کاسته شدن از سطح آب «دریای خزر« یا «دریای مازندران»۱ و خطرهای ناشی از آلودگی آن
س. امید
دریای خزر با مساحتی معادل ۳۷۱ هزار کیلومتر مربع بزرگترین دریاچهٔ جهان است و نقشی حیاتی در زیستبوم (اکوسیستم) و اقتصاد منطقه دارد. اما این پهنهٔ آبی که از جانب پنج کشور:ایران، روسیه، قزاقستان، آذربایجان، و ترکمنستاناحاطه شده است با بحرانهای آلودگیای جدی، چالشهایی زیستمحيطی، و کاهش سطح آب روبهروست، بحرانهایی که حیات آبزیانش و آیندهٔ وجود خود آن را تهدید میکند. ایران در تشدید بحران آن متأسفانه سهمی قابلتوجه دارد. پژوهشها پیشبینی میکنند تا پایان قرن حاضر سطح آب خزر بین ۹ تا ۱۸ متر کاهش مییابد و تا ۳۴ درصد از مساحت آن خشک میشود۲.
بزرگترین رودهایی که به دریای خزر میریزند و سرچشمههایشان
درحال حاضر بیش از ۱۳۰ رودخانه به دریای خزر میریزند. رودخانههای بزرگ بهطورعمومی در سواحل شمالی و رودخانههای کوچک در سواحل غربی و جنوبی پراکندهاند که از آن جملهاند رودخانههای:
- ولگا: بزرگترین و مهمترین رود حوضهٔ آبریز خزر، از فلات “والدای” در نزدیکی شهر والدای روسیه سرچشمه میگیرد و پس از طی حدود ۳۵۰۰ کیلومتر به خزر میریزد و حدود ۸۰ درصد آب ورودی خزر را تأمین میکند.
- اورال: از رشتهکوههای “اورال” جنوبی در روسیه سرچشمه میگیرد و از شمال وارد خزر میشود.
- کورا: از کوههای قفقاز در ترکیه سرچشمه میگیرد و پس از عبور از گرجستان و آذربایجان به خزر میریزد.
- اَترَک: از دامنهٔ شمالی کوههای قفقاز (“کازبک”) سرچشمه میگیرد و از مغرب وارد خزر میشود.
- سفیدرود (“قزل اوزن”): از ارتفاعات “چهلچشمه” کُردستان ایران سرچشمه میگیرد و پس از عبور از استانهای غربی و شمالی ایران در گیلان به خزر میریزد.
- گرگان رود: از کوههای “آلاداغ” در خراسان شمالی سرچشمه میگیرد و در شرق مازندران به خزر میریزد.
- سمور: از کوهساران قفقاز و داغستان سرچشمه میگیرد و از مغرب وارد خزر میشود.
این رودها بههمراه چند رود دیگر مانند: امبا، کوما، هَراز، چالوس، بابل، نِکا جزوِ مهمترین منابع تأمین آب دریای خزر هستند. تفاوتها در بین منابع آب رودهای مختلف که به خزر میریزند به چند عامل کلیدی برمیگردد که عبارتند از:
- حجم آبدهی و
- منابع تغذیه این رودها
رود ولگا با اختلاف بسیار زیاد با دیگر رودها بیشترین حجم آب (حدود ۲۴۱ کیلومتر مکعب در سال) را وارد خزر میکند. رودهای کورا، اترک، اورال و سولاک حجمهای بسیار کمتری از آب را وارد خزر میکنند.
ولگا و اورال عمدتاً از بارشهای مناطق وسیع روسیه و ذوب برفها و یخچالهای شمالی تغذیه میشوند، در حالی که رودهای جنوبی و غربی مثل کورا و اترک بیشتر از بارشهای کوهستانی قفقاز و البرز و ذوب برفهای این مناطق سرچشمه میگیرند. ورودی رودهای شمالی (بهویژه ولگا و اورال) باعث شیرینتر شدن آب بخش شمالی خزر میشود. در مقابل، رودهای جنوبی ایران مانند سفیدرود و گرگانرود حجمی کمتر دارند و بهدلیل تبخیر بالا و کمبود ورودی آب شیرین، بخش جنوبی خزر شورتر است.
برخی رودهای ایران بهدلیل سدسازی و برداشت زیاد آب از آنها، پیش از رسیدن به خزر خشک میشوند و عملاً آبی به این دریا نمیرسانند. این در حالی است که رودهای بزرگ شمالی همچنان جریان دارند و تأثیری بیشتر بر تراز آب خزر دارند. رودهای پرآب شمالی همچنین در تأمین مواد مغذی و اکسیژن برای اکوسیستم خزر نقشی مهمتر دارند، در حالی که رودهای کوچکتر جنوبی عمدتاً بر منطقههای ساحلی تأثیر میگذارند. درمجموع، تفاوت عمده در حجم، منبع تغذیه، کیفیت آب، و پایداری جریان بین رودهای شمالی (عمدتاً روسیه) و جنوبی (ایران) است، تفاوتی که بر ترکیب شوری، سطح آب، و اکوسیستم دریای خزر اثر میگذارد.
عاملهای اصلی آلودگی
الف) از بیش از هزار چاه و صد سکوی نفتی روزانه صدها هزار بشکه نفت تولید میشود. نشت نفت از چاهها و کشتیهای فرسوده سالانه هزاران تُن مواد آلایندهٔ نفتی سرطانزا را وارد دریا میکنند.
ب) پسابهای صنعتی و کشاورزی کارخانهها و مزرعههای حاشیهٔ دریا و رودهای منتهی به دریا پسماندهای شیمیایی و سموم کشاورزی را به آب میریزند. روسیه، آذربایجان، و ایران بیشترین سهم را در این آلودگی دارند.
ج) نبود شبکه جمعآوری و تصفیه فاضلاب در شهرهای ساحلی باعث ورود مستقیم پسابها به دریا شده است.
سالانه حدود ۷۵ هزار تُن زباله و مواد آلاینده از طریق رودخانهها به خزر وارد میشود که بیشترین مقدار آن از رود ولگا در روسیه وارد خزر میشود.
نقش ایران در این آلودگی و تخریب اِکوسیستم خزر
ایران (جمهوری اسلامی) در آلودگی دریای خزر نقشی قابل توجه دارد. هر چند سهم آن در این آلودگی نسبت به برخی همسایگان شمالی کمتر است. مهمترین منابع آلودگی منتسب به ایران عبارتند از:
۱) مدیریت ناکارآمد
فاضلابهای بیش از ۹۰ درصد شهرهای استانهای شمالی ایران بدون تصفیه وارد دریای خزر میشوند. این فاضلابهای حاوی سموم صنعتی و خانگی، موجب رشد جلبکهای سمی، کاهش اکسیژن آب، و مرگومیر آبزیان شده است. تنها ۱۰ درصد از سیستمهای جمعآوری فاضلاب در شمال ایران فعال است، درصدی که نشاندهندهٔ غفلت دولت در سرمایهگذاری زیرساختی در این عرصه است.
در اواخر اردیبهشتماه امسال (۱۴۰۴) استاندار گیلان هشدار داد اگر برای جمعآوری و تصفیه فاضلابهای شهرهای رشت و بندر انزلی اقدامی صورت نگیرد، بهزودی شاهد پُر شدن تالاب انزلی از فاضلاب خواهیم بود که تنها در نتیجهٔ بوی تعفنش این شهر دیگر قابل سکونت نخواهد بود.
۲) طرحهای مخرب انتقال آب
پروژهٔ انتقال آب خزر به فلات مرکزی ایران سالانه ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب را با نمکزدایی از دریای خزر خارج میکند. این فرایند به تزریق سه میلیون تن نمک به دریا، نابودی لاروِ آبزیان، و تشدید شوری آب منجر میشود. اجرای این طرح [پروژهٔ انتقال آب خزر به فلات مرکزی] بدون ارزیابی جامع زیستمحیطی، صد هکتار از جنگلهای “هیرکانی” و گونههای “شمشاد” را نابود کرده و زیستگاه گونههای درمعرض خطری مانند “شمشاد” و “فُک خزری” را نابود کرده است) لارو یا کرمینه به نوزاد جانورانی که دگردیسی کامل دارند، مانند حشرات ودوزیستان گفته میشود.)
۳) آلودگیهای نفتی و صنعتی
اگرچه عمده آلودگی نفتی خزر ناشی از فعالیتهای [صنعتی] روسیه و آذربایجان است، اما ایران نیز با نداشتن نظارت کافی بر صنایع ساحلی، بهویژه در مناطقی مانند نوشهر و انزلی، به رهاسازی پسابهای شیمیایی میافزاید. ورود فسفات و نیترات ناشی از فاضلاب و کودهای شیمیایی باعث رشد بیرویه جلبکها و ”آلودگی مواد مغذی“ و کاهش اکسیژن آب میشود که درنتیجه اکوسیستم را مختل میکند. (“آلودگی مواد مغذی” به نوعی آلودگی آب گفته میشود که بر اثر ورود بیش از اندازۀ مواد مغذی چون “فسفر“ و ”نیتروژن” در رودخانهها، دریاچهها و آبهای ساحلی مشاهده میشود.)
۴) توسعهٔ بیرویهٔ شهرها و صنایع
گسترش شهرها و صنایع بدون رعایت ملاحظات زیستمحیطی، تغییر دادن کاربرد اراضی تالابی به کشاورزی، ساختوسازها، سدسازیها، تغییر دادن مسیر رودخانهها، و برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، از مساحت تالابها بهشدت کاسته است.
تالاب انزلی که با مساحت بیست هزار هکتار در نزدیکی بندر انزلی قرار دارد و یکی از مهمترین تالابهای کشور شناخته میشود بهدلیل ورود فاضلاب تصفیه نشده و رسوبات کشاورزی سالانه ۳۵ سانتیمتر فرونشست دارد. این تالاب که عمق آن تا قبل از سال ۱۳۵۷ به هشت متر هم میرسید امروز یک متر عمق دارد. کاسته شدن از سطح آب خزر نیز بر شدت این بحران افزوده است۳.
تالاب میانکاله با کاسته شدن از ورود آب شیرین از رودخانهها به آن و افزوده شدن میزان شوری آن که ناشی از ورود پساب نمکزداییِ [خزر در پروژهٔ آبرسانی به فلات قاره] است، در معرض نابودی قرار دارد. این تغییرها در وضعیت تالاب میانکاله مهاجرت پرندگان نادر از آن و تخریب ”زنجیرهٔ غذایی“ را نیز بهدنبال داشته است. ”زنجیرۀ غذایی“ شبکهای از موجودات زنده هستند که در آن انرژی و مواد مغذی از یک موجود به موجود دیگر از طریق تغذیه منتقل میشود. در تالابها، گیاهان پایۀ اصلی این زنجیرۀ غذایی را تشکیل میدهند.
خطرهای آلودگیها برای آبزیان، اکوسیستم و پیامدهای اقتصادی و اجتماعیشان:
- کاهش جمعیت “ماهیان خاویاری”، “فُک خزری”، و سایر گونههای ارزشمند آبزیان بهدلیل آلودگی و تخریب زیستگاه آنها.
- ورود نفت و فلزها با وزن مخصوص سنگین (مانند: “کادمیوم”، “سرب”، و جز اینها) به زنجیرهٔ غذایی و فزونی یافتن بیماریها و مرگومیر آبزیان.
- افزایش بیماریهای رودهای، پوستی، و عفونی ناشی از آلودگی آب برای ساکنان جوامع ساحلی.
- رشد جلبکهای سمی و کاهش اکسیژن محلول در آب که باعث خفگی و مرگ ماهیان میشود.
- همچنین ورود گونههایی مهاجم مانند “شانهدارها”۴ که اکوسیستم را به هم میزنند و منابع غذایی ماهیان بومی را مصرف کرده و کاهش میدهند.
- کاهش ذخایر شیلاتی و نابودی صنعت ماهیگیری منطقه و تهدید معیشت ساکنان محلی و افزایش مهاجرت از شهرهای ساحلی.
سخن پایانی
برای جلوگیری از ادامۀ بحران آلودگی و کاهش سطح آب دریای خزر و انقراض آبزیان و نابودی اکوسیستمِ آن که خسارتهای جبرانناپذیر اقتصادی و اجتماعی را بههمراه خواهد داشت هرچه زودتر میبايست اقدام کرد. برای کاستن از نقش ایران در آلودگیهای دریای خزر راهکارهای زیر پیشنهاد شدهاند:
۱) ایجاد و توسعه شبکههای تصفیه فاضلاب شهری و صنعتی.
۲) کنترل و کاهش ورود پسابهای کشاورزی و مواد شیمیایی به رودخانه.
۳) نظارت جدی بر استخراج و حملونقل نفت و بهروز رساندن تجهیزات صنعت استخراج و حملونقل نفت.
۴) همکاری منطقهای کشورهای حاشیهٔ دریای خزر برای مدیریت بحران و اجرای طرحهای زیستمحیطی مشترک.
۵) آموزش و مشارکت جوامع محلی در حفاظت از محیط زیست.
پینوشت:
۱. نام “دریای کاسپین” برای “دریای خزر” از قوم باستانی “کاسپی” گرفته شده است. این قوم در جنوب غربی دریای خزر، در منطقهٔ قفقاز، از هزارهٔ دوم پیش از میلاد تا دورهٔ ساسانیان زندگی میکردند. نام “کاسپین” در زبانهای غربی با پسوندهای مخصوص هر زبان مانند “ian ” در انگلیسی بهکار می رود. در فارسی نام رسمی این دریا “خزر” است. در متون قدیمی نامهایی دیگر مانند دریای مازندران، دریای هیرکانی، و جز اینها، نیز برای این دریا آمده است.
۲. منبع اصلی هشدار دربارهٔ خطر خشک شدن ۳۴ درصد از سطح دریای خزر، مطالعات نشریۀ علمی “نیچر” در تاریخ۱۲ فوریه ۲۰۲۵ (۱۴۰۳) است. طبق این گزارش، اگر سطح آب خزر بین ۹ تا ۱۸ متر کاهش یابد، بهترتیب حدود ۲۳ تا ۳۴ درصد از سطح این دریاچه از بین خواهد رفت و مناطق وسیعی از سواحل شمالی، فلات ترکمن، و خلیج قرهبغاز کاملاً خشک میشوند. این برآورد بر اساس مدلسازیهای اقلیمی و بهشرط کاهش بارندگی و افزایش دما ارائه شده است.
– https://www.nature.com/articles/s43247-025-02212-5
-Communications Earth & Environment: Rapid decline of Caspian Sea level threatens ecosystem integrity, biodiversity protection, and human infrastructure |
۳. تالاب انزلی ممکن است تا سال ۱۴۳۸ بهطورکامل خشک شود.
شبکه خبری تحلیلی صنعت حمل و نقل ۱۳/۰۱/۱۴۰۴ – بحران دریای خزر
۴. ”شانهدار ”مهاجم دریای خزر، با نام علمی “منمیوپسیس لیدی” Mnemeiopsis leidyi)) – از آبزیان بومی اقیانوس اطلس- صدمههایی سنگین به اکوسیستم و آبزیان ازجمله در دریای خزر وارد کرده است. این جاندار ژلهای زگیلمانند در تغذیه از ”فیتو پلانگتونها“، خوراک اصلی ماهی ”کیلکا“، اشتهایی سیری ناپذیر دارد [با بهرهگیری از مقاله فاطمه حیدری در بلاگ “دانشجویان شیلات کرمانشاه”].
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۲، مردادماه ۱۴۰۴




