به سوی آینده

مصاحبۀ ویژۀ «به‌سوی آینده» با رفیق «بسام صالحی» دبیرکل حزب «مردم فلسطین» آرمان فلسطین به آرمانی برای تمام بشریت تبدیل شده است

به‌مناسبت ۲۹ نوامبر/ ۸ آذرماه، روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین

”تعقیب جنایتکاران جنگی و دستیابی به برقراری عدالت (از طریق دادگاه بین‌المللی لاهه) یکی از اولویت‌های اصلی ابراز همبستگی با مردم فلسطین است.“

 

نسل‌کُشی در غزه هنوز تمام نشده است. بیش از یک ماه پس از اعلام “آتش‌بس” در غزه رژیم نژادپرست اسرائیل همچنان مانع از رسیدن کمک‌های انسان‌دوستانه  می‌شود و درعین‌حال  با تیراندازی و حمله‌های هوایی فلسطینی‌ها را می‌کشد. این خشونت تنها به این دلیل امکان‌پذیر است که کشورهای امپریالیستی همچنان به تأمین سلاح‌هایی برای اسرائیل که وقوع این جنایت‌ها را باعث می‌شوند ادامه می‌دهند.

 

در شرایطی به پیشواز ۲۹ نوامبر/ ۸ آذرماه، ”روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین“، می‌رویم که چشم‌اندازی روشن برای حل مسئلۀ فلسطین بر مبنای تشکیل کشور مستقل فلسطین (براساس قطعنامۀ ۲۴۲ سازمان ملل متحد) نه تنها دیده نمی‌شود، بلکه بمباران و کشتار ساکنان غزه به‌رغم “آتش بس” ادامه دارد. بر پایۀ آمار اعلام شده، در حمله‌های اسرائیل از زمان آغاز “آتش‌بس” در ۱۰ اکتبر (۱۸ مهرماه ۱۴۰۴) تا کنون (اواسط آبان‌ماه) ۲۷۱ نفر کشته و ۶۲۲ نفر دیگر زخمی شده‌اند. شهرک‌سازی غیرقانونی در کرانۀ باختری و بیرون راندن فلسطینی‌ها از خانه، کاشانه و مزرعه‌شان و در مواردی ضرب و جرح و دستگیری و حتی کشتن آنان ادامه دارد و تقریباً هر روزه شاهد چنین رویدادهایی هستیم.

بر اساس گزارش منتشرشده توسط وزارت بهداشت غزه، در دو سال گذشته بیش از ۶۸ هزارو ۵۲۷ فلسطینی در غزه کشته شده‌اند و گمان می‌رود هزاران نفر دیگر در زیر آوارها مدفون شده با‌شند یا در منطقه‌هایی در تنگنا افتاده‌اند که به‌علت ویرانیِ گسترده و وجود خطرهایی مدام و محتمل که مأموران نجات را تهدید می‌کند دسترسی و یاری به آنان ممکن نیست. به‌گفتهٔ مقام‌های محلی، بیش از دوسوم کل کشته‌‌شدگان زنان و کودکان بوده‌اند، زنان و کودکانی که اغلب همراه با خانواده‌های‌شان در بمباران‌های هوایی اسرائیل جان باخته‌اند.

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، اعلام شد تا روز ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵ (۱۹ مهر ۱۴۰۴) تقریباً ۸۱ درصد از تمام ساختمان‌های نوار غزه آسیب دیده‌ یا ویران شده‌اند. این اطلاعات بر اساس ارزیابی جدید مرکز ماهواره‌‌ای سازمان ملل متحد به‌دست آمده است. این ویرانی شامل۱۲۳ هزار و ۴۶۴ سازه است که در مقایسه با ارزیابی ۸ ژوئیه    (۱۷ تیرماه) ۱۸ درصد افزایش یافته است۱.

 

گاهنامۀ “به‌سوی آینده” با توجه به تمامی این موارد و شرایط بسیار حساس منطقه، در آبان‌ماه مصاحبه‌ای ویژه را با دبیرکل حزب “مردم فلسطین” رفیق بسام صالحی به‌مناسبت “روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین” انجام داد تا نظر او را دربارۀ شرایط کنونی فلسطین، آیندۀ آن، و نقشی که نیروهای مترقی در سراسر جهان در ابراز همبستگی با مردم فلسطین می‌توانند داشته باشند جویا شود. در زیر ترجمۀ این مصاحبۀ مهم و روشنگرانه را به آگاهی خوانندگان گرامی ”به‌سوی آینده‌‌“ می‌رسانیم:

 

س: مرحلهٔ فعلی مبارزۀ آزادی‌بخش فلسطین با توجه به تجاوز اسرائیل و تغییر و تحول‌ها در منطقه را‌ چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: مرحلهٔ فعلی مبارزۀ مردم فلسطین با رویارویی مستقیم با نسل‌کُشی، پیامدهای آن، و خطر مداوم ادامه و تکرار آن تعریف می‌شود. این واقعیتِ محوری و جدید، مرحله‌ای پیشرفته را در تکامل ایدئولوژی و عملکرد نژادپرستانۀ صهیونیسم  نشان می‌دهد که اساساً بر پاک‌سازی و انتقال قومی مبتنی است و اکنون به‌شکل نسل‌کُشی به اوج خود رسیده است. این امر در چارچوب سرمایه‌داری‌ به‌طور فزاینده‌ای‌ وحشی و در تجاوز افسارگسیختهٔ نخبگان نظامی، مالی، و انحصارطلب رخ داده است. همگرایی‌ای فزاینده‌ بین این نخبگان و منافع آنان وجود دارد که از طریق (اعمالِ) سیاست‌های زورمدارانه، تخریب، و تحریم دنبال می‌شود، به‌عبارتی رویکردی که اکنون زیر عنوان “صلح از طریق قدرت” ترویج می‌شود.

در کنار ویرانی‌های ناشی از نسل‌کُشی علیه کودکان، زنان، غیرنظامیان، و کل جامعه فلسطینی در غزه- از جمله محاصرهٔ شهر غزه، گرسنگی دادن به مردم آن، و تخریب سیستماتیک ساختمان‌ها، شامل مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، و خانه‌ها- رویکرد مقابله با پیامدهای آن، بازسازی یا حتی ارائهٔ کمک‌های بشردوستانه، خود در ایدئولوژی نسل‌کُشی‌محور ریشه دارد. این رویکرد با تهدید به تکرار و ادامۀ آن و امتناع از پذیرش هرگونه مسئولیتی در قبال پیامدهای آن همراه است. این الگو همچنین با هدف از بین بردن دستاوردهای سیاسی به‌دست آمده توسط مردم فلسطین در طول سال‌هایی طولانی، در درجه اول به‌رسمیت شناختن دولت و حقوق مشروع مردم فلسطین، در هم تنیده شده است. ایدئولوژی و عمل نسل‌کُشی علیه مردم فلسطین، جنبش اعتراضی بین‌المللی‌ای بی‌سابقه را برانگیخته است که نیروهای مردمی، چارچوب‌ها و نهادها و همچنین افکارعمومی جهانی را دربر می‌گیرد. این جنبش بین‌المللی‌ از اعتراض به نسل‌کشی به ارزیابی مجدد و اساسی روایت سیاسی و تاریخی این درگیری تکامل یافته و به اتحادی گسترده علیه نسل‌کشی و در جهت احقاق حقوق مردم فلسطین منجر شده است.

جنبش اعتراضی بین‌المللی درهم‌تنیدگی عمیق منافع دولت نسل‌کُش و نخبگان سیاسی، اقتصادی، و ایدئولوژیک حامی‌اش را تشخیص داده است، نخبگانی که طبقات و نیروهای مردمی درون کشورهای سرمایه‌داری را نیز از طریق ابزارهایی مختلف مطیع خود می‌کنند. درنتیجه، یکی از مهم‌ترین مسائلی که پدیدار شده است درک این موضوع است که مبارزه با نسل‌کشی و تعقیب عاملان آن بخشی جدایی‌ناپذیر از آرمان وسیع‌تر انسانی است. به‌این معنا، آرمان فلسطین به آرمانی برای تمام بشریت، آرمانی برای نیروهای آزادی‌بخش و عدالت‌خواه اجتماعی، و آرمانی برای طیفی وسیع از کسانی تبدیل شده است که سرمایه‌داری وحشی، تحقیر قوانین بین‌المللی، و استانداردهای دوگانه را رد می‌کنند. این تغییر یکی از مهم‌ترین تغییرهایی است که به‌طرزی قدرتمند توان مردم فلسطین را برای مقابله با چالش‌ها و خطرهای مداوم پیشِ روی بیشتر می‌کند و به ارادۀ بین‌المللیِ مردمی‌ به‌منظور مقابله با خسارت‌ها و ویرانی‌هایی عظیم که مردم ما متحمل شده‌اند و همچنان متحمل می‌شوند مسلح می‌کند. بدون شک، بزرگ‌ترین چالش ناشی از این وضعیت، اولویت اصلی پایداری مردم ما در سرزمین خود و مقابله با طرح شکستنِ اراده‌شان است که هدف نهایی نسل‌کشی است. این امر عمل به وظیفه‌ها و مسئولیت‌هایی جدید را ضروری می‌سازد.

 

به‌طورخلاصه می‌توان گفت تعقیب عاملان نسل‌کشی از یک سو، و تلاش برای بالا بردن سطح پایداری مردم ما در عین محافظت و تقویت توانایی‌های ملی، سیاسی، و معیشتی آنان از سوی دیگر، پیش‌نیازهای لازم به‌منظور تضمین دستیابی به هدف‌های آنان یعنی برقراری عدالت، استقلال، و حاکمیت کشور فلسطین و حق بازگشت [مهاجران فلسطینی به سرزمین خود] است.

 

س: نقش جنبش‌های توده‌ای، کارگران، و جوانان در تداوم مقاومت در داخل فلسطین چیست؟

ج: آنان سنگ بنای پایداری و موتور مقاومت هستند. نقش آنان چندوجهی است و بر محافظت از ارادهٔ ملی در برابر تلاش‌ها برای شکستن آن در بحبوحهٔ ناامیدی، ظلم، محاصره، و رنج روزانه در همۀ سطح‌ها متمرکز است. در مواجهه با این، آنان در افزایش فرصت‌ها برای پایداری در صحنه، به‌وجود آوردن و نوآوری فرصت‌ها و ابتکارهای خلاقانه برای دستیابی به این هدف، سرآمد هستند. آنان برای مقابله با تلاش‌ها برای مهندسی مجدد اجتماعی جامعه می‌کوشند و تقویت همبستگی اجتماعی و حفاظت از صلح مدنی را در کانون [مبارزه] قرار می‌دهند. این امر شامل تبدیل ابرازِ همبستگی بین‌المللی به وسیله‌ای برای تقویت پایداری به‌ویژه با پیوند  پروژه‌های کمک‌های اقتصادی و معیشتی به بازسازی اقتصاد ملی و تعمیق وجهۀ اجتماعی و مشارکت عمومی آن و نه بازتولیدِ سودجویان جنگ و وحشیگری و استثمار سرمایه‌داری در همهٔ شکل‌هایش می‌شود.  جنبش‌های اجتماعی و جوانان، به‌ویژه، این نقش را می‌تواند داشته باشد و توسعه دهد، به‌خصوص با توجه به اینکه جایگاه نسل‌ جدید جوانان و نفوذ آنان در تمام سطح‌ها، محلی و جهانی، به رهبری آنچه زیر عنوان: “نسل زِد” شناخته می‌شود در حال رشد است.

 

س: امروزه چه شکل‌هایی از ابراز همبستگی بین‌المللی برای حمایت از مبارزهٔ مردم فلسطین مؤثرتر است؟

ج: جنبش همبستگی بین‌المللی گسترده و متنوع است و پیشینه‌هایی متنوع دارد. در حالی که بزرگ‌ترین عامل وحدت‌بخش آن طرد کردن، اعتراض کردن، و ابراز خشم نسبت به عمل و شیوهٔ نسل‌کُشی و همدستی با رژیم اسرائیل است، این امر آن را از تفرقه و چندپارگی بر سر برنامه‌های سیاسی و موضعگیری کلی در برابر خود درگیری رها کرده است. با این حال، همین واقعیت ایجاب می‌کند برای حفظ شتاب بخشیدن  و ادامه یافتن این جنبش و بالا بردن تأثیر و اثربخش بودنش، موضوع تعقیب جنایتکاران جنگی و دستیابی به برقراری عدالت به‌هدف عبور از نسل‌کُشی به یکی از اولویت‌های اصلی ابراز همبستگی تبدیل شود. این امر نه تنها برای حفظ همبستگی و اتحاد، بلکه برای مطالبهٔ حقوق قربانیان نسل‌کشی – کودکان، سالمندان، زنان، و کل مردم فلسطین که در قرن بیست‌ویکم بهای این عمل جنایتکارانه فجیع را پرداخته‌اند و همچنان می‌پردازند- بسیار مهم است. متحد کردن جنبش همبستگی بین‌المللی پیرامون پاسخگویی و اعمال عدالت که با تعقیب مداوم جنایتکاران جنگی آغاز می‌شود، نقطهٔ ورودی صحیح برای پیوند دادن ماهیت حقوقی، سیاسی، و همبستگی‌محور این آرمان با ویژگیِ رهایی‌بخش مبارزهٔ مردم فلسطین برای حقوق‌شان است: استقلال و حاکمیت کشورشان، حق بازگشت و حق برابری ملی و مدنی برای پسران و دختران‌شان در داخل اسرائیل. این مطمئن‌ترین مسیر برای وادار کردن اسرائیل و ایالات متحده به عقب‌نشینی و درنتیجه دست یافتن به حقوق مردم فلسطین است که توسط سازمان ملل متحد و بر اساس “حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین” معین شده است.

دولت ترامپ، دولت اشغالگر و همدستان آن‌ها در تلاشند موضوع پاسخگویی و اجرای عدالت (از طریق دادگاه بین‌المللی لاهه) را مبهم جلوه دهند تا جهان، مردم فلسطین، و نیروهای همبستگی بین‌المللی را فریب دهند و به این باور برسانند که “طرح ترامپ” و لفاظی‌های خودبزرگ‌بینانهٔ او در مقام “صلح‌طلب” برای عبور از جنایتی که رخ داده و همچنان ادامه دارد و احتمال تکرار آن وجود دارد کافی خواهد بود. آنان قصد دارند بار دیگر آیندۀ مردم فلسطین و آرمان ملی‌شان را تابع مسیر، سیاست‌ها، و تاکتیک‌های دولت آمریکا-اسرائیل کنند. راه جلوگیری از این امر اصرار بر حق پاسخگویی در قبال جنایت نسل‌کشی و دست یافتن به عدالت (از طریق دادگاه بین‌المللی لاهه) برای مردم فلسطین، قربانیان این نسل‌کشی، است. بدون شک تجربه و تنوع جنبش‌های همبستگی بین‌المللی از طریق هزاران هزار ابتکار خلاقانه چه در زمینهٔ تحریم اسرائیل از طریق جنبش “بی دی اس”۲ یا دیگر روش‌ها و چه از طریق پیگرد قانونی و کیفری می‌تواند تکامل یابد. همه این‌ها برای دستیابی به همان نتیجه‌ای است که در آفریقای جنوبی، ویتنام، و سایر تجربه‌ها به‌دست آمده است، جایی که ارادهٔ بین‌المللی در کنار ارادهٔ ملی در دستیابی به هدف‌های‌شان نقشی تعیین‌کننده‌ داشته است. در این زمینه نقش نیروهای چپ و حزب‌های کمونیست در پیشنهادِ شعارهایی برای جنبش همبستگی بین‌المللی، متحد کردن آن، سازماندهی آن، و ایجاد جبهه‌ها و اتحادها- صرف‌نظر از تفاوت‌های حزبی یا ایدئولوژیک- برای موفقیت هدف اساسی‌ای که ترسیم کرده‌ایم حیاتی و محوری است.

 

س: نقش امپریالیسم ایالات متحده و متحدانش در حفظ پروژۀ استعماری اسرائیل را چگونه تحلیل می‌کنید؟

ج: این نسل‌کُشی نمایانگر مرحله‌ای از هم‌گرایی در نقطۀ اوجِ تکامل پروژۀ نژادپرستانۀ صهیونیسم و درهم‌تنیدگی آن با سرمایه‌داری درنده‌خو است، سرمایه‌داری‌ای که در اوج تلاش خود برای حفظ هژمونی و سلطه‌گری قرار دارد. این الگو عملاً به قالبی برای مواجهه با دیگر ملت‌ها و مردمان منطقه [غرب آسیا] و جهان تبدیل شده است، الگویی مبتنی بر مفهوم “صلح از طریق اِعمال قدرت” که همواره با تهدید تکرار این مدل همراه است- چه از سوی اسرائیل در خاورمیانه به‌طورمشخص، و چه از سوی دولت ایالات متحده و ناتو در دیگر نقاط جهان. واضح است که درهم‌تنیدگی ارگانیک [اندام‌وار و زنده] بین اسرائیل و ایالات متحده همان چیزی است که اسرائیل را به ابزاری برای ترور، برای به انقیاد درآوردن منطقه تبدیل می‌کند. این امر به ایالات متحده، و به‌ویژه دولت ترامپ، اجازه داده است تا از طریق ایجاد و گسترش پایگاه‌های نظامی، کسب ثروت هنگفت از کشورهای خلیج فارس، و پیگیری طرح “خاورمیانهٔ جدید”، از جمله با هدف کاستن از نقش و جایگاه روسیه و چین در این منطقه، هژمونی خود را در منطقه تثبیت کند.

همان‌طور که ایالات متحده از کل این وضعیت برای دستیابی به هدف‌هایش از طریق اسرائیل استفاده کرده است، نخبگان مسلط در اسرائیل- افراطی‌ترین گروه‌شان و کسانی که از شهرک‌سازی، تولید اسلحه و فناوری جنگی سود می‌برند- کاملاً از آن برای سرپوش گذاشتن بر بحران‌های خود از جمله بحران مالی‌شان، سوءِاستفاده کرده‌اند.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱.

https://l1nq.com/kniyx

۲.‌ “جنبش بی دی اس” (“BDS”)  با هدف تحریم رژیم صهیونیستی. “بی دی اس” اختصار سه کلمه “Boycott” (بایکوت)، “Divestment” (خارج کردن سرمایه گذاری‌ها)، و “Sanctions” (تحریم) است، با الهام از جنبش‌های آزادیخواهانه‌ای همچون جنبش حقوق مدنی آمریکا، و جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی (با بهره‌گیری از منابع اینترنتی).

 

به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۳، آذرماه ۱۴۰۴

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا