مسایل سیاسی روز

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

نگاهی به ارزیابی‌های حزب تودهٔ‌ ایران دربارهٔ حوادث دو سال اخیر در خاورمیانه، جنایت‌های دولت نژادپرست نتانیاهو و امپریالیسم، در مقابل ارزیابی‌های سران جمهوری اسلامی و محور «نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی»

حوادث دو سال گذشته در خاورمیانه یکی از سیاه‌ترین و دردناک‌ترین صفحات تاریخ این منطقه در مبارزه با دولت اشغالگر اسرائیل و امپریالیسم جهانی است. آنچه با حملهٔ بسیار سؤال‌برانگیز حماس به اسرائیل در تاریخ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) آغاز شد فرصت طلایی به دولت جنایت‌کار نتانیاهو و امپریالیسم آمریکا برای بازچینی نقشهٔ خاورمیانه داد. در روزهای اخیر شاهد پایان فاجعه‌بار این جنایت پس از کشتار بیش از ۶۸هزار فلسطینی از جمله بیش از ۱۸,۰۰۰ کودک در این نسل‌کشی هولناک جنایت‌کاران صهیونیسم و با خاک یکسان کردن بخش عظیمی از غزه بودیم. نگاهی هرچند گذرا به این وقایع هولناک و موضع‌گیری‌های سران جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن در منطقه، از جمله بخش بسیار کوچکی از نیروهای مدعی چپ بودن در ایران، می‌تواند حاوی نکات مهم و افشاگرانه‌ای برای آیندهٔ مبارزهٔ نیروهای مترقی در میهن ما و منطقه باشد.

حزب تودهٔ‌ ایران در اطلاعیه‌ای که روز ۱۷ مهر ۱۴۰۲ با عنوان «دربارۀ تشدید جنگ در مناطق اشغالی فلسطین و سیاست‌های فاجعه‌بار و جنایت‌کارانۀ دولت نژادپرست و دست راستی نتانیاهو» منتشر کرد، ضمن ابراز نگرانی از این درگیری‌ها از جمله نوشت: «مردم جهان در چهل و ‌هشت ساعت گذشته اخبار منتشرشده در صبح روز شنبه ۱۶ مهر (۷ اکتبر) دربارهٔ وضعیت فاجعه‌بار و به‌شدت خطرناک درگیری‌های خونین در نوار غزه و خاک اسرائیل را با نگرانی بسیار دنبال می‌کنند. بر اساس آخرین آمار منتشرشده، هزاران تن در غزه و اسرائیل کشته و هزاران تن نیز مجروح شده‌اند. بمباران شدید هوایی غزه و ویران شدن بسیاری از مناطق مسکونی بیش از صدهزار تن از ساکنان غزه را بی‌خانمان کرده است.» حزب ما در ارزیابی شرایطی که به این بحران منجر شده است نوشت: «حزب تودهٔ ایران بر این باور است که سرکوب خشن و خونین مستمر مردم فلسطین و پنجاه و شش سال اشغالگری تجاوزکارانۀ سرزمین فلسطینی‌ها زمینه‌های عینی درگیری خونین صبح شنبه بوده که سال‌ها در‌ حال شکل‌ گرفتن بوده است. ما هشدارهای بجای مقام‌های رسمی دولت خودگردان فلسطین و نیروهای مترقی و دموکراتیک فلسطینی را به‌ خاطر آورده و تکرار می‌کنیم، هشدارهایی که پیوسته بر این واقعیت تأکید کرده که در شرایطی که مردم فلسطین و مطالبات مشروع و عادلانه‌شان و دستیابی به حق تعیین سرنوشتشان زیر پاشنهٔ آهنین سرکوبگری خشن و ضدّانسانی دولت نژادپرست و فاشیست اسرائیل انکار و نفی گردیده و در نتیجهٔ آن منطقه به بشکه‌ای باورت تبدیل شده، چندان که هر لحظه انفجار دهشتناک آن را می‌توان انتظار داشت…» و سپس این هشدارباش دقیق در مورد هدف‌های رژیم اسرائیل و امپریالیسم که «ما بر این باوریم که دولت دست‌ راستی به‌شدت افراطی حاکم در اسرائیل قصد خود به دامن زدن به جنگی چه با نیروهای فلسطینی و چه در سطح منطقه با ایران به‌منظور تقویت و تثبیت مواضعش را هیچ‌گاه کتمان و پنهان نکرده است. تهدید به جنگ و عملیات ایذایی دولت اسرائیل به ‌بهانه‌های مختلف در قبال لبنان، سوریه، و ایران همواره بخشی از استراتژی آن بوده است… مقام‌های رسمی دولت اسرائیل اعلام کرده‌اند بمباران هوایی غزه که از روز شنبه آغاز شده ادامه پیدا خواهد کرد و حتی از ‘محو غزه’ سخن گفته‌اند. این فراخوانی آشکار برای انجام اقدام‌های تروریستی‌ای است که فاجعه‌ای دهشتناک برای هر دو ملت فلسطین و اسرائیل در پی خواهد داشت. امپریالیسم جهانی به‌ سرکردگی آمریکا، بدون توجه به جنایت‌های بیش از نیم قرن اسرائیل در منطقه و کشتار فلسطینی‌ها، با اعلام تصویب کردن کمک نظامی‌ای ۶۵۰میلیون دلاری به اسرائیل، ارسال ناو جنگی ‘جرالد فورد’ به مدیترانهٔ شرقی، و تقویت نیروهای نظامی مستقرشده‌اش در خاورمیانه، عزم خود به حمایت از سیاست‌های جنایت‌کارانهٔ دولت راست افراطی اسرائیل را اعلام کرده است…»‌ (نگاه کنید به «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۹۲، ۱۷ مهر ۱۴۰۲)

در مقابل این موضع‌گیری‌ها و ابراز نگرانی‌ها در مورد فاجعه‌ای که می‌تواند منطقه و میهن ما را تهدید کند، علی خامنه‌ای در سخنانی در روز سه شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۲ در «مراسم مشترک دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری نیروهای مسلح»، با اشاره به وقایع بی‌سابقهٔ اخیر در فلسطین، موضع‌گیری مسئولان کشور در قبال این قضیهٔ مهم سیاسی-نظامی را درست و خوب خواند و با اشاره به «اذعان همهٔ جهان به شکست رژیم صهیونیستی در این قضیه»،‌ تأکید کرد که «این شکست از ابعاد نظامی و اطلاعاتی یک شکست غیرقابل ترمیم و یک زلزلهٔ ویرانگر است که بعید است رژیم غاصب با همهٔ کمک‌های غربی‌ها بتواند ضربات عمیق این حادثه به سازه‌های حاکمیتی خود را ترمیم کند… رژیم صهیونیستی بعد از روز شنبه ۱۵ مهر، روز حماسهٔ شجاعانهٔ جوانان فلسطینی، دیگر رژیم صهیونیستی قبلی نیست… ما پیشانی و بازوی جوانان فلسطینی و طراحان مُدبر و هوشمند فلسطینی را می‌بوسیم و به آنها افتخار می‌کنیم… اما این یاوه‌گویی‌ها اشتباه و این محاسبه غلط است و کسانی که می‌گویند ضربهٔ اخیر فلسطینی‌ها ناشی از غیرفلسطینی‌ها است ملت بزرگ فلسطین‌ را نشناخته‌اند و دست‌کم گرفته‌اند…» (از «پایگاه اطلاع رسانی حوزه»، تاریخ درج ۱۸/۰۷/۱۴۰۲)

نابخردی رهبر جمهوری اسلامی در این مورد تا حدی بود که او حتی ‌ماه‌ها پس از آن عملیات و فاجعه‌ای که در غزه پس از کشتار ده‌هاهزار فلسطینی پیش آمده بود همچنان بر همان ارزیابی‌های نادرست و بی‌پایه تأکید می‌کرد. او در سخنانی در سی و پنجمین سالگرد مرگ خمینی «تأمین نیاز مهم منطقه» و «وارد آوردن ضربه‌ای اساسی به رژیم جنایت‌کار» را دو ویژگی مهم عملیات طوفان‌ الاقصی برشمرد و از جمله گفت: «آمریکا، عناصر صهیونیسم جهانی، و برخی دولت‌های منطقه نقشهٔ بزرگ و دقیقی برای تغییر مناسبات و معادلات منطقه طراحی کرده بودند تا با ایجاد ارتباطات مورد نظرشان میان رژیم صهیونیستی و دولت‌های منطقه‌، زمینه‌های تسلط رژیم منحوس بر سیاست و اقتصاد غرب آسیا و همهٔ دنیای اسلام فراهم شود… این نقشهٔ شوم به لحظات اجرا کاملاً نزدیک شده بود که طوفان معجزه‌‎آفرین الاقصی آغاز شد و همهٔ بافته‌های آمریکا، صهیونیسم، و دنباله‌های آنان را بر باد داد؛ به‌گونه‌ای که با حوادث ۸ ماه اخیر، امیدی به احیای دوبارهٔ آن نقشه وجود ندارد…»‌ و در انتها، او با اشاره به «قدرت طوفان الاقصی برای تغییر دادن قرن بیست و یکم»‌ افزود: «جهان در آغاز پایان رژیم صهیونیستی است.» (سایت دیپلماسی ایرانی – ۱۴ خرداد ۱۴۰۳)

حزب تودهٔ ایران در همان دورانی که خامنه‌ای همچنان با رجزخوانی‌های بی‌پایه سخن از نابودی دولت نژادپرست اسرائیل می‌گفت، در پی بمباران  جنایت‌کارانهٔ سفارت ایران در سوریه در عملیات نیروهای هوایی اسرائیل و خطرات گسترش درگیری‌های نظامی به ایران و منطقه نوشت: «حزب تودهٔ ایران حمله به ساختمان کنسولگری ایران در دمشق را محکوم می‌کند و بار دیگر نسبت به بالا گرفتن تنش‌ها و خطر گسترش درگیری‌های نظامی و خصوصاً کشیده شدن جمهوری اسلامی به درگیری مستقیم در منطقه هشدار می‌دهد! تلاش اسرائیل و نهادهای مدافع جنگ و خون‌ریزی در خاورمیانه برای کشاندن ایران و نیروهای نیابتی‌اش به درگیری نظامی و اقدام متقابل برای منطقه و مردم این کشورها فاجعه‌ای بزرگ خواهد بود که باید به‌شدت از آن پرهیز کرد. دولت نژادپرست و جنایت‌کار اسرائیل و همراهان و همکاران امپریالیستی‌اش خواهان ادامه و گسترش جنگ در منطقه در راستای سیاست تحمیل بی‌چون‌وچرای هژمونی‌شان در خاورمیانه هستند. با هوشیاری با این توطئه‌ها باید مقابله کرد.» (اطلاعیهٔ حزب تودهٔ ایران، ۱۵ فروردین ۱۴۰۳ – سایت حزب تودهٔ‌ ایران)

ما در همین دوران در پاسخ به ادعاهای دروغین رژیم و نیروهای نیابتی ایرانی آن در مورد مبارزه‌اش با امپریالیسم یادآور شدیم که شالودهٔ سیاست‌های منطقه‌‌یی و جهانی این حکومت ضدّملی است، زیرا صرفاً در خدمت حفظ نظام سیاسی در داخل بر محور ولایت فقیه و گسترش منافع سرمایه‌داری انگلی و فاسدی است که حکومت به آن متکی است. در مجموع، آنچه علی خامنه‌ای “عمق استراتژیک” یا “محور مقاومت” تشکیل‌دهندۀ سیاست خارجی حکومتش می‌خواند در واقعیت امر شعاری توخالی است که- در کنار عملیات برون‌مرزی سپاه قدس- برخلاف منافع ملی کشور عمل کرده است. این سیاست حتی در مدیریت مقابله با تهدیدهای واقعی اسرائیل علیه کشورمان ناتوان بوده است. واقعیت آن است که حکومت بر اساس “اسلام سیاسی” نمی‌تواند و نخواهد توانست در راه دفاع از منافع ملی و تقویت موقعیت منطقه‌یی ایران گام بردارد.

در پی یورش نظامی دولت جنایت‌کار نتانیاهو به ایران، کمیتهٔ ‌مرکزی حزب در اعلامیه‌ای که روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ منتشر کرد، ضمن محکوم کردن این یورش نظامی و هشدار دربارهٔ پیامدهای وخیم گسترش درگیری‌ها از جمله نوشت: «حملات دولت جنایت‌کار جنگی، بنیامین نتانیاهو، با اطلاع دولت ترامپ، به خاک ایران، برخلاف همهٔ قوانین بین‌المللی، نشان روشنی از این واقعیت است که چگونه سکوت و همکاری عملی با دولتی که تا کنون بیش از ۵۰,۰۰۰ فلسطینی از جمله ۱۲,۰۰۰ کودک در نوار غزه را کشته است و اکنون میلیون‌ها شهروند این مناطق را با محاصرۀ اقتصادی با قحطی و گرسنگی روبه‌رو کرده است می‌تواند چه عواقب خطرناکی برای صلح تمامی منطقهٔ خاورمیانه به همراه داشته باشد…. با حملات گستردۀ دولت اسرائیل به ایران و تهدید مقابله به مثل جمهوری اسلامی، که علی خامنه‌ای قول آن را داده است، امروز خطرات سهمناکی منافع ملی میهن ما را تهدید می‌کند. کشانده شدن ایران به درگیری‌های مخرب و بزرگ نظامی، با توجه به اینکه کشورهای امپریالیستی و در رأس آن امپریالیسم آمریکا در دفاع و همکاری با دولت جنایت‌کار اسرائیل وارد میدان خواهند شد، جز عواقب وحشتناک ثمره‌ای برای ایران نخواهد داشت. حزب تودهٔ ایران تجاوز نظامی و اقدام تروریستی اسرائیل را که نقض حاکمیت ملی کشور است به‌شدت محکوم می‌کند و با تأکید بر پایبندی بر حفظ منافع ملی ایران، هرگونه مداخله و تجاوز نظامی خارجی را برضد اراده و خواست و حقوق مردم ایران می‌داند. فقط امپریالیسم، نیروهای وابسته، ارتجاعی، و استبداد حاکم از تنش و جنگ سود می‌برند. حزب تودۀ ایران از همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه ایران و جهان می‌خواهد تا یکپارچه و یک‌صدا، ضمن محکوم کردن این نقض خشن و آشکار قوانین بین‌المللی، همهٔ تلاش‌های خود را متوجه جلوگیری از یک درگیری نظامی وسیع و مخرب و استقرار صلح در منطقه خاورمیانه بنمایند…» (از اعلامیهٔ‌ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، سایت حزب تودهٔ‌ ایران)

و در پی حملهٔ‌ نظامی دولت فاشیستی ترامپ به ایران، حزب ما نوشت: «این حملهٔ جنایت‌کارانه دولت ترامپ، همچون حملات دولت اسرائیل، تجاوز نظامی علیه حاکمیت و تمامیت ارضی ایران، نقض آشکار و فاحش حقوق بین‌الملل مندرج در منشور ملل متحد محسوب‌ می‌شود، اصولی که به‌صراحت هرگونه تهدید به‌ زور یا استفاده از زور علیه حاکمیت، تمامیت ارضی، و استقلال سیاسی هر عضو سازمان ملل را ممنوع می‌سازد. حزب تودۀ ایران در طول تاریخ پُربار خود همواره مدافع تمامیت ارضی میهن بوده و خواهد بود. ما با وجود مخالفت‌ با جمهوری اسلامی، قاطعانه با هرگونه اقدام تجاوزکارانه برای تجزیهٔ ایران و تحمیل نیروهایی چون سلطنت‌طلبان، مجاهدین، یا هر گروهی که برخاسته از ارادهٔ مردم نیست و در چارچوب منافع بیگانگانی چون آمریکا عمل می‌کند مخالفیم. حزب تودهٔ ایران همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور را فرا می‌خواند تا با همگامی و اتحاد عمل در مقابل توطئه‌های امپریالیسم جهانی به رهبری امپریالیسم آمریکا و دولت جنایت‌کار نتانیاهو بایستند و اجازه ندهند تا سرنوشت میهن ما به‌ دست چنین جنایت‌کارانی رقم بخورد…» («نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۳۷، ۹ تیر ۱۴۰۴)

 

گروه های ایرانی «محور مقاومت» محور «نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی» و شعارهای توخالی!

قبل از اینکه به موضع‌گیری این نیروها بپردازیم، بد نیست اشاره‌ای بکنیم که زمینهٔ تاریخی پیدایی اصطلاح «محور مقاومت» چیست. بر اساس داده‌های موجود، اصطلاح «محور مقاومت» را نخستین بار روزنامهٔ لیبیایی «الزحف الاخضر» در پاسخ به ادعای رئیس‌جمهور آمریکا جورج دبلیو بوش در مورد اینکه ایران و عراق و کره شمالی محور شرارت را تشکیل می‌دهند استفاده شد. این اصطلاح را بعدها رهبران رژیم ولایت فقیه نیز به کار برند. سعید جلیلی (نامزد انتخاباتی سال ۱۴۰۳ جمعی از مدعیان چپ ایرانی) روز ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ (اوت ۲۰۱۲)، زمانی که دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود، در دیدار با بشار اسد از جمله گفت: «آنچه در سوریه اتفاق می‌افتد یک مسئلهٔ داخلی نیست، بلکه درگیری میان محور مقاومت و دشمنانش در منطقه و جهان است. ایران به هیچ شکلی شکستن محور مقاومت را که سوریه بخش ذاتی آن است تحمل نخواهد کرد.» (به نقل از نوار ویدیویی گزارش بی.بی.سی. https://www.bbc.com/persian/iran/2012/08/120807_l13_syria_iran_vid)

نیروهای اصلی این به‌اصطلاح «محور مقاومت» افزون بر دولت ساقط‌شدهٔ بشار اسد، مجموعه‌ای از نیروهای اسلامی در عراق، لبنان، غزه، و یمن با عقاید بسیار ارتجاعی‌اند که در سال‌های اخیر با کمک‌های مالی ده‌ها میلیارد دلاری جمهوری اسلامی پا گرفته‌اند. سیاست‌های این نیروها در منطقه در عمل به برنامه‌های امپریالیسم آمریکا و دولت نژادپرست اسرائیل یاری رسانده و هیچ کمک واقعی نیز به تحقق آرمان و حقوق مردم فلسطین نکرده است.

در ایران هم ما شاهد پیدایی «حزب فقط حزب‌الله» بودیم که در سال‌های نخست دههٔ ۱۳۶۰ شکل گرفت و هدف اصلی‌اش از همان زمان تا همین امروز سرکوب خشن و خونین هر صدای مخالف با جمهوری اسلامی بوده است. در همان سال‌های اول انقلاب بود که چماق‌داران حرفه‌یی که رژیم اجیر کرده بود با شعار «حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله» به دفترهای نیروهای مترقی از جمله حزب ما یورش می‌بردند که از نخستین نشانه‌های پا گرفتن و استقرار حکومت دیکتاتوری در ایران بود.

وقایع دو سال گذشته در عین حال پرده از ماهیت واقعی گروه کوچکی از مدعیان «چپ» بودن نیز برداشت که معدودی از آنها نیز زیر پرچم «هواداران حزب تودهٔ‌ ایران» پنهان شده‌اند. دفاع بی‌چون‌وچرا از سیاست‌های مخرب و ضدّملی رژیم ولایت فقیه در منطقه و تکرار تبلیغات گوبلزی جمهوری اسلامی و رهبر آن برای ادامه دادن به ‌درگیری‌های نظامی و «نابود کردن رژیم صهیونیستی» از جمله موضع‌گیری‌های این گروه هاست. به این نقل‌قول توجه کنید: «در جهانی که حقیقت در محاصرهٔ سانسور رسانه‌ای و بازی‌های قدرت‌های سلطه‌گر است، گاه یک صدا می‌تواند پرده از چهرهٔ فریب بردارد و مرزهای تحریف را بشکند. سخنان صریح و بی‌پردهٔ آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب، در مراسم سالگرد امام خمینی، پژواکی بود از درد ملت‌های ستم‌دیده و فریادی علیه امپریالیسم بی‌پروا و نهادهای بین‌المللی‌ای که امروز بیش از همیشه در خدمت ظلم و جنایت ایستاده‌اند… در عصری که ‘امپراتوری دروغ’ بر مناسبات جهانی سایه افکنده و حقیقت از صحنه‌های رسمی رانده شده است، سخنان روز چهاردهم خرداد رهبر انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای، نه صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی، بلکه بیانیه‌ای تاریخی، اخلاقی، و راهبردی بود؛ پژواکی از خردی ریشه‌دار، تجربه‌ای انباشته، و آرمانی جهانی، که مقاومت در برابر سلطه را نه انتخابی اختیاری، بلکه ضرورتی اخلاقی، انسانی، و تاریخی می‌داند.» (نگاه کنید به مقالهٔ «فریاد حقیقت‌گوی رهبر انقلاب علیه امپراتوری دروغ: رسوایی اخلاقی آمریکا و نهادهای بین‌المللی»، سایت ده مهر، https://10mehr.com/archives/12383)

آیا می‌توان بین این تعریف و تمجیدهای مشمئزکننده از رهبر حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی- که میهن ما را به چنین فاجعه‌ای دردناک کشانده است و دستش به خون هزاران انسان شریف و ‌مبارز و میهن‌دوست آغشته است- و نوشته‌های خبرگزاری فارس، ارگان سپاه پاسداران، و نهادهای امنیتی رژیم تفاوتی گذاشت؟

چه زیباست که به قول حافظ «خوش بود گر محک تجربه آید به میان».‌ در این دو سال گذشته، محور اساسی و «عمق استراتژی» ولایت فقیه در منطقه از هم پاشید، سوریه و لبنان و غزه به خاک و خون کشیده شدند، بیش از ۶۸هزار فلسطینی و هزاران تن از مردم لبنان و سوریه جانشان را از دست دادند، میهن ما مورد تجاوز مستقیم نظامی اسرائیل و آمریکا قرار گرفت، و ‌امپریالیسم آمریکا و دولت نژادپرست و جنایت‌کار اسرائیل با استفاده از سیاست‌های نابخردانه و ماجراجویانهٔ رژیم ولایت فقیه توانستند بیش از پیش هژمونی‌شان را بر منطقه تحکیم کنند. میهن ما امروز بیش از پیش در خطر دخالت‌های مخرب خارجی قرار گرفته است و بخش مهمی از سران رژیم و «رهبران تاریخی» آن، از جمله ولی فقیه آن، از ترس ترور اسرائیل مخفی شده‌اند.

در مقابل این شعار دادن‌های دروغین و این ادعای بی‌پایه که حزب تودهٔ‌ ایران در این میانه به وظایف مبارزهٔ ضدّامپریالیستی‌اش عمل نکرد، واقعیت این است که حزب تودهٔ‌ ایران یگانه نیروی ایرانی بود که فعالانه در عرصهٔ جهانی به بسیج نیرو و افکار عمومی جهان برای محکوم کردن جنایت‌های دولت نتانیاهو در همکاری با امپریالیسم آمریکا و اتحادیهٔ اروپا و برای حفظ حاکمیت ملی ایران تلاش کرد. از سازمان‌دهی فعالیت‌های همبستگی بین‌المللی در اتحادیه‌های کارگری و سندیکاهای جهانی، شرکت فعال در همایش‌های گستردهٔ ‌بین‌المللی علیه جنایت‌های دولت نتانیاهو، تنظیم و انتشار بیانیهٔ‌ مشترک با حزب کمونیست اسرائیل در محکوم کردن سیاست نسل‌کشی دولت اسرائیل که بازتاب جهانی گسترده‌ای داشت، دیدار با «گروه چپ متحد اروپا (UEL) در مجمع پارلمانی شورای اروپا» برای افشای سیاست‌های اتحادیهٔ اروپا، مصاحبه با نشریات ترقی خواه، و تنظیم بیانیهٔ مشترک ۵۸ حزب کمونیست و کارگری جهان از ابتکارهای حزب تودهٔ ایران برای محکوم کردن تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و دفاع از حق حاکمیت ایران بود. در این بیانیه مشترک از جمله آمده است: «ما حزب‌های کمونیست و کارگری امضاکنندهٔ این بیانیه‏‌ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران با حمایت اتحادیهٔ اروپا و دولت‌های عضو گروه هفت (‏G7)‏ را قاطعانه محکوم می‌کنیم و خواستار پایان یافتن فوری همهٔ ‏اقدامات خصمانه‌ایم.‏ اعلام می‌کنیم که سیاست‌ها و اقدامات دولت‌های آمریکا و اسرائیل در حملهٔ یک‌جانبه به ایران با هدف ‘تغییر رژیم’ غیرقانونی و ناقض قوانین ‏بین‌المللی است… حمایت خود را از مبارزهٔ مردم ایران برای صلح، استقلال، آزادی، و عدالت اجتماعی و مخالفت قاطعانه‌مان را با مداخلهٔ امپریالیستی خارجی در ایران ‏اعلام می‌کنیم. آیندهٔ ایران را فقط مردم آن کشور، بدون هیچ دخالت خارجی، می‌توانند تعیین کنند.‏» (از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۳۷، ۹ تیر ۱۴۰۴)

در قطعنامهٔ نشست فوق‌العادۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودهٔ ایران «دربارهٔ شرایط کشور بعد از یورش جنایت‌کارانهٔ دولت اسرائیل و حملهٔ امپریالیسم آمریکا» از جمله می‌خوانیم:‌«۱. جنگ تحمیل‌شده از سوی رژیم جنایت‌کار نتانیاهو و امپریالیسم آمریکا بر میهن ما با منافع جنبش مردمی بر ضد حکومت جمهوری اسلامی مخالف و در تضاد بود. همچنین نشان داد که سرنوشت کشور ما با مداخلهٔ خارجی و بمباران کردن مردم ما نمی‌تواند تعیین شود و در راستای منافع ملی میهن و مردم ما قرار گیرد. ۲.‌ نیروهای مزدوری که در طول عملیات جنایت‌کارانه و تروریستی اسرائیل به‌مثابهٔ پایگاه اطلاع‌رسانی دولت نسل‌کُش نتانیاهو عمل کردند و ادامه یافتن جنگ و بمباران‌ مردم بی‌گناه میهن ما را خواهان بودند نشان دادند که برخلاف همهٔ شعارها و مدعیاتشان نه‌تنها دلسوزِ ایران و مردم ایران نیستند، بلکه به ‌هدف تصاحب قدرت و جایگزین کردن رژیم دیکتاتوری کنونی با حکومتی ضدّمردمی و مزدور بیگانه در تلاش‌اند آینده‌ای فاجعه‌بار در عمل برای کشورمان رقم زنند. این نیروها در زمرهٔ بازندگانِ اصلی بازی مرگ‌بار امپریالیسم آمریکا و دولت جنایت‌کار نتانیاهو با سرنوشت میهن ما بودند.» (از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۳۷، ۹ تیر ۱۴۰۴)

امروز، پس از گذشت دو سال از این فاجعه و رجزخوانی‌های ولی فقیه و سران جمهوری اسلامی در مورد نابودی رژیم صهیونیستی، روزنامهٔ جمهوری اسلامی در سرمقالهٔ ‌شمارهٔ ۲۰ مهر با عنوان «آیا این طوفان برنده‌ای داشت؟»‌ می‌نویسد: «توافق حماس با رژیم صهیونیستی برای توقف جنگ غزه و تبادل اسرا در عین حال که به لحاظ توقف خون‌ریزی واقعه‌ای خوشایند است، این سؤال مهم را در افکار عمومی به وجود آورده که این واقعه به نفع کدام‌یک از طرفین است؟ در سطح رسانه‌ها و صاحب‌نظران و فعالان سیاسی نیز ظرف دو روز گذشته به همین سؤال پرداخته شده و پاسخ‌هایی نیز داده شده است… واقعیت این است که برخلاف بسیاری از تحلیل‌ها و اظهارنظرها، عملیات طوفان‌ الاقصی یک اشتباه بود. ما از همان اولین لحظات دریافت خبر این عملیات بر این عقیده بودیم و اکنون که بیش از دو سال از انجام آن گذشته بر این باورمان راسخ‌تر شده‌ایم…» (از پایگاه اینترنتی مؤسسهٔ فرهنگی و مطبوعاتی روزنامهٔ جمهوری اسلامی)

جالب است که چندین روز پس از امضای توافق آتش‌بس و شرکت سران ۲۰ کشور در این مراسم در مصر، علی خامنه‌ای روز ۲۸ مهر در سخنانی بدون اشاره به حمایت و یا مخالفت ایران با توافق امضاء شده ضمن تکرار یک مشت مدعیات پوچ تلویحا اشاره کرد که او اهل معامله با آمریکا البته با شروط معینی هست. به گزارش ایسنا، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز پنجشنبه در کنفرانس خبری مشترک با الکساندر استاب، رئیس‌جمهور فنلاند، ضمن اشاره به اینکه تهران از طرح صلح غزه حمایت می‌کند گفت: «تهران ممنون»!

حزب ما بارها گفته است و باز هم تکرار می کند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی خصوصاً در منطقهٔ خاورمیانه،‌بر اساس اظهار نظر های رهبر رژیم به‌منظور “حفظ نظام” بر محور صدور انقلاب اسلامی در منطقه ایجاد شده است، و تاکتیک‌های کوتاه‌مدت و راهبردهای بلندمدت و سمت‌گیری سیاسی-اقتصادی جمهوری اسلامی ایران هیچ همگونی‌ای با سمت‌وسوی ترقی‌خواهانه، و ضدامپریالیستی نداشته و ندارد.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۵، ۲۸ مهر ۱۴۰۴

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا