نگاهی به شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای ارتباطی
س. الف. سپیده
پیشدرآمد
در دو دهه اخیر، جهان شاهد انقلابی بیسابقه در ارتباطهای دیجیتالی بوده است. اینترنتِ سریع و شبکههای اجتماعی نه تنها نحوهٔ تعامل انسانها را دگرگون کردهاند، بلکه مفهومهای سنتی “زمان” و “فاصله” را نیز زیر سؤال بردهاند.
“کاربَست”های (“اپلیکیشن”های) ارتباطی و شبکههای اجتماعی با زیر نظارت گرفتنِ تولید، توزیع، و مصرف اطلاعات، نه فقط ابزارهایی ارتباطی بلکه اهرمهایی برای تثبیت سیطرهٔ (هژمونیِ) فرهنگی و سیاسی سرمایهٔ جهانی هستند. رسانهها بهمثابهٔ ابزار سلطهٔ طبقاتی، بخشی از روبنای ایدئولوژیکی حاکمان نظام سرمایهداری است که وظیفهاش تثبیت ایدئولوژی طبقهٔ حاکم و بازتولید نابرابری اقتصادی و اجتماعی است. این سیطره در قالب “امپریالیسم پلتفرمی” و ” استعمار فناوری دیجیتال” خود را نشان می دهد.
پیامرسانها و شبکههایی اجتماعی چون ”واتسآپ“، ”فیسبوک“، ”یوتیوب“، و جز اینها، کالایی شدن نیروی کار عاطفیِ کاربران (اشتراکِ دادهها، احساسات، تعاملهای روزمره، و جز اینها) را به منبع سود تبدیل و آن را در بازار جهانی بهفروش میرساند. کاربر نه صرفاً مصرفکننده، بلکه تولیدکننده رایگان محتوا و داده است.۱
هرکدام از این شبکههایی اجتماعی (“پلتفرمها”) با فلسفهٔ هدفها و با ویژگیهای خاص خود، توانستهاند گروههایی بزرگ از کاربران را جذب کنند و حتی در برخی نقاط جهان به زیرساختی حیاتی برای ارتباطهای شخصی، تجاری، و حتی سیاسی تبدیل شوند. تعدادی از متداولترین اینگونه پیامرسانها و شبکههای اجتماعی که جایگاهی ویژه در زندگی روزمرهٔ میلیاردها نفر پیدا کردهاند بهقرار زیر هستند:
واتسآپ (WhatsApp)
واتسآپ در ژانویه ۲۰۰۹/ دیماه ۱۳۸۸ توسط برایان اکتون و یان کوم که هر دو از کارمندان سابق یاهو۲ بودند، تأسیس شد. ایدهٔ اولیهٔ واتس آپ بسیار سادهتر از آن چیزی بود که امروز میبینیم. در ابتدا این برنامه تنها به کاربران اجازه میداد که به دوستانشان “حالت روحی؛ خوشحال یا غمگین بودنشان و وضعیتشان مثلاً: مشغول کارم، گرفتارم و یا در سفرم” را اطلاع دهند. نام آن نیز با استفاده از بازی با کلمههای ”WhatsApp”از عبارت “چه حال چه خبر” What’s up”” انتخاب شده بود. پس از گذشت چند ماه و استقبال کاربران از آن، بنیادگذارانش تصمیم گرفتند قابلیت پیامرسانی را به آن اضافه کنند. این تغییر نقطهعطفی بود تا واتسآپ از یک ابزار ساده به روزرسانی وضعیت، به یک پیامرسان در حال رشد تبدیل شود.
در سال ۲۰۱۱/ ۱۳۹۰، واتسآپ بیش از ۲۰۰ میلیون کاربر فعال داشت. در سال ۲۰۱۳/ ۱۳۹۲ کاربران روزانه بیش از ۲۷ میلیارد پیام از طریق آن ارسال میکردند. این رشد خیرهکننده نگاه غولهای فناوری را به خود جلب کرده بود. در فوریه ۲۰۱۴/ بهمن ۱۳۹۳، فیسبوک که بعدها به ”متا“ تغییر نام داد۳ واتسآپ را به مبلغ ۱۹میلیارد دلار خریداری کرد. پس از این معامله واتسآپ با زیرساخت و منابع فیسبوک یک پارچه شد. ناگفته نماند که همین وابستگی بعدها بحثهایی گوناگون را پیرامون حفظ امنیت حریم خصوصی کاربران برانگیخت.
با آنکه در سال ۲۰۱۶/ ۱۳۹۵ واتس آپ رمزنگار ”انتها به انتها“۴ را برای همهٔ کاربران خود فعال کرد، با این حال، پس از اشتراکگذاریِ برخی دادهها با فیسبوک نگرانیهایی زیاد در مورد حفظ حریم خصوصی بین کاربران بهوجود آمد چندان که باعث شد برخی از کاربران به سمت “کاربَست”هایی (“اپلیکیشن”هایی) مانند ”تلگرام“ و ”سیگنال“ کوچ کنند۵.
فلسفهٔ اصلی واتسآپ از طرف بنیادگذاران آن سادگی و قابلاعتماد بودن آن بوده است. شعار غیررسمی واتسآپ در سالهای اولیه دُوری از پیامهای تبلیغاتی و از جمله در اولویت قرار داشتن حفظ حریم خصوصی کاربران بود۶. واتسآپ اکنون (آوریل ۲۰۲۵-فروردین ۱۴۰۴) بیش از ۳ میلیارد کاربر فعال ماهانه در بیش از ۱۸۰ کشور جهان دارد. این “کاربَست” (“اپلیکیشن”) در هند، برزیل، و بخشی بزرگ از اروپا محبوبترین پیامرسان محسوب میشود.
تلگرام( Telegram)
تلگرام در سال ۲۰۱۳/ ۱۳۹۲ توسط پاول دوروف و برادرش نیکولای دوروف راهاندازی شد۷. این دو برادر پیشتر بنیادگذاران شبکهٔ اجتماعی روسی VK, Vikontakte بودند. در سال ۲۰۱۴/۱۳۹۳ پس از فشارهای دولت وقت روسیه برای دسترسی به دادههای کاربران، پاول این کمپانی را ترک و به خارج از روسیه مهاجرت کرد. او تصمیم گرفت پیامرسانی بسازد “امن و ضد سانسور” تا دولتها نتوانند بهسادگی به اطلاعات کاربران در آن دسترسی پیدا کنند.
تلگرام در ابتدا “کاربَست”ی (“اپلیکیشن”ی) کوچک و کمتر شناخته شده بود. اما بهسرعت محبوبیتش افزایش یافت. یکی از دلیلهای اصلی این رشد، سیاست شفاف تلگرام در خصوص ممانعت از فروش دادههای کاربران وخوداری از تبلیغات در سالهای اولیهٔ فعالیتش بود. پاول دوروف بارها تأکید کرده بود که تلگرام برای کسب سودِ کوتاهمدت ساخته نشده و اولویت آن حفاظت از حریم خصوصی کاربران و آزادی بیان است. وجه تمایز و ویژگیهای آن با دیگر “کاربَست”های (“اپلیکیشن”های) مشابه که باعث محبوبیت و جذب صدها میلیون کاربر برای تلگرام شده است از این قرارند:
۱. چندوجهی بودن آن در شیوهٔ استفاده، کاربران میتوانند از طریق گوشیهای همراه (موبایل)، رایانک (تبلت)، یا رایانۀ رومیزی (دسکتاپ)، بدون نیاز به اتصال مدام به گوشی، پیامهای خود را مدیریت کنند.
۲. امکان انتشار پیام به تعداد نامحدود از مخاطبان، کاربران میتوانند پیام خود را بدون محدویت کَمّی، به اطلاع دنبال کنندگان خود برسانند. این ویژگی یکی از دلیلهای مهم در محبوبیت تلگرام نزد رسانهها و بلاگرها بوده است.
۳. امکان زمانبندی، برای حذف خودکار پیامها.
۴. رمزنگاری دولایه، امکان استفاده از رمزنگاری معمولی برای پیامهای عادی و رمزنگاری ”انتها به انتها“ برای پیامهای محرمانه (Secret Chats)
۵. دسترسی به فضای ابری و ذخیره تمامی اطلاعات بر روی سِرورهای تلگرام که امکان دسترسی از هر دستگاهی(گوشیهای همراه، رایانک، و جز اینها) را به کاربر میدهد.
۶. در سالهای اخیر مینی اپلیکیشنهای تلگرام (Mini Apps)که اساساً برنامههای ساخته شدهای با استفاده از فناوریهایی مانندJava Script, HTML,CSS هستند، مستقیماً در درون تلگرام اجرا میشوند و ویژگی یکپارچهای مانند بازیها و خدمات تجاری الکترونیکی را بدون نیاز به ترک برنامه و یا نصب برنامهای جدید در اختیار کاربران قرار میدهند.
تلگرام در سال گذشته بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر فعال ماهانه داشت و درآمدِ آن به بیش از یک میلیارد دلار رسیده بود. امروز تلگرام یکی از پنج پیامرسان محبوب جهان است و برای بسیاری همچون نماد “آزادی دیجیتال” شناخته میشود. بسیاری از کاربران تلگرام آن را نه صرفاً یک “کاربَست” (“اپلیکیشن”) بلکه یک زیستبوم (اکوسیستم) کامل میدانند که میتواند جایگزین بسیاری از خدمات اینترنتی شود. تلگرام در کشورهایی مانند ایران، روسیه، اوکراین، و بخشهایی از اروپا و آسیا که نظارت دولتی بر اینترنت برقرار است بسیار محبوب است.
ایکس–(X) /(توییتر سابق) (Twitter)
ایدهٔ اوليه توییتر سال ۲۰۰۶/۱۳۸۵ در شرکت( استارتاپ پادکست) Odeo شکل گرفت. جک دورسی، نوا گلس، بیز استون، و اوان ویلیامز مفهوم ارسال ”پیامهای کوتاه“ (SMS-style) را مطرح کردند که بتواند برای عموم قابل مشاهده باشد. این پروژه ابتدا بر اساس مُد روز آن زمان که حروف صدادار در انتخاب نام “برند”ها حذف میشد“ “twttrنام گرفت. توییتر در تابستان ۲۰۰۶/۱۳۸۵ بهطوررسمی راهاندازی شد و بلافاصله با استقبالی چشمگیر روبرو شد. مدتی زیاد نگذشت که توییتر محلی شد برای انتشار سریع خبرها و بهاشتراک گذاردن لحظهایِ رویدادها.
اکتبر ۲۰۲۲/ آبان ۱۴۰۲ ایلان ماسک پس از خرید توییتر بهمبلغ ۴۴ میلیارد دلار در ابتدا نام آن را به ”ایکس“ تغییر داده و سپس شروع کرد به انجام یک سلسله تغییرها برای تبدیل آن به یک شبکۀ اجتماعی (پلتفرم) جامع خدمات دیجیتالی.
الگوریتمها و سیاست کنترل محتوا، پس از کمکهای هنگفت مالی و حمایتهای سیاسی گستردهٔ رسانهای ایلان ماسک از دونالد ترامپ و حضورش در تجمعهای انتخاباتی و استفاده از تریبون ایکس برای تبلیغات بهنفع جمهوریخواهان تغییر جهت سیاسی و کاهش نظارت بر محتوا را در این شبکۀ اجتماعی (پلتفرم) بهدنبال داشت. همچنین شرکت او در دولت ترامپ پس از پیروزی وی در انتخابات به عنوان رئیس ”نهاد یا اداره کل کارآمدسازی دولت”۸ باعث شد که بسیاری از مشترکان تجاری ایکس در برخی موارد تبلیغات خود را در این شبکۀ اجتماعی کم یا متوقف کنند.
روایت عمومی دربارۀ ایکس بهویژه پس از حمایتهای مستقیم و علنی ماسک از احزاب راست و شبهفاشیستی اروپایی تغییر کرده و دیگر کاربران آن را یک شبکۀ اجتماعی برای گفتوگوی باز و بیطرفانه نمیدانند. این شبکۀ اجتماعی امروز متأسفانه بهعنوان ابزاری برای هدایت گفتمان سیاسی و اغلب یکطرفه بهنفع جناح راست افراطی تبدیل شده است.
سیگنال (Signal)
سیگنال در سال ۲۰۱۴/۱۳۹۳ توسط موکسی مارلین سپایک و برایان اکتون ( یکی از بنیادگذاران واتسآپ) بهعنوان یک پروژهٔ غیر انتفاعی ساخته شد. ایدهٔ آن از دو “کاربست” (“اپلیکیشن”) موجود آنزمان Text Secure وRed Phone گرفته شده بود. سیگنال با مدیریت سازمان غیرانتفاعی Signal Foundation فعالیت میکند. نه درآمد تبلیغاتی دارد و نه دنبال کسب سود است. گفته میشود بودجهٔ آن از کمکهای مالی کاربران و سازمانهای حمایتکننده از امنیت فضای دیجیتال تأمین میشود. هدف سیگنال ساده است: ارائهٔ امنترین وسیلهٔ پیامرسانی در جهان!
برخلاف بسیاری از رقیبانش، سیگنال فقط بر رمزنگاری انتها به انتها و حفاظت از حریم خصوصی کاربرانش تمرکز دارد. سیگنال تا پیش از سال ۲۰۲۱/ ۱۴۰۰ کاربُردی محدود داشت. تغییر سیاست در حفظ حریم خصوصی در واتسآپ در ژانویه ۲۰۲۱، موج بزرگ مهاجرت کاربرانش به سیگنال را بهدنبال داشت. تعداد کاربران سیگنال در سال ۲۰۲۳/۱۴۰۲ به بیش از ۴۰ میلیون رسیده بود. یکی از دلیلهای کمّی کاربران سیگنال نسبت به “کاربست”های (“اپلیکیشن”های) مشابه، نداشتن درآمدهای تبلیغاتی و درنتیجه محدودیت در سرمایهگذاری در توسعهٔ دامنهٔ فعالیتهای فنی آن و مهمتر، لزوم داشتن شماره تلفن برای استفاده از آن است. ناگفته نماند که این “کاربست” (”اپلیکیشن“) بهدلیل غیرقابلکنترل بودن در برخی کشورها اجازهٔ فعالیت ندارد. سیگنال انتخاب اصلی و اول خبرنگاران، فعالان حقوق بشر، و افرادی است که امنیت فضای مجازی برایشان در درجهٔ اول اهمیت قرار دارد. این اپلیکیشن در حوزهٔ اعتماد امنیتی تقریباً بیرقیب است. اما دربازار رقابتی پیامرسانهای چندوجهی سهمی کمتر دارد.
اینستاگرام ( Instagram)
اینستاگرام در اکتبر ۲۰۱۰ ( مهرماه ۱۳۸۹) توسط کوین سیستروم و مایک کروگر در سانفرانسیسکو راهاندازی شد. ایدهٔ اصلی راهاندازی آن، ساخت یک “کاربست” (“اپلیکیشن”) ساده برای بهاشتراک گذاشتن عکس با فیلترهای آماده بود. محبوبیت اینستاگرام بهسرعت بالا رفت بهطوریکه تنها دو سال پس از تأسیس آن، فیسبوک آن را بهمبلغ یک میلیارد دلار خرید.
فیسبوک Facebook/Meta
فیسبوک در ۴ ژانویه ۲۰۰۴/۱۳۸۳ توسط مارک زاکربرگ و دانشجویان هماتاقیاش (اندرو مک کالم، داستین ماسکوویتز، ادوارد ساروین و کریس هیوز) راه اندازی شد. نسخه اولیه با نام The Facebook هدفش ارتباط و اتصال آنلاین دانشجویان دانشگاه هاروارد بود. پس از استقبال گسترده از این سرویس بین دانشجویان این دانشگاه به دانشگاههای دیگر آمریکا و سپس به عموم مردم گسترش پیدا کرد. فیسبوک تا سال ۲۰۱۴/ ۱۳۹۳ بیش یک میلیارد کاربر فعال داشت. این رشد بیسابقه بهلطف کاربریِ ساده، امکان بهاشتراک گذاشتن عکس، پیام و رویداد بود. اما امکان ابراز عقیده و واکنش سریع کاربران به پستهای یکدیگر که به آسانی و با استفاده از علایم ساده امکانپذیر بود را مهمترین عامل در رشد سریع آن میتوان دانست.
فیسبوک در مسیر رشدش شرکتها و “کاربست”هایی (“اپلیکیشن”هایی) بزرگ چون اینستاگرام در ۲۰۱۲/ ۱۳۹۱، واتس آپ در ۲۰۱۴/ ۱۳۹۳ و ”اوکولوس“ را خریداری کرد. در سال ۲۰۲۱ /۱۴۰۰ فیسبوک نام شرکت مادر خود را به ”متا“ (Meta) تغییر داد. دلیل رسمی این تغییر از طرف مالک آن، زاکربرگ، تمرکز شرکت جدیدالتأسیس بر ساخت متاورس (دنیای واقعیت مجازی) اعلام شد. فیسبوک بهعنوان اپلیکیشن اصلی همچنان باقی ماند، اما اینستاگرام، واتس آپ، مسنجر، و اوکولوس به مالکیت متا درآمدند.
رسوایی کمبریج آنالیتیکا در جریان انتخابات آمریکا که از دادههای میلیونها کاربر برای تبلیغات سیاسی سوءِاستفاده شد و همچنین انتشار اطلاعات نادرست بهویژه در انتخابات اخیر آمریکا، افت محبوبیت فیسبوک میان کاربران بهخصوص جوانان و نسل جدید که بیشتر به سمت اینستاگرام، تیک تاک و اسنپ چت رفتهاند را باعث شده است.
تیکتاک TikTok
تیکتاک در سپتامبر ۲۰۱۶/ شهریورماه ۱۳۹۵ توسط کمپانی چینیByte Dance با نام Dooyin در چین راهاندازی شد. نسخۀ بینالمللی آن سال بعد بهنام TikTok معرفی شد. در سال ۲۰۱۸/۱۳۹۵ با خرید “کاربست” (“اپلیکیشن”) Musical.ly همه کاربران آن را به تیکتاک منتقل کرد. تیک تاک با همه تمهیدهایی که رقبایش با کمک دولتهای متبوع خود در اروپا و آمریکای شمالی در محدود کردن دامنهٔ فعالیت آن بهکار بردهاند، با بیش از ۵/۱ میلیارد کاربر فعال ماهانه، از محبوبترین اپلیکیشنهای ارتباطی در بین نسل جدید و جوانان است.
شبکههای اجتماعی در ایران
تاریخچۀ شبکههای اجتماعی در ایران با ورود ایرانیان به شبکه اورکات۹ آغاز شد. ایران پس از برزیل و آمریکا سومین کشور با بیشترین کاربران در اورکات بود و زبان فارسی به یکی از پنج زبان پرکاربر آن تبدیل شد. پیش از آن نیز رد پایی از فعالیت کاربران ساکن ایران در اتاقهای گفتگوی ”یاهو“ و دیگر تالارهای گفتگو دیده میشد. پس از اورکات، شبکههای ”یاهو“ ۳۶۰ و سپس سایت ”کلوب“ (راهاندازی در سال ۱۳۸۳) که بهتقلید و الگوبرداری از اورکات طراحی شده بود بین کاربران ایرانی رواج یافت. کلوب بهدلیل ایرانی بودن و اغماض در فیلترینگ، محبوبیتی زیاد در بین کاربران خود داشت، ولی نهایتاً در سال ۱۳۹۶ به کار خود پایان داد.
در سالهای دهه ۸۰ شمسی، فعالیتهای جدی در شبکههای اجتماعی ایرانی آغاز شد و شبکهٔ ”هممیهن“ در سال ۱۳۸۴ آغاز به کار کرد. در سالهای دهه ۹۰ نیز شبکههای متنوع پیامرسان داخلی مانند ”سروش“، ”ایتا“، و ”روبینا“ رشد کردند. از سوی دیگر همزمان شبکههای اجتماعی خارجی مثل فیسبوک و اینستاگرام برای مدتی محبوبترین شبکه در ایران بودند. فیسبوک در سال ۸۸ پس از انتخابات ریاستجمهوری و “جنبش سبز” فیلتر شد ( البته کاربرانی زیاد کماکان با استفاده از برنامههای فیلترشکن به استفاده از آن ادامه میدهند). اینستاگرام نیز که از سال ۱۳۹۱ در ایران فعال شده بود پس از حوادث سیاسی سالهای ۹۶ و ۹۸ و خیزش زن زندگی آزادی در سه سال پیش بارها فیلتر شده است. تلگرام نیز که به یکی از مهمترین پیامرسانها برای ایرانیان تبدیل شده بود و بیش از ۴۰ میلیون کاربر فعال ماهانه داشت پس از اعتراضهای سال ۹۶ فیلتر شده است۱۰.
پینوشتها و بنمایهها:
۱- در زیر به نظرات برخی متفکران و صاحبنظران معاصر دربارهٔ شبکههای اجتماعی و ارتباطی اشارهای کوتاه میشود:
کریستیان فوکس(Christian Fuchs) استاد علوم اجتماعی و رئیس انستیتوی علوم ارتباطات و رسانههای جمعی در دانشگاه ”وست مینیستر“ معتقد است که کاربران شبکههای اجتماعی بهنوعی “کارگران داده” یا “پروسِومِر” (”Prosumer”) هستند: هم مصرفکنندهاند و هم تولیدکنندهٔ محتوا. او بر مفهوم ”استثمار دیجیتال“ تأکید دارد: وقتی کار و تولیدِ محتوا از سوی کاربران بهصورت رایگان انجام میشود و شرکتها از آن کسب سود میکنند، این استثمار است. فوکس همچنین به ایدهٔ “مشارکت دیجیتال / دموکراسی تعاونی در اینترنت” با احتیاط برخورد میکند، زیرا تا زمانی که مالکیت و کنترل شبکههای اجتماعی در دست شرکتهای بزرگ سرمایهداری است صحبت از مشارکت دیجیتال نمیتواند واقعیت داشته باشد. برای فوکس مشارکت واقعی نیاز به کنترل جمعی بر زیرساختهای تولیدِ اطلاعرسانی و داده دارد. او شبکههای اجتماعی را بخشی از “سرمایهداری اطلاعرسانی / سرمایهداری دادهها” میداند که در آن تبلیغات هدفمند، دادهٔ کاربران، الگوریتمها، و جذب توجه، ابزار اصلیشان برای کسب سود هستند.
اسلاوِژ ژیژِک (Slavoj Žižek) فیلسوف و استاد دانشگاه، شبکههای اجتماعی را بهعنوان بخشی از ایدئولوژی معاصر میبیند، فضایی که درظاهر آزادیِ انتخاب و مشارکت در آن فراهم شده است اما ساختارهای قدرت نظام سرمایهداری نقش برتر و تعیینکننده را در آنها دارند. او معتقد است جایی که انسانها بیشتر تحت تأثیر تصویرِ خودشان و بازتاب آن در چشم دیگران هستند و نه فعالیتهای واقعی جمعی و تغییرات واقعی، “مشارکت” ظاهری میتواند به محلی برای تسکین موقت یا احساسات جمعی اما نه الزاماً به تحولی اجتماعی تبدیل شود.
تونی دی. سمپسون (Tony D. Sampson) نویسنده و استاد دانشگاه، شبکهها و “کاربست”ها (“اپلیکیشن”ها) را نه فقط از منظر زبانی یا اقتصادی، بلکه از نظر تأثیرهای عاطفی و روانی بررسی میکند: چگونه محتوای دادهها، تعاملهای الگوریتمی، و ساختارهای رابط کاربری شکلگیریِ احساسات جمعی، اضطراب، اعتبار اجتماعی، و رقابت بین افراد را باعث میشود. بهنظر او این تأثیرها معمولاً در جهت تقویت نظم موجود سرمایهداری عمل میکنند، مثلاً از طریق بهرهبرداری از توجه افراد، تشویق به مصرف، افزایش نظارت و کنترل داخلی از طریق الگوریتمها، و قراردادهای پنهان. سمپسون همچنین بر این نکته تأکید دارد که رسانههای اجتماعی ابزاری برای اشاعهٔ ایدئولوژی و تأثیرگذاری بر تمایلات واحساسات سیاسیاند، جایی که کاربران ممکن است در دامی بیفتند که از پیش توسط قدرتهای اقتصادی یا سیاسی شکل داده شدهاند.
دیوید هاروی (David Harvey) جغرافیدان مارکسیست، در سخنرانیها و نوشتههایش (کتاب سرمایه در قرن بیستویکم یا درسهایش در کانال یوتیوب دربارهٔ کارل مارکس و کتاب سرمایه) توضیح میدهد که شبکههای اجتماعی ابزارهای جدید انباشت سرمایه از طریق تصاحب دادهها هستند. او میگوید شبکههای اجتماعی همان چیزی هستند که مارکس “انباشت از طریق سلب مالکیت” مینامید، یعنی شرکتهایی مثل متا و گوگل، دادهها و فعالیتهای روزمره کاربران را تصاحب و به ارزش تبدیل میکنند. او استدلال می کند که شبکههای اجتماعی در مدل سرمایهداری معاصر به ماشینهای غولپیکر استخراج و انباشتِ داده و اطلاعات تبدیل شدهاند. اطلاعات شخصی، علائق، و رفتارها به کالایی بسیار ارزشمند تبدیل میشود. شرکتهایی مانند متا (فیسبوک و اینستاگرام) و گوگل با کنترل این اطلاعات و زیرساختهای ارتباطی، یک انحصار ایجاد کردهاند و از طریق مکانیسم “رانت انحصاری” سودهای کلانی کسب میکنند. از نظر هاروی، این فضاها بخشی از “سرمایهداری نظارتی” هستند و تضاد طبقاتی در آنها پنهان است: کاربران کار رایگان انجام میدهند، اما ارزشافزوده به جیب سرمایهداران میرود. درعینحال او اعتقاد دارد که همین رسانهها میتوانند ابزار سازماندهی مقاومت هم بشوند (مثل نقش توییتر در بهار عربی یا اعتراضهای ضد سیاستهای اقتصادی ریاضتی در اروپا)، ولی این مقاومت همیشه در چارچوب مالکیت سرمایهداری محدود میشود.
ریچارد د. وولف (Richard D. Wolff) اقتصاددان مارکسیست، بارها در برنامههای اینترنتی خود که بهطورمرتب از کانال یوتیوب و شبکه تلویزیونی ”پاتریون“ تحت عنوان ”بهروزرسانی اقتصادی“ (Economic Update) پخش میشود، بر این باور است که شبکههای اجتماعی بخشی از “ابزار تبلیغاتی سرمایهداری” هستند. از دید او، این شبکههای اجتماعی آزادی بیان واقعی را محدود میکنند چون در دست شرکتهای خصوصیاند، و فقط تا جایی اجازه فعالیت میدهند که بهسود و منافع سرمایهداران لطمه نزند. وولف تأکید میکند که شبکههای اجتماعی حتی وقتی فضای اعتراض و آگاهیرسانی را فراهم میکنند، بهسرعت توسط ساختارهای قدرت (شرکتها، دولتها) جذب یا محدود میشوند. او راهحل را در دموکراتیزه کردن رسانهها میبیند، یعنی با تعاونیکردن شبکههای اجتماعی (مالکیت کارگران/کاربران) یا دولتیسازی و کنترل دموکراتیک مردم بر آنها.
نوام چامسکی (Noam Chomsky)استاد بازنشسته و چپگرای زبان شناسی در دانشگاه ”ام آی تی“ و نظریهپرداز سیاسی در کتاب مشهور خود “تولید رضایت” (“Manufacturing Consent”) مینویسد رسانهها ابزار اصلی شکلدهی به افکار عمومی در خدمت قدرتهای اقتصادی و سیاسی هستند. دربارهٔ شبکههای اجتماعی هم میگوید:شبکههای اجتماعی توهم “صدای آزاد مردم” را میسازند، اما در واقع بستر دستکاریِ افکار و انتشار پروپاگاندا هستند. او بارها هشدار داده که الگوریتمها و مالکیت متمرکز این فضاها باعث میشود کاربران در “حبابهای اطلاعاتی” گیر کنند و توانایی قضاوت مستقل آنان کاهش یابد. درعینحال، چامسکی اذعان دارد که شبکههای اجتماعی میتوانند برای سازماندهی جنبشهای مردمی و مقاومت مفید باشند (مثلاً جنبش ”اشغال والاستریت“)، اما این استفاده همیشه در برابر سانسور و کنترل قدرتهای بزرگ قرار دارد.
۲. Brian Acton, Jan Koum, Yahoo
۳. Facebook, Meta
۴. End- to-End Encription. درصورت استفاده از این الگوریتم در پیامرسانها، تنها فرستنده و گیرنده پیام میتوانند محتوای پیام را ببینند. حتی خود واتس آپ و یا فیسبوک قادر به خواندن پیامها نیستند.
۵. Telegram, Signal
۶. Ad-free product, prioritizing user privacy
۷. Pavel Durov, Nikolai Durov، در ماه اوت ۲۰۲۴/ مهرماه ۱۴۰۳ پاول دوروف بههنگام ورود به فرودگاه ”لوبورژ“ پاریس بهدنبال شکایت دفتر مبارزه با جرائم اینترنتی و دفتر مبارزه با کلاهبرداری دولت فرانسه بازداشت میشود (با استناد به یک بند کهنه و قدیمی از قانون مجازات کشور فرانسه). دوروف این اتهام را غیرمنصفانه دانسته و تأکید میکند که مسئولیت استفاده نادرست از تلگرام میبایست متوجه کاربر باشد و نه طراح و سازندهٔ آن. صدور بیانیهای از جانب امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، که در آن به استقلال قوهٔ قضاییهٔ فرانسه و غیرسیاسی بودن این حکم اشاره کرده بود خود میتواند شاهدی باشد به وجود فشارهای سیاسی و رقابتهای پنهان در پشت صدور این حکم بازداشت. دوروف در اواسط امسال، ۲۰۲۵/ ۱۴۰۴، مدعی شد که رئیس سازمان اطلاعات خارجی فرانسه(DGSE) از او خواسته بود در هنگام انتخابات در کشور رومانی، نسبت به سانسور و حذف برخی آرا و صداهای کاربران محافظهکار رومانیایی در تلگرام اقدام کند که وی [دوروف] نپذیرفته بود. دوروف کماکان اجازه سفر و ورود به آمریکا را ندارد.
۸. Department Of Government Efficency (DOGE)
۹. مالک ”اورکات“ ”گوگل“ بود و نام “اورکات” نیز بهاحترام یک خبرنگار ترک بهنام “اورکوت بوبوک کوکتن” انتخاب شده بود. او بود که این ایده و سیستم را از محل کار قبلی خود پس از استخدام، به گوگل آورده بود.
۱۰. ویکیپدیا، تاریخچهٔ پیامرسانهای ایرانی، دانشگاه شبکههای اجتماعی، مقالات، ۲۹ مهرماه ۱۳۹۹.
به نقل از «بسوی آینده» شمارۀ ۱۳، آذرماه ۱۴۰۴




