چگونه »لیتیوم« به کانونِ بحرانی تازه در سطح جهان بدل شد
ترجمۀ مهرداد آرام
یک گروه سهنفرهٔ محققان نوآوریها در عرصه علوم شامل مریم گااونلت، لیام شاو، و راکس میدلتون مینویسند لیتیوم برای باتریها سرچشمهای کلیدی است- اما از آنجا که ذخیرههای لیتیوم تنها در شرایط اقلیمیای نادر یافت میشوند، استخراج آن به یک نقطه تنشزا در عرصه ژئوپلیتیک میان غرب امپریالیستی و بقیه جهان تبدیل شده است. لیتیوم از دوران بسیار کهن وجود داشته است. لیتیوم یکی از سه عنصری بود که همراه با “هیدروژن” و “هلیوم”، در مهبانگ یا انفجار بزرگ (“بیگبنگ”) درهم آمیختند. لیتیوم در شکل عنصریاش، فلز سفید گچیای قلیایی است و بهاندازهای نرم است که با چاقو بریده میشود. لیتیوم به دلیل واکنشپذیری بالا ناپایدار است و بهطور طبیعی به شکل عنصری بر روی زمین یافت نمیشود.
این عنصر بیشتر به صورت ترکیبی با عنصرهای دیگر در سنگهای آذرین یافت میشود که معمولاً به شکل معدنی (ترکیب با عناصر دیگر) در سنگهای آذرین یافت میشود که از سرد شدن و فِسُردن یا یخ زدن گدازههای آتشفشان در ژرفای سطح زمین شکل میگیرند. گونهای سنگ بهنام “گرانیت پگماتیت” میزبان بیشترین غلظت مواد کانی لیتیوم است. لیتیوم میتواند یکراست از این سنگها استخراج شود، مانند معدن گرینبوشز (greenbushes) در استرالیا که بزرگترین معدن لیتیوم جهان شمرده میشود. بیشتر سنگهای آذرین مقداری اندک از این فلز را در خود دارند. بااینحال، فرایندهای زمینشناختی میتوانند لیتیوم را در منطقههای گسترده و فرورفته سطح زمین و حوضهها به شکل شورآب متمرکز کنند.
برای نمونه، در ایالت نوادا در ایالات متحده منطقهای یافت میشود که ذخیرههای غنی لیتیوم آن بهتازگی از سوی اداره کانها و زمینشناسی نوادا همچون یکی از سرچشمههای کلیدیِ امنیت ملی و توسعهٔ اقتصادی ایالات متحده شناسایی شده است.
ایالت نوادا در منطقۀ حوضه و کوهستان آمریکای شمالی واقع شده است، منطقهای وسیع که از شمال غربی مکزیک تا بیشتر سرزمینهای داخلی غرب ایالات متحده گسترش مییابد. این منطقه به رشتهکوههای موازی و میانکوههای (درههای) متناوب شناخته میشود که در اثر فرایند گسترش پوستهای که حدود ۱۷ میلیون سال پیش آغاز شد، شکل گرفته است.
گسترش ادامهدار پوسته سبب همانباشتگی لیتیوم در ایالت نوادا شده است. ”گسترش پوستهای“ بهمعنای جدا شدن صفحههای قارهای بر اثر نیروهای دوردست است که به کشیدگی و دگرریختی این صفحهها میانجامد.
سنگهای لیتیومی نوادا بهطور خالص غنی از مواد کانی لیتیوم نیستند. اما لیتیوم بهدلیل ویژگی واکنشپذیری بالا، بسیار حلشونده است و بهراحتی از سنگهای اولیه جدا شده و وارد جویبارها میشود.
حوضههای نوادا روانآب این نهرها را درخود جمعآوری میکنند. در بسیاری از مکانهای دیگر، این حوضهها در نهایت به دریا میریزند، اما بهدلیل آبوهوای بیابانی نوادا و ارتفاع بالای این منطقه، آب در این حوضهها باقی ماند و به آبگیر تبدیل شد بهطوری که لیتیوم طی سالها بهآرامی در این شورآبها انباشته شده است.
یکی دیگر از سرچشمههای لیتیوم در نوادا خاک رُس است. “مکدرمیت کالدرا” دهانهٔ دیرینهٔ آتشفشانیای است که وقتی صفحهٔ قارهٔ آمریکای شمالی بر روی یک “نقطهٔ داغ” (مکانی در گوشهٔ زمین که در آن گرما و مواد گداخته به سطح زمین میرسند و فعالیت آتشفشانی بهوجود میآورند) جابهجا شد پدید آمد که امروز مشابه چنین فرایندی را در شکلگیری جزیرههای هاوایی مشاهده میکنیم.
هنگامی که این آتشفشان آخرین بار فوران کرد، دریاچهای در داخل کالدرا (دهانهای که پس از فوران آتشفشان باقی ماند) با مادهای کانی بهنام “سمکتیت” پر شد که مقداری لیتیوم در خود دارد. با گذشت زمان، سمکتیت با مایعهای گرمآبی دارای مواد کانی که زیر پوسته و نزدیک سطح زمین شناور هستند ترکیب شد و تغییر یافت و به خاک رس غنی از لیتیوم تبدیل شد.
منطقهای که “مکدرمیت کالدرا” در آن قرار دارد اکنون یکی از بزرگترین ذخیرههای لیتیوم در جهان شناخته میشود. اگرچه این واقعیت از سالهای دهه ۱۹۷۰ / ۱۳۵۰خورشیدی شناسایی شد، استخراج لیتیوم از نظر اقتصادی هرگز کارآمدی نداشته است. انتظار میرود استخراج لیتیوم در این فرورفتگی بزرگ آتشفشانی (کالدرا) در سال ۲۰۲۸/۱۴۰۷ آغاز شود.
پس چرا لیتیوم اینقدر اهمیت دارد؟ و چرا ذخیرههای لیتیوم در ایالت نوادا اهمیتی ویژه یافتهاند؟ با کاهش سرچشمههای سوختهای فسیلی در جهان، تقاضا برای سرچشمههای سوخت جایگزین بهشدت افزایش پیدا کرد و به این ترتیب اهمیت اقتصادی لیتیوم نیز افزایش چشمگیر داشته است.
اهمیت لیتیوم در این واقعیت نهفته است که باتریهای لیتیوم یونی (شارژپذیر) از سازههای کلیدی خودروهای الکتریکی مانند خودروهای ”تسلا“ ساخت ایلان ماسک هستند و همچنین میتوانند برای ذخیره انرژیهای تجدیدپذیر بهکار گرفته شوند.
هیجان ایالات متحده در مورد ذخیرهها در ایالت نوادا در زمینه توزیع جهانی لیتیوم درکشدنی است. غنیترین ذخیرههای لیتیوم جهان در کشور بولیوی واقع شدهاند که میزبان بزرگترین دشت نمک یا “سالار” (گودالهای پوشیده از نمک) در جهان بهنام دشت نمک داویونی (salar de uyuni) است. این دشت نمکی بیش از ۴ هزار مایل مربع مساحت و ۲۳ میلیون تُن ذخیرههای لیتیوم بولیوی را دربر دارد که کموبیش ۵۰ درصد لیتیوم شناخته شدهٔ موجود روی کره زمین است.
مواد کانی بلورین و شورآبها در دشت نمک بولیوی پسماندههای یک دریاچه بزرگ پیشین بهنام ”لاگو مینچین“ (lago minchin) است که مانند حوضه داخلی در نوادا عمل کرد یعنی آبهایی که وارد این دریاچه میشد پس از تبخیر به شورآب غنی از لیتیوم درآمد.
رئیسجمهور بولیوی در سال ۱۹۹۰/۱۳۶۹ قراردادی با یک شرکت معدنی مستقر در ایالات متحده (شرکت لیتیوم آمریکا، که اکنون با نام FMC Corporation شناخته میشود) امضا کرد که به این شرکت اجازه میداد تا هر مقدار لیتیوم میخواهد از دشت نمک استخراج کند و بولیوی تنها ۸ درصد از سود حاصل را دریافت میکرد. این قرارداد با اعتراضهای گسترده کشاورزان و زحمتکشان روستایی بولیوی روبرو شد و درنهایت این شرکت برای راهاندازی دوباره تولید معدن خود به آرژانتین انتقال یافت. زمانی که اوو مورالس و حزبش- “جنبش برای سوسیالیسم (MAS) “- در سال ۲۰۰۶/۱۳۸۵ به قدرت رسیدند، او رویکردی متفاوت در این مورد در پیش گرفت.
مورالس صنعتی ساختن بولیوی را خواستار بود. راهبُرد (استراتژی) مورالس که با نام “ملیگراییِ [ملی شدنِ] منابع” شناخته میشود، بر این گرایش تمرکز داشت که شرکتهای آمریکایی نتوانند فقط بخشی اندک از سود حاصل از بهرهبرداری از کانهای لیتیوم بولیوی را به این کشور بدهند. هدف این بود که با تضمین کنترل دولت بر استخراج و فرآوری لیتیوم، سود حاصل از این ماده خام به مردم بولیوی برگردانده شود. اگرچه این فرایندها با چالشهای زیستمحیطی همراه است، دولت متعهد به بهکارگیری از فناوریهایی شد که اثرهای منفی بر طبیعت پیرامون را به کمترین مقدار ممکن برساند.
اقدامهایی که مورالس و دولتش برای بیاثر کردن ربودن منابع طبیعی بولیوی درپیش گرفتند مصادره کردن شرکتهای معدنی فراملیتیای مانند شرکت ”گلنکور“ (Glencore) و شرکت انرژی انگلیسی-آرژانتینی ”پانآمریکن“ بود. پس از آنکه این شرکت- ”شرکت سیلور آمریکای جنوبی“ (مستقر در کانادا،Silver Pan American Energy) – از توقف عملیات خودداری کرد و به تصاحب زمینهای بومی بولیوی ادامه داد قرارداد با آن را لغو کرد و نیز قراردادی نامطلوب با شرکت آلمانی ”اسیآی سیستم“ (ACI System) که شرایط آن بهسود بولیوی نبود را هم لغو کرد. مهمتر از همه، بولیوی از هرگونه توافقی با شرکتهایی مانند تسلا که مشارکت برابر با “شرکت دولتی بولیوی” (“YLB” = Yacimientos de Litio Bolivianos) را در بهرهبرداری لیتیوم نادیده میگرفت خودداری کرد.
قانون ۹۲۸ بر حاکمیت ملی در استخراج لیتیوم تأکید میکند و مشارکت کامل “شرکت دولتی بولیوی” (“YLB”) را در هر مرحله از فرآوری الزامی میداند. اوو مورالس با اشاره به این اقدامها، آنها را عامل اصلی کودتای نظامی در سال ۲۰۱۹/۱۳۹۸ میداند، کودتایی که او را از قدرت برکنار کرد. پس از کودتا، ایلان ماسک در توییتی جنجالی در حمایت از کودتا نوشت: “همینه که هست. ما هر که را بخواهیم با کودتا به زیر میکشیم!”
درنهایت امر، کودتا شکست خورد و حزب “جنبش برای سوسیالیسم (MAS)” دوباره به قدرت بازگشت و به تعهد خود نسبت به ملیگرایی منابع و استخراج لیتیوم بهسود مردم بولیوی و حفاظت از زمینهایشان ادامه داد. این گمانه وجود دارد که کشورهایی دیگر که ذخیرههای لیتیوم دارند، مانند شیلی، آرژانتین، یا پرو نیز از رویکرد بولیوی در این مورد الگوبرداری کنند.
شکست شرکتهای آمریکایی در بهرهبرداری بدون محدودیت از لیتیوم کشور بولیوی، انگیزۀ اقتصادی لازم برای آغاز استخراج در نوادا را بهوجود آورده است. کشمکش بولیوی علیه بهرهکشی خارجی از سرچشمههای غنی لیتیوم خام آن، زمینهای حیاتی برای درک این موضوع را فراهم میکند که چرا ایالات متحده لیتیوم را امری مرتبط با “امنیت ملی” خود میداند. با توجه به این شرایط کشورهایی که منابع مورد نیاز برای صنعت ایالات متحده را دارند، ممکن است امنیتی کمتر احساس کنند.
بنمایه:
“فصلنامهٔ علم و جامعه”، ضمیمهٔ روزنامهٔ “مورنینگ استار”، نشریهٔ چپ جنبش کارگری در بریتانیا، ٢٠ نوامبر ۲۰۲۴
https://l1nq.com/8EXnN
***
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۲، مردادماه ۱۴۰۴




