ناصر تقوایی سینماگر خلاق و آزادیخواه ایران درگذشت
ناصر تقوایی هنرمند برجسته و تاثیرگذار ایران در ۸۴ سالگی در تهران درگذشت. تقوایی فیلم ساز، نویسنده و از پیشگامان موج نوی سینمای ایران بود. در صبح ۲۲ مهرماه ۱۴۰۴، مرضیه وفامهر همسر ناصر تقوایی با انتشار متنی کوتاه در صفحه اینستاگرام خود از مرگ تقوایی خبر داد و نوشت:”ناصر تقوايی هنرمندى كه دشوارى آزاده زيستن را برگزيد به رهايى رسيد. پروازش را به خاطر بسپاريم. او عاشق گياهان بود، بهيادش درخت بكاريم. او عاشق نور بود، شمع خويش را بيفروزيم. او عاشق جامۀ سپيد بود، بهيادش سپيد بپوشيم. او عاشق ادبيات بود، بهيادش بخوانيم. او عاشق سينما بود، بهيادش تماشا كنيم. ياد او را با نواختن و شنيدن موسيقى، و تماشاى هنرها گرامى بداريم نه غير از اين.“ [با اندکی ویرایش]
“کانون نویسندگان ایران“ نیز در بیانیهای که بهمناسبت درگذشت ناصر تقوایی در ۲۳ مهرماه ۱۴۰۴ منتشر کرد از جمله نوشت: ”نام ناصر تقوایی در سالهای دهۀ چهل و همزمان با اوجگیری هنرِ متعهد، در فضای فرهنگی ایران بهعنوان داستاننویس بر سر زبانها افتاد. او مجموعۀ داستانهای کوتاه خود را در سال ۱۳۴۸ با “نام تابستان همانسال“ منتشر کرد که با استقبال اهالی فرهنگ و ادب مواجه شد. تقوایی در داستانهای این مجموعه تصویری واقعبینانه از تضادهای طبقاتی و ستم سیستماتیک در جنوب کشور به دست داد که در قالب نثری پخته و پرداختی هنرمندانه بهنمونهای درخشان از ادبیات داستانی متعهد و دردمند تبدیل شد. تقوایی پس از این کتاب که نشان از داستاننویسی نوآور و خلاق داشت، به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد. او در همین دهه به فیلمسازی رو آورد و با همکاری برخی از نویسندگان و شاعران برجسته، غلامحسین ساعدی، در مقام فیلمنامهنویس و محمد علی سپانلو، منوچهر آتشی و پرتو نوری علا، به عنوان بازیگر، فیلم درخشان و ماندگار “آرامش در حضور دیگران“ را ساخت و در صف پیشگامان موج نو سینمای ایران قرار گرفت. نگاه خلاقۀ او در این نخستین فیلم بلند خود چنان بود که شیر نقرهای جشنوارهی ونیز را نصیب او کرد. شاید بتوان به جرئت گفت تقوایی از زمرۀ برجستهترین فیلمسازانی است که با تکیه بر تواناییهای ادبی شگفت و پربار خود، اقتباسهایی از آثار ادبی در عرصۀ سینما به دست داد که در عرصۀ هنر جهانی و بهویژه ایران کمنظیر است. افزون بر “آرامش در حضور دیگران“، “نفرین“ بر اساس داستان میکا والتری، “ناخدا خورشید“ بر اساس داستان همینگوی و “داییجان ناپلئون“ بر پایۀ رمان ایرج پزشکزاد گواه زندۀ این مدعاست. ناصر تقوایی را میتوان شمایل خدشهناپذیر سینماگر مستقلی شمرد که هرگز سر بر خط صاحبان قدرت و ثروت نگذاشت و تا زنده بود در برابر سانسور، تبعیض، آزادیکشی و دخالت حکومتی در کار هنرمند جانانه ایستاد و هرگز با دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی بر سر هنر خود معامله نکرد و هنر را فروختنی نمیدانست. تقوایی در دورۀ دیکتاتوری شاه با امتناع از پذیرش جایزۀ “سپاس“ و در دوران استبداد دینی جمهوری اسلامی با پس دادن سیمرغ بلورین “جشنوارهی فجر“ بانگ بلند آزادیخواهی خود را را بر ضد سلطۀ بیچونوچرای سانسور، سرمایه و سرکوب دولتی به گوش مردم و مخاطبان آثارش رساند. طعم تلخ سانسور و تبعیض از نیروی مقاومت او در برابر سرکوب حکومتی ادبیات و هنر هیچ نکاست و تا دم آخر بر حقیقت و فقط حقیقت هنر پافشرد و گامی به واپس ننهاد؛ چنان که در فیلم “کاغذ بیخط“ که در فضای پس از قتلهای سیاسی و حکومتی به نمایش درآمد، بهصراحت به قتل دو تن از یاران خود در کانون نویسندگان ایران اشاره کرد.
تقوایی در دو دهۀ واپسین عمر خود اعلام کرد که در اعتراض به سانسور دیگر فیلمی نخواهد ساخت و تا دم آخر به این پیمان خود وفادار ماند… شک نباید داشت که تقوایی در سراسر کار خلاقه و زندگی خود همواره انسان را رعایت کرد و هرگز از معیارهای حقطلبانۀ خود قدمی واپس ننشست. هنر مستقل او را پاس میداریم و گفتار و کردار انسانی و استبدادستیزش را چراغ راه اکنونیان و آیندگان میدانیم که بزرگ زیست و بزرگ رفت.“
هیئت تحریریۀ ”بهسوی آینده“ درگذشت ناصر تقوایی را به خانوادۀ ارجمند او، جامعۀ فرهنگی و ادبی کشور و تمامی دوستان و دوستدارانش تسلیت میگوید.
یادش گرامی باد!
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۳، آذرماه ۱۴۰۴




