مسایل بین‌المللی

مصاحبهٔ «رابرت گریفیث» دبیرکل حزب کمونیست بریتانیا، با دبیرکل حزب کمونیست عراق

“رابرت گریفیث” گزارشی از گفت‌وگویش با “رائد جاهد فهمی”، دبیرکل حزب کمونیست عراق، ارائه می‌دهد. عراق، کشوری که تقسیم فرقه‌ای قدرت در آن دستگاه دولتی‌اش را به “میدان اصلی درگیری‌ها” تبدیل کرده است، در حالی که درآمدهای نفتی این کشورِ گرفتار در نزاع های داخلی همچنان در بانک‌های ایالات متحده نگهداری می‌شوند.

رائد جاهد فهمی هیچ‌‌یک از خصلت‌های خودبزرگ‌بینانه‌ای را ندارد که معمولاً از سیاستمداران باسابقه و صاحب‌منصب انتظار می‌رود. او که از سال ۲۰۱۶ / ۱۳۹۵ دبیرکل “حزب کمونیست عراق” است، پیش‌تر در مقام وزیر علوم و فناوری در دولت “وحدت ملی” عراق خدمت کرده بود، دولتی که از دل ویرانه‌های یورش و اشغال آمریکا و بریتانیا و سرنگون شدن دیکتاتوری صدام در سال ۲۰۰۳ / ۱۳۸۲ سر برآورد. فهمی و حزب کمونیست عراق آن تجاوز را محکوم کرده بودند، هرچند رژیم بعثی صدام در دوران حکومت خون‌بار خود هزاران کمونیست را قتل‌عام کرده بود.

من اخیراً در “راسکین هاوس”، ساختمان دفتر مرکزی حزب کمونیست بریتانیا، همراه با رفیق “سلام علی”، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست عراق و همچنین رفقا “کارول استاوریس” (مسئول امور زنان حزب کمونیست بریتانیا) و “الکس گوردون” (مسئول بخش کارگری حزب کمونیست بریتانیا)  با رفیق فهمی دیدار کردم. مهمان برجستهٔ ما به‌محض آن‌که نام “ادریس کاکس”، دبیر بین‌الملل حزب کمونیست بریتانیا(CPGB) در سال‌های دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰/ ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ را بردم، بلافاصله او را به‌یاد آورد.

“کاکس” توجهی ویژه‌ به عراق داشت، مقاله‌ها و جزوه‌هایی در محکومیت کارزارهای تروریستی پیش از کودتای بعثی‌ها علیه رژیم مترقی و طرفدار شوروی “عبدالکریم قاسم” در سال ۱۹۶۳ / ۱۳۴۲ می‌نوشت و از ملی شدن صنعت نفت این کشور توسط دولت در سال ۱۹۷۲ / ۱۳۵۱ دفاع می‌کرد. فهمی در این‌باره گفت: “ادریس کاکس و کمونیست‌های بریتانیا سابقه‌ای طولانی در همبستگی خود با مردم عراق، علیه دیکتاتوری و امپریالیسم بریتانیا دارند.”

اکنون آن همبستگی، علیه نسل‌کُشی در فلسطین و قتل‌عام بی‌گناهان در سودان، به‌شدت مورد نیاز است.  فهمی در حالی که با لحنی آرام ولی قاطع به یکی از چند زبان اروپایی‌ای که به آن‌ها تسلط دارد سخن می‌گفت، ادامه داد: “ولی دربارهٔ وضعیت عراق، نمی‌توان اوضاع آن را از چارچوب گسترده‌تر و بسیار خطرناک خاورمیانه به‌طور کلی جدا کرد.” فهمی اظهار داشت: “جنگ نسل‌کُشی برای نابودی مردم فلسطین بخشی از تلاش‌های نتانیاهو و ترامپ برای ایجاد اسرائیل بزرگ است که مشکلی برای همهٔ منطقه است.” این گفت‌وگو، پیش از توافق آتش‌بس ۸ اکتبرِ / ۱۵ مهرماه ۱۴۰۴رئیس‌جمهور ایالات متحده، ترامپ، انجام شد.

فهمی افزود: “عراق، نیز مانند لبنان و سوریه، بخشی از همین تصویر است. درک این نکته مهم است که ایالات متحده نیز مانند دیگر کشورها به عراق از منظر ایران می‌نگرد.”

استراتژی امپریالیستی ایالات متحده قطع کردن پیوندهای رژیم ایران با متحدانش یعنی پیوند با شبه‌نظامیان اسلامگرا و دولت‌های عراق، لبنان، سوریه، و فلسطین را شامل می‌شود.  هدف از این کار منزوی ساختن و درنتیجه تضعیف بنیادگرایان اسلامی در تهران است، کاری که با حمله‌هایی نظامی از نوعی که ترامپ در ۲۲ ژوئن/ ۱ تیرماه مجوز آن را علیه تأسیسات هسته‌ای ایران صادر کرد پشتیبانی می‌شوند.

کمونیست‌ها و نیروهای مترقی عراق نسبت به نفوذ تهران بر سیاستمداران و شبه‌نظامیان عراقی‌ نگران هستند، سیاستمداران و شبه‌نظامیان عراقی‌‌ای که با دیدگاه‌های چپگرایانه در خصوص تقویت حکومت غیرنظامی و دولت مدنی هم‌نظر نیستند. با این وجود، ایران و متحدانش همچنان در نگاه بسیاری به‌منزلهٔ بخشی از مقاومت علیه امپریالیسم ایالات متحده و غرب تلقی می‌شوند. ازاین‌روی، “حزب کمونیست عراق” (“ICP”)  با انتشار بیانیه‌ای قاطع ضمن اعلام همبستگی با مردم ایران (و نه قدرت دولتی در ایران) حمله‌های “بی‌دلیل و غیرقانونی ترامپ به صنایع هسته‌ای ایران در ژوئن/ تیرماه گذشته را محکوم کرد.

با این حال، نکتهٔ توجه‌برانگیز این است که در طول درگیری ایالات متحده، ایران، و اسرائیل، هیچ حملۀ مسلحانه‌ای از سوی شبه‌نظامیان طرفدار ایران به نیروهای نظامی آمریکا در داخل عراق رخ نداده است. ائتلاف ضعیفِ مبتنی بر تقسیم قدرت در بغداد به صلح نیاز دارد و رژیم ولایی تهران نیز به حفظ روابط حسنه با دولت عراق نیازمند است. از سوی دیگر، ایالات متحده، که با تهدید به اِعمال تحریم علیه عراق از موضع قدرت حمایت می‌شود، خواهان خلع سلاح و انحلال نیروهای بسیج مردمی (حشد الشعبی) است که عمدتاً طرفدار ایران بوده و شمار اعضای شبه‌نظامی آن‌ها به ۲۵۰ هزار نفر می‌رسد.

چرا بغداد به‌طورنظام‌مند (سیستماتیک) آسیب‌پذیر است؟ به‌نظر فهمی، ماهیت فرقه‌ای سازوکارِ تقسیم قدرت بین اکثریت شیعه و اقلیت سنی در عراق “اصلی‌ترین منبع تضعیف امروز عراق” است. این وضعیت که میراث دوران اشغال آمریکاست “خودِ دستگاهِ دولتی را به عرصهٔ اصلی درگیری تبدیل می‌کند” به‌گونه‌ای که گروه‌های رقیب در تلاش‌اند سهم‌شان از قدرت را اما به‌هزینهٔ دیگران افزایش دهند. البته فهمی یادآور می‌شود: “تقسیم قدرت حربه‌ای کلاسیک است که امپریالیسم برای تفرقه‌افکنی و تضعیف کشورهای تحت سلطه و مردم آن‌ها به‌کار می‌برد.”

فهمی می‌گوید: “هرچند قانون اساسی سال ۲۰۰۵ / ۱۳۸۴ دربرگیرندهٔ برخی عناصر مترقی است، ولی تفسیرهای فرقه‌ای از تقسیمِ قدرت دستگاه دولتی عراق را در معرض فساد عمیق داخلی و تأثیرگذاری‌های خارجی نه تنها از سوی ایران، بلکه از جانب ایالات متحده، ترکیه، و کشورهای عربی نیز قرار داده است.” او بیشتر با تأسف تا خشم اظهار می‌کند: “نتیجهٔ این وضعیت بی‌ثباتی، نبود سیاست‌های منسجم، و کمبود یا حتی فقدان تعهد به دست یافتن به هدف‌های ملی بر پایهٔ هویت ملی ماست.” او در ادامه استدلال می‌کند: “این چالش‌ها، چه از درون و چه از بیرون، هویت و وحدت عراق را تهدید می‌کنند و مسئله‌ای بالقوه آمادهٔ انفجار را زمینه‌ساز شده‌اند.”

کمونیست‌های عراق به باورهای دینی احترام می‌گذارند ولی با هم‌‌سویی دین با حزب‌های سیاسی مخالفت می‌کنند. آنان [کمونیست‌های عراق] از نیروهای چپ، مترقی، و میهن‌دوست درون کشور می‌خواهند پیش از آن‌که تغییرهایی بسیار متفاوت و واپس‌گرایانه از بیرون تحمیل شوند، برای ایجاد تغییرهایی بنیادین تلاش کنند. چه نیروهایی قدرت تغییر اساسی جامعه به‌سوی پیشرفت را دارند؟  در سال ۲۰۲۱/ ۱۴۰۰ حزب کمونیست عراق انتخابات پارلمانی‌ای که با هدف تفرقه‌افکنی، تضعیف و تضعیف قیام مردمی برگزار می‌شد را تحریم کرد. جنبشی از سوی جوانان غیرفرقه‌ای در بیشتر مناطق عراق- به‌جز مناطق سنی‌نشین و کردستان عراق- ظهور کرده بود. این جنبش با شعار “ما یک وطن می‌خواهیم!” مقام‌های شیعه را به‌لرزه درآورد و آنان با کشتن ۸۰۰ نفر از اعتراض کنندگان در این جنبش، آن را سرکوب کردند و فهمی را به استعفا از پارلمان مجبور کردند. اگرچه مقام‌های حکومتی این شورش را به “تحت تأثیر خارجی” بودن متهم کردند، ولی این قیام عمدتاً شورشی داخلی علیه فساد، بیکاری، و خدمات عمومی ضعیف یا ناکارآمد بود. با این حال، نیروهای جوان ضد رژیم در مورد راهبرد خود اختلاف نظر داشتند و دارند: آیا باید تمرکز بر مبارزهٔ توده‌ای در خیابان‌ها باشد یا بر پیروزی‌ در عرصهٔ انتخاباتی؟ “حزب کمونیست عراق” (“ICP”)  هر دو مسیر را پیشنهاد می‌کند، چرا که هر یک، دیگری را تقویت می‌کند، مشروط بر این‌که انتخابات در زمانی برگزار شود که جنبش توده‌ای فراپارلمانی در حالت تهاجمی باشد.

فهمی به‌یاد می‌آورد که در آستانهٔ انتخابات محلی دسامبر ۲۰۲۳/ ۱۴۰۲ نیروهای مخالف تعداد ۳۵۰ تا ۴۰۰ تجمع برگزار کردند و کمونیست‌های عراق پیوند‌شان را با گروه‌هایی متعدد تقویت کردند. ائتلاف حاکم که مجبور شده بود واکنش نشان دهد قول داد بیش از ۸۰۰ هزار شغل برای جوانان ایجاد کند، ولی هیچ برنامه‌ای برای تأمین مالی آن‌ها [۸۰۰ هزار شغل] نداشت. زمان نشان خواهد داد.  فهمی خاطرنشان می‌کند:”با نگهداری درآمدهای نفتی عراق در بانک‌های ایالات متحده و تحت فرمان ریاست‌جمهوری” این‌گونه امکان‌ها محدودیتی بیشتر پیدا می‌کنند و بنابراین “در معرض زوال و نابودی” قرار می‌گیرند. در مورد شبه‌نظامیان طرفدار ایران و ضد داعش که ظاهراً زیر فرماندهی نخست‌وزیر عراق، محمد شیاع‌ السودانی، هستند، حزب کمونیست عراق پیشنهاد می‌دهد که این شبه‌نظامیان در ارتش منظم کشور ادغام شوند تا خود ارتش بازسازی و از فساد پاکسازی شود. در همین حال حزب کمونیست عراق و نیروهای بسیج مردمی خود را برای انتخابات پارلمانی ۱۱ نوامبر/ ۲۰ آبان‌ماه ۱۴۰۴ آماده می‌کنند. فهمی در مورد عادلانه بودن این انتخابات، اگر به‌تعویق نیفتد یا به‌طورکامل لغو نشود، “هیچ توهمی” ندارد.

احتمال دستیابی به نتیجه‌ای‌ مترقی وجود دارد، ولی خطر سوءِاستفاده از قدرت دولتی عراق و فساد خارجی بسیار واقعی است. علاوه بر این، قانون اساسی فعلی عراق روشن است: تنها حزب‌هایی غیرنظامی می‌توانند در انتخابات شرکت کنند. با این حال، دبیرکل حزب کمونیست عراق خاطرنشان می‌کند بیشتر گروه‌های مترقی و واپسگرا، هم جبههٔ نظامی و هم جبههٔ سیاسی دارند. همچنین، سه نفر از هر پنج عراقی رأی نمی‌دهند. بسیاری از شیعیان به حزب‌های حاکم اعتماد ندارند، ولی همبستگی آنان با ایران به‌این معناست که از نیروهای مترقی ضد حکومت نیز حمایت نخواهند کرد. جوانان انقلابی بر این باورند که فؤاد حسین، وزیر امور خارجه (در این مقامی که به “حزب دموکرات کردستان” اختصاص یافته) هم‌پیمان در مبارزه با فساد است. همهٔ این عامل‌های برشمرده شده نخست‌وزیر، السودانی، را در یک “موقعیت متناقض” قرار می‌دهد. او به حمایت مداوم ایالات متحده نیاز دارد و ایالات متحده نیز نیازمند ماندن او در قدرت است. پیروزی هر نیروی مترقی یا شدیداً طرفدار ایران خوشایند نخواهد بود. در مورد کمونیست‌های عراق این‌که آنان برای پایان دادن به حضور نیروهای نظامی ایالات متحده، ترکیه، و دیگر نیروهای خارجی در کشورشان مبارزه خواهند کرد. فهمی اظهار داشت: “ما نمی‌دانیم آیا ایالات متحده عراق را ترک خواهد کرد یا تنها دو تا سه هزار نیروی خود را به محیطی دوستانه‌تر در کردستان عراق مستقر خواهد کرد.” حزب او (حزب کمونیست‌ عراق) همچنین پایان دادن به ممنوعیت‌ مکرر تظاهرات مردمی و همچنین سرمایه‌گذاری بیشتر درآمدهای نفتی در پروژه‌های اشتغال‌زا به‌ویژه برای جوانان را خواستار خواهد شد.

فهمی در پاسخی به پرسش‌ها مشارکت پرشور زنان عراق را در جنبش اعتراضی ستود و از تأثیر دین در “قانون احوال شخصیه عراق” [این قانون جنجال‌آفرین با مسئله‌هایی در زمینهٔ ارث، ازدواج، طلاق، و حق حضانت در ارتباط است] ابراز تأسف کرد و تمایل حزب خود را به حقوق کامل و برابر در قانون مدنی جایگزین آن دانست. برخی زنان از نامزدی در انتخابات منع شده‌اند. فهمی ادامه داد: “با این حال، زنان موفق به کسب پیشرفت‌هایی شده‌اند، برای نمونه، در مخالفت با حجاب اجباری در آموزش عالی، هرچند که برنامه‌های درسی همچنان شامل محتوای دینی هستند.”

او با بازگشت به مسئله جبهه بین‌المللی، وضعیت لبنان را “حساس” توصیف کرد. دولت بیروت (که خود ائتلافی از نیروهای مختلف قومی و مذهبی است) و جنبش حزب‌الله طرفدار ایران بر سر برنامه‌ای برای خلع سلاح شبه‌نظامیان حزب‌الله و ادغام آن در نیروهای مسلح منظم دولت نمی‌توانند به‌توافق برسند. دبیرکل حزب کمونیست عراق تأکید می‌کند: “به توافقی از راه مذاکره به‌شدت نیاز است، در غیر این صورت، اسرائیل می‌تواند به‌بهانهٔ حضور نظامی حزب‌الله برای تهاجم استفاده کرده و به‌اشغال بیشتر ادامه دهد.” در لبنان و دیگر نقاط، حزب های کمونیست و کارگری خاورمیانه با وجود مانع‌ها همچنان با یکدیگر در تماس هستند. حزب‌های کمونیست در عراق و لبنان به‌طورعلنی فعالیت می‌کنند و حزب کمونیست متحد اردن نیز اکنون قانونی است. حزب تودهٔ ایران همچنان در ایران غیرقانونی است و حزب کمونیست متحد سوریه توسط دولت انتقالی پس از اسد ممنوع شده است.حزب‌های کمونیست کویت و بحرین نیز فعال هستند، در حالی که حزب کمونیست مصر در اتحادیه‌های کارگری تأثیر گذار است. فهمی در پایان گفت: “ما هنوز به هماهنگی بسیار مؤثرتر بین حزب‌های  کمونیست و کارگری در سطح جهانی نیاز داریم” چندان که همهٔ ما با این نظر موافقت کردیم.

نوشتهٔ رابرت گریفیث، دبیرکل حزب کمونیست بریتانیا، روزنامهٔ “مورنینگ استار”، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵/ ۱۸ مهرماه ۱۴۰۴.

به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۵، ۲۸ مهر ۱۴۰۴

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا