مسایل بین‌المللی

صلح پایدار مستلزم برقراری عدالت، تشکیل کشور مستقل فلسطین، و احترام به حق حاکمیت ملی خلق فلسطین است

«طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ»، که با همراهی بنیامین نتانیاهو و در هماهنگی کامل با چهره‌های شناخته‌شدهٔ طرفدار صهیونیسم تدوین شده است، در ظاهر طرحی برای پایان دادن به جنگ و مبادلهٔ گروگان‌هاست. اما از دیدگاه طرفداران صلح و حقوق مردم فلسطین، این طرح در واقع چیزی بیش از پوشش سیاسی برای اجرای کامل شروط اسرائیل و تثبیت وضع موجود به‌ سود اسرائیل نیست. دکتر مصطفی برغوثی، یکی از صریح‌ترین سخن‌گویان و مدافعان جنبش مردم فلسطین، هشدار می‌دهد که این طرح «به ریشه‌های بحران (اشغال، زمین، حقوق ملی) نمی‌پردازد و احتمالاً نتانیاهو نیز به آن پایبند نخواهد بود.»

واقعیت این است که طرح ترامپ با تمرکز بر سه محور اصلی اولویت‌دهی مشروط به صلح و آزادی گروگان‌های اسرائیلی، مهندسی مجدد حاکمیت غزه (تحت‌الحمایگی)، و به تعویق انداختن تحقق حقوق ملی بنیادین فلسطینی‌ها تهیه شده است و به‌جای ترویج صلح، بی‌عدالتی ساختاری را تحکیم می‌کند.

اگرچه در این طرح بر آتش‌بس و تبادل اسیران تأکید شده، اما تحقق این دو به شروط سیاسی مخربی گره خورده که نتیجهٔ آنها نادیده گرفته شدن حق مقاومت و دفاع مردم فلسطین در برابر اشغالگری است. هیچ تضمین روشنی نیز برای پایان دادن دائمی و کامل به تجاوز اسرائیل در آن منظور نشده است. در این طرح مشترک ترامپ و نتانیاهو، حاکمیت سیاسی غزه از دست فلسطینی‌ها خارج و به یک «کمیتهٔ تکنوکرات غیرسیاسی» زیر نظارت «هیئت صلح» به رهبری شخص دونالد ترامپ سپرده شده است. این اقدام هم دخالت مستقیم در اعمال حق حاکمیت ملی فلسطین است و هم نقشی حداقلی و موقت برای تشکیلات خودگردان فلسطین تعیین می‌کند و عملاً غزه را زیر «نظارت بین‌المللی» با گرایش‌های آمریکایی-اسرائیلی قرار می‌دهد.

در این طرح، که بیشتر برای تثبیت نقشه‌های ترامپ و نمایندهٔ تمام‌عیارش در تل آویو تنظیم شده است، بر خلع‌سلاح و تغییر حاکمیت اصرار شده، اما موضوع‌های حیاتی ملت فلسطین، به‌ویژه تشکیل کشور مستقل فلسطین با پایتختی اورشلیم شرقی و حق بازگشت پناهندگان فلسطینی به‌عمد مبهم باقی گذاشته شده یا به اصلاحات طولانی‌مدت و توافق‌های آینده مشروط و موکول شده است. با این رویکرد، در واقع حقوق اصلی و مسلّم مردم فلسطین فدای مطالبات امنیتی اسرائیل می‌شود.

این طرح به‌جای اینکه هدفش تحقق صلحی عادلانه همراه با پایان دادن به اشغال و تشکیل کشور مستقل فلسطین باشد، طرحی یک‌جانبه است که با استفاده از فشار ناشی از جنگ می‌کوشد هدف‌های بلندمدت اسرائیل برای حذف مقاومت ملی و تثبیت مرزهای امنیتی دلخواهش را به فلسطینی‌ها تحمیل کند.

از دید طرفداران صلح در خاورمیانه و پایان یافتن فوری جنگ در غزه، هر طرح صلحی که در اوضاع کنونی و زیر سایهٔ جنگ و نسل‌کشی ارائه شود باید با احتیاط و دقت فراوان بررسی شود. طرح «ترامپ» نیز از این قاعده مستثنا نیست.

سخن‌گویان واقعی مردم فلسطین معتقدند که هر تلاشی برای متوقف کردن جنگ، کشتار، و آوارگی مردم غزه اولویت اخلاقی و انسانی مبرمی است و بدون قیدوشرط‌های سیاسی باید محقق شود. هر بخشی از طرح که به آتش‌بس فوری، رساندن کمک‌های انسان‌دوستانه، و خروج نیروهای اشغالگر بینجامد گامی به جلو است. با این حال، صلح واقعی و پایدار هرگز نمی‌تواند بر مبنای تحمیل شروط یک‌جانبه یا امتیازدهی به اشغالگر باشد، به‌ویژه پس از وقوع چنان فجایعی که در غزه شاهد بوده‌ایم. طرحی که جوهر اصلی‌اش نادیده گرفتن حقوق ملی مسلّم مردم فلسطین، الحاق سرزمین‌های اشغال‌شده به خاک اسرائیل، محو کردن مسئلهٔ آوارگان فلسطینی، و تضعیف نمایندگی قانونی آنها در «سازمان آزادی‌بخش فلسطین» باشد در واقع نه طرح صلح، بلکه طرحی برای تثبیت اشغال و بی‌عدالتی است.

طرفداران صلح و عدالت و مدافعان حاکمیت ملی خلق‌های خاورمیانه به‌صراحت اعلام کرده‌اند که  اولویت فوری پایان دادن بی‌درنگ به تجاوز اسرائیل، جنگ نسل‌کشی، و رفع محاصرهٔ غزه است. این امر نباید به هیچ شرط سیاسی‌ای گره بخورد. صلح پایدار و راه‌حل عادلانه و پایدار فقط از طریق پایان یافتن کامل اشغالگری اسرائیل، تشکیل کشور مستقل فلسطین با پایتختی اورشلیم شرقی در مرزهای ۱۹۶۷، و تحقق حق بازگشت پناهندگان و آوارگان مطابق با قطعنامه‌های بین‌المللی ممکن است.

 

حزب مردم فلسطین در بیانیه‌ای که روز پنجشنبه ۱۰ مهر در ارتباط با طرح ترامپ منتشر کرد، با مطرح کردن سه نکتهٔ کلیدی چنین موضع‌گیری کرد:

«ما خواهان پاسخ واحد فلسطینیان به ‘طرح ترامپ’ هستیم که از توقف فوری جنگ نسل‌کشی حمایت کند، شروط سیاسی آن را خنثی سازد، و تمامیت ارضی کشور فلسطین را حفظ کند.

«اول: اولویت ملی مبرم امروز توقف جنگ تجاوزکارانه و نسل‌کشی علیه مردم ما در نوار غزه، جلوگیری از آواره‌سازی آنها از سرزمینشان، و تضمین خروج نیروهای اشغالگر است. پاسخ فلسطین باید با نهایت انعطاف‌پذیری عملی تدوین و تلاش شود که استدلال‌ها و بهانه‌های مورد استفاده در آن رد شود. از سوی دیگر، در این پاسخ هر تلاشی برای توجیه و ادامهٔ نسل‌کشی از طریق گذاشتن شروط سیاسی آشکار- که کاملاً مغایر با قطعنامه‌های قانونی بین‌المللی است- باید رد شود.

«نسل‌کشی رفتاری فاشیستی است که همهٔ قوانین بین‌المللی را نقض می‌کند و توجیه آن به هر بهانه‌ای بسیار خطرناک است. هر کسی که در این توجیه و سرپوش‌گذاری مشارکت کند- در رأس آنها دولت آمریکا و متحدانش- در جنایت نسل‌کشی علیه مردم ما کاملاً همدست است.

«دوم: فراخوان فوری حزب برای وحدت مواضع فلسطینی برای دادن پاسخ جمعی به ‘طرح ترامپ’، محتوای آن، و نحوهٔ برخورد با آن، از طریق مشاوره‌های فوری میان سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف)، حماس، و دیگر نیروهای فلسطینی، و تدوین یک راهبرد ملی که میان تلاش برای توقف فوری جنگ کشتار و تجاوز علیه مردم‌ ما به‌عنوان اولویت ملی و ضرورتی مقدم بر هر چیز، و رد کردن نتایج و شروط سیاسی، که بر جوهر آرمان ما و حقوق ملی مسلّم ما و در رأس آنها ایجاد کشور فلسطین اثر می‌گذارد، تمایز قائل شود.

«سوم: استفادهٔ حداکثری از پویایی همبستگی بین‌المللی و حمایت از حقوق ملت فلسطین، همکاری با جنبش‌های مردمی و رسمی، و تشدید پیگرد و محاکمهٔ جنایت‌کاران جنگی در دادگاه‌های بین‌المللی.»

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۴، ۱۴ مهر ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا