گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم – تشدید سرکوب ها در سومین سالگرد خیزش «زن زندگی آزادی»
تشدید سرکوب ها در سومین سالگرد خیزش «زن زندگی آزادی»
در هفتههای گذشته رژیم بهعلتِ ترسِ از حرکتی فراگیر در سالگرد خیزش زن-زندگی-آزادی دست به سرکوبی وسیع زده است. این سرکوب را در عرصههای مختلف میتوان دید. از اعدام زندانیان سیاسی دستگیر شده در جریان خیزش زن زندگی آزادی گرفته تا بستن کافهها در شهرهای مختلف از جمله تهران، اصفهان، قم، و دزفول توسط ادارۀ اماکن و دستگیری وکلای دادگستری و روزنامه نگاران و احضار و بازجویی معلمان عضو انجمن صنفی معلمان و دستگیری دانشآموزان همه و همه سلسله سرکوبگریهایی بودند که رژیم برای “کنترل” اوضاع انجام داد. علیٰٰرغم تمامی این سرکوبها روند گسترش جنبش مطالباتی زحمتکشان و همبستگی گسترده در بین طبقۀ کارگر و پشتیبانی دانشجویان از خواستهای مطالباتی آنان و خصوصاً طرح شعارهای سیاسی در اعتراضهای کارگری خصوصاً اعتصاب غذای قهرمانانۀ کارگران اعتصابی کارخانهٔ آلومینیومسازی اراک نشانههای رو بهپیش بودن جنبشهای مطالباتی زحمتکشان است.
در روز شنبه ۱۵ شهریورماه حکم اعدام مهران بهرامیان از بازداشت شدگان اعتراضهای سراسری زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱، در سمیرم، اجرا شد. بر اساس نُرمهای رژیم ولایت فقیه در مورد مهران بهرامیان نیز نه تنها امکان دفاع و دادگاه به او داده نشد، بلکه حکم اعدام بدون هیچ خبر قبلی و بهیکباره در مورد او بهاجرا گذاشته شد.
در هفتههای گذشته دوباره حرکتهای سازمان یافتهای مشخص بهمنظور زیر فشار قرار دادن زنان برای تحمیل حجاب اجباری را شاهد بودیم. در اقدامهایی جداگانه در شهرهای مختلف، اداره اماکن کافهها را بهعلت عدم رعایت شئون اسلامی پلمب کردند. در خبرها خواندیم که: “پلیس نظارت بر اماکن عمومی دزفول سه کافه این شهر را به دلیل” عدم رعایت “حجاب” اجباری پلمب کرد. در اقدامی دیگر رئیس پلیس نظارت بر اماکن عمومی استان قم اعلام کرد که مطابق مصوبه شورای تأمین امنیت این استان، از این پس هیچگونه مجوزی تحت عنوان “کافه” در قم صادر نخواهد شد. قبل از آن کافهای در قم بهدلیل “برگزاری مراسم افتتاحیه همراه با موسیقی زنده، رقص، و پایکوبی بهصورت مختلط و انتشار تصاویر آن در فضای مجازی” پلمب شده بود. در اقدامی مشابه، کافهای در تهران بهدلیل آنچه “تدارک برنامهای تحت عنوان ایونت دختران موتورسوار” اعلام شده است بهدستور اداره اماکن “فراجا” نیز پلمب شد. چند روز قبل از بستن این کافه روزنامه “هممیهن” گزارشی با عنوان: “ادامۀ اختلافها درباره حجاب” منتشر کرد که در بخشی از آن آمده است: “در دو ماه گذشته حدود ۲۰ کافه، باغرستوران، و تالار عروسی به دلیل ٬هنجارشکنی درباره نوع پوشش و حجاب زنان٬ پلمب شده و تشکیل پروندههای قضایی حجاب در اصفهان ادامه دارد”. در اقدام عجیب دیگری دادستان تهران بهدلیل رفتار “خلاف عرف” کارکنان یک بیمارستان در تهران علیه آنان اعلام جرم کرد. بهگزارش خبرگزاریها، پیشتر ویدیویی در فضای مجازی از مراسمی در این بیمارستان منتشر شده بود که برخی از شرکتکنندگان بدون رعایت حجاب اجباری در آن حضور داشتند. تمامی این اقدامهای سرکوبگرانه خصوصاً در سومین سالگرد خیزش زن زندگی آزادی نشانههایی از آغاز حرکتی از طرف رژیم برای سرکوب زنان خصوصاً بهدلیل نقش مهم و برجستهای که آنان در خیزش زن زندگی آزادی داشتهاند و توانستهاند علیرغم تمامی ممانعتها، تهدیدها، بازداشتها و فشارهای اقتصادی و اجتماعی از دستاوردهای آن دفاع کنند.
گزارشهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی خبر از آن دارند که حرکتهای خلقالساعه در برخی شهرها از جمله در تهران در فلکۀ صادقیه در بزرگداشت سومین سالگرد خیزش زن زندگی آزادی با شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر، بهرغم تمامی این سرکوبها برگزار شدهاند.
در اقدامی دیگر در روز سهشنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۴، جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین، همزمان با سومین سالگرد کشته شدن ژینا امینی و هشتادوششمین هفته کارزار “سهشنبههای ٬نه٬ به اعدام”، در محوطهٔ زندان قرچک ورامین دست به تجمع زدند. بر اساس این گزارش، این زنان با سردادن شعارهایی از جمله “مرگ بر دیکتاتور”، “زن، زندگی، آزادی”، “نه به اعدام” و “تا لغو حکم اعدام ایستادهایم، تا پایان”، اعتراض خود را اعلام کردند. این زندانیان سپس سرودهای “خون ارغوانها” و “سر اومد زمستون” را همخوانی کردند و برای نمایش مخالفت با اعدامهای جمهوری اسلامی، یک طناب دار را بهآتش کشیدند. درنهایت با سوزاندن روسریها- اقدامی که یادآور نخستین روزهای خیزش “زن، زندگی، آزادی” بود- این مراسم پایان یافت.
ترفندهای سرکوب رژیم برای خاموش کردن شعلههای خشم اعتراضهای مردمی نه تنها باعث ساکت کردن مردم نمیشود، بلکه اعتراضهایی گستردهتر را بهدنبال خواهد داشت.
حزب توده ایران از خواست ها و حرکت های اعتراضی کارگران آلومینیوم سازی اراک پشتیبانی میکند
حرکت های اعتراضی کارگران آلومینیوم سازی اراک (ایرالکو) که از ۹ مرداد ماه آغاز شده بود، در شهریور ماه وارد هفتمین هفته خود شد. مجموعه خواست های کارگران که قبل از حرکت های اعتراضی اخیر نیز بار ها مطرح شده بود و همچنان مورد بی توجهی مسوولین است، شامل اجرای صحیح و موثرطرح طبقه بندی مشاغل، پرداخت حقوق معوقه، تامین استانداردهای ایمنی کار با نوسازی و جایگزینی تجهیزات فرسوده خط تولید، و تامین برق برای جلوگیری از تعطیلی شرکت و بیکار شدن کارگران می باشد.
در پی حرکت های اعتراضی کارگران آلومینیوم اراک که در نهایت تبدیل به اعتصاب غذای خشک تعداد کثیری از کارگران و تشکیل یک جلسه نمایشی مشترک شورای اسلامی کار و مدیریت شرکت آلومینیوم اراک در ۲۰ شهریور ماه گردید، مسوولین در عمل همچنان با نادیده گرفتن مطالبات صنفی بر حق کارگران و مطرح کردن وعده های تو خالی، از ادامه اعتراض ها جلوگیری می کنند.
آلومینیوم سازی اراک (ایرالکو)، بهعنوان بزرگ ترین تولید کننده انواع شمش و آلیاژهای ریختهگری آلومینیوم در ایران از صنایع سنگین و راهبردی کشور است و نقش آن در تامین انواع محصولات آلومینیوم برای صنایع خودروسازی، لوازم خانگی، و ساختمانی جایگاه ویٰژه ای دارد. در این واحد تولیدی در حدود چهار هزار کارگر مستقیما کار می کنند و معیشت و دریافت دستمزد هزاران کارگر و زحمتکش دیگر به شکل های گوناگون به آن وابسته است. براورده شدن خواست های کارگران و ادامه مستمر تولید در ایرالکو برای تأمین اقتصاد ملی کل کشور از اهمیت بسزایی برخوردار است. بی توجهی مسوولین آلومینیوم اراک به پایمال کردن حقوق کارگران محدود نمی شود. در در خرداد ماه سال جاری به دلیل تخلفات پر دامنه زیست محیطی، این واحد تولیدی به پرداخت جریمه معادل پنج برابر خسارت وارده محکوم شد.
نحوه مدیریت شرکت نشانگر کاربرد و پیروی از سیاست های شکست خورده و ویرانگر تعدیل ساختاری است که در وحله اول حقوق و مزایای کارگران را زیر پا می گذارند، محیط زیست را نابود می کنند وعامل اصلی در تخریب صنایع سنگین راهبردی ملی است .
حرکت های اعتراضی کارگران آلومینیوم اراک برای دستیابی به حقوق صنفی و نفی سیاست های تعدیل ساختاری که حقوق کارگران را پایمال می کنند، بخشی از مبارزه صنفی طبقه کارگراست که در کنار اعتراضات دیگر زحمتکشان، زمینه را برای ایجاد اتحاد بیشتر و گسترش حرکت های اعترضی به منظور تحقق عدالت اجتماعی، و برپایی جمهوری ملی و دموکراتیک فراهم میسازد. حزب توده ایران ضمن پشتیبانی قاطع از خواست ها و حرکت های اعتراضی کارگران آلومینیوم سازی اراک و مطالبات برحق آنان، تحت فشار قرار دادن کارگران برای صرف نظر کردن از حقوق قاتونی خود، از طرف مسئولان و مدیریت را محکوم می کند.
بحران محیط زیست را باید جدی گرفت، بنابراین به مبارزهای هدفمند و سازماندهی شده برای بهبود محیط زیست نیاز است!
اخبار نگران کنندۀ مربوط به شرایط بحرانی محیط زیست بار دیگر اهمیت سازماندهی فوری مبارزهای هدفمند را پیش میکشد. این مبارزه همراه با مطالبههایی فوری و مشخص بخشهایی گسترده از مردم را میباید دربر گرفته و برای تمامی نیروهای اجتماعی که دلشان برای آیندۀ حیات زیستِ میهن میتپد در دستورکار و اولویت هر حرکتی در این عرصه قرار گیرد. پس از خبر نگران کنندۀ خشک شدن کامل دریاچۀ ارومیه [دریاچهای میان دو استان آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی] که پیامدهایی ناگوار برای مردم این خطه و کل منطقه خواهد داشت را شاهد بودیم خبرهایی دیگر در ارتباط با فرونشست زمین در نقاط مختلف کشور خصوصاً اصفهان تمامی توجه فعالان زیست محیطی را به خود جلب کرد. خشکی زایندهرود و اُفت شدید آبهای زیرزمینی شهر تاریخی اصفهان را درگیر بحران فرونشستِ کرده است. ۹ ایستگاه اصلی، مدرسهها، بیمارستانها، و هزاران واحد مسکونی در پهنههایی با نرخ بالای فرونشست قرار دارند و زندگی شهری و میراث فرهنگی این شهر در معرض تهدید جدی است. در همین رابطه استاندار اصفهان، جمالینژاد، با بیان اینکه اکنون بسیاری از مدرسهها متأسفانه تخلیه شدهاند، اظهار کرد: “یک میلیون و ۲۴۲ هزار نفر روی پهنهای قرار گرفتند که هر آن ممکن است فرو بریزد و دفن شوند. ۳۷۸ هزار و ۷۷۱ واحد مسکونی. اینها اعداد قابل توجهی است.” این اخبار نشان دهندۀ شرایط وخیم و بحرانی زیست محیطی است. آنچه امروز در میهن ما میگذرد از فاجعهٔ زیستمحیطیای خطرناک خبر میدهد که سالیان سال بهتدریج روی هم انباشته شده است. سنگینی و مصائب همۀ این بحرانها بر دوش زحمتکشان و لایههای محروم جامعه آوار میشود که بهناچار و ناخواسته بیشترین هزینهها را هم بهخاطر آنها باید تحمل کنند. واقعیت این است که تمامی این تغییرهای زیستمحیطی نه بر پایه تغییرهای دورانی زیستمحیطی و یا عملکرد تصادفی آن، بلکه نشانه عملکردهای مخرب اقتصاد ورشکستهٔ سرمایهداری نولیبرالی زیر لوای رژیم ولایت فقیه است و برای مبارزه با این فاجعه به شناخت دقیق از این الگوی اقتصادی ورشکسته نیاز است. مسلم است که برای حل ریشهای بحران زیستمحیطی جز اتحاد وسیع نیروهای دمکراتیک و مترقی برای گذار از رژیم ولایت فقیه و استقرار پایههای رژیمی دموکراتیک راهی دیگر وجود ندارد.
با برپایی تجمعهای اعتراضی وسیع مانعِ سرکوب معلمان شویم!
پس از صادر کردن حکمهای ظالمانه و وارد کردن اتهامهایی واهی به هیئت تخلفات اداری آموزش و پرورش کُردستان در مورد معلمان شریف کُردستان و احضار و بازجویی چهار عضو انجمن صنفی معلمان سنندج در هفتههای اخیر، هجوم تازهٔ نیروهای امنیتی به معلمان درروز سهشنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۴ در نخستین روز برگزاری مجمع فوقالعادهٔ شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در شهرضا را شاهد بودیم. نیروهای امنیتی ساعت ۹ صبح آن روز با یورش به محل برگزاری مجمع، تمامی اعضای حاضر در این مجمع را بازداشت کردند. تمامی این افراد تا ساعت ۱۷ بعدازظهر در بازداشت به سر بردند و در نهایت، بهجز آقای مسعود فرهیخته، سایر بازداشتشدگان آزاد شدند.
همچنین وسایل الکترونیکی همه بازداشتشدگان توسط نیروهای امنیتی ضبط شده بود و این وسایل الکترونیکی سپس به تعدادی از بازداشتشدگان بازگردانده شده، اما بقیهٔ آنها همچنان در اختیار نیروهای امنیتی باقی مانده است. این حرکت اخیر نیروهای امنیتی پیامی روشن به فعالان صنفی معلمان دربر دارد و آن این است که تمامی حرکتهای تشکلهای صنفی زیر نظر نیروهای امنیتی است و آنها آمادۀ سرکوب وسیع فعالان هستند. در مقابل این هجوم امنیتی باید تمامی نیروهای مترقی یکپارچه صدای اعتراض خود را به گوش رژیم برسانند. باید از اتحادیههای معلمان جهان خواست در مقابل این اقدامهای ضد دمکراتیک صدای اعتراضشان را به دولت و نهادهای قضایی جمهوری اسلامی برسانند. همبستگی زحمتکشان، دانشجویان، و دانشآموزان با معلمان نیازی فوری و ضروری است.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۳، ۳۱ شهریور ۱۴۰۴



