گزارش هایی از پیکار و زندگی مردم
شعار “نه به اعدام” را همگانی کنیم!
“روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام” (۱۰ اکتبر/ ۱۸ مهرماه) تأکیدی دوباره بود بر اهمیت ارتقای مبارزۀ صنفی کارگران، پرستاران، معلمان، دانشجویان و بازنشستگان و مطرح کردن خواستهای دمکراتیک و آزادیخواهانه در اعتراضهای آنان و از جمله طرح لغو اعدام. گسترش اعدامها خصوصاً در آستانۀ روز جهانی مبارزه با اعدام توسط ماشین سرکوب رژیم که به اعدام ۳۰ زندانی در روزهای ۷- ۸ اکتبر/ ۱۵- ۱۶ مهرماه و نیز اجرای حداقل ۱۵ اعدام در روز ۱۰ اکتبر/ ۱۸ مهرماه در بین نیروهای دمکراتیک و نیز همبندان و خانوادههای زندانیانی که زیر حکم اعدام قرار دارند موجی از نگرانی برانگیخت. همزمان با روز جهانی علیه مجازات اعدام، زندانیان عضو کارزار “سهشنبههای نه به اعدام” در زندان قزلحصار، با سر دادن شعارهایی علیه حکم اعدام، انزجار و نفرت خود را از این احکام ظالمانه و غیرانسانی اعلام کردند. در ادامۀ صدور احکام اعدام، چند روز پیش حکم اعدام احسان فریدی، دانشجوی زندانی سیاسی در زندان تبریز، تأیید شد. علاوه برآن، صدور حکم اعدام برای سه زندانی عقیدتی بلوچ، نسیمه اسلامزهی، ارسلان شیخی (همسر او) و آمانج کاروانچی راشاهد بودیم. صدور این احکام و اجرای آنها با این سرعت برای ما فقط یک پیام دارد و آن فقط و فقط گسترش مبارزه با حکم اعدام است. شعار “نه” به اعدام را به درون تک تک راهپیماییهای اعتراضی میباید کشاند. این تنها راه متوقف کردن ماشین اعدام رژیم است.
نابرابریهای اقتصادی در سال جاری:
حداقل دستمزد حدود یک پنجم خط فقر را پوشش میدهد!
بر اساس آخرین گزارشهای مرکز آمار ایران، تعداد کل شاغلان ۱۵ ساله و بیشتر در تابستان ۱۴۰۴ حدود ۲۴ میلیون و ۹۵۸ هزار نفرند. در تفکیک جنسیتی و مکانی برای این دوره، تعداد شاغلان مرد ۲۱ میلیون و ۱۵۵ هزار نفرند با نرخ اشتغال ۶۴٫۲ درصد و نرخ بیکاری ۵٫۸ درصد بوده است. تعداد شاغلان زن نیز ۳ میلیون و ۸۰۳ هزار نفرند با نرخ اشتغال ۱۱٫۵ درصد و نرخ بیکاری ۱۵٫۲ درصد گزارش شده است. در مناطق شهری، تعداد شاغلان ۱۹ میلیون و ۲۱۶ هزار نفرند با نرخ بیکاری ۷٫۹ درصد و در مناطق روستایی، ۵ میلیون و ۷۴۳ هزار نفرند با نرخ بیکاری ۵٫۳ درصد بوده است. همچنین، در وضعیت اشتغال مرجع برای تابستان ۱۴۰۳ بهعنوان نمونه، سهم مزدبگیران خصوصی ۴۳٫۵ درصد، مزدبگیران دولتی ۱۲٫۷ درصد، خوداشتغالان ۳۷٫۳ درصد، کارفرمایان ۴٫۹ درصد و سایر موارد مانند خانوادگی ۱٫۶ درصد بوده است. بر اساس برآوردها و تحلیلهای متعدد اقتصادی، خط فقر در ایران بین۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان در ماه تخمین زده میشود. این در حالی است که حداقل دستمزد مصوب کارگران در حال حاضر حدود ۱۰٫۳۹ میلیون تومان است. با توجه به این ارقام، میتوان نتیجه گرفت که سطح حداقل دستمزد در کشور تنها حدود یکپنجم خط فقر را پوشش میدهد. این اختلاف توجهبرانگیز نشان دهندهٔ شکاف عمیق میان درآمد نیروی کار و هزینههای واقعی زندگی در شرایط اقتصادی کنونی است و میتواند آثار فراوانی بر معیشت خانوارهای کارگری، قدرت خرید و نابرابری اجتماعی برجای گذارد.
در اقتصاد ایران، جایی که تورم بار هزینهای سنگین بر شانههای طبقه کارگر انداخته، حداقل دستمزد ماهانه حدود ۱۰ میلیون و ۳۹۹ هزار تومان (معادل تقریبی ۹۰ دلار آمریکا با نرخ بازار آزاد) مرز امید و ناامیدی را ترسیم میکند. این رقم، که ساعتی حدود ۰٫۵۳ دلار است (با فرض ۱۶۹ ساعت کاری ماهانه)، نه تنها کفاف هزینههای روزمره مانند مسکن، خوراک، و حملونقل را نمیدهد، بلکه نمادی از شکاف عمیق میان کار خستگیناپذیر کارگران و زحمتکشان برای بازدهی اقتصادی است. در جامعهای با منابع غنی و استعدادهای فراوان، این واقعیت زخمی کهنه است که آدمی را به تأمل وامیدارد: چگونه کشوری با چنین پتانسیلی، کارگرانش را به چنین سطحی از درآمد پرتاب کرده که به سقوط سطح زندگی آنان منجر شده است.
همبستگی معلمان در بزرگداشت مراسم “روز جهانی معلم” و تأکید آنان بر برقراریِ عدالت آموزشی در کشور
“روز جهانی معلم” در پنجم ماه اکتبر (۱۳ مهرماه) هر سال، بهابتکار سازمان آموزشی، علمی، و فرهنگی ملل متحد (“یونسکو”) و “سازمان بینالمللی کار” گرامی داشته میشود. این روز برای نخستین بار در سال ۱۹۹۴/ ۱۳۷۳ برگزار شد تا یادآور اهمیت جایگاه معلمان در توسعه انسانی و اجتماعی و همچنین ضرورت بهرسمیت شناختن حقوق صنفی و حرفهای آنان باشد. پایهٔ رسمی این روز به توصیهنامۀ مشترک “یونسکو” و “سازمان بینالمللی کار” در سال ۱۹۶۶/ ۱۳۴۵ بازمیگردد. در آن سال سندی تاریخی در کنفرانسی بینالمللی در پاریس تصویب شد و نخستین بار معیارهایی جهانی برای وضعیت معلمان تعیین کرد. این توصیهنامه اصول مترقیای را در ارتباط با آموزش و شرایط معلمان مطرح کرد از جمله: حق آموزش، تشکلیابی و مشارکت در تصمیمگیریهای آموزشی، ضرورت پرداخت حقوق عادلانه و شرایط کاری مناسب، حفظ آزادی آکادمیک و استقلال فکری معلمان، و تأکید بر نقش اساسی معلمان در تضمین آموزش باکیفیت و برابر برای همگان.
در سال ۱۹۹۷/ ۱۳۷۶ نیز “یونسکو” و “سازمان بینالمللی کار” سندی مشابه دربارهٔ استادهای دانشگاهها و آموزشعالی منتشر کردند تا جایگاه آنان نیز در نظام آموزش جهانی تثبیت شود. این روز فرصتی مناسب است تا معلمان در سطح ملی و بینالمللی برای مطالبههایی که در سند به آن اشاره شده است در حرکتی مشترک و همبسته مبارزه کنند. در ایران هم در این روز تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران همبسته با اتحادیههای معلمان برای مطالبههایی که در شرایط خاص میهن ما از اولویتی بالا برخوردارند مبارزهای مشترک را پیش بردند، مطالبههایی همچون اجرای عدالت آموزشی، ارتقای سطح زندگی معلمان، آزادی معلمان زندانی، و استقلال نهادهای صنفی در این برهه از زمان بسیار پر اهمیت هستند.
در بیانیههای مختلف تشکلهای صنفی بهمناسبت “روز جهانی معلم” نیز تأکید بر این خواستها را شاهد بودیم. در بیانیهٔ “کانون صنفی معلمان تهران” در مورد مطالبات آموزشی از جمله آمده است: “بازگشت به اصل ۳۰ قانون اساسی و تأمین آموزش رایگان و با کیفیت برای همه، یکی از اهداف اصلی باید باشد. سهم آموزش و پرورش از بودجه کشور باید به حداقل ۲۰ درصد افزایش یابد و به ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی برسد. قطع حمایتهای مالی دولت از مدارس غیردولتی و مبارزه با تعارض منافع در وزارت آموزش و پرورش، گامی اساسی در راستای برابرسازی فرصتهای آموزشی است.” در مورد مطالبههای حقوقی و مدنی در این بیانیه از جمله آمده است: “لغو احکام ناعادلانه: تمامی احکامی که توسط حراست و تخلفات اداری علیه معلمان بهدلیل فعالیتهای صنفی صادر شدهاند، باید لغو شود. لازم است که تشکلهای صنفی مستقل، طبق اصل ۲۶ قانون اساسی بهرسمیت شناخته شوند و نهادهای امنیتی از پروندههای فعالان صنفی خارج شوند.” در اطلاعیۀ “کانون صنفی فرهنگیان گیلان” نیز بهدرستی تأکید شده است: “نجات آموزش و پرورش از بحران کنونی تنها از مسیر مشارکت آزادانهٔ معلمان و همراهی خانوادهها و جامعهٔ مدنی ممکن است. آیندهٔ این سرزمین به کیفیت آموزش امروز گره خورده است و آموزش زمانی معنا دارد که هیچ کودکی از آن محروم نماند و هیچ معلمی بهجرم دفاع از حق، مجازات نشود. با آرزوی آموزشی برابر، انسانی، و رهاییبخش برای همهٔ کودکان ایران.”
بنا بر درخواست کانونهای صنفی معلمان و “شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران”، معلمان این روز را در قالب برنامههای جمعیای مانند کوهنوردی، پیادهروی در پارکها، و همچنین قدردانی از معلمان آسیبدیده و خانوادههایشان بسیار باشکوه برگزار کردند. درهمبستگی با معلمان ایران “دیوید ادواردز”، دبیرکل آموزش بینالملل، طی نامهای رسمی خطاب به خامنهای، با محکومیتِ شدیدِ سرکوبِ فزایندۀ فعالان صنفی فرهنگیان و نمایندگان “شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران”، توقف فوری چنین اقدامهایی را خواستار شد.
اُلگوی اقتصادی نولیبرالیای که حاکمان ایران نزدیک به چهل سال گذشته درپیش گرفتهاند از جمله فاجعۀ بیعدالتی آموزشی را باعث شده است. کاهش سهم آموزش عمومی، افزایش مدارس خصوصی، و در یک کلام کالایی سازی آموزش نتیجۀ اجرای این سیاستها بودهاند. در مقابل این سیاستها فقط با سازماندهی و ایجاد حرکتهای اعتراضی وسیع معلمان بههمراه دانشآموزان و والدین آنان میتوان ایستاد و رژیم را به عقبنشینی واداشت. حرکتهایی از جمله تجمع و راهپیمایی اعتراضی اولیای دانشآموزان در شهرک پارس جنوبی باید الگو قرار گیرد. والدین دانشآموزان شهرک پارس جنوبی با سردادن شعارهایی مانند: “مسئول بیکفایت، استعفا استعفا” و “پول کجاست؟ آموزش خصوصی چرا؟” خواستار پاسخگویی مسئولان آموزشوپرورش شدند. فعالان صنفی معلم میباید در جلب حمایت و شرکت والدین دانشآموزان و خود دانشآموزان در ابتکارهای اعتراضی نقش مهم خود را بازی کنند.
نغمههای همبستگی دانشجویان دانشگاهها را رساتر سازیم!
در ادامۀ رشد فزایندۀ اعتراضهای دانشجویی نسبت به امکانات رفاهی دانشگاهها و خوابگاههای دانشجویی، دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر اعتراضهای شبانۀ خوابگاهی را ادامه دادند و در پی گسترش آن، راهپیمایی از محدودۀ خوابگاه به فضای دانشکده کشیده شد. در جریان این اعتراض، دانشجویان با سر دادن شعارهایی ازجمله “نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه”، “سِلف و خوابگاه نداره، دزدی ادامه داره”، “سرویس ما حذف شده، پولش کجا خرج شده؟”، “۹۰ سال افتخار، مسئولین بیبخار”، و “رفاهفروشی نمیخوایم نمیخوایم” خواستار رسیدگی به مطالبههای صنفی و رفاهی خود شدند.
در پی این اعتراضها در اقدامی بسیار مهم دانشجویان عضو “انجمن آزاداندیش” دانشگاه علامه طباطبایی با صدور بیانیهای با دانشجویان معترض خواجه نصیر اعلام همبستگی کردند. در این بیانیه از جمله آمده است: “ما، اعضای انجمن آزاداندیش، حمایت بیقید و شرط خود را از اعتراضات مسالمتآمیز دانشجویان خواجهنصیر و مبارزه با عادیسازی ستم اعلام میداریم و به نهادهای امنیتی هشدار میدهیم که در صورت ایجاد هرگونه مشکل در روند تحصیل، فعالیت، و زندگی دانشجویان خواجهنصیر بهدلیل مشارکت در این اعتراضات، دامنه این اعتراضات به دانشگاه علامه طباطبایی نیز گسترش خواهد یافت.”
همانطور که در شمارۀ قبل نامۀ مردم تأکید شد، پیوند دادن اعتراضهای دانشگاهها به یکدیگر، دادن شعارهایی مشخص که خواستهای بخشی وسیع از دانشجویان را بازتاب دهد، و سازمان دادن اعتراضها و از همه مهمتر پیوند دادن اعتراضها به اعتراضهای کارگران، پرستاران، و بازنشستگان میتواند هم دوام این اعتراضها را تضمین کند و هم عقبنشینی گام به گام رژیم را باعث گردد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۵، ۲۸ مهر ۱۴۰۴




