فلسطینی هستند که تمام قلمرو آن کاملاً متعلق به یک کشور دیگر و عاری از هرگونه فلسطینی زنده خواهد بود.
سخن آخر
این روزها مصادف با دو رویداد مهم است که میشود گفت نزدیکی و ارتباطی زیاد با غزه و فلسطین دارند:
- یکی هشتادمین سالگرد فاجعۀ بمباران هستهای هیروشیما و ناگازاکی است که در ششم و نهم اوت ۱۹۴۵/ ۱۵ و ۱۸ مردادماه ۱۳۲۴ روی داد،
- و دیگری ”روز جهانی مردمان بومی جهان“ در نهم اوت/ ۱۸ مردادماه که امسال با توجه به وقایعای وحشتناک که در حال حاضر در غزه و همچنین شرایطی که در فلسطین اشغالی در جریان است طنینی ویژه و در واقع تأثرانگیزی دارد.
توشیوکی میماکی، رهبر “نیهون هیدانکیو”، سازمان ژاپنیای که بهدلیل فعالیتهای ضد هستهایاش مفتخر به دریافت جایزه صلح نوبل ۱۴۰۳/۲۰۲۴ شده است، وضعیتِ اَسَفناکِ کودکان در غزه را با کودکانی که تحت تأثیر بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی توسط آمریکا در سال ۱۳۲۴/۱۹۴۵ قرار گرفتهاند، مقایسه کرد. میماکی در یک کنفرانس خبری در توکیو گفت: “در غزه، کودکانِ خونی در آغوش( والدینشان) دیده میشوند. این وضعیت مانند ژاپن ۸۰ سال پیش است.” ۶
کودکان در هیروشیما و ناگازاکی پدران خود را در جنگ و مادران خود را در بمباران از دست دادند. آنان یتیم شدند. مقایسۀ غزه و هیروشیما با یکدیگر و شباهت وضعیتشان با هم توسط میماکی خشم اسرائیل را برانگیخت.
میماکی گفت: “افراد فداکارِ سرگرم به ارائهٔ خدمات به مردم در غزه” باید جایزۀ صلح نوبل را دریافت میکردند. او از کارکنان آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد برای پناهندگان فلسطینی در خاور میانه که نامزد دریافت صلح نوبل بودند، بهطورخاص نام برد.
میتوان گفت بخشی عمده از غزه پس از ۲۲ ماه بمباران شدید و بیوقفه توسط رژیم آپارتاید جنایتکار اسرائیل به جهنمی که هیروشیما و ناگازاکی پس از بمباران توسط آمریکا دیده و عکسبرداری شدهاند بدون هیچ اغراقی شبیه است. در واقع چندین تحلیلگر و پژوهشگر دانشگاهی همین مقایسه را انجام دادهاند و تخمین زدهاند که وزن مجموع سلاحهای پرتابشده بر این منطقه از اکتبر ۲۰۲۳ / مهرماه ۱۴۰۲حدود صد هزار تُن بوده است که معادل تقریباً هفت برابر سلاحهای پرتابشده بر هیروشیما است.
گفتنی است که رهبران بومیان آمریکای شمالی و بقیۀ نقاط جهان نیز بارها بهمناسبتهای مختلف همبستگی خود را با مردم غزه و فلسطین اعلام کردهاند. آنان نسلکُشی بومیان را با نسلکُشی در غزه مقایسه کرده و میگویند: “شباهت شرححال ما با یکدیگر واقعی است. … همان سیستمی که نسلکُشی بومیان آمریکا را انجام داد، اکنون عامل نسلکُشی درغزه است” (گروه “اِن دی اِن” در جریان تظاهرات “راهپیمایی ملی واشنگتن: آزادی فلسطین”).
مجمع بومیان کانادا با تصویب قطعنامهای در دسامبر ۲۰۲۳/ دی ماه ۱۴۰۲ فلسطینیها را به عنوان مردم بومی بر اساس قوانین بینالمللی بهرسمیت شناختند و “آتش بس دائمی”، “پایان اِشغال”، و “رعایت حقوق بشر در سرزمینهای بومی” را خواستار شدند.
مردم فلسطین به همبستگی جهانی نیروهای مردمی شدیداً نیاز دارند. باید از تمامی شیوهها برای فشار به دولتهای امپریالیستی و دولتهای دیگر از جمله جمهوری خلق چین برای اعمال تحریمِهای نظامی و اقتصادی علیه اسرائیل و نیز اعمال آتشبس فوری استفاده کرد.
بنمایهها:
۱- https://shorturl.at/HfpUR
۲- مصطفی برغوثی نماینده و عضو پارلمان فلسطین در مورد جان باختگان فلسطینی: https://rb.gy/dmbxym
۳-https://short-link.me/1b5zA
۴- پارلمان اسرائیل رای به الحاق کرانۀ باختری داد
https://short-link.me/1b5AE
۵-گزارش الجزیره از مبادلات اقتصادی کشورهای مختلف با اسرائیل
https://short-link.me/16FTr
۶- https://short-link.me/16FV7
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۲، مردادماه ۱۴۰۴




