هوش مصنوعی و جنبش سندیکاییِ زحمتکشان
مطلب حاضر فشردهای از جستارهای ارائه شده در سخنرانیهای مجلس بحث (سمپوزیوم) دربارهٔ “هوش مصنوعی و جنبش کارگری” است که سال گذشته برگزار شد. این مطلبِ فشرده در دو بخش به خوانندگان ارائه میشود.
بخش اول
هر روز تقریباً دهها خبر و تحلیل دربارهٔ آخرین دستاوردهای “هوش مصنوعی”، کاربردهای تازهٔ آن در صنعت، و تأثیرِ آن بر بهبود زندگی افراد منتشر میشود و قطعاً جنبش کارگری باید به این مسئله بپردازد، زوایای آن را بررسی کند، به پرسشهای مطرح پاسخ گوید، و آیندهٔ احتمالیاش را ترسیم نماید.
در نتیجه این تحولها یک سری پرسشهای اساسی را میتوان مطرح کرد: “هوش مصنوعی” چیست؟ و از همه مهمتر، “هوش مصنوعی” چه قابلیتهایی دارد؟ چشمانداز امر “کار” در آیندهای که هوش مصنوعی حضور پررنگی دارد چیست؟ آیا ما در مواجهه با این فناوری باید ترس داشته باشیم یا از آن اسقبال کنیم؟ در این دوران، تکلیف جنبش کارگری چیست؟ و چگونه این فناوری را در مسیر خدمت به منافع تودهها و بهبود زندگی کارگران میتوان قرار داد؟
اصطلاح “هوش مصنوعی” تا حدی مفهومی وسیع دارد که فناوریها و راهکارهای فنی متنوعی را در بر میگیرد. با این حال، همه آنها به نتیجهای واحد ختم میشوند: عملکرد هوش مصنوعی بهنظر میرسد جایگزین کارکردهای شناختی انسان میشود. برخی فرایندهایی که تا همین اواخر نیازمند ذهن انسان بودند، اکنون توسط سیستمهای رایانهای هوش مصنوعی انجام میشوند. این فرایندهای خودکارشده هم شامل فعالیتهایی هستند که عمدتاً در حیطه ذهنی قرار میگیرند (مانند: ترجمهٔ متنی از زبانی به زبان دیگر) و همچنین فعالیتهایی که در آنها کارکردهایی ذهنی، کنترل اعمالی فیزیکی را بر عهده دارند، مثل راندن یک وسیله نقلیه یا ساختن یک دیوار. …
فرایندهای قدیمیتر اتوماسیون- صنعت خودکار و رُباتهای سنتی- در محیطهایی استاندارد و کاملاً تعریف شده مانند خطوط تولید، عملکرد خوبی داشتند، و حتی در آنجا نیز انعطافپذیری کمی داشتند. این ویژگی باعث میشد کاربردشان فقط در تولیدِ انبوه امکانپذیر باشد. اما با بهکار گرفتن هوش مصنوعی در این سیستمها، انعطافپذیریای بسیار بیشتر به آنها میبخشد. پس از دههها توسعهٔ چنین سیستمهایی، بشر موفق شده چنان سیستمهایی بسازد که در برخی از این عملیاتها میتوانند جایگزین انسانها شوند. این سیستمها از اَبَررایانههای عظیمی استفاده میکنند که بهطورخاص برای این کار ساخته شدهاند و برخلاف راهحلهای سنتی، به “آموزش” با حجم بسیار زیادی از دادهها نیاز دارند که عمدتاً توسط انسان تولید شدهاند. از این منظر، این سیستمها در واقع یک پایهٔ اجتماعی دارند، زیرا “هوش” آنها درنهایت چیزی جز “تبلور” هوش افرادی نیست که از دادههای آنان برای آموزش این سیستمها استفاده شده است. بهبیان ساده، مدلهای زبانی بزرگ که “صحبت” میکنند، در واقع کاری بیش از “تکرار” طوطیوار کلمهها و عبارتهای مرتبط انجام نمیدهند و جملهها، پاراگرافها، و متنهایی را میسازند که شبیه چیزی است که قبلاً پردازش کردهاند. آنها بهسادگی دهها میلیون صفحه متن را ویرایش کردهاند که عملاً همه را یکجا بهخاطر میسپارند.
بنابراین این سیستمها، حداقل در نسخهٔ امروزیشان، “فکر” نمیکنند و درکی ندارند که چه میگویند، ولی پاسخهای پیچیدهای را که تولید میکنند گویی درحال فکر کردن هستند و گویی میفهمند چه میگویند! به همین دلیل است که تواناییشان برای آن که بهطور کامل جایگزین انسان شوند در حال حاضر وجود ندارد. با این حال، این سیستمها میتوانند – با روش کار خود – بهرهوری نیروی کار را بهگونهای افزایش دهند که کاسته شدن بسیار در تعداد کارگران را ممکن سازد، زیرا کارگرانی که مجهز به سیستمها و ابزار هوش مصنوعی هستند وظایفی را انجام میدهند که قبلاً توسط تعداد بسیار بیشتری از کارگران آن وظایف انجام داده میشد. بهطور مثال، اخیراً یک شرکت بزرگ مرکز تماس فاش کرد که ۹۵ درصد از تماسها بهصورت خودکار مسیریابی میشوند، و این نکته گویای همه چیز است.
در سالهای آینده توسعهٔ سریع بسیاری از چنین سیستمهای تکنولوژیکی را میتوان انتظار داشت، سیستمهای تکنولوژیکیای که میتوانند فرایندها را با کاستن چشمگیر از دخالت نیروی انسانی انجام دهند، از رانندگان رباتیکیای که ۹۰ تا ۹۵ درصد مسیر را طی میکنند گرفته تا رباتهایی که در فرایند تولید پیچیدهٔ صنعتی بهکار گرفته میشوند. آیا با این سیستمها بهکار گرفتن نیروی کار انسانی حذف خواهد شد؟ در مورد آیندهای میانمدت، پاسخ یک “نه” محکم است. این سیستمها فاقد آگاهی، قضاوت، و توانایی درک و پاسخ به تحولهای واقعاً غیرمنتظره هستند. با این حال، این واقعیت که بهرهوری نیروی کار با استفاده از چنین سیستمهایی بهشدت افزایش یافته است- سیستمهایی که انجام وظایف را با تعداد بسیار کمتری از کارگران ممکن میسازند- واضح و غیرقابل انکار است. تقریباً تمام مطالعههایی که تأثیر رباتها و هوش مصنوعی بر نیروی کار را ارزیابی میکنند به این نتیجه رسیدهاند که استفاده از رباتها در صنایع به از دست دادن مشاغل منجر میشوند. در واقع، این مطالعهها به رباتهایی “ساده” اشاره دارند که هماکنون از آنها در صنعت استفاده میشود. رباتهایی جدید که با سیستمهای هوش مصنوعی کار میکنند و در آیندهٔ نزدیک با قابلیتهایی حتی بیشتر وارد صنایع خواهند شد تأثیر عینیای بیشتر خواهند داشت.
تفاوت فنی هوش مصنوعی احتمالاً در این واقعیت نهفته است که تغییرات، خودکاریِ (اتوماسیونِ) تولید، و تمایل به جایگزین ساختن نیروی کار انسانی تقریباً بهطورهمزمان تمام بخشهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد. ظهور هوش مصنوعی به یک بخش خاص محدود نمیشود، بلکه تمام حوزههای کاری یا حداقل طیفی گسترده از آنها را دربر میگیرد. اما بیش از هر چیز، آنچه تأثیر ابزارهای فناورانه جدید بر کار و روابط انسانی را تعیین میکند، ساختار اجتماعی خودِ جامعه، سرمایه، و مالکیت سرمایه است.
در بررسی تأثیر ابزارهای فناورانه جدید بر کار باید بهخاطر داشت که در نظام سرمایهداری وسایل تولید خودِ سرمایه محسوب میشوند. سرمایه بر مبنای تنها معیارِ افزایش سرمایه (یا بهزبان سادهتر، سودآوری) بهکار گرفته میشود. بنابراین، تمامی سرمایهگذاری- در سیستم سرمایهداری- بر اساس سود و نرخِ سود صورت میپذیرد. اولویتبندی سرمایهگذاریها نیز بر مبنای نرخِ سودِ مورد انتظار تعیین میشود. بهبیان دیگر، ابزارهای جدید تولید بر این اساس توسعه یافته که نرخِ سود را افزایش داده و به کار گرفته شوند.
پایان بخش اول- ادامه در شمارهٔ آینده
۲۳ دسامبر ۲۰۲۴/ ۳ دیماه ۱۴۰۳
ترجمه و تلخیص از: https://mltoday.com/ai-artificial-intelligence-and-the-trade-union-movement/
ضمیمه کارگری «نامهٔ مردم» شمارۀ ۱۰۲، ۱۴ مهر ۱۴۰۴



