همبستگی مردم ایتالیا با مبارزهٔ مردم فلسطین
مردم در برابر همدستهای نِتانیاهو بهپا خاستهاند و جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، را در ارتباط با غزه بهچالش میکشند
آنچه امروز در ایتالیا درارتباط با غزه روی میدهد در تاریخ ابراز همبستگی این کشور با هر جنبش بینالمللیای دیگر در هر نقطه از جهان بیسابقه است. این ابراز همبستگی خیزشی مردمی است که پیامدهایش بهاحتمال زیاد نه تنها موضع دولت ایتالیا در مورد نسلکُشی اسرائیل در غزه، بلکه کل ساختار سیاسی خود کشور را نیز دگرگون خواهد کرد.برای درک چرایی معقول بودن چنین برآیندی، باید دو عامل مهم را درنظر بگیریم: نخست، بسیج مردمی در سراسر کشور و دیگری زمینهٔ تاریخی نگرش سیاسی ایتالیا نسبت به فلسطین و خاورمیانه.
هنگامی که نسلکُشی اسرائیل در غزه آغاز شد، زبان و موضعگیری سیاسی دولت راست افراطی “جورجیا ملونی”، نخستوزیر ایتالیا، کم و بیش با موضعگیریهای سیاسی دیگر رهبران اروپایی همخوانی داشت.نخستوزیر ایتالیا در سفرش به اسرائیل در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۳ / ۱۹ مهرماه ۱۴۰۲ با زبانی آکنده از واژههایی درمحکومیت بیقیدوشرط فلسطینیان به سبب حملۀ ۷ اکتبر/۱۵ مهرماه و به همان اندازه آکنده از واژههایی درحمایت بیقیدوشرط از اسرائیل و “حق دفاع از خود” رژیم آن، موضع دولتش را اعلام کرد.این موضع در طول جنگ ثابت ماند تا چند ماه پیش که نسلکُشی اسرائیل به چنان سطحی از فاجعه رسید که دیگر حتا ملونی نیز نتوانست آن را نادیده بگیرد. این تغییر موضع در سخنان گویدو کروستتو، وزیر دفاع ایتالیا، در مردادماه که اعلام کرد اسرائیل “عقلانیت و انسانیت خود را از دست داده است” نمود یافت.با این وجود، ارسال جنگافزارهای ایتالیایی به اسرائیل ادامه یافت. حتا زمانی که دولت ایتالیا تصمیم گرفت جنگافزارهایی تازه به تلآویو ارسال نکند اما ارسال آنها همچنان ادامه یافت، این سلاحها که بهطورمستقیم در نسلکُشی در غزه بهکار میرفت طبق قراردادهای نظامیای در پیش از حمله اسراییل به غزه با غول جنگافزاری ایتالیا، لئوناردو، امضا شده بود.
ملونی نه تنها “پایبندی” کشورش به اسرائیل را بهبهای جان صدها هزار فلسطینی بیگناه در غزه حفظ کرد، بلکه قانون اساسی مترقی ایتالیا را نیز زیر پا گذاشت، قانون اساسیای که تصریح میکند: “ایتالیا جنگ را همچون ابزار تجاوز به آزادی سایر ملتهای دیگر رد میکند.”
از سوی دیگر، جامعهٔ ایتالیا، دستکم برای مدتی، در برابر جنایتهای اسرائیل و حمایت دولتشان از نسلکُشیای که درجریان بود، سردرگم و بهظاهر بیکنش بود.
اما این بیکنشی ظاهری بههیچوجه بازتاب بیتفاوتی مردم ایتالیا به رویدادهای بیرون از مرزهایشان نبود، بلکه این وضعیت بازتاب سه عامل عمدهٔ سیاسی و تاریخیای بهقرار زیر بود که شایان توجهاند:
چنددستگی اخیر در میان رسانهها:
نخست، اینکه رسانههای ایتالیا بهتازگی به دو گروه اصلی تقسیم شدهاند: رسانههایی خصوصی که بیشترشان در مالکیت خانوادهٔ نخستوزیر پیشین درگذشته، سیلویو برلوسکونی، غول رسانهای راستگرا و متحد نزدیک بنیامین نتانیاهو، و رسانههای دولتی که مطیع دستورها وسیاستهای دولت هستند. همانطور که انتظار میرفت هر دو گروه به روایت تبلیغاتی اسرائیل پایبند ماندند که فلسطینیها را جنایتکار جلوه داده و اسرائیل را تبرئه میکنند. دوم، نبود بسترهای سازمانیافته در ایتالیا است که در گذشته در درون فعالیتهای اتحادیههای مردمی جای داشتند. از نظر تاریخی، اتحادیههای نیرومند ایتالیا با حزبهای سیاسی و نمایندگانی تأثیرگذار در پارلمان این کشور پیوند مستقیم داشتند. با این پیوند آنها [اتحادیههای نیرومند] توانسته بودند در سیاستگذاری داخلی نقشآفرینی کنند و حتا بر سیاست بینالمللی نیز تأثیر بگذارند. سوم، همهٔ موردهای بالا به جابجاییِ عمدهٔ سیاستگذاریهای ایتالیا بین “جمهوری اول” پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۸تا ۱۹۹۲/ ۱۳۲۷ تا ۱۳۷۱ خورشیدی) و “جمهوری دوم” (از سال ۱۹۹۲ / ۱۳۷۱ تا کنون) بازمیگردد. این بازآرایی بزرگ با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، انحلال حزب کمونیست ایتالیا، حزب کمونیستی که زمانی نیرومندترین و کارآمدترین حزب کمونیست در غرب بهشمار میرفت، و بهدنبال این رویدادها پیدایش سیاستهای راستِ میانه مرتبط بود. رویداد آخر نه تنها تغییری چشمگیر در سیاست داخلی ایتالیا بهوجود آورد، بلکه دیدگاه سیاست خارجی آن را نیز دگرگون ساخت و برای نمونه، از رویکرد میانهرو پیشین به اشغال فلسطین از سوی اسرائیل فاصله گرفت و در سالهای بعد به همسویی کم و بیش کامل با موضع سیاستمداران راستگرای افراطی اسرائیل روی آورد. این همسویی در دوران برلوسکونی بیش از هر زمانی دیگر نمایان شد، اما در حزب “لگا” بهرهبری ماتئو سالوینی، جهرهای که حتا در میان مردم ایتالیا وارث طبیعی میراث فاشیسم این کشور شناخته میشود، این همسویی پُررنگتر شد.
اما شدت گرفتن وضع جنایتهای اسرائیل در غزه، رشدِ همبستگی جهانی با فلسطین، و بسیجِ تودههای مردم در خود ایتالیا پس از آغاز نسلکُشی، ورق را برگرداند.
در روز ۲۲ سپتامبر/ ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۴، کارگران اسکلههای ایتالیا علیه جنگ در غزه و ارسال جنگافزار به اسرائیل به اعتصابی سراسری دست زدند. این اقدام بر سنت دیرینهٔ ایستادگی کارگران در برابر نظامیگری، به ویژه در بندرهایی که از بارها برای انتقال جنگافزار استفاده میشدند تکیه زد. این بسیج که از سوی اتحادیههای مردمی و شبکههای همبستگی سازماندهی شده بود، امتناع گستردهٔ کارگران از همدستی با سیاستهای دولت در جنگ و حمایت از نسلکُشی را نشان داد. دوباره اتحادیههای تودهای به خیابانها باز گشتهاند، اما این بار نه تنها برای چانهزنی بر سر بهبود دستمزدها، بلکه برای بازپسگرفتن جایگاه تاریخیشان در نقش پیشآهنگِ جنبش همبستگی در عرصهٔ داخلی و بینالمللی. پیامدهای این رویداد بهتنهایی میتواند محرک دگرگونیای بنیادین در نگرش سیاسی مردم ایتالیا باشد.
از آنجایی که دولت ملونی از بهرسمیت شناختن دولت فلسطین خودداری میکند، خود را روی در روی مستقیم با خواستهای مردم ایتالیا از هر طیف سیاسی و نظری قرار میدهد. این موضع میتواند در انتخابات آینده برای او گران تمام شود.
ایتالیا اکنون در آستانهٔ لحظهٔ تاریخیای دیگر قرار دارد، برآیند آن میتواند این کشور را بیش از پیش در اردوگاه راستافراطی فرو برد یا کشور را به موضعی بازگرداند که با تاریخ رادیکال ضد فاشیسم، بسیج اجتماعی، و مقاومت بینالمللیاش همخوانیای بیشتر دارد.
صرفنظر از اینکه آونگ تاریخ به کدام سو مایل شود، واقعیت انکارناپذیر آنچه امروز در ایتالیا روی میدهد، از خیزش سیاسیای حقیقی، یعنی یک انتفاضه، چیزی کمتر ندارد. در شکایتی به دیوان کیفری بینالمللی، جورجیا ملونی، نخست وزیر ایتالیا، با اتهام همدستی در نسلکُشی روبرو شده، اتهامی که بهطورمستقیم نشأت گرفته از حمایت دولت او از سیاستهای نسلکُشی اسرائیل در غزه بوده است.
“جورجیا ملونی”، نخستوزیر دستراستی ایتالیا، و همچنین “گویدو کروستتو”، وزیر دفاع، و “آنتونیو تاجانی”، وزیر امور خارجه این کشور، در دیوان کیفری بینالمللی “مجرم” شناخته شدهاند.
نخست وزیر اعلام کرده است “روبرتو چینگولانی”،مدیرعامل شرکت اسلحهسازی و هوافضای “لئوناردو”ی ایتالیا نیز ممکن است در این شکایتنامه در مقام متهم نام برده شده باشد. این شکایت که در تاریخ اول اکتبر/ ۹ مهرماه تنظیم و از سوی ۵۰ نفر از جمله استادان حقوق، وکلای دادگستری و چندین چهرۀ عمومی امضا شده، نخستوزیر و دیگران را به ارسال جنگافزار به اسرائیل، متهم به همدستی کرده است. در متن شکایتنامه تصریح شده است: “دولت ایتالیا با حمایت از دولت اسرائیل، بهویژه از مسیر تأمین جنگافزارهای مرگبار، در نسلکُشی سازمانیافتهٔ جاری و همچنین جنایتهای جنگی و جنایت علیه بشریت بسیار سنگین علیه مردم فلسطین همدست بوده است.”
بر اساس گزارشها، نهاد مدافع حقوق فلسطینیان که مسئولیت تنظیم این شکایت را بر عهده داشته، از دیوان کیفری بینالمللی درخواست نموده تا زمینههای لازم برای گشایش یک پروندهٔ تحقیقاتی رسمی در خصوص اتهام نسلکشی علیه جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، را مورد ارزیابی قرار دهد.
بر اساس دادههای مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، ایتالیا یکی از تنها سه کشوری بوده که از سال ۲۰۲۰ / ۱۳۹۹ تا ۲۰۲۴ / ۱۴۰۳ جنگافزارهای متعارف سنگین به اسرائیل صادر کرده است. البته ایالات متحده و آلمان مسئول ۹۹ درصد از کل صادرات جنگافزارهای بزرگتر مانند هواپیما، موشک، تانک، وسامانههای دفاع هوایی بودهاند.
به نقل از روزنامهٔ «مورنینگ استار»، ۳ اکتبر ۲۰۲۵
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۵، ۲۸ مهر ۱۴۰۴



